ادبيات فارسي 1 /درس16 تا درس 20
خودآزمايي درس شانزدهم صفحه ي 123
1- در عهد پيغمبر مسجد جايي بود كه مسلمانان آن جا جمع مي شدند و پيامبر در همان جا كارهاي امت را حل و فصل مي كردند. در دوره هاي بعد اهل حديث حلقه هاي خود را در آن جا بر پا مي كردند و صوفيه براي اعتكاف در مسجد خلوت مي گزيدند و حوزه هايي براي مقابله و تلاوت و تعليم تجويد و قرائت قرآن در آن جا تشكيل مي شد.
2- ناشي از تنوع و اختلاف نژاد اقوامي كه سرزمين آن ها به وسيله ي مسلمانان فتح مي شد.
3- زيرا تمام تصوري كه از زيبايي در ذهن معماران و هنرمندان بوده است در مسجد مجال بروز يافته است . هنرهاي مختلفي از قبيل : معماري در توازن اجزا ، نقاشي در نقوش و الوان كاشي ها ، خوش نويسي در الواح و كتيبه ها ، شعر در موعظه ها ، موسيقي در صداي مؤذن و بانگ قاري و واعظ و صنايع دستي براي تكميل و تزيين اين مجموعه ي الهي به ميدان آمده اند .
4- جلوه هاي گوناگون فرهنگ و هنر اسلامي در طي قرن هاي دراز در بناي مسجد مجال بروز يافته است پس يك مورخ مي تواند با مطالعه در مساجد ، تصوير روشني از تمدن و تاريخ اقوام مسلمان عالم را پيش چشم خود مجسم كند .
5- احياي هنرهاي قديم براي ترميم واصلاح آن چه ازاين ابنيه ي خدايي فرسوده شده است وتعيمرهرچه از آن جمله در حال ويراني است .
6- كه مردم مساجد را خالي نگذارند و درمساجد شركت داشته باشند .
7- بر اساس شماره ي حروف ابجد عدل مظفر : ع = 70 ، د = 4 ، ل = 30 ، م = 40 ظ = 900 ، ف = 80 ، ر = 200 اين اعداد را جمع مي كنيم :
1324 = 200 + 80 + 900 + 40 + 30 + 4 + 70
سال 1324 هـ .ق به دست مي آيد كه سال تأسيس مجلس شوراي ملي سابق بوده است .
خودآزمايي درس هفدهم كلاس نقاشي صفحه ي 127
1- اسليمي : از طرح هاي اساسي و قراردادي هنرهاي تزئيني ايراني مركب از پيچ و خم هاي متعدد كه انواع مختلف آن با شباهت به عناصر طبيعت مشخص مي گردد .(معين)
شكل تغيير يافته ي كلمه ي اسلامي .
2- گرته برداري (گرده برداري ): با خاكه ي زغال و غير آن ، تصوير چيزي را طراحي كردن (معين)
3- بي رنگ : نمونه و طرحي كه نقاش به صورت كم رنگ يا نقطه چين بر كاغذ مي آورد و سپس آن را كامل رنگ آميزي مي كند ، طرح اوليه
4- روزگاري : از روي طرحي نقاشي كردن 5- نقطه چيني : خط يا سطحي را به وسيله ي نقطه هاي متعدد پركردن .
صورتگري : نقاشي
2- در دو بند اول درس كه جملاتي شعر گونه به دنبال هم آورده است و همچنين در صفحه ي 126 پاراگراف دوم دست معلم ازوقب حيوان روان شد ، فرود آمد ... به طور كلي نحوه بيان ادبي دركل متن ذوق شاعري نويسنده را به ما گوشزد مي كند.
3- 1- ايجاز و كوتاهي جملات 2- استفاده از كلمات هماهنگ و متناسب 3- پرهيز از تكرار .
4- مسلمانان معتقد بودند خداوند خالق انسان و طبيعت است و شبيه سازي از روي انسان در اسلام شرك به شمار مي آمده است و اگر كسي انساني را به تصوير مي كشيد ، مي گفتند در آخرت بايد درآن روح بدمد و مورد بازخواست قرار گيرد و كشيدن چهره ي انسان را نوعي شرك مي دانستند و به خصوص در مسجد آن را حرام مي دانستند و تاكنون نيز اين عقيده وجود دارد كه نصب عكس در مسجد كراهت دارد.
5- حرفي به كارش بود (كنايه از مشكل داشت ) ، دستي نازك داشت (ظريف مي كشيد) ، صورتك به رو نداشت (تظاهر نمي كرد) و ... .
6- سادگي و صميميت درآن حاكم بود، دل خواه و روان بود . خشك نبود و خنديدن در آن روا بود.
7- برآمدگي پشت و سم ها ي اسب ، شتابان خط هايي در هم كشيد و علفزاري ساخت و حيوان را تا ساق پا در علف نشاند .
خودآزمايي درس هجدهم - مشروطه ي خالي صفحه ي 135
1- يكي از راه هاي طنز استفاده از مسائل عادي زندگي و ارتباط دادن آن با مسائل و مشكلات سياسي و اجتماعي است و دهخدا با استفاده از مشاجره پدر ومادر خود مي خواهد كلاهبرداري و دروغگويي وكلا را در زمان خود بيان كند.
2- بسته شدن عقد دختر عمو ، پسرعمو در آسمان ، سي وسه بندم به تكان افتاد . (در پزشكي قديم معتقد بودند كه استخوان هاي بدن آدم با سي وسه بند به هم متصل شده است )
3- بي سواد ، زيرا تفاوت عقد نامه و وكالت نامه را متوجه نمي شود .
4- نويسنده خود نيز با دختر عمويش نامزد بوده و مي دانسته كه جدا كردن نامزد از نامزد چه ظلم عظيمي است .
5- براي اعتراض به دخالتهاي روسيه در امور داخلي ايران و اعتراض به محمد علي شاه عده اي از مبارزان مشروطه در سفارت انگليس و عده اي در شاه عبدالعظيم دست به تحصن زدند.
6- زيرا مي داند مردم از وكيل خير نخواهند ديد همان طور كه مادرش خير نديده بود .
7- ننه ، جاپن ، پتل پورت .
8- تكليف دانش آموزي .
خودآزمايي درس نوزدهم - حاكم و فراشان صفحه ي 140
1- يعني آن وقت سروكارت با فراشان خواهد بود كه با چوب دستي هاي خود حساب تو را مي رسند و تو را كتك مي زنند .
2- نظام عريض و طويل تشريفاتي دربار در اواخر قرن سيزدهم هجري .
3- توجهي نشان نداد ، اعتنايي نكرد ، خود را به نفهميدن زد . امروزه ضرب المثل (( خودرا به كوچه علي چپ زد .)) را نيز درهمين معنا به كار مي بريم .
4- حكيم باشي ، آشپز باشي ، حاكم باشي ، قزاق باشي ، تفنگدار باشي و ...
5- سطرچهار : درپيشاپيش آنان يك نفر سرخ پوش ديوچهر و درپشت سرآن ، ده بيست نفر سوار با تيپ مي آيند.
سطر پنجم : به ما گفت راست ايستاده هنگام عبور آن ، كرنش و تعظيم نماييد .
ودرسطر هفتم : آن هم ابداً به روي بزرگوار خود نياورده .
خودآزمايي غزل مرغ گرفتار صفحه ي 142
1- بيت هشتم - گر شد از جو شما خانه ي موري ويران خانه ي خويش محال است كه آباد كنيد
2- بيت سوم بين گل ، لاله ، شمشاد و مرغ بيت ششم : بيستون ، شيرين و فرهاد
3- آزادي
4- از اشاره و تلميح به اين داستان مي خواهد بگويد سختي هاي بسيار بر سرراه آزادي و آزادي خواهان قرار دارد ، مبادا با گفتن و بزرگ كردن اين مشكلات ، آزادي خواهان را نا اميد و مأيوس كنيد .
اشارات و معني بيت: (كوه بيستون : مشكلات و موانع راه مبارزه شيرين : آزادي فرهاد : آزادي خواهان
مشكلات بر سرراه آزادي قرار دارد مبادا با خبرهاي ناگوار ازآزادي ، مبارزان را غمگين و مأيوس سازيد .)
5- مسائل اجتماعي از قبيل آزادي ، وطن ، بيزاري از ظلم و ...
خودآزمايي درس بيستم - سفر به بصره صفحه ي 148
1- مي خواستم بروم ، سوار شو (سوار اسب شو) ، وارد شويم
2- به دو دليل 1- فقر وبينوايي 2- تا وزير بداند كه ناصر خسرو درفضل و دانايي مرتبه ي بالايي دارد و وقتي بر نوشته ي او آگاهي مي يابد بداند كه چه شخصيتي دارد و درچه مرتبه و موقعيت علمي اي قرار گرفته است تا وقتي نزد وزير حاضر مي شود شرمنده نشود .
3- گهي زين به پشت : چون به بصره رسيديم ، از برهنگي و عاجزي به ديوانگان مانند بوديم .
گهي پشت زين : بعد از آن كه حال دنياوي ما نيك شده بود و هريك لباسي پوشيديم .
اين هردو حال در مدت بيست روز بود .
4- در پايان نتيجه مي گيرد: من اين فصل را آوردم تا مردم بدانند كه به شدتي كه از روزگار پيش آيد نبايد ناليد و از فضل و رحمت كردگار نااميد نبايد شد كه او رحيم است .
5- خورجين بي مقدار و بي ارزش . در مكي ، دمكي .
خودآزمايي پرستو درقاف صفحه ي 152
1- زيرا خود را به پرستويي تشبيه كرده كه براي يافتن خدا به اوج قاف (مدينه و بقيع ) پر كشيده است مثل سفر پرندگان در منطق الطير عطار كه براي رسيدن به سيمرغ (خدا) به سوي قاف پرواز كردند .
2- حديثي است كه درموسم حج شانزده هزارفرشته ازآسمان به زمين مي آيند ، با توجه به اين حديث پس مي توان عطر بال فرشتگان را حس كرد و علاوه بر اين مدينه محل نزول وحي بوده است و عطر بال جبرئيل ، فرشته ي حامل وحي را هنوز هم مي توان با مشام جان بوييد .
3- بوي مدينه مي آيد - شهري سپيد پوش - دوست دارم مدينه را بغل كنم .
4- درآن زمان باران مي باريده است و بوي خوش خاك مدينه از باريدن نم نم باران برخاسته بوده است .
5- امام سجاد(ع) بعد از شهادت شهيدان كربلا هرگز در سايه نياسود و بعد از وفاتش نيز برفراز مزارش گنبدي برپا نشد (گنبد ساخته شد ولي آن را خراب كردند ) اكنون نيز مزارش گنبدي ندارد تا او را از آفتاب و تابش داغ آن مصون بدارد ، گويي كه پيمان امام تاكنون هم باقي است .
6- يعني آن همه عظمت بقيع وشرح دردها را كه مانند دريايي است در سفر نامه ي خود كه مانند كوزه اي است . بريزم و بيان كنم ، ولي نمي توانم .
گر بريزي بحر را در كوزه اي چند گنجد قسمت يك روزه اي
7- زبان درس(( پرستو در قاف)) ساده ، روان و البته مقداري ادبي است .
در((سفر به بصره)) نشانه هايي از كهنگي زبان ، كلمات قديمي ، فعل هاي پيشوندي وساخت هاي كهن دستوري ديده مي شود و البته نثر ساده ي حدود هزار سال پيش است .