زبان و ادبیات فارسی دوره متوسطه
 
زبان و ادبیات فارسی دوره متوسطه



محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ توسط دبیر ادبیات فارسی

تکواژ و واژه

: تكواژ آزاد: تكواژي كه معنا و كاربرد مستقل دارد و دو نوع است:

1- تكواژ آزاد قاموسي: تكواژ‌ي كه معني مستقل دارد و در فرهنگ لغت براي آن معني مشخص مي‌توان يافت مثل: ابر- زمين- كتاب- چشم

2- تكواژ آزاد دستوري: تكواژهايي كه معني مستقل ندارند اما در ساخت دستوري جمله به صورت مستقل به كار مي روند. مثل: از- به- در- با- را- براي- و ...

ب: تكواژ وابسته: تكواژي كه كاربرد و معناي مستقل ندارد و دو نوع است:

1- تكواژ وابسته تصريفي: تكواژهايي كه كه واژه ي تازه اي نمي سازند بلكه واژه را براي قرار گرفتن در جمله آماده مي كنند ( حالت واژه را تغيير مي دهند.) تكواژهاي تصريفي در زبان فارسي عبارتند از:

- نشانه هاي جمع ( ها- ان- ون- ين- ات- جات و جز اين ها) براي واژه هاي اسم؛ مانند: كتاب ها- جوانان

- نشانه‌ي نكره (- ي) [كه معني يكي بودن را مي دهد] براي اسم؛ مردي- كتابي

- نشانه هاي برتر (- تر) و برترين (- ترين) براي واژه هاي صفت و قيد؛ مانند: خوبتر- خوب ترين- سريع تر- سريع ترين

- پيشوندهاي فعلي (بـِ ، مي ، نـَ ، مـَ ، و جز اين ها) براي واژه هاي فعل؛ مانند: بخوان- مي گويد- نرويد- مگوييد

- پي بندهاي ماضي نقلي ( ام- اي- است- ايم- ايد- اند) مانند: رفته- رفته اند.

- شناسه هاي فعل (م ، ي، د، يم، يد، ند) مانند: مي روم- مي روند و جز اين ها.

2- تكواژ وابسته‌ي اشتقاقي: كه نقش اصلي آن ها واژه سازي است و در پيوند با يك تكواژ آزاد واژه ي جديد مي سازد؛ مانند: «چه» در بيلچه- « ـَ كـ » در اتاقك- « ار» در گفتار و ... .

 

* در شناسايي تكواژها به نكات زير توجه كنيد:

1- « بن فعل» ها چه ماضي چه مضارع « تكواژ آزاد قاموسي» محسوب مي شوند، مثلاً « دان» در دانش يا « خريد» در « خريدار»

2- در فعل سوم شخص ماضي كه شناسه محذوف است، تكواژ تهي ( ) به حساب مي آيد؛ است ( ) گفت ( ) مي گفت ( ) گفته بود ( ) گفته است ( )، داشت مي‌گفت [ در ماضي مستمر سوم شخص مفرد دو تكواژ تهي مي باشد] توجه؛ در سوم شخص مفرد آيند ه تكواژ تهي نيست چون شناسه همراه با فعل كمكي « خواهد» آمده است: خواهد گفت.

3- نقش نماي اضافي ( ــِـ ) يك تكواژ آزادي دستوري و يك واژه به حساب مي آيد: كتابِ احمد

4-واج ها ي ميانجي تكواژ به حساب نمي آيند زير ا واج هستند ودر ساختمان واژه تغييري ايجاد نمي كنند مهم ترين واج ها ي ميانجي عبارتند از : « گـ » مثلاً در «خستگي و آزادگان»، « ي » مثلاً در « دانايان و دانشجويان » - الف مثلاً در« نامه‌اي و خانه‌اي»،- « ج » مثلاً در« سبزيجات »، « كـ » مثلاً در« پلكان»،« ي » مثلاً در «روستايي»، « ي » در« نامه‌يِ احمد »

5-برخي از تكواژها از يك واج ساخته شده‌اند كه ممكن است در پيوند با تكواژ ديگر از نظر نوشتاري حذف شوند اما در گفتار باقي مي مانند و يك تكواژ به حساب مي آيند: مثلاً به دو واژه‌ي « آزاده » و « خسته‌‌ » دقت كنيد « ه » در اين واژه ها كه كسره تلفظ مي شود يك تكواژ وابسته اشتقاقي است. در حالت اتصال اين واژه به « ان » جمع و « ي » مصدري « ه » حذف مي شود اما در گفتار مي ماند پس در شمار تكواژها يك تكواژ به حساب مي آيد: آزادگان- آزادگي- خستگان- خستگي كه از تكواژهاي آزاد + ه + گان و خست + ه +گي تشكيل شده است.

البته بايد دقت كرد در واژه‌اي مثل « ويژه » ، « ه » جزء خود كلمه است و تكواژ به حساب نمي آيد پس « ويژه » يك تكواژ به حساب مي آيد و « ويژگي » دو تكواژ ( ويژه + گي)

6- پسوند « ان » در واژه هاي كه مفهوم جمع ندارد، تكواژ وابسته اشتقاقي است مثلاً در واژه هاي بهاران ( زماني ) - كوهان ( شباهت ) گيلان ( مكاني ) يخبندان ( مصدري )

7- پسوند « ي » اگر نشانه‌ي نكره باشد تكواژ وابسته تصريفي است ( وقتي نشانه‌ي نكره است كه معني يكي بودن را بدهد، مثلاً: درختی يعني يك درخت) در موارد ديگر تكواژ وابسته اشتقاقي است مثلاً در اين مثال ها: بستني آزادي مسي محمدي مردي (مرد بودن)

8- كلمه‌ي « نيست » سه تكواژ به حساب مي آيد: ني + است + Ø

9- بايد به فرق هجا و تكواژ دقت كرد: هجا كوچكترين ساخت واجي (آوايي) است كه از تركيب چند واج حاصل مي شود و مي توان آن را در يك دم زدن بدون قطع نفس و بي فاصله ادا كرد ( همان بخش كردن واژه در دوره ابتدايي) اما تكواژ كوچكترين واحد معني‌دار يا دستوري زبان است. ممكن است تعداد تكواژ و هجاي يك واژه مساوي باشد اما اين نبايد ما را به اشتباه بيندازد كه فكر كنيم تعداد هجا و تكواژهاي يك واژه عين هم هستند به دو مثال دقت كنيد مثلاً « گل» هم يك هجا و هم يك تكواژ است اما واژه « ارديبهشت» چهار هجايي است اما يك تكواژبه حساب مي‌آيد. پس تكواژ مربوط به معناي زبان است و هجا مربوط به آوا و تلفظ زبان.

10- براي تعيين تكواژهاي يك عبارت، بايد به ساختمان واژه ها آشنا باشيد و جمله را يك بار دقيق بخوانيد و در هنگام خواندن به واژه هاي آن دقت كنيد و در مواردي كه كسره نقش نماي اضافه آمده است، آن ها را علامت گذاري كنيد و سپس تكواژها را از هم جدا كنيد.

11- ضماير متصل تكواژ آزاد دستوري به حساب مي آيند مثل در كتابم- كتابتان- برايتان- بردمش

12- نشانه‌ي ندا نيز تكواژ آزاد دستوري به حساب مي آيد مثل سعديا،خدايا،صنما

13- كسره ي كلمات "بدون" و "براي" تكواژ حساب نمي شود.

14- فعل هاي دوم شخص مفرد امر و نهي تكواژ تهي دارند. برو Ø نرو Ø

15- تنوين نصب "ﺃ" را يك تكواژ وابسته اشتقاقي حساب كنيد. معمولا

16- فعل در وجه مصدري تكواژ تهي ندارد .وجه مصدري= فعلي از مصادر "بايستن- شايستن - توانستن- شدن + مصدر مثال: اين حرف را نمي شود گفت.

17- در كلمات عربي "ﺓ" تانيث و "ﺓ" مصدرها را تكواژ حساب نكنيد : مقدسه كتب ضاله

18- حرف تعريف يا معرفه ساز "ال" را يك تكواژ بگيريد :كمال ال ملك

19- كلمه ي "روان" اگر به معني جاري باشد دو تكواژي و اگر به معني روح و جان باشد يك تكواژي است.

 

واژه

بعد از تكواژ، بزرگترين واحد زبان واژه است. واژه واحدي از زبان است كه از يك يا تركيب چند تكواژ حاصل مي شود. براي اينكه واژه را از تكواژ باز شناسيد به اين توضيح دقت كنيد: مشخصه‌ي واژه جدايي پذيري، استقلال نحوي و يكپارچگي آن است؛ يعني هر واحدي كه بتواند با انعطاف پذيري در جمله جا به جا شود يا ممكن باشد در پيش و پس آن عنصر ديگري از قبيل حرف نشانه و يا حرف اضافه و نشانه‌ي جمع‌ آورد و نيز هيچ عنصر ديگري نتواند درون جاي بگيرد، واژه است. بنابراين: گل- گلاب- گلاب گير- گلاب پاش هر كدام يك واژه‌اند ، چون مي توان گفت: گل ها- گلاب ها- گلاب گيرها- گلاب پاش ها ، اما نمي توان گفت: « گل ها آب » يا « گلاب ها گير » به زبان ديگر واحدي مثل «دانشگاهيان» يك واژه است چون مي توان گفت: اين دانشگاهيان يا در جمله آن را جا به جا كرد. «دانشگاهيان آمدند» «دانشگاهيان را ديدم » و ... اما خود از تكواژهاي ، دان / ش / گاه / ي / يان ،تشكيل شده است.

ساختمان واژه

واژه ساده است يا غير ساده: واژه‌ي ساده واژه‌ا‌ي است كه از يك تكواژ آزاد (قاموسي يا دستوري) ساخته شده باشد.پس هر تكواژ آزاد در واقع يك واژه‌ي ساده نيز مي باشد مانند: بيابان- خوش- هوا- ابريشم.

واژه‌ي غير ساده آن است كه بيش از يك تكواژ (جزء) دارد و بر سه نوع است.

1- مركب: واژه‌ا‌ي كه از دو تكواژ آزاد يا بيشتر تشكيل شود مانند: چهار راه ( چهار + راه ) - گلاب پاش ( گل + آب + پاش )- دو پهلو ( دو + پهلو )- مداد پاك كن ( مداد+پاك+كن )

2- مشتق: واژه‌ا‌ي كه از يك تكواژ آزاد و يك يا چند تكواژ اشتقاقي(وند) تشكيل شود؛ ماند: دانشمند (دان + ش+مند )- درازا- كوفته- باهنر- بي گوهر

3- مشتق- مركب: واژه‌اي كه از دو يا چند تكواژ آزاد همراه با يك يا چند تكواژ وابسته‌ي اشتقاقي (وند) تشكيل شود: گلاب گيري (گل+آب+گير+ي )- ناجوانمردانه (نا+جوان+مرد+انه )- كشت و كشتار ( كشت+ و +كشت+ار )

در مورد ساختمان واژه ها به نكات زير دقت كنيد :

1- تكواژهاي وابسته ي اشتقاقي كه در ساختمان واژه‌ ها به كار مي رود اصطلاحاً به آن ها « وند» مي گوييم وندها سه نوع هستند: پيشوند- پسوند و ميانوند ، از اين سه « پيشوند و پسوند » هم در واژه‌ هاي مشتق به كار مي رود و هم در واژه هاي مشتق- مركب مانند: « با» در« باهنر» و « ش» و « مند» در « دانشمند» ، « نا» و « انه» در « ناجوانمردانه» اما « ميان وند » فقط در واژه‌ هاي مشتق مركب به كار مي رود مانند « تا» « سر تا سر» در « پيچ در پيچ» ــِـ « تخت خواب » و « زد و خورد »

2- اجزاي واژه‌ هاي غير ساده گاه آن چنان با هم ادغام مي شوند كه تشخيص ساده از غير ساده ممكن نيست؛ مثلاً واژه‌ « دشوار» از دو جزء « دش + خوار» ساخته شده است اما امروزه اين نوع واژه‌ ها از نظر زبان ساده به شمار مي آيند؛ چون اهل زبان پيشينه باستاني زبان را در نظر نمي گيرند. بنابراين واژه‌ هاي زير ساده به شمار مي آيد: تابستان، زمستان، دبستان، ساربان، خلبان، شبان، زنخدان، ناودان، خاندان، سياوش، سهراب، رستم، تهمينه، شيرين، دستگاه، استوار، بنگاه، پگاه، غنچه،پارچه، كلوچه، كوچه، مژه، ديوار، ديوانه و وادار. در موارد مشابه نيز وضعيت امروزِ واژه‌ ها مورد نظر است. نه شكل تاريخي آن ها.

3- واژه‌ هاي زير كه « مركب » هستند نياز به دقت بيشتر دارند.

پسر دايي- صاحب خانه شاگرد خياط - كاردستي - هنرپيشه دست پيشه دست مايه آلو بخارا - آشپز دم كن - خودرو زير گذر قد بلند - راهنما خوددار - پرخور - ديرياب شتر گاو پلنگ - مادرزاد مادر شوهر پدر زن

4- برخي از واژه‌ هاي مشتق كه نياز به دقت دارد: نارس - نشكن هم درس - هفتگي - وضعيّت - افسرده - گيره - تابه ماله - لبه - پايه - زمينه - سياهه دهه - روش - دانا - پذيرا - تركيه نامور-

در واژه‌ هاي « آهنگر و كوزه گر » (گر) پسوند است و مي تواند پسوند « ي» را هم به آن ها افزود: « كوزه گري ï كوزه + گر + ي » اما در واژه‌ هاي، وحشي گري موزي گري ياغي گري لاابالي گري « گري» پسوند است.

5- برخي از واژه‌ هاي مشتق مركب كه نياز به دقت دارند:

ناخوشايند - دانشجو دانش پژوه گفت و گو سه پايه - دانشسرا حقوق بگير سراسر سر تا پا دوشا دوش تختِ خواب رختِ خواب - مالامال شانه به سر دست به عصا رو به رو - برابر قلم به دست

- جهت آشنايي و افزايش مهارت دانش پژوهان جمله هاي زير كه جزو سوالات كنكور هم بوده به واژه‌ ها و تكواژهاي تشكيل دهنده تقسيم مي شود.

1- با پيشرفتِ صنعت و گسترشِ فنونِ ارتباطات اكنون رسانه هايِ ديداري و شنيداري به كمك محققان آمده اند تا سرعت و دقتِ پژوهش ها را بيفزايند.

تكواژ: / با / پيش / رفت / ــِـ/ صنعت / و / گستر/ ش / ــِـ / فنون / ــِـ / ارتباط / ات / اكنون / رس / انه/ ها / يِ / ديد / ار / ي / و / شنيد / ار / ي/ به / كمك / ــِـ / محقق / ان / آمد / ه / اند / تا / سرعت / و / دقت / ــِـ / پژوه / ش / ها / را / بـ / افزاي / ند / 45 تكواژ

واژه: / با / پيشرفت / ــِـ / صنعت / و / گسترش / ــِـ / فنون / ــِـ / ارتباطات / اكنون / رسانه ها / يِ / ديداري / و / شنيداري / به / كمك / ــِـ / محققان / آمده اند / تا / سرعت / و / دقّت / ــِـ / پژوهش ها / را / بيفزايند 29 واژه

2- اين نوشته ها پر از نكاتِ و لطايفِ تاريخي، اجتماعي، ديني و ادبي است.

تكواژ: / اين / نوشت / ـه / ها / پر / از / نكات / و / لطايف / ــِـ / تاريخ / ي / اجتماع / ي / دين / ي / و / ادب / ي / است / 21 تكواژ

واژه: / اين / نوشته ها/ پر / از / نكات / و / لطايف / ــِـ /تاريخي / اجتماعي / ديني / و / ادبي / است/ 14 واژه

3- وظيفه‌يِ مترجمِ ادبي آن نيست كه مطلب را بجود و در دهان خواننده بگذارد.

تكواژ: / وظيفه / يِ / مترجم / ــِـ / ادب / ي / آن / ني/ است/ / كه / مطلب / را / بـ / جو / د / و / در / دهان / ــِـ / خوان / نده / بـ / گذار / د/ 25 تكواژ

واژه: / وظيفه / يِ / مترجم / ــِـ / ادبي / آن / نيست / كه / مطلب / را / بجود / و / در / دهان / ــِـ / خواننده / بگذارد/ 17 واژه

 

 


نوشته شده در تاريخ توسط دبیر ادبیات فارسی
نوشته شده در تاريخ توسط دبیر ادبیات فارسی

 درس اول

طبقه دانش:

1- آثار خواجه عبدالله انصاری سرشار ازچه مضاميني است؟

2- معنی واژه ی مشخص شده در این عبارت را بنویسید: «پیغام او مفتاح فتوح است...»

3- تلمیح بیت« بروای گدای مسکین در خانه ی علی زن / که نگین پادشاهی دهد از کرم گدارا» را توضیح دهید.

4- نام منظومه ی استاد شهریار به زبان ترکی آذری چیست؟

5- نثر های قدیم فارسی از نظر زبانی به سه گروه تقسیم می شود ، نام ببرید.

6- نثر مسجّع را تعریف کنید.

7- کدام یک از آثار خواجه عبدالله انصاری به نثر مسجّع است ؟

8- شعر « همای رحمت » در وصف و مدح کدام شخصیت دینی سروده شده است؟

9- صاحبان این آثار را بنویسید: الف) حیدر بابايه سلام ب) مناجات نامه

آثار خواجه عبدالله انصاری را نام ببرید.

10- شاعر «همای رحمت » را در دو سطر معرفی کنید.

11- قالب شعر « همای رحمت » چیست؟

درک وفهم

12- مفهوم عبارت «بر کشته های ما جز باران رحمت خود مبار » چیست ؟

13- در شعر « همای رحمت» شاعر برای حضر ت علی (ع) چه صفاتی آورده است؟

14- معنی این عبارت را بنویسید:« مهر او بلانشینان را کشتی نوح است».

15- ار کان تشبیه را در بيت زيرمشخّص کنید. « چه زنم چو نای هردم زنوای شوق او دم که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را »

16- آرایه ی ادبی استفاده شده را در بیت زیر مشخّص کنید.

«علی ای همای رحمت توچه آیتی خدا را که به ما سوا فکندی همه سایه ی هما را

17- بیتی بنویسید که آرایه ی ادبی تلمیح داشته باشد.

18- ویژگی های قالب غزل رادر شعر « همای رحمت» بیان کنید.

19- یک نمونه سجع در مناجات خواجه عبدالله انصاری بیابید و بنويسيد.

20- آرایه ی سجع را در جملات زیر مشخّص کنید: اي کریمي که بخشنده ی عطایی وای حکیمی که پوشنده ی خطایی.

21- معنی « را» در کدام مصراع با مصراع های دیگر متفاوت است؟

الف) که به ما سوا فکندی همه سایه ی هما را.

ب) که زجان ما بگردان ره آفت قضارا.

ج) چو علی که می تواند که به سر برد وفا را.

د) که زکوی او غباری به من آر توتیا را.

22- با توجه به بیت زیر ، چرا شاعر علی (ع) را شاه جوانمردان خوانده است؟: «نه خدا توانمش خواند ، نه بشر توانمش گفت متحیّرم چه نام شه ملک لافتي را»

23- بیت "نتوان وصف تو گفتن که تودرفهم نگنجی / نتوان شبه تو گفتن که تودر وهم نیاییِ" با کدام جمله ی خواجه عبدالله انصاری فرابت معنایی دارد؟

24- در بیت" همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی / به پیام آشنایی بنوازد آشنا را " منظور از آشنای اول و دوم چیست؟

25- چرا شاعر در بیت زیر علی (ع) را « سحاب رحمت» نامیده است؟

مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ به شرار قهر سوزد هم جان ما سوا را

26- در بیت زیر کدام ویژگی علی(ع) مورد تأکید است؟

« بروای گدای مسکین در خانه ی علی زن که نگین پادشاهی دهد از کرم گدارا»

27- شعر «همای رحمت» را به نثر تبدیل کنید.

28- در بیت زیر « صبا» نماد چیست؟

« به امید آن که شاید بر سد به خاک پایت چه پیام ها سپردم همه سوز دل صبارا»

29- در جمله های زیر دو تشبیه مشخّص کرده ، نوع آن را بیان کنید.

« الهی در دل های ما جز تخم محبّت مکار و بر کشته های ما جز باران رحمت خود مبار .»

کار برد

30- در عبارت زیر مترادف کلمات مشخص شده را طوری باز نویسی کنید که آرایه ی سجع ایجاد شود.

الف) دنیا محل آزمایش است نه منزل ( آسوده بودن)

تجزيه و تحلیل

31- این بیت از عطّار نیشابوری را « خلق ترسند از تو من ترسم ز خود/ کز تو نيکو دیده ام از خویش بد» با جمله «الهی تر سانم از بدی خود ، بیامرز مرا به خوی خود » از خواجه عبدالله انصاری مقایسه کنید.

32- در شعر «همای رحمت » چرا شاعر خودرا در توصیف علی(ع) عاجز می داند؟

33- آرایه های ادبی را در بیت زیر مشخّص کنید.

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدارا که به ما سوا فکندی همه سایه همارا

ترکیب

34- شما نیز مناجاتی شبیه مناجات خواجه عبدالله انصاری بنویسید.

35- علی(ع) را در چند جمله توصیف کنید.

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ توسط دبیر ادبیات فارسی
سوالات امتحان هماهنگ كشوري : ادبيات فارسي (3) رشته : ادبيات و علوم انساني

رديف سؤالات بارم
1 الف) بيان معني و مفهوم شعر و نثر : (4 نمره)
ـ معني و مفهوم ابيات و عبارات زير را به نثر روان بنويسيد . 
1ـ اي حيات عاشقان در مردگي                  دل نيابي جز كه در دل بردگي 


75/0
 2ـ صبر كردند تا از فرايض و سنن فارغ شد و به نوافل و فضايل نماز ابتدا كرد .  75/0
 3ـ گفت من از دست نعمت بخش تو           خورده ام چندان كه از شرمم دو تو 5/0
 4ـ بامدادان همه شيون به سر بام بريد           ز آتشين آب مژه موج شرر بگشاييد 5/0
 5ـ زين لاله ي بشكفته ي در دامن صحرا       هر لاله نشان قدم راه نوردي است 5/0
 6ـ از روي خاك سر به ميان سما كشيد         آن خنك باد پاي گسسته عنان برف 5/0
 7ـ براي من بالمره لاينحل بود  5/0
2 ب) معني واژگان : (2 نمره)
ـ معني واژه هاي خط كشيده شده را با توجه به جمله ي آنها بنويسيد .
1ـ بيت نغزي به خاطرم « قدسي »              ز اوستادي گزيده مي آيد 


25/0
 2ـ خسرو و بزرگان و مغني ها و اهل طرب در كرجي هاي نشسته اند . 25/0
 3ـ سالك بايد كه اول از علم شريعت آن چه مالابد است بياموزد و ياد گيرد . 25/0
 4ـ پيشاني اش به ديوار دهشت افتاد ، از پاي در آمد . 25/0
 5ـ پسري داشت صاحب فراست . 25/0
 6ـ مردمان را ز بهر ديدن پيل                       آرزو خاست زان چنان تهويل 25/0
 7ـ بلبل همي بخواند بر شاخسار بيد               سار از درخت سرو مرو را شد مجيب 25/0
 8ـ سيل خون از جگر آريد سوي بام دماغ        ناودان مژه را راه گذر بگشاييد 25/0
3 ج) درك مطلب : (2 نمره)
ـ به پرسش هاي ابيات زير پاسخ دهيد ؟
1ـ صبحگاهي سر خوناب جگر بگشاييد               ژاله ي صبح دم از نرگس تو بگشاييد
2ـ دل كبود است چو نيل فلك ار بتوانيد               بام خم خانه ي نيلي به تبر بگشاييد
3ـ هر كه داد او حسن خود را در مزاد                 صد قضايبد سوي او رو نهاد
4ـ دشمنان او را ز غيرت مي درند                 سوي نوآيين چمني خاستم
5ـ بال به پرواز بياراستم
الف) منظور از « خوناب جگر » و « نرگس تر » چيست ؟ 

 

 

 

 

5/0
 ب) خاقاني داغ داري دل را به چه چيزي مانند كرده است ؟ 5/0
 ج) در بيت چهارم دشمنان و دوستان چگونه رفتاري دارند ؟ 5/0

رديف سؤالات بارم
3 د) منظور از « نو آيين چمن » چيست ؟ 25/0
 هـ) در بيت چهارم چه آرايه اي به كار رفته است ؟ 25/0
4 د) دانش هاي ادبي : (3 نمره)
1ـ منظومه ي « گلشن راز » از كيست ؟ و در جواب سئوال چه كسي نوشته شده است ؟ 
5/0
 2ـ داستان تمثيلي طوطي و بازرگان پيش از مولوي در چه آثاري آمده است ؟ 75/0
 3ـ در كلمه ي « محكم » در شعر راز رشيد چه ايهامي ديده مي شود ؟ 5/0
 « پيمان برادري ات با جبل نور / چون آيه هاي جهاد ، محكم »
4ـ شاعران عصر انقلاب در چه قالب هاي « نو » طبع آزمايي كرده اند ؟ 5/0
 5ـ اثر مهم « ابوالفضل رشيد الدين ميبدي » را نام ببريد ؟ 25/0
 6ـ رمان (سه ديدار) نوشته كيست ؟ و در اين اثر به بازآفريني زندگي چه شخصيتي پرداخته است ؟  5/0
5 هـ ) خودآزمايي : (4 نمره)
1ـ مفهوم كنايي « سرد گشتن » و « گياه بام شدن » را در ابيات زير بنويسيد . 
الف) چون شنيد آن مرغ كان طوطي چه كرد           پسِ لرزيد ، اوفتاد و گشت سرد
ب) دانه پنهان كن ، به كلي دام شو                      غنچه پنهان كن ، گياه بام شو 
5/0
 2ـ در بيت زير چرا شاعر گل هايي را كه براي تماشاي شهيد آمده اند رنگ پريده توصيف مي كند ؟
« به تماشاي غنچه هاي شهيد        گل به رنگ پريده مي آيد » 5/0
 3ـ در عبارت زير « گستاخ » به چه مفهومي است ؟
« يكي از خاصكان كه در پيش وي گستاخ بود ، از وي سوال كرد ... » 25/0
 4ـ در بيت زير مقصود از « دريا » و « شبنم » چيست ؟
چون به دريا مي تواني راه يافت            سوي يك شبنم چرا بايد شتافت ؟ 5/0
 5ـ « پيغام هاي سرد » در بيت زير كنايه از چيست ؟
نه همچو من كه هر نفس از باد ز مهرير             پيغام هاي سرد دهد بر زبان برف 5/0
 6ـ منظور از عبارت زير چيست ؟
يكي شناخت آن كه نبود پس ببود .  25/0
 7ـ در بيت زير « گونه » و « اشك » به چه چيز تشبيه شده است ؟
« از رهروان سفر عشق در اين دشت              گلگونه سرشكي است اگر راه نوردي است » 5/0
 8ـ منظور از « گراني بردن » و « زمهرير» در عبارت زير چيست ؟
الف) برق خون كز مژه بر لب زد آبله كرد          زمهريري ز لب آبله ور بگشايد
ب) اكنون مشتي خاك پس من انداز تا گراني ببرم 5/0
 9ـ در بيت زير منظور از جوانمردي خورشيد چيست ؟
آب ز مهتاب ، زمين گرد تر          چشمه ز خورشيد جوان مردتد 5/0
 جمع نمرات 15

 

 

 

سوالات امتحان نهايي درس : ادبيات فارسي تخصصي رشته : ادبيات و علوم انساني

رديف سؤالات بارم

1 الف :معني واژه هاي مشخص شده را بنويسيد :
گهر بخشنده ي ابر تتق بند           زر افشاننده ي صبح شكر خند  
25/0
2 « كه در جو تامل و تنبه شناور است . » 25/0
3 گذشته از امانت ذاتي ، نمي خواهد مظلمه ي گزافه گويي و نارواگويي در حق ديگران را به گردن گيرد .  25/0
4 گفتم : « براي نزهت ناظران و فسحت حاضران ، كتاب گلستاني توانم تصنيف كردن » 25/0
5 در جمله ي : « در يك دستش ابريقي است . ابريق يعني چه ، 25/0
6 زليخا خواست كه ملامت را بر ايشان غرامت كند  25/0
7 « بهلول را گفتند : ديوانگان بصره را بشمار . گفت : از حيز شمار بيرون است . » 25/0
8 ز سر شعر گلنار گشود زود 25/0

9 ب : اشعار و عبارات زير را به نثر روان معني كنيد :
« به نام نقش بند صحفه ي خاك » 
25/0
10 گفت رفتم در هلاك جانور 25/0
11 « رساله ي « دارنامه » را بايد داري كرد و صاحبش را بر آن آويخت » 5/0
12 « كس ز آغاز و ز انجام جهان آگه نيست        اول و آخر اين كهنه كتاب افتاده است » 5/0
13 « اين جا همه اش ، در پرده بمانيد . » 5/0
14 « جمعي ظرفا به در خانه ي بخيلي رفتند تا از او چيزي اخذ كنند . » 5/0
15 نمرود گفت : « يا ابراهيم ، آتش تو را چرا نسوخت ؟ » ابراهيم گفت : « خداي ـ تعالي ـ مرا نگاه داشت . » 75/0
16 « فروهشت گيسو از آن كنگره        كه يازيد و شد تا به بن يك سره » 75/0
17 چاه مقنع است همه چاه خانه ها         انباشته به گوهر سيماب سان برف » 1
18 طرار پاسباني را كه به حراست بازار منصوب بود ، آواز داد . 1

19 پ  :درك مطلب :
مفهوم كنايي عبارت « كمر خدمت به طوع و رغبت بستن » چيست ؟ 
5/0
20 منظور از مصراع دوم بيت مقابل چيست ؟   « بترس از جهان دار يزدان پاك        خرد را مكن با دل اندر مغاك » 5/0
21 در عبارت مقابل « مركب چوبين » كنايه از چيست ؟        « اين مرد بر مركب چوبين نشست » 5/0
22 مقصود از « خوكان » و « قيمتي در لفظ دري » در بيت زير چيست ؟
من آنم كه در پاي خوكان نريزم         مر اين قيمتي در لفظ دري را 5/0
23 در بيت « چون جام شفق موج زند خون به دل من           با اين همه دور از تو مرا چهره ي زردي است »
شاعر علت زرد رويي خود را چه مي داند ؟ 5/0
24 در بيت « اگر يك ذره را بر گيري از جاي         خلل يابد همه عالم سراپاي مقصود از « سراپاي » چيست ؟ 5/0

رديف سؤالات بارم
25 چرا شاعر در بيت زير جهان را « سر به سر آيينه » مي داند ؟
« جهان را سر به سر آيينه مي دان          به هر يك ذره اي صد مهر تابان » 5/0
26 مفهوم كنايي « گياه بام شدن » را در بيت زير چيست ؟
« دانه پنهان كن ، به كلي دام شو          غنچه پنهان كن ، گياه بام شو » 5/0

27 ت :خودآزمايي
با توجه به مفهوم مصراع : « عطارد را دوات و خامه داده » چرا شاعر مي گويد : خداوند دوات و خامه را به عطارد داده است ؟ 
50/
28 منظور از عبارت « خام دسته خامه به دست » چيست ؟ 5/0
29 منظور از « گريبان دريده بودن گل » چيست ؟ 5/0
30 مقصود از عبارت « سنگ سراچه ي دل به الماس آب ديده مي سفتم » چيست ؟ 5/0
31 با توجه به بيت (از غم داغ گل رخان ، از خاك / لاله درخون تپيده مي آيد) علت سرخي لاله چيست ؟ 5/0
32 با توجه به بيت « تفسير لطيفي است ز پاكي دل كوه / اين چشمه كه از چشم دماوند گشوده است » آب لطيف چشمه گواه چيست؟ 5/0
33 مقصود از « كلام خام بدتر از طعام خام است » چيست ؟ 5/0
34 در عبارت « با اين همه ، به همه چيز پشت پا مي زدند » پشت پا زدند كنايه از چيست ؟ 5/0

35 ث :دانش هاي ادبي
انواع حماسه را نام ببريد .  
5/0
36 در بيت « باز آي كه چون برگ خزانم رخ زردي است          با ياد تو دمساز دل من دم سردي است »
مشبه به و وجه شبه را مشخص كنيد .  5/0
37 الف) اصل كتاب كليله و دمنه به چه زباني است ؟
ب) چه كسي آن را از پهلوي به عربي ترجمه كرد ؟ 5/0
38 دو اثر از آثار « نادر ابراهيمي » را نام ببريد ؟ 5/0
39 نام دو آرايه را در بيت « چشم نابينات را بينا كند             سينه ات را سينه ي سينا كند » بنويسيد .  5/0
40 الف) عرفان اسلامي مولود چيست ؟
ب) كلمه ي تصوف به معني فرقه اي خاص در چه قرني ظهور كرد ؟ 5/0

41 ج : حفظ شعر (پرسش هاي 34 و 35)
مصراع اول بيت زير را بنويسيد :
گر بنوازي به لطف ، ور بگدازي به قهر                . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .              5/0
42 جاهاي خالي را با كلمات مناسب پر كنيد .
زندگي گفت كه در خاك . . . . . . . . . . همه عمر / تا از اين گنبد  . . . . . . . . . . . دري پيدا شد  5/0
 جمع نمرات 20

 

 

 


باسمه‌تعالي
 
سوالات امتحان نهايي درس : ادبيات فارسي (3) رشته : علوم تجربي و رياضي فيزيك  ساعت شروع : 8 صبح مدت امتحان : 80 قيقه
سال سوم نظام جديد آموزش متوسطه ـ سالي واحدي تاريخ امتحان : 26/03/1382
دانش آموزان و داوطلبان آزاد استان سمنان در امتحانات نهايي نوبت دوم
سال تحصيلي 83- 1382 سازمان آموزش و پرورش استان سمنان

رديف سؤالات بارم

1 الف :واژه هاي مشخص شده زير را با توجه به متن معني كنيد . (2 نمره)
زال ، پدر رستم  هنگامي كه كار را سخت ديد ، با سه مجمر و سه تن از دانايان ، بر پشته اي بلند بر آمد .  
25/0
2 كدخدا با تحكم گفت : « اصلان بهتر ميدونه . اون هر چه بگه ، اون كار و مي كنيم . » 25/0
3 موي سر ماليده 25/0
4 سراسر كتاب بيهقي مشحون است از گفت و گوهاي اشخاص با يكديگر 25/0
5 زاغي بر درختي گشن خانه داشت  25/0
6 مردي تذرو كشته را پرواز داده 25/0
7 در چهار سالگي پشت قاش زين نشستم .  25/0
8 تا بار امانت مردانه در سفت جان كشد . 25/0

1 ب : ابيات و عبارات زير را معني كنيد : (6 نمره)
خروش آمد از باره ي هر دو مرد        تو گفتي بدريد دشت نبرد 
5/0
2 نيك كوفته شد و پاي راست افگار شد . 5/0
3 وقت است تا برگ سفر بر باره بنديم          دل بر عبور از سد خار و خاره بنديم  1
4 خاك سيه بر سر او كز دم تو تازه نشد          يا همگي رنگ شود يا همه آوازه شود 1
5 مطوقه گفت : « اين ستيزه روي در كار ما به جد است و تا از چشم اونا پيدا نشويم دل از ما بر نگيرد . 75/0
6 بر دوش زمانه لحظه ها سنگين بود ... 5/0
7 حق تعالي چون اصناف موجودات مي آفريد ، وسايط گوناگون در هر مقام بر كار كرد .  75/0
8 زي تير نگه كرد و پر خويش بر او ديد . . . 25/0
9 آن روي از آسمان آتش مي باريد . 25/0
10 مشدي بابا گفت : « پس زنيكه ديوونه شده كه اين جوري داره خودشو لت و پار مي كنه ؟ » 25/0
11 لباس نظامي فوق العاده گشادي به تن داشت كه بر اندام لاغرش زار مي زد . 25/0

1 ج : درك مطلب : (4 نمره)
در بيت « اي مرخ سرح ! عشق ز پروانه بياموز    كان سوخته را جان شد و آواز نيامد » مراد از « مرغ سحر » و « پروانه » چيست ؟ 
1
2 با توجه به عبارت ؛ معني قسمت مشخص شده را بنويسيد ؟
خواجه احمد او را گفت : در همه ي كارها نانمامي ، وي نيك از جاي بشد .  5/0
3 منظور از « لب ديوار دل » در بيت : « شب ، دو صف از يا كريم / بال به بال نسيم / از لب ديوار دلت پر كشيد » چيست ؟ 5/0
4 در بيت : « كسي كه نقطه ي آغاز هر چه پرواز است        تويي كه در سفر عشق خط پاياني » « خط پايان » و « نقطه آغاز » به چه معاني آمده است ؟ توضيح دهيد ؟ 1
5 در بيت زير شاعر براي دل خود چه صفاتي را بر مي شمارد ؟
هر چند كه از آينه بي رنگ تر است           از خاطر غنچه ها دلم تنگ تر است 5/0


رديف سؤالات بارم
6 با توجه به بيت به سوال زير پاسخ دهيد :
« بي سر و پا گداي آن جا را / سر ز ملك جهان گران بيني » منظور از سر گراني چيست ؟ 5/0

1 د : خود آزمايي ( 4 نمره )
با توجه به فيلم نامه « كمال الملك » شخصيت « تدين » و « رضا خان » را چگونه ارزيابي مي كنيد ؟  
5/0
2 آيا داستان « گل دسته ها و فلك » داستاني نمادين است ؟ چرا ؟  5/0
3 دورن مايه ادبيات پايداري چيست ؟ دو مورد ذكر كنيد .  5/0
4 در مصرع « به سوي بلوغ مي خزد و آن گاه كه تاج بر سرش نهادند / . » منظور از « تاج » چيست ؟ 5/0
5 مقصود از « مدد لعل لب » در بيت زير چيست ؟
« روي كسي سرخ نشد بي مدد لعل لبت          بي تو اگر سرخ بود از اثر غازه شود » 5/0
6 محوري ترين پيام داستان منظوم « زاغ و كبك » جامي چيست ؟ 5/0
7 مقصود از بيت زير چيست ؟
« بر دل موسي سخن ها ريختند       ديدن و گفتن به هم آميختند » 5/0
8 در بيت زير « شب » و « شب رو » نماد چه چيزهايي است ؟
« ديدم شبان خفته را تب دار ديدم         بر خفته ي شب ، شبروي بيدار ديدم » 5/0

1 هـ : دانش هاي ادبي : (3 نمره)
منظور از زوايه ي ديد چيست ؟ 
5/0
2 عرفان در آغاز قرن و با ظهور كدام شاعر موضوع عمده ي اشعار شاعران گرديد ؟ 5/0
3 دو اثر از « پرويز خرسند » را نام ببريد ؟ 5/0
4 درون مايه مثنوي هاي هفت اورنگ سروده ي جامي چيست ؟ 5/0
5 آرايه هاي بيت زير را بيان كنيد ؟ (دو مورد)
بر خاك بيفتاد و بغلتيد چو ماهي         وان گاه پر خويش گشاد از چپ و از راست 5/0
6 در بيت زير واژگان سازنده ي جناس را مشخص كنيد و نوع آن را بنويسيد .
ابر بهاري را فرموده تا بنات نبات در مهد زمين بپرورد .  5/0

1 و : حفظ شعر : (1 نمره)
مصراع اول بيت زير را بنويسيد :
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .             اجر صبري است كزان شاخ نباتم دادم 5/0
2 بيت زير را كامل كنيد :
پيش صاحب نظران . . . . . . . . . . . باد است          بلكه آن است . . . . . . . . . . . . . . كه ز ملك آزاد است  5/0
 جمع نمرات   20

 

 
سوالات امتحان نهايي درس : ادبيات فارسي (3)
(سالي ـ واحدي) رشته : علوم تجربي و رياضي فيزيك  ساعت شروع : 8 صبح مدت امتحان : 80 قيقه
سال سوم نظام جديد آموزش متوسطه ـ سالي واحدي تاريخ امتحان : 19/03/1382
دانش آموزان و داوطلبان آزاد استان سمنان در امتحانات نهايي نوبت دوم
سال تحصيلي 82- 1381 سازمان آموزش و پرورش استان سمنان

رديف سؤالات بارم

1 الف : لغات و تركيبات مشخص شده زير را با توجه به متن معني كنيد :
اطفال شاخ را به قدوم موسم ربيع كلاه شكوفه بر سر نهاده  
25/0
2 « دمده شدن » چه معنايي دارد ؟ (در اين روزگار نو كه ما كلاه پهلوي رو باب كرديم ؛ گذاشتن اين كلاه دمده سر بر باد ده چه معنا داره ؟) 25/0
3 سراسر كتاب بيهقي مشحون است از گفت و گوهاي اشخاص با يكديگر 25/0
4 هست در هر ثقبه آوازي دگر              زير هر آواز او رازي دگر . . . 25/0
5 زاغ با خود انديشيد كه بر اثر ايشان بروم . 25/0
6 عالم ثناگوي جلال همت او ، 25/0
7 نه گرما نه سرما و نه بادهاي تند ـ كه گاهي قيه مي كشيدند ـ هيچ كدام اين ها را احساس نمي كرد . 25/0
8 ملت عشق از همه دين ها جداست             عاشقان را ملت و مذهب خداست 25/0

1 ب : ابيات و عبارات زير را معني كنيد :
خروش آمد از باره ي هر دو مرد        تو گفتي بدريد دشت نبرد 
5/0
2 مدير مدام پاپي مي شد و هي داد مي زد ... 25/0
3 « ... و از بسياري نكت چيزي را كه در او كراهيتي نبود مي فرستاد فرود سراي » 75/0
4 ... بايد در بوته ي آزمايش گذاشته شود . 25/0
5 دريا دلان راه سفر در پيش دارند        پا در ركاب راهوار خويش دارند 1
6 مرا تا عشق صبر از دل براندست         بدين اميد جان من بماندست 5/0
7 مردي به مردي دشنه بر بيداد بسته          در خامشي ها قامت فرياد بسته 75/0
8 فردا كه گل زخم ها را عشاق شاهد بگيرند         واحسرتا تا نيست اي دل ، زخمي گواه من و تو 1
9 مي ديد كه او در بند خودش نيست . 5/0
10 « از شنيدن اسم شهر قند در دلم آب مي شد . » 25/0
11 « جبرئيل گفت : خداوندا ، خاك تن در نمي دهد . » 25/0

1 پ : درك مطلب :
در عبارت « يكي از صاحب دلان سر به جيب مراقبت فرو برده بود ، سر به جيب مراقبت فرو بردن كنايه از چيست ؟ 
5/0
2 با توجه به عبارت زير ، منظور از « اين خراب شده » چيست ؟
مشدي طوبا جواب نداد . مشدي حسن گفت : « اگه يه روز من تو اين خراب شده نباشيم ، حيووني بايد از تشنگي جونش در بياد ،  25/0
3 در عبارت زير منظور از جمله ي « هنر آن بود » چيست ؟
هنر آن بود كه كشتي هاي ديگر به او نزديك بودند . 25/0


رديف سؤالات بارم
4 منظور از « روزه به دهن » در عبارت زير چيست ؟
علف نايافت و ستوران لاغر و مردم روزه به دهن ، در راه 25/0
5 در بيت « جانان من اندوه لبنان كشت ما را               بشكست داغ دير ياسين پشت ما را »
مراد از « داغ دير ياسين » چيست ؟ 25/0
6 با توجه به سروده ي زير به پرسش ها پاسخ دهيد .
« آري ، زمان فره ي جواني را مي پژمرد / بر ابروان زيبا ، شيارهاي موازي در مي افكند . »
الف) نمونه ي فره ي جواني كدام است ؟                     ب) مصداق پژمردگي در اين شعر چيست ؟ 5/0
7 منظور شاعر از مصراع دوم بيت چيست ؟
نسوزد جان من يك باره در تاب           كه اميدت زند گه گه بر او آب 5/0
8 در بيت زير « روي سرخ شدن » كنايه از چيست ؟
روي كسي سرخ نشد ، بي مدد لعل لبت          بي تو اگر سرخ بود از اثر غازه شود . 25/0
9 با توجه به درس « از ماست كه بر ماست » در بيت زير ، « عقاب » نماد چه كسي است ؟
« روزي ز سر سنگ عقابي به هوا خاست        و اندر طلب طعمه پر و بال بياراست » 25/0
10 در بيت زير چرا شاعر ساز شكسته را خوش آهنگ تر مي داند ؟
بشكن دل بي نواي ما را اي عشق             اين ساز شكسته اش خوش آهنگ تر است 5/0
11 با توجه به دو بيت زير پاسخ دهيد .
« وحي آمد سوي موسي از خدا / بنده ي ما را ز ما كردي جدا
تو براي وصل كردن آمدي / ني براي فصل كردن آمدي »
رسالت پيامبران در چيست ؟ 5/0

1 ت : خود آزمايي :
مصراع « همه دل پر از باد و لب پرزپند » بيانگر چه حالتي است ؟ 
5/0
2 در عبارت زير منظور از « لمس شد » چيست ؟
نصف تنش لمس شد .   25/0
3 هدف « بيهقي ، از آوردن حكايت هاي مناسب در خلال حوادث چيست ؟ (دو مورد را ذكر كنيد .) 5/0
4 در بيت زير شاعر چه پيامي دارد ؟
فرمان رسيد اين خانه از دشمن بگيريد        تخت و نگين از دست اهريمن بگيريد 5/0
5 در شعر زير ، شاعر ، روشنايي چشم جانباز را به چه چيزي تشبيه كرده است ؟
« صبح ، دو مرغ رها / بي صدا / صحن دو چشمان تو را ترك كرد » 25/0
6 با توجه به بيت « بازگشت و دفتر خود باز كرد          وصف او بر قدر فهم آغاز كرد »
مراد از « دفتر خود باز كرد » چيست ؟ 5/0
7 از دو بيت زير چه پيامي دريافت مي كنيد ؟
عاقبت از خامي خود سوخته         رهروي كبك نياموخته
كرد فرامش ره و رفتار خويش        ماند غرامت زده از كار خويش 5/0
8 عبارت « نامه ي برادر با من همان كرد كه شعر و چنگ رودكي با امير ساماني ! » به چه ماجرايي اشاره دارد ؟ 5/0
9 خداوند در بيت « من نكردم خلق تا سودي كنم        بلكه تا بر بندگان جودي كنم » سبب خلقت را چه مي داند ؟ 5/0

 
باسمه‌تعالي
 
سوالات امتحان نهايي درس : ادبيات فارسي
تخصصي ( سالي ـ واحدي) رشته : ادبيات و علوم انساني  ساعت شروع : 8 صبح مدت امتحان : 90 قيقه
سال سوم نظام جديد آموزش متوسطه تاريخ امتحان : 19/03/1382
دانش آموزان و داوطلبان آزاد استان سمنان در امتحانات نهايي نوبت دوم
سال تحصيلي 82- 1381 سازمان آموزش و پرورش استان سمنان

رديف سؤالات بارم

1 الف : معني و مفهوم عبارت ها و بيت هاي زير را به نثر روان بنويسيد . (پرسش هاي 1 تا 8)
قمري ريخته بالم ، به پناه كه روم ؟           تا به كي سر كشي ، اي سرو خرامان از من ؟ 
1
2 به فراست صادق دانست كه حال چيست . 5/0
3 تفرج كنان بيرون رفتيم ، در فصل ربيعي كه صولت برد آرميد بود و اوان دولت ورد رسيده . 1
4 باز آي كه چون برگ خزانم رخ زردي است        با ياد تو دمساز دل من دم سردي است 5/0
5 پسنده ست باز دهد عمار و بوذر                      كند مدح محمود مر عنصري را 1
6 وين بوم محنت از پي آن تا كند خراب                بر دولت آشيان شما نيز بگذرد 75/0
7 از روي خاك سر به ميان سما كشيد                   آن خنگ باد پاي گسسته عنان برف 75/0
8 دل روح ا... به حدت گرم بود « كه آتشي كه نميرد ، هميشه در دل او بود . » 5/0
9 ب : درك مطلب : (پرسش هاي 9 تا 12)
به سوالات مربوط به ابيات زير پاسخ دهيد ؟
حرف درويشان بدزدد مرد دون             تا بخواند بر سليمي زان فسون
كار مردان روشني و گرمي است            كار دونان حيله و بي شرمي است
جامه پشمين از براي كد كنند               بومسيلم را لقب احمد كنند
الف) كار مردان حق چيست ؟                                ب) كار افراد پست چيست ؟
ج) بومسيلم چه كسي است ؟                                  د) اين داستان چه پيامي دارد ؟ 2
10 با توجه به مفهوم بيت : « درخت تو گر بار دانش بگيرد           به زير آوري چرخ نيلوفري را »
شاعر در چه صورتي انسان را پيروز مي داند ؟ 5/0
11 در بيت « عبير آميز انفاس بهاري           زبور آموز كبك كوهساري »
منظور از « عبير آميز انفاس بهاري » كيست ؟ 5/0
12 با توجه به مفهوم بند شعر : « زمين به ما آموخت : ز پيش حادثه بايد كه پاي پس نكشيم ،
                                    مگر كم از خاكيم‌ ؟ نفس كشيد زمين ، ما چرا نفس نكشيم ؟ » پاسخ دهيد .
1ـ چه چيزي را آدمي بايد از زمين بياموزد ؟
2ـ چرا شاعر واژه ي « زمين / خاك » را به كار مي برد ؟ 1
13 پ : خود آزمايي (پرسش هاي 13 تا 20)
منظور شاعر از « حجله ي سبز » در بيت زير چيست ؟
« آيينه ي عرياني زيباي معاني است                اين حجله سبزي كه خداوند گشوده است » 5/0
14 اصحاب صفه و تابعين چه كساني بوده اند ؟ 5/0


رديف سؤالات بارم
15 چرا شاعر در بيت زير جهان را « سر به سر آيينه » مي داند ؟
« جهان را سر به سر آيينه مي دان          به هر يك ذره اي صد مهر تابان » 5/0
16 مفهوم كنايي « گياه بام شدن » را در بيت زير چيست ؟
« دانه پنهان كن ، به كلي دام شو          غنچه پنهان كن ، گياه بام شو » 5/0
17 منظور از عبارت « خام دست خامه به دست » چيست ؟ 5/0
18 در داستان بازرگان و طرار ، عكس العمل بزاز در برابر سرقت اموالش چه بود ؟ 5/0
19 ـ بيت : با صبا در چمن لاله سحر مي گفتم           كه : «‌ شهيدان كه اند اين همه گلگون كفنان »
با كدام يك از ابيات زير تناسب معنايي دارد ؟
الف) زين لاله ي بشكفته در دامن صحرا                  هر لاله نشان قدم راه نوردي است
ب) چون جام شفق موج زند خون به دل من             با اين همه دور از تو مرا چهره زردي است
ج) يا خون شهيدي است كه جو شد ز دل خاك        هر جا كه در آغوش صبا غنچه وردي است
د) از راهروان سفر عشق در اين دشت                    گلگونه سر شكي است اگر راه نوردي است 5/0
20 در مصراع : « به يك كرامت آبي نگاه دوخته ايد » كرامت آبي يا آسمان مظهر و نماد چيست ؟ 5/0
21 ت : دانش هاي ادبي (پرسش هاي 21 تا 27)
مجموعه شعر « پاليزبان » از كيست ؟ 25/0
22 در بيت : « بر گل سرخ از نم اوفتاده لآلي     همچون عرق بر عذار شاهد غضبان » كدام آرايه ي برجسته ي ادبي به كار رفته است ؟ 25/0
23 موضوع كتاب « انسان كامل » چيست ؟ و در چه قرني نوشته شده است ؟ 5/0
24 « ستايش آزادي و آزادگي ،‌ محكوم كردن استبداد ، طرح اسوه هاي تاريخي به ويژه تاريخ اسلام » از ويژگي هاي چه نوع ادبياتي است ؟ 5/0
25 در شعر سپيد زير يك شبكه ، آرايه ي مراعات نظير مشخص كنيد :
به گونه‌ي ماه نامت / زبان زد آسمان‌ها بود / و پيمان برادري‌ات / با جبل نور / چون آيه‌هاي جهاد / محكم 5/0
26 دو مورد از عناصر داستان را نام ببرد . 5/0
27 در بيت « به تماشاي غنچه هاي شهيد / گل به رنگ پريده مي آيد » چه آرايه هايي وجود دارد ؟ دو مورد را بنويسيد . 5/0
28 ث : معني واژه هاي مشخص شده را در پرسش هاي 28 تا 33 بنويسيد .
موجه ي اين محيط ، طوفان زاست         گر به چشم آرميده مي آيد 25/0
29 و ساعتي بعد / در باران متواتر پولاد / بريده بريده / افشا شدي 25/0
30 ياد آريد اي مهان ازين مرغ زار          يك صبوحي در ميان مرغزار 5/0
31 چو از ابر بينم همي با دونم            ندانم كه نرگس چرا شد دژم ؟ 25/0
32 «‌ همان رخش رخشان سوي خانه شد          چنين با خداوند بيگانه شد » 25/0
33 « تا بر جايم سخن حق ناچار بگويم و به تملق و زرق مشغول نشوم و به افتعال و شعبده قضاي آمده باز نگردد . » 5/0
34 ج : حفظ شعر (پرسش هاي 34 و 35)
جاي نقطه چين ها را با كلمات مناسب پر كنيد .
بي ته هر كس . . . . . . . . . لب گشايه             رخش از خون دل هرگز . . . . . . . . . . . . .  5/0
35 جاي خالي را در مصراع هاي زير پر كنيد /
الف) تاب . . . . . . . . . . مي دهد طره مشك ساي تو                   ب) هفت اختر . . . . . . . . . . . كاين خاكيان را مي خورند 5/0
 جمع نمرات 20

 

 


باسمه‌تعالي
 
سوالات امتحان نهايي درس : ادبيات فارسي
تخصصي رشته : ادبيات و علوم انساني  ساعت شروع : 10:30 صبح مدت امتحان : 90 قيقه
سال سوم نظام جديد آموزش متوسطه تاريخ امتحان : 12/10/1381
دانش آموزان و داوطلبـان آزاد استـان سمنـان در امتحــانـات نهـايـي دي ماه 1381 اداره كل سنجش و ارزشيابي تحصيلي

رديف سؤالات بارم
1 عبارت زير را معني كنيد .
« بي آن كه مخدوم خود را خيانتي كرد ، دل اين سلطان مسعود را نگاه داشت » 
1
2 عبارت زير را معني كنيد .
كسي از متعلقان منش بر حسب واقعه مطلع گردانيد كه فلان عزم كرده است كه بقيت عمر معتكف نشيند 1
3 معني عبارت : « اگر مرا قوي دل گرداني و از بأس او ايمن كني ، با تو بيايم » چيست ؟ 5/0
4 عبارت زير را به فارسي روان امروزي معني كنيد .
« به فراست صادق دانست كه حال چيست . » 5/0
5 بيت هاي شماره هاي 5 تا 12 را به نثر روان معني كنيد .
گر رو به تو آورده ام از روي نيازي است              ور درد سري مي دهمت از سر دردي است  
5/0
6 سرشار ز شيريني شهد خويش خويش است           اين غنچه كه لب را به شكر خند گشوده است 5/0
7 كرم كاندر چوب زاييده است حال                       كي بداند چوب را وقت نهال 5/0
8 يك دو پندش داد طوطي بي نفاق                        بعد از آن گفتش سلام الفراق 5/0
9 « در عدم هم ز عشق ، بويي هست                       گل ، گريبان دريده مي آيد . » 5/0
10 اين نوبت از كسان به شما ناكسان رسيد                 نوبت ز ناكسان شما نيز بگذرد 5/0
11 گل اگر چه هست ، بس صاحب جمال                  حسن او در هفته اي گيرد زوال 5/0
12 مانند پنبه دانه كه در پنبه تعبيه است                       اجرام كوه هاست نهان در ميان برف 5/0
13 با توجه به مفهوم بند شعر : « زمين به ما آموخت : ز پيش حادثه بايد كه پاي پس نكشيم ،
                                    مگر كم از خاكيم ؟ نفس كشيد زمين ، ما چرا نفس نكشيم ؟ » پاسخ دهيد ؟
1ـ چه چيزي را آدمي بايد از زمين بياموزد ؟
2ـ چرا شاعر واژه ي « زمين / خاك » را به كار مي برد ؟ 1
14 با توجه به جمله ي زير « نگاه امام خميني » چگونه بود ؟
آدمي زاد مي توانست نگاه اين يكي را در چله ي كمان بنشاند و به سوي دشمن پرتاب كند . » 5/0
15 با توجه به شعر
« تو آن راز رشيدي / كه روزي فرات / بر لبت آورد / و كنار درك تو / كوه از كمر شكست »
به سوالات زير پاسخ دهيد .
الف) بخش اول شعر به چه حادثه اي اشاره دارد ؟(5/0)
ب) منظور از « كوه » در شعر بالا كيست ؟ (5/0)
ج) شعر اشاره به چه حديثي دارد ؟ (حديث يا معني حديث ) (5/0) 5/1
16 بيت زير اشاره به چه داستاني است ؟
نوح و موسي را نه دريا يار شد            نه بر اعداشان به كين قهار شد ؟ 1


رديف سؤالات بارم
17 با توجه به مفهوم بيت : « درخت تو گر بار دانش بگيرد           به زير آوري چرخ نيلوفري را »
شاعر در چه صورتي انسان را پيروز مي داند ؟ 5/0
18 منظور شاعر از « حجله ي سبز » در بيت زير چيست ؟
آيينه ي عرياني زيباي معاني است          اين حجله سبزي كه خداوند گشوده است 5/0
19 مفهوم كنايي « سرد گشتن » و « گياه بام شدن » را در ابيات زير بنويسيد .
1ـ چون شنيد آن مرغ كان طوطي چه كرد           پس بلرزيد ، اوفتاد و گشت سرد
2ـ دانه پنهان كن ، به كلي دام شو          غنچه پنهان كن ، گياه بام شو 5/0
20 بيت « در او در جمع گشته هر دو عالم      گهي ابليس گردد گاه آدم » در وصف چيست ؟ 5/0
21 بيت زير اشاره به چه ماجرايي است ؟
دلم شكسته تر از شيشه هاي شهر شماست       شكسته باد كسي كاين چنينمان مي خواست 5/0
22 عذر آوري مرغان در داستان « سي مرغ و سيمرغ » بيانگر چيست ؟ 5/0
23 با خواندن سفر نامه ها چه شناختي از سرزمين ها به ما مي دهد ؟ 1
24 در داستان تمثيلي طوطي و بازرگان مولوي : طوطي و قفس نماد چيست ؟ 5/0
25 موضوع عرفاني كتاب منطق الطير در چه قالب شعري سروده شده است ؟ 25/0
26 ابزار اصلي كار طنز پرداز در چيست ؟ 25/0
27 اگر غرض از « گل هاي گلستان » داستان هاي گلستان باشد ، چه آرايه اي به كار رفته است ؟ 25/0
28 در بيت : « باد در سايه ي درختانش / گسترانيده فرش بوقلمون ، گروه هاي اسمي : « باد » و « فرش بوقلمون » داراي چه آرايه‌هايي هستند و غرض از « فرش بوقلمون » چيست ؟ 75/0
29 كلمه هاي مشخص شده در شماره هاي 29 تا 34 را  معني كنيد .
چو صيتش در افواه دنيا فتاد             تزلزل در ايوان كسر افتاد 
25/0
30 كمندي به فتراك زين برببست         بر آن باره ي پيل پيكر نشست 25/0
31 گفت : « بهفلان مشرع از مشارع دجله ، ملاحي ، خواستي ، 25/0
32 آن معاندان نابه كار و خونخوار را به قعر اسفل دركات دوزخ فرستادند . 5/0
33 تا يكي از دوستان كه در كجاوه انيس من بودي و در حجره جليس ، به رسم قديم از در در آمد 25/0
34 جمعي ظرفا به در خانه ي بخيلي رفتند تا از او چيزي اخذ كنند . 5/0
35 جاي خالي را در مصراع هاي زير پر كنيد .
الف) تاب . . . . . . . . . . . . . مي دهد طره مشك ساي تو             
ب) هفت اختر . . . . . . . . . . . كاين خاكيان را مي خورند. 5/0
36 بيت زير را كامل كنيد .
يكي برزيگري . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
                                             به چشم خون فشان آلاله مي كشت 5/0
 جمع نمرات  20

 

 


باسمه‌تعالي
 
سوالات امتحان نهايي درس : ادبيات فارسي (3)
(سالي ـ واحدي) رشته : علوم تجربي و رياضي فيزيك  ساعت شروع : 8 صبح مدت امتحان : 75قيقه
سال سوم نظام جديد آموزش متوسطه تاريخ امتحان : 19/06/1381
دانش آموزان و داوطلبـان آزاد استـان سمنـان در امتحــانـات نهـايـي دوره تابستاني سـال تحصيلي 81- 80 اداره كل سنجش و ارزشيابي تحصيلي
سازمان آموزش و پرورش استان سمنان

رديف سؤالات بارم
الف لغات و تركيبات مشخص شده ي زير را معني كنيد .
1ـ عصاره ي تا كي به قدرت او شهد فايق شده 
25/0
 2ـ ... آن چاكر را لت زدي . 25/0
 3ـ از هر كران بانگ رحيل آيد به گوشم             بانگ از جرس برخاست واي من خموشم 25/0
 4ـ بسيار مي كوشيدند لرد استرابري را متقاعد كنند . 25/0
 5ـ آن جا به رغم باد صبا مي فرستمت . 25/0
 6ـ بق كرده بود . 25/0
 7ـ پي گيري جنحه و جنايت 25/0
 8ـ زين نمط بيهوده مي گفت آن شبان 25/0
ب ابيات و عبارات زير را به نثر روان معني كنيد .
1ـ اي از بر سدره شاهراهت         وي قبه ي عرش تكيه گاهت 
1
 2ـ از عكس رياحين او پر زاغ چون دم طاووس نمودي و در پيش جمال او دم طاووس به پر زاغ مانستي 1
 3ـ تا به جايي رسي كه مي نرسد              پاي اوهام و پايه ي افكار  75/0
 4ـ تا خويشتن را ضيعتكي حلال خرند و فراخ تر بتوانند زيست . 75/0
 5ـ نهادند پيمان ، دو جنگي كه كس           نباشد در آن جنگ ، فرياد رس 5/0
 6ـ گوشش به اين حرف ها بدهكار نيست . 5/0
 7ـ چه باشد گر خورم صد سال تيمار          چو بينم دوست را يك روز ديدار 5/0
 8ـ اگر حق ـ تعالي ـ را با اين قالب سر و كاري باشد يا تعبيه اي دارد در ين موضع تواند داشت . 5/0
 9ـ واژه ي معين شده را معني كنيد .
گفت : با آن كس كه ما را آفريد              اين زمين و چرخ از او آمد پديد 25/0
 10ـ معني جمله ي قسمت مشخص شده را بنويسيد .
در خبر است از سرور كاينات . . . 25/0
ج درك مطلب :
1ـ منظور از « عنان قلم را در اختيار داشته » چيست ؟ 
5/0
 2ـ « شاهين تيز بال افق ها بودم » چه مفهومي دارد ؟ 5/0
 3ـ مفهوم كلي جمله ي زير چيست ؟
« وقتي توجهات عامه فرو كش كرد . » 5/0
 4ـ مفهوم كلي جمله ي زير چيست ؟
« از گزند داس دروگر وقت ، هيچ روينده را زنهار نيست » 5/0
 
رديف سؤالات بارم
 5ـ در عبارت « مي بيني كدخدا چه خاكي به سرم شد ، منظور از قسمت مشخص شده چيست ؟ 5/0
 6ـ مفهوم كلي بيت زير را بنويسيد .
« شود آسان ز عشق كاري چند              كه بود نزد عقل بس دشوار » 5/0
 7ـ جمله ي « هر يك خود را مي كوشيد » بر كدام صفت ناپسند اشاره دارد ؟ 5/0
 8ـ « سرپر » در عبارت مقابل يعني چه ؟ « در اين دو شهر تنها يك سرپري زديم » 5/0
د خود آزمايي :
1ـ با توجه به بيت زير به سوال پاسخ دهيد :
« آفتاب ، خار و خس ، مزرعه ي چشم تو »
چرا شاعر ،‌ آفتاب را خار و خس چشم جانباز مي داند ؟ 
5/0
 2ـ با توجه به بيت « بازگشت و دفتر خود را باز كرد        وصف او بر قدر فهم آغاز كرد »
مراد از « دفتر خود باز كرد » چيست ؟ 5/0
 3ـ منظور از بيت « بر قدم او قدمي مي كشيد            و ز قلم او رقمي مي كشيد » چيست ؟ 5/0
 4ـ منظور شاعر از مصراع اول بيت زير چيست ؟
قابيليان بر قامت شب مي تنيدند          هابيليان بوي قيامت مي شنيدند 5/0
 5ـ منظور از تركيب مشخص شده در بيت زير چيست ؟
از مضيق حيات در گذري        وسعت ملك لامكان بيني  5/0
 6ـ مفهوم كنايه ي مقابل چيست ؟  « خود گنبد « چنگي به دل نمي زد » 5/0
 7ـ مراد شاعر از « تخت و نگين » و « اهريمن » در بيت زير ، چيست ؟
« فرمان رسيد اين خانه از دشمن بگيريد          تخت و نگين از دست اهريمن بگيريد » 5/0
 8ـ مصراع « همه دل پر از باد و لب پر ز پند » بيانگر چه حالتي است ؟ 5/0
هـ دانش هاي ادبي (درآمدها ـ تاريخ ادبيات ـ آرايه ها) :
1ـ عرفان در آغاز كدام قرن و با ظهور كدام شاعر موضوع عمده ي اشعار شاعران گرديد ؟ 
5/0
 2ـ آثار زير از چه كساني است ؟
الف‌) سو و شون                         ب) جنگ و صلح 5/0
 3ـ منظور از زاويه ي ديد چيست ؟ 5/0
 4ـ شهرت عمده ي سيد احمد هاتف اصفهاني به سرودن كدام قالب شعري است و با چه مضموني ؟ 5/0
 5ـ در بيت زير يك تقابل بين واژگان را بنويسيد ؟
در حق او مدح و در حق تو ذم            در حق او شهد و در حق تو سم 5/0
 6ـ در بيت زير بارزترين آرايه ي حماسي چيست ؟
ز سم ستوران در آن پهن دشت            زمين شش شد و آسمان گشت هشت 5/0
و جاهاي خالي را كامل كنيد :
1ـ . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .        و اندر آن ظلمت شب آب حياتم دادند 
5/0
 2ـ ساقيا بده . . . . . . . . . . . زان شراب روحاني     تا دمي بر آسايم زين . . . . . . . . . . . . ظلماني 5/0
 جمع نمرات 20

 


باسمه‌تعالي
 
سوالات امتحان نهايي درس : ادبيات فارسي (3) رشته : علوم تجربي و رياضي‌ فيزيك ساعت شروع : 8 صبح مدت امتحان : 75 دقيقه
سال سوم نظام جديد آموزش متوسطه تاريخ امتحان : 06/03/1381
دانش آموزان و داوطلبـان آزاد استـان سمنـان در امتحــانـات نهـايـي نوبت دوم سـال تحصيلي 81- 80 اداره كل سنجش و ارزشيابي تحصيلي

رديف سؤالات بارم
الف لغات و تركيبات مشخص شده زير را معني كنيد .
1ـ وظيفه روزي به خطاي منكر نبرد . 2
 2ـ مدتي با قفل كندوكو كرديم .  
 3ـ وقت است تا برگ سفر بر باره بنديم . 
 4ـ آري ، زمان فره جواني را مي پژمرد . 
 5ـ بر خود مي ژكيد . 
 6ـ كبوتران فرمان وي بكردند . 
 7ـ مطوقه و يارانش مطلق و ايمن بازگشتند . 
 8ـ آدمي به هر جا مي رود گمان مي كند به غايت القصواي مقصود خود رسيده است . 
ب ابيات و عبارات زير را به نثر روان معني كنيد . بيت زير را معني كنيد .
1ـ سنگين شد اي دل ، دل من ،‌ بار گناه من و تو           صبح آمد اما نشد صبح ، شام سياه من و تو 
1
 2ـ باران رحمت بي حسابش همه را رسيده و خوان نعمت بي دريغش همه جا كشيده . 1
 3ـ گرفتند زان پس دوال كمر         دو اسب تگاور فرو برده سر 75/0
 4ـ موش با دُهايِ تمام و خرد بسيار گرم و سرد روزگار ديده ، ... 75/0
 5ـ « نگويم كه مرا سخت دربايست نيست . » 5/0
 6ـ وقت است تا برگ سفر بر باره بنديم             دل بر عبور از سد خار و خاره بنديم 5/0
 7ـ پر زنان در پرتو مطلوب شد      شمع غالب گشت و او مغلوب شد 5/0
 8ـ « اهمال جانب من جايز نشمردي » 5/0
 9ـ بر قدم او قدمي مي كشيد       وز قلم او رقمي مي كشيد  25/0
 10ـ « من اين نپذيرم و در عهده اين نشوم . » 25/0
ج درك مطلب :
1ـ با توجه به عبارت زير به سوالات پاسخ دهيد :
آن روزها من يك شاگرد مدرسه ي ساده بودم ، آدم دربار ؛ خبط و خطايم با خودم بود . امروز معلم ، آشناي مردم ؛ مردمي كه براي نقاش باشي خودشان حكايت ها ساخته اند . افسانه هايي به حق زيباتر از پرده هاي من . اختيار با من نيست ، كه بگويم ، بله ...
الف) « چرا كمال الملك مي گويد : اختيار با من نيست كه بگويم ، بله ؟
ب) چرا نويسنده در گذشته اشتباهاتش را مربوط به خود مي داند ؟ 
1
 2ـ لغت و تركيب مشخص شده در بيت زير در چه معني به كار رفته اند ؟
ديگر برخاست مي شد مست مست        پاي كوبان برسر آتش نشست 5/0
 3ـ در بيت زير شاعر براي دل خود چه صفاتي را بر مي شمارد ؟
هر چند كه از آينه بي رنگ تر است       از خاطر غنچه ها دلم تنگ تر است 5/0
رديف سؤالات بارم
 4ـ عبارت معين شده را معني كنيد :
از شنيدن اسم شهر قند در دلم آب مي شد . 5/0
 5ـ در بيت : « شود آسان ز عشق كاري چند / كه بود نزد عقل بس دشوار » تقابل ميان چه چيزهايي ديده مي شود ؟ 5/0
 6ـ مفهوم كنايي « هميشه چشم نهاده بودي » را بنويسيد . 5/0
 7ـ در عبارت « پرده ي ناموس بندگان به گناه فاحش ندرد . » به كدام صفت خداوند اشاره شده است ؟ 5/0
د خود آزمايي :
1ـ با توجه به فيلم نامه « كمال الملك » شخصيت ، تدين ، و « رضا خان » را چگونه ارزيابي مي‌كنيد ؟ 
5/0
 2ـ از عبارت « مشتي رندراسيم دادند كه سنگ زنند » چه پيامي را دريافت مي كنيد ؟ 5/0
 3ـ در بيت زير ، منظور از « پير و جوان » چه كساني است ؟
« چو نزديك گشتند پير و جوان         دو شير سرافراز و دو پهلوان » 5/0
 4ـ در داستان « گاو » شخصيت اصلي داستان كيست و زاويه ي ديد داستان چگونه است ؟ 5/0
 5ـ در بيت زير ، منظور از « تو » كيست ؟ و « فصل كردن » يعني چه ؟
« تو براي وصل كردن آمدي        ني براي فصل كردن آمدي » 5/0
 6ـ در بيت زير شاعر چه چيزي را شرط دست يابي به كيمياي عشق مي داند ؟
« جان گدازي اگر به آتش عشق         عشق را كيمياي جان بيني » 5/0
 7ـ محوري ترين پيام درس « كبوتران طوقدار » چيست ؟ 5/0
 8ـ در بيت « اي صبح دم ، ببين كه كجا مي فرستمت           نزديك آفتاب وفا مي فرستمت »
چرا شاعر صبح دم را پيك خود مي داند ؟ 25/0
 9ـ منظور « تاگور » در اين بخش شعر « آنان كـه فانوسشان را بر پشت مي بـرند / سـايه هاشان پيش پايشـان مي افتـد » منظـور از « آنان » چه كساني است ؟ 25/0
هـ دانش هاي ادبي (آرايه ها ـ تاريخ ادبيات ـ در آمدها ) :
1ـ دربيت زيركدام آرايه هاي ادبي به كار رفته است ؟
چه غم ديوار امت را كه دارد چون تو پشتيبان          چه باك از موج بحر آن را كه باشد نوح كشتيبان 
5/0
 2ـ با توجه به بيت « اي صبح دم ببين كه كجا مي فرستمت        نزديك آفتاب وفا مي فرستمت »
كدام آرايه هاي ادبي در بيت ديده مي شود ؟ 5/0
 3ـ نام يك اثر به شعر و يك اثر به نثر از « عطار نيشابوري » بنويسيد . 5/0
 4ـ آثار « جلال آل احمد » بيانگر كدام موقعيت اجتماعي ـ سياسي ايران است ؟ 5/0
 5ـ « مناجات نامه ي » خواجه عبدالله انصاري و حديقه الحقيقه سنايي هر يك جزء كدام حوزه ي ادبي عرفاني هستند ؟ 5/0
 6ـ در داستان منظور از عنصر « لحن » چيست ؟ 5/0
و شعر حفظي :
جاهاي خالي را پر كنيد :
1ـ . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .          كز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران  
5/0
 2ـ پيش صاحب نظران . . . . . . . . . . . . . . . باد است           بلكه آن است . . . . . . . . . . . . . كه ز ملك آزاد است  5/0
 جمع نمرات 20

 

 

 


باسمه‌تعالي
 
سوالات امتحان نهايي درس : ادبيات فارسي
تخصصي (سالي ـ واحدي) رشته : ادبيات و علوم انساني  ساعت شروع : 8 صبح مدت امتحان : 90 دقيقه
سال سوم نظام جديد آموزش متوسطه تاريخ امتحان : 19/06/1381
دانش آموزان و داوطلبـان آزاد استـان سمنـان در امتحــانـات نهـايـي دوره تابستاني سـال تحصيلي 81- 80 اداره كل سنجش و ارزشيابي تحصيلي
سازمان آموزش و پرورش استان سمنان

رديف سؤالات بارم

1 معني  بيت ها و عبارت هاي پرسش هاي 1 تا 11 را به فارسي روان امروزي بنويسيد .
ياد آريد اي مهان ! زين مرغ زار                   يك صبوحي در ميان مرغزار 
5/0
2 گل ، دفتر اسرار خداوند گشوده است            صحرا ورق تازه اي از پند گشوده است  5/0
3 از درد سخن گفتن و از درد شنيدن               با مردم بي درد نداني كه چه دردي است  5/0
4 هم مرگ بر جهان شما نيز بگذرد                 هم رونق زمان شما نيز بگذرد 5/0
5 دو چشمش به سان دو نرگس به باغ             مژه تيرگي برده از پر زاغ 5/0
6 از نان و جامه خلق غني گشتي اربدي            از آرد يا ز پنبه تن ناتوان برف 5/0
7 طاقت سيمرغ نارد بلبلي            بلبلي را بس بود عشق گلي 5/0
8 هر كجا سرقه اي كردندي پاي در ميان نهادي و پي بيرون بردي 75/0
9 چون دمنه بديد كه شير در تقريب گاو چه ترحيب مي نمايد ، خواب و قرار از وي بشد . 75/0
10 « بي آن كه مخدوم خود را خيانتي كرد ، دل اين سلطان مسعود را نگاه داشت . » 1
11 كسي از متعلقان منش بر حسب واقعه مطلق گردانيد كه فلان عزم كرده است كه بقيت عمر معتكف نشيند . 1
12 بيت زير كدام مفهوم قرآني را تداعي مي كند ؟
از پي هر شكست پيروزي است            از دل شب ، سپيده مي آيد 5/0
13 چرا شاعر در بيت زير جهان را سر به سر آيينه مي داند ؟
جهان را سر به سر آيينه مي دان         به هر يك ذره اي صد مهر تابان 5/0
14 در عبارت زير پيام نهايي سعدي چيست ؟
باد خزان را بر ورقش دست تطاول نباشد . 5/0
15 در جمله ي زير « ردا بر سر كشيدن » بيانگر چه حالتي از طبيب است ؟
« طبيبي را ديدند كه هر گاه به گورستان رسيدي ردا بر سر كشيدي . » 5/0
16 منظور از « تركي تازي كردن » در بيت زير چيست ؟
طوي مرده چنان پرواز كرد        كافتاب شرق تركي تاز كرد 5/0
17 تغيير دادن جاي تكيه در كدام كلمه ي بيت زير ، باعث تغيير معنا مي شود ؟
« فمري ريخته بالم به پناه كه روم                تا به كي سر كشي ، اي سرو خرامان از من ؟ » 5/0
18 مقصود از « خوكان » و « قيمتي در لفظ دري » در بيت زير چيست ؟
من آنم كه در پاي خوكان نريزم         مر اين قيمتي در لفظ دري را 5/0
19 بيت زير اشاره به چه ماجرايي است ؟
دلم شكسته تر از شيشه هاي شهر شماست        شكسته باد كسي كاين چنينمان مي خواست 5/0
20 در بيت « عبير آميز انفاس بهاري         زبور آموز كبك كوهساري » منظور از « عبير آميز انفاس بهاري » كيست ؟ 5/0

رديف سؤالات بارم
21 ابيات زير را بخوانيد و به پرسش هايي كه پس از آن مي آيد پاسخ دهيد .
اي كه پنجاه رفت و در خوابي                         مگر اين پنج روز دريابي
خجل آن كس كه رفت و كار نساخت                كوس رحلت زدند و بار نساخت
هر كه آمد عمارتي نو ساخت                          رفت و منزل به ديگري پرداخت
و آن دگر پخت همچنان هوسي                       وين عمارت به سر نبرد كسي
يار ناپايدار دوست مدار                                دوستي را نشايد اين غدار
اي تهيدست رفته در بازار                              ترسمت پر نياوري دستار
هر كه مزروع خود بخويد                              وقت خرمنش خوشه بايد چيد
1ـ مقصود از « يار ناپايدار » چيست ؟ (5/0)
2ـ كدام مصراع به اين مفهوم اشاره دارد ؟ هيچكس در اين دنيا به تمام آرزوهايش نمي رسد . (5/0)
3ـ با توجه به مفاهيم استعاري و كنايي واژه هاي مزروع ، خويد ، خرمن و خوشه چيدن ، مفهوم اصلي بيت پاياني را بنويسيد ؟ (1)
4ـ بيت زين كاروان سراي بسي كاروان گذشت/ ناچار كاروان شما نيز بگذرد ، با كدام بيت بالا تناسب معنايي بيشتري دارد ؟ (5/0) 5/2
22 در بيت زير كدام آرايه ي ادبي وجود ندارد ؟
در عدم هم ز عشق بويي هست         گل گريبان دريده مي آيد
الف) كنايه             ب) حسن تعليل                ج) استعاره مكينه               د) جناس 25/0
23 در بيت زير دو آرايه ي ادبي پيدا كنيد ؟
گر چه مورم ولي آن حوصله با خود دارم                كه ببخشم بودار ملك سليمان از من 5/0
24 اين آثار از كيست ؟        الف) فرج بعد از شدت                          ب) سوگ سياوش 5/0
25 نوع نثر كتاب « قصص الانبيا » چگونه است ؟ 25/0
26 نثري كه لبريز از تكلف و كاربرد آرايه هاي ادبي است ، به نحوي كه گاه معنا تحت تأثير لفظ قرار مي گيرد ، چه نام دارد ؟ 25/0
27 مترجم كليله و دمنه از عربي به فارسي كيست ؟ 25/0
28 خواندن سفر نامه ها چه شناختي از سرزمين ها به ما مي دهد ؟ 1
29 با توجه به عبارت زير معناي واژه هاي مشخص شده را بنويسيد ؟
« چه نيك در پرتو اين نام عالي ، معانيِ بديع يافته ، تراكيب نادر ، اساليب مستحسن ، مفاهيم جزيل . » 5/0
30 لغات مشخص شده در عبارت زير را مشخص كنيد :
خسرو و بزرگان و مغني ها و اهل طرب در كرجي ها نشسته اند . 5/0
31 معناي واژه ي مشخص شده ي زير را بنويسيد ؟
نفاط برق روشن و تندرش طبل زن               ديدم هزار خيل و نديدم چنين مهيب 25/0
32 فرو هشت در بيت مقابل چه معنايي دارد ؟          فروهشت گيسو از آن كنگره             كه يا زيد و شد تا به بن يك سره 25/0
33 واژه ي مقمر يعني چه ؟ « افسوني داشتم كه شب هاي مقمر پيشِ ديوارهاي توانگران بيستادمي و هفت بار بگفتمي شَولَم شَولَم » 25/0
34 لغت مشخص شده را معني كنيد .    به كاشانه ي صبيه منتقل كنيم . 25/0
35 جاي نقطه چين ها را با كلمات مناسب پر كنيد .
خوان كرم گسترده اي ، . . . . . . . . . . . . خويشم برده اي         گوشم چرا مالي اگر ، من گوشه . . . . . . . . . . . بشكنم  5/0
36 مصرع دوم بيت زير را بنويسيد :
سلسله موي دوست حلقه ي دام بلاست           . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . 5/0
 جمع نمرات 20

 


باسمه‌تعالي
 
سوالات امتحان نهايي درس : ادبيات فارسي (3) رشته : علوم تجربي و رياضي‌ فيزيك ساعت شروع : 8 صبح مدت امتحان : 75 دقيقه
سال سوم نظام جديد آموزش متوسطه تاريخ امتحان : 19/06/1381
دانش آموزان و داوطلبان آزاد سراسر كشور در نيمسال اول سال تحصيلي 81- 1380 اداره كل سنجش و ارزشيابي تحصيلي

رديف سؤالات بارم

1 الف) معني ابيات و عبارات زير را به فارسي روان بنويسيد . (4)
از دست و زبان كه بر آيد         كز عهده ي شكرش به در آيد ؟ 
5/0
2 بزد تير بر چشم اسفنديار           سيه شد جهان پيش آن نامدار 5/0
3 « حيات اين جماعت در بذل توجه و مرگشان در بي اعتناييه . » 5/0
4 روز دوشنبه هفتم صفر امير مسعود شبگير بر نشست و به كران رود هيرمند رفت .  5/0
5 راز نهان دارو خمش ور خمشي تلخ بود          آن چه جگر سوزه بود باز جگر سازه شود 1
6 گر بر سر خاشاك يكي پشه بجنبد          جنبيدن آن پشه عيان در نظر ماست 5/0
7 غمي به قدمت تاريخ درد انسان داشت         دلي به وسعت جغرافياي انساني 5/0

8 ب) واژه هاي مشخص شده ي زير را معني كنيد . (2)
دايه ي ابر بهاري را فرموده تا بنات نبات در مهد زمين بپرورد . 
25/0
9 « اين قدر مهمل گفت كه سر رشته ي امور از دستمون رفت »  25/0
10 تاريخ او را به داستاني دراز ماننده كردم . اين سخني گزاف نيست .  5/0
11 اين آشيانه آن قدر بديع بود كه ... 25/0
12 يك شبي پروانگان جمع آمدند          در مضيفي طالب شمع آمدند 25/0
13 مطوقه و يارانش مطلق و ايمن بازگشتند .  25/0
14 عزرائيل را بفرمود : برو ؛ اگر به طوع و رغبت نيايد ، به اكراه و اجبار برگير و بياور . 25/0

15 ج) درك مطلب : (2)
با توجه به عبارت « پرده ي ناموس بندگان به گناه فاحش ندرد و وظيفه ي روزي به خطاي منكر نبرد . » كدامين صفت خداوند را توصيف مي‌كند ؟ 
5/0
16 منظور از بيت « بر قدم او قدمي مي كشيد        وز قلم او رقمي مي كشيد » چيست ؟ 5/0
17 « شاهين تيز بال افق هابودم ، زنبوري طفيلي شدم » بر چه مفهومي تكيه دارد ؟ 5/0
18 با توجه به عبارت « ابليس را چون در دل آدم بار ندادند و دست رد به رويش باز نهادند ، مردود همه ي جهان گشت ... » علت مردود بودن شيطان چيست ؟ 5/0

19 د) دانش هاي ادبي : (3)
منظور از زاويه ديد چيست ؟ 
5/0
20 آثار « جلال آل احمد » بيانگر كدام موقعيت سياسي و اجتماعي ايران است ؟ 5/0
21 كتاب « داستان داستان ها » از كيست ؟ نويسنده در اين كتاب رويارويي رستم و اسفنديار را چگونه تراژديي مي نامد ؟ 5/0
22 شكسپير در غزل واره ي « ترانه ي من » چه چيزهايي را ستوده است ؟‌ 5/0
23 كنايه را در بيت زير پيدا كنيد .
« ديگري برخاست مي شد مست مست       پاي كوبان بر سر آتش نشست » 5/0
24 زبان و قالب كتاب « كليله و دمنه » چگونه است ؟ 5/0

رديف سؤالات بارم

25 هـ ) خود آزمايي : (4)
داستان « گاو » داراي چه پيام هايي است ؟ 
75/0
26 از عبارت « مشتي رندراسيم دادند كه سنگ زنند » چه پيامي را مي‌توان استنباط كرد ؟ 5/0
27 با توجه به بيت :
« آفتاب /
         خار و خس مزرعه ي چشم تو »
چرا شاعر ، آفتاب را خار و خس چشم جانباز مي‌داند ؟ 5/0
28 با توجه به ابيات « اي صبح دم ، ببين كه كجا مي فرستمت        نزديك آفتاب وفا مي فرستمت
                      باد صبا دروغ زن است و تو راست گوي        آنجا به رغم باد صبا مي فرستمت »
1ـ به صبح دم چه مسئوليتي واگذار شده است ؟ (25/0)
2ـ چرا مسئوليت پيام رساني به صبح دم در مقابل باد صبا واگذار شده است ؟ (5/0) 75/0
29 در بيت « دوباره پلك دلم مي پرد ، نشانه ي چيست ؟      شنيده ام كه مي آيد كسي به مهماني »
به كدام اعتفاد عاميانه اشاره مي شود ؟ 5/0
30 منظور نويسنده از جمله ي « پس از عزيمت رضا شاه كه قبلاً رضا خان بود و بعدا هم رضا خان شد . » چيست ؟ 5/0
31 مقصود از بيت زير چيست ؟
« بر دل موسي سخن ها ريختند            ديدن و گفتن به هم آميختند » 5/0

 

 

باسمه‌تعالي
 
سوالات امتحان نهايي درس : ادبيات فارسي (3) رشته : كليه رشته‌ها غير از  ادبيات و علوم انساني ساعت شروع : 8 صبح مدت امتحان : 75 دقيقه
سال سوم نظام جديد آموزش متوسطه تاريخ امتحان : 22/03/1379
دانش آموزان و داوطلبان آزاد سراسر كشور در خرداد ماه 1379 اداره كل سنجش و ارزشيابي تحصيلي

رديف سؤالات بارم
1 معني كنيد :
موش بدين سخن التفات نمود  25/0
2 مصراع هر روز عاشورا و هر جا كربلا بود اشاره كدام روايت مشهور دارد . 5/0
3 واژه ي معين شده زير را معني كنيد .
سر سبزترين بهار تقديم تو باد            آواي خوش هزار تقديم تو باد 25/0
4 با توجه به عبارت « پرده ي ناموس بندگان به گناه فاحش ندرد و وظيفه به خطا منكر نبرد . » كدامين صفات خداوند را توصيف مي‌كند ؟‌ 5/0
5 معني و مفهوم بيت زير را بنويسيد .
از دست و زبان كه برآيد        كز عهدي شكرش به در آيد ؟ 5/0
6 بيت زير را معني كنيد :‌
چو شد روز رستم بپوشيد گبر    نگهبان تن كرد بر گير ببر 5/0
7 الحاح يعني چه ؟
رستم چند بار به الحاح از شاهزاده مي‌خواهد . 25/0
8 مفهوم عبارت زير را بنويسيد ؟
حيات اين جماعت در بذل توجه و مرگشان در بي اعتناييه . 5/0
9 منظور از زاويه ي ديد چيست ؟ 5/0
10 آثار زير از چه كساني است ؟
جنگ و صلح                      چشم هايش                         كليدر 75/0
11 منظور از پاپي مي شد چيست ؟
مدير مدام پاپي مي شد و هي داد مي‌زد 25/0
12 معني كنيد :
نبشته آمد و به توقيع موكد گشت و مبشران برفتند . 75/0
13 منظور از عبارت « شمار آن به قيامت مرا بايد داد » چيست ؟ 5/0
14 لغت مشخص شده را معني كنيد :
بيهقي گاه نيز در عين كمال ايجاز حق مطلب را ادا كرده است . 25/0
15 با توجه به عبارت « مشتي رندراسيم دادند كه سنگ زنند » چه پيامي را مي‌توان استنباط كرد ؟ 5/0
16 تخلص مولانا در بيشتر غزلياتش چيست ؟ 25/0
17 معني و مفهوم كلمه معين شده را بنويسيد ؟
انس مردانه با شمشير آخته به سوي ميدان نبرد مي رفت . 25/0
 
 
رديف سؤالات بارم
18 منظور از « تخت و نگين » و « اهريمن » در بيت زير چيست ؟
فرمان رسيد اين خانه از دشمن بگيريد           تخت و نگين از دست اهريمن بگيريد 5/0
19 منظور از « لب ديوار دل » در بيت « شب دو صف از يا كريم ، بال به بال نسيم / از لب ديوار دلت پر كشيد .  5/0
20 معني واژه و تركيب زير را بنويسيد ؟‌
طي دو سه لمحه همه چيز را به خاكستر تبديل كرد .  25/0
21 مقصود از سر به مهر نامه در مصراع « اين سر به مهر نامه بدان مهربان رسان » چيست ؟ 5/0
22 در بيت زير چه آرايه‌اي ادبي وجود دارد ؟
اي هدهد صبا به سبا مي فرستمت        بنگر كه از كجا به كجا مي فرستمت 25/0
23 معني بيت زير را به فارسي روان بنويسيد ؟
بازگشت و دفتر خود را باز كرد         وصف او بر قدر فهم آغاز كرد 5/0
24 كتاب كليله و دمنه اولين بار به چه زباني ترجمه شد ؟ 25/0
25 در بيت زير چه آرايه‌اي ديده مي‌شود ؟
كنار تو لنگر گرفت كشتي عشق           بيا كه ياد تو آرامشي است طوفاني 5/0
26 مقصود از بيت « هنوز مي‌شنود آن صداي محزون / دلم به روشني آيه‌هاي قرآني چيست ؟ 5/0
27 معني واژه‌ي معين شده‌ي زير را بنويسيد ؟
به قول بيرجندي ها در اين شهر تنها يك « سرپري » زديم 25/0
28 واژه‌هاي معين شده را معني كنيد :
نه گرما نه سرما و نه بادهاي تند ـ كه گاهي قيه مي كشيدند ـ هيچ كدام اين ها را احساس نمي كرد. 25/0
29 منظور نويسنده از جمله ي « پس از عزيمت رضا شاه كه قبلاً رضا خان بود و بعدا هم رضا خان شد » چيست ؟ 5/0
30 معني كنيد :
گر به اقليم عشق روي آري             همه آفاق گلستان بيني 75/0
31 در بيت : شود آسان ز عشق كاري چند / كه بود نزد عقل بس دشوار » تقابل ميان چه چيزهايي ديده مي‌شود ؟ 5/0
32 با توجه به بيت پاسخ دهيد .
ملت عشق از همه دين ها جداست           عاشقان را ملت و مذهب خداست
مذهب عاشق چيست  5/0
33 عبارت معين شده را معني كنيد :
1ـ حق ـ تعالي چون اصناف موجودات مي آفريد ،‌ وسايط گوناگون در هر مقام بر كار كرد . 25/0
34 عبارت معين شده را معني كنيد :
جبرئيل گفت : خداوندا ، تو داناتري ، خاك تن در نمي دهد . 25/0
35 در عبارت زير چه آرايه‌ ادبي به كار رفته است ؟
درختان را به خلعت نوروزي قباي سبز ورق در بر گرفته 25/0
36 در مصراع « ولادت كه روزگاري از گوهر نور بود »
چرا شاعر ولادت را از گوهر نور مي‌داند ؟ 5/0
 جمع نمرات 15

 

 


باسمه‌تعالي
 
سوالات امتحان نهايي درس : ادبيات فارسي (3) رشته : علوم تجربي و رياضي‌ فيزيك ساعت شروع : 8 صبح مدت امتحان : 75 دقيقه
سال سوم نظام جديد آموزش متوسطه تاريخ امتحان : 02/06/1379
دانش آموزان و داوطلبان آزاد سراسر كشور در تابستان 1379 اداره كل سنجش و ارزشيابي تحصيلي

رديف سؤالات بارم
1 الف) تاريخ ادبيات و دانش هاي ادبي :
نوع نثر گلستان سعدي چگونه است ؟  25/0
2 در بيت زير ميان واژه هاي « ديوار امت » و « موج و بحر » چه نوع آرايه هايي ديده مي‌شود ؟
چه غم ديوار ملت را كه دارد چو تو پشتيبان        چه باك از موج بحر آن را كه باشد نوح كشتيبان 5/0
3 زمينه هاي اصلي هر حماسه كدامند ؟ 1
4 در بيت « جانان من برخيز و بر جولان برانيم            زان جا به جولان تا خط لبنان برانيم
كدامين آرايه ي ادبي ديده مي‌شود ؟ 5/0
5 پرويز خرسند اغلب درباره ي كدامين موضوعات مي نويسد ؟ 25/0
6 من كيستم و يك اثر از مهمترين آثارم چيست ؟
از جمله داستان پردازان و نمايش نامه نويسان معاصر هستم در سال 1314 در تبريز متولد شدم و در سال 1364 در لندن دار فاني را وداع نمودم . در طول بيست سال نويسندگيم ، طبع خود را در عرصه هاي گوناگوني چون داستان كوتاه ، رمان ، نمايش نامه ، فيلم نامه ، پانتوميم و تك نگاري آزمودم . 5/0
7 ب) با توجه به عبارات و ابيات ، معاني لغات و واژگان معين شده را بنويسيد .
چنين گفت رستم به آواز سخت              كه اي شاه شادان دل و نيكبخت 25/0
8 منت خداي را عزوجل كه طاعتش موجب قربت است . 25/0
9 گفت علي اي حال من نيز فرزند اين پدرم . 25/0
10 اگر يك روز با دلبر خوري نوش       كني تيمار صد سال فراموش 5/0
11 زاغي بر درختي گشن خانه داشت . 25/0
12 شاهين تيز بال افق ها بودم زنبوري طفيلي شدم به كنجي پناه بردم . 25/0
13 امير را يافتم آن جابر زبر تخت نشسته ،‌ پيراهن توزي در بر داشت . 25/0
14 ج) معني ادبيات و عبارات زير را به فارسي روان بنويسيد .
هر نفسي كه فرو ميرد ممد حيات است و چون بر آيد مفرح ذات 5/0
15 اين نمط بيهوده مي گفت آن شبان 25/0
16 نبندد مرا دست چرخ بلند 5/0
17 سردي استاد از سنگيني نفسش پيداست . 5/0
18 مرا تا عشق صبر از دل براندست            بدين اميد جان من بماندست 75/0
19 من از مثل اين واقعه ايمن نتوانم بود  25/0
20 زي تير نگه كرد و پر خويش بر او ديد           گفتا ز كه ناليم كه از ماست كه بر ماست 5/0
21 خدا ، نه براي خورشيد       و نه براي زمين       بلكه براي گل هايي كه برايمان مي فرستد چشم به راه پاسخ است . 75/0
 
 
 
رديف سؤالات بارم
22 د) درك مطلب :
با توجه به ابيات « تو را در دل درخت مهرباني         به چه ماند ؟ به گلزار خزاني
                      برهنه گشته و بي بار مانده            گل و بركش برفته خار مانده »
منظور از « گل و برگش برفته خار مانده » چيست ؟ 5/0
23 با توجه به ابيات « اي صبح دم ، ببين كه كجا مي فرستمت     نزديك آفتاب وفا مي فرستمت
                      باد صبا دروغ زن است و تو راست گوي    آنجا به رغم باد صبا مي فرستمت »
1ـ به صبح دم چه مسئوليتي واگذار شده است ؟ (5/0)
2ـ چرا مسئوليت پيام رساني به صبح دم در مقابل باد صبا واگذار شده است ؟ (5/0) 1
24 با توجه به بيت « آب چه دانست كه او گوهر گوينده شود        خاك چه دانست كه او غمزه غمازه شود »
منظور كلي شاعر چيست ؟ 5/0
25 هـ خود آزمايي :
مصراع « همه دل پر از باد و لب پر زپند » بيانگر چه حالتي است ؟ 5/0
26 در عبارت : نو روز تجديد خاطره ي خويشاوندي انسان با طبيعت است هر سال اين فرزند فراموشكار ، مادر خويش را از ياد مي برد » منظور از  مادر چيست ؟ 5/0
27 با توجه به دو بيت به سوالات طرح شده پاسخ دهيد :
« يك شبي پروانگان جمع آمدند              در مضيفي طالب شمع آمدند
جمله مي گفتند : مي بايد كي                 كاو خبر آرد ز مطلوب اندكي
مراد از « شمع » و « مطلوب » در دو بيت فوق چيست ؟ 5/0
28 شعر « قرآن مصور » در چه قالبي است ؟ يك ويژگي آن را بنويسيد ؟ 5/0
29 مقصود از بيت « روي كسي سرخ نشد بي مدد لعل لبت          بي تو اگر سرخ بود از اثر غازه شود » 5/0
30 منظور از « تاج » و « خسوف هاي كژخيم » در ابيات زير چيست ؟
ولادت كه روزگاري از گوهر نور بود /. به سوي بلوغ مي خزد و آن گاه كه تاج بر سر نهاده اند / خسوف هاي كژخيم شكوهش را به ستيز بر مي خيزند .  1
31 چرا داستان گلدسته ها و فلك نوشته آل احمد داستاني نمادين است ؟ 5/0
 جمع نمرات 15
 

 

 


باسمه‌تعالي
 
سوالات امتحان نهايي درس : ادبيات فارسي (3) رشته : علوم تجربي و رياضي‌ فيزيك ساعت شروع : 10:30 صبح مدت امتحان : 75 دقيقه
سال سوم نظام جديد آموزش متوسطه تاريخ امتحان : 19/10/1379
دانش آموزان و داوطلبان آزاد سراسر كشور در نيمسال اول سال تحصيلي 80-1379 اداره كل سنجش و ارزشيابي تحصيلي

رديف سؤالات بارم
1 الف) لغات و تركيبات مشخص شده زير را معني كنيد :
1ـ منت خداي را عزوجل كه طاعتش موجب قربت است ..
2ـ « اين قدر مهمل گفت كه سر رشته ي امور از دستمون رفت .»
3ـ بيهقي گاه نيز در عين كمال ايجاز حق مطلب را ادا كرده است .
4ـ هميشه سبز و نغز و آبدار است          تو پنداري كه هر روزش بهار است
5ـ كبوتران فرمان وي بكردند و دام بركندند و سر خويش گرفت
6ـ اين ره ، آن زاد راه و آن منزل          مرد راهي اگر بيا و بيار 2
2 ب) ابيات و عبارات زير را به نثر روان گزارش كنيد :
1ـ « بوسهل زوزني بر خشم خود طاقت نداشت ،‌ برخاست ، نه تمام و برخويشتن مي ژكيد . » (1)
2ـ وقت است تا برگ سفر بر باره بنديم         دل بر عبور از سد خار و خاره بنديم  (5/0)
3ـ آفتاب ، خار و خس مزرعه چشم تو / آبشار / موج فرو خفته اي از خشم تو  (75/0)
4ـ كبوتران اشارت او را امام ساختند و راه بتافتند . (5/0)
5ـ بر بال عقاب آمد تير جگر دوز        وز ابر مر او را به سوي خاك فرو كاست (75/0)
6ـ اين سر نه سامان پذيرد و ين غم نه پايان پذيرد         يك نيم شب پر نگيرد تا مرغ آه من و تو (5/0) 4
3 ج) درك مطلب :
1ـ گفت : « به خاطر داشتم كه چون به درخت گل رسم ، دامني بر كنم هديه اصحاب را چون برسيدم ، بوي گلم چنان مست كرد كه دامنم از دست برفت . »
دامنم از دست برفت يعني چه ؟ (5/0)
2ـ مفهوم بيت زير را بنويسيد ؟ (5/0)
در هر نفسي كه مي تپي اي دل من       يادت نرود اجازه از عشق بگير
3ـ با توجه به بيت به سوال پاسخ دهيد . « تا به جايي رساندت كه يكي        از جهان و جهانيان بيني »
شاعر در اين بيت به چه چيزي اشاره مي‌كند ؟ (25/0)
4ـ با توجه به بيت به سوالات طرح شده پاسخ دهيد :
« دريا دلان راه سفر در پيش دارند         پا در ركاب راهوار خويش دارند »
مراد از « دريا دلان » چه كساني هستند ؟ (25/0)
مراد از « پا در ركاب راهوار خويش دارند » چيست ؟ (5/0)  2
4 د) خودآزمايي :
1ـ آيا داستان «‌گل دسته هاي فدك » داستاني نمادين است ؟ چرا (5/0)
2ـ در عبارت زير منظور از جمله « در عهده اين نشوم » چيست ؟ (25/0)
« من اين نپذيرم و در عهده اين نشوم . »
3ـ منظور از « روزه به دهن » در عبارت زير چيست ؟ (25/0)
علف نايافت و ستوران لاغر و مردم روزه به دهن ، در راه 4
رديف سؤالات بارم
 4ـ با توجه به « جهان قرآن مصور است / و آيه ها در آن / به جاي آن كه بنشينند ، ايستاده اند / درخت يك مفهوم است ... » (5/0)
« درخت يك مفهوم است » يعني چه ؟
5ـ با توجه به بيت ، به سوالات طرح شده پاسخ دهيد ؟
« وداي پر از فرعونيان و قبطيان است          موسي جلودار است و نيل اندر ميان است . »
مراد از « فرعونيان » چه كساني است ؟ (25/0)
مراد از « نيل اندر ميان است » چيست ؟ (5/0)
6ـ مراد از « نامه سر به مهر » در «‌اين سر به مهر نامه بدان مهربان رسان » چيست ؟ (5/0)
7ـ در بيت : « بشكن دل بي نواي ما را اي عشق           اين ساز ، شكسته اش خوش آهنگ تر است » (75/0)
شاعر چرا دل هاي شكسته را خوش آهنگ تر مي‌داند ؟
8ـ با توجه به بيت زير به سوال پاسخ دهيد ؟ (5/0)
« جان گدازي اگر به آتش عشق         عشق را كيمياي جان بيني »
شاعر چه چيزي را شرط دست يابي به كيمياي عشق مي داند ؟ 
5 هـ ) دانش هاي ادبي (تاريخ ادبيات و آرايه هاي ادبي)
1ـ نوع نثر گلستان سعدي چگونه است ؟ (25/0)
2ـ كدام منظومه غنايي همواره سرمشق شاعران بزرگ براي سرودن داستان هاي عاشقانه بوده است ؟ (25/0)
3ـ زبان « خاقاني »در سرودن قصيده و غزل چگونه بوده است ؟ (5/0)
4ـ كتاب (كوير) نوشته كدام نويسنده است ؟ (25/0)
5ـ عرفان در آغاز كدام قرن و با ظهور كدام شاعر موضوع عمده ي اشعار شاعران گرديد ؟ (5/0)
6ـ در عبارت زير يك شبكه مراعات نظير پيدا كنيد ؟ (5/0)
« درختان را به خلعت نوروزي قباي سبز ورق در بر گرفته . »
7ـ در بيت زير دو آرايه ادبي بيابيد : (75/0)
« مردي نهان با روح هم پيمان نشسته           مردي به رنگ نوح در طوفان نشسته » 3
 جمع نمرات 15

 

 

 


باسمه‌تعالي

نام درس : زبان فارسي (3) رشته : علوم تجربي و رياضي فيزيك مدت امتحان : 75 دقيقه
سال سوم نظام جديد آموزش متوسطه تاريخ امتحان : 14/10/1382

رديف سؤالات


1 بخش دستور
با توجه به جمله ي « جواني اسفنديار ، فزوني نيروي رستم را خنثي مي كند . » به پرسش هاي زير پاسخ دهيد .
الف) گروه اسمي « فزوني نيروي رستم » از چند تكواژ تشكيل شده است ؟
ب) نقش گروه هاي اسمي مشخص شده را بنويسيد ؟
ج) واژه ي « اسفنديار » چند واج دارد ؟
2 فعل « فهميد » را با حفظ شخص به گذراي سببي تبديل كنيد .
3 فعل « ادامه داد » را در ساختار يك جمله  به كار برده و ساده يا مركب بودن آن را نشان دهيد .
4 هر يك از جملات زير چند جزئي هستند ؟ آنها را زير نمودار ببريد .
الف) او خود را عاقل مي پندارد .                    ب) معرفت يعني كمال انساني
5 متمم اسمي جمله ي زير را مشخص كنيد .
اصرار بر بيان واقعيت ها هميشه عاقلانه نيست .
6 چرا نمي توان نهاد جمله ي زير را حذف كرد ؟
ما ، مردم اين سرزمين ، سالهاست براي آزادي مي جنگيم .
7 در هر يك از جملات زير حذف به چه قرينه اي صورت گرفته است ؟
الف) از گرسنگي مردم به كه از نان فرو مايگان سيرشدن .
ب) من از پنجره ي اتاقم او را در حياط خانه اش مي ديدم كه قدم مي زد و باغچه ها را آب مي داد .
8 تفاوت معنايي فعل « گرفت » را در دو جمله ي زير نشان دهيد و سپس مشخص كنيد هر جمله با توجه به اين فعل ها چند جزئي است ؟
الف) پليس مجرم را گرفت                          ب) هنگام دويدن ناگهان عضلات پايم گرفت .
9 زمان افعال مشخص شده را در نوشته ي زير مشخص كنيد .
صد اوج مي گرفت . سكوتي ملال انگيز همه جا دامن گسترده بود . كسي نمي داند كه آنها چه خواهند گفت .
10 فعل كدام جمله پيشوندي است ؟ چرا ؟
الف) او با من برخورد خوبي نداشت                  ب) آن دو قطار سرانجام به هم برخوردند .
11 جمله هاي زير را با گذرا كردن فعلشان بازنويسي كنيد .
دوستم با اتوبوس به ييلاق رفت و يك هفته در آنجا ماند .
12 گونه ي مودبانه ي كلمه اي را كه زير آن خط كشيده شده است . بنويسيد ؟
چه كسي به خانه ي ما آمده است .

1 بخش نگارش
مقاله ها از نظر شيوه ي نگارش به چند دسته تقسيم مي شوند ؟
2 در بازنويسي به چه نكاتي بايد توجه داشته باشيم ؟ (ذكر چهار مورد)
3 ابيات زير را به نثر باز گردانيد .
الف) اگر هوشمندي به معني گراي           كه معني بماند نه صورت به جاي
ب) خاتم ملك سليمان است علم            جمله عالم صورت و جان است علم

رديف سؤالات
4 اگر نوشته اي حاصل تاملات دروني ما باشد چه نام دارد ؟
5 روش هاي گرد آوري اطلاعات را نام ببريد ؟
6 تشريح چيست ؟
7 در نگارش زندگي نامه علاوه بر رعايت نكات فني رعايت چه نكات ديگر ضروري است ؟
8 جمله ي زير را ويرايش كنيد .
ادامه و تأكيد بر انجام چنين تمرين هايي باعث تقويت مهارت هاي نگارشي مي شود .

1 بخش زبان شناسي
كوچك ترين واحد صوتي زبان كه معنايي ندارد اما تفاوت معنايي ايجاد مي كند . . . . . . . . ناميده مي شود .
2 صورت هاي ممكن غير رايج گروه هاي اسمي را . . . . . . . . . . . ناميده اند .
3 آهنگ جملات زير را بنويسيد .
الف) علي به خانه مي رود ؟                   ب) انسان گرامي ترين آفريده ي خداست .
4 جايگاه تكيه را در واژه هاي زير مشخص كنيد .
شريف ـ مي نامم
5 كدام يك از قواعد زباني اجازه ي توليد جمله هاي زير را نمي دهد ؟
الف) ميز كتاب را بوييد .                  ب) من به من مي انديشم .
6 با الگوي هجايي زير يك تكواژ بسازيد .
(صامت + مصوت + صامت)
7 جايگاه درنگ ميان واژه اي را در عبارت زير مشخص كنيد .
او به ياد داشت كه چه بگويد
8 مقصود از واحدهاي زبر زنجيري زبان چيست ؟

1 بخش املا و بياموزيم
در كدام يك از واژه هاي زير « ان » نشانه ي جمع است ؟
بيگانگان ـ كندوان ـ سپاهيان ـ شادان
2 املاي صحيح كلمات نادرست جمله هاي زير را بنويسيد .
الف) همه ي بچه ها به او احسن گفتند .
ب) مس سر و پا از اعمال وضو است .
3 كدام يك از كلمات زير از نظر املايي نامطابق است ؟
انبار ـ فتيله ـ انابه ـ مجتمع
4 صامت هاي ميانجي كلمات زير را مشخص كنيد .
سبزيجات ـ پختگي
5 شكل درست همزه را در كلمات زير بنويسيد .
ملج / ء /             م / ء / انست
6 چرا شكل گفتاري و نوشتاري واژه هاي زير با هم متفاوت است ؟
خواندني ـ خواري

 

 

باسمه‌تعالي
 
سوالات امتحان نهايي درس : زبان فارسي (3)  رشته : علوم تجربي و رياضي فيزيك ساعت شروع : 8صبح مدت امتحان : 80 دقيقه
سال سوم نظام جديد آموزش متوسطه تاريخ امتحان : 12/03/1383
دانش آموزان و داوطلبان آزاد استان سمنان در امتحانات نهايي نوبت دوم
سال تحصيلي 83- 1382 سازمان آموزش و پرورش استان سمنان

رديف سؤالات بارم

1 الف : زبان شناسي
چرا توليد واحدهاي زباني زير غير ممكن است ؟
الف) چرا تو ، تو را سرزنش كردي ؟                 ب) رستم ، حماسه ي و سهراب 
5/0
2 چرا واج هاي / ت / ، / د / نمي توانند بدون فاصله در كنار يكديگر قرار بگيرند ؟ 5/0
3 چهار مورد از مهم ترين اطلاعاتي را كه فرهنگ لغت براي يك واژه به دست مي دهد ، نام ببريد . 1
4 واژه هاي رو به رو چه معنايي دارند و چگونه ساخته شده اند ؟               نزاجا              ساف 1
5 اساسي ترين نقش زبان را در ميان افراد يك جامعه زباني بنويسيد ؟ 25/0
6 اگر در خلوت خود آهسته و بي صدا با خود سخن بگوييم ، كدام نقش زبان را به كار برده ايم ؟ 25/0
7 ما براي آفرينش ادبي از چه اصول ، قواعد و ضوابطي كمك مي گيريم ؟ 5/0

8 ب : دستور
هسته و تعداد واژه هاي گروه اسمي « همان آدم هاي ديروزي » را تعيين كنيد .  
5/0
9 واژه ي (دفترچه) چند تكواژ و چند واج دارد ؟ 5/0
10 چرا در جمله ي روبه رو نهاد با فعل مطابقت ندارد ؟         « سنگ ها از كوه غلتيد . » 5/0
11 جملات زير چه نوع جمله اي هستند ؟
1ـ توقف ممنوع           2ـ زندگي يعني عقيده            3ـ كار يعني خلاقيت و سازندگي        4ـ زيارت قبول 1
12 بدل و معطوف را در عبارت زير مشخص كنيد .
هر كه با شعر كهن و نو آشنايي داشته باشد ، يقين دارد كه نيما يوشيج ، سراينده ي افسانه ، فرزند معنوي نياكان سخن پرداز ماست .  5/0
13 شاخص در جمله ي : (دكتر جوادي ، استادِ خوبي است) كدام واژه است ؟ 5/0
14 در گروه اسمي رو به رو مميز را مشخص كنيد و نمودار آن را رسم كنيد .       « سه تخته فرش » 75/0
15 يك كلمه ي مناسب ، بر اساس هر يك از الگوهاي زير بسازيد :
الف) اسم + انه  ←  صفت يا قيد             ب) اسم مشتق + اسم  ←  اسم 5/0
16 يك اسم مشتق و يك صفت مشتق بنويسيد كه از تركيب « بن ماضي + ار » ساخته شده باشد .  5/0
17 در عبارت زير كدام ويژگي جمله در متون قديم نمايان است ؟
« مرد آن بْود كه در ميان خلق بنشيند و برخيزد و بخورد و بخُسبد و بخرد و بفروشد . » 5/0
18 در عبارت : « اي عزيز ، عيب كسان مي پوش » نوع فعل مشخص شده را از نظر دستور تاريخي بنويسيد .  25/0
19 زمان فعل هاي مشخص شده را بنويسيد .
الف) ديگري به زور بازو نان خوردي        ب) آن شنيدستي كه در اقصاي غور          ج) يك مشكلت مي بپرسم بگوي 75/0
20 « شدن » در هر يك از نمونه هاي زير به چه معنايي است ؟
الف) شد آن كه اهل نظر به كرانه مي رفتند .                   ب) بشد سوي آب و سر و تن بشست . 5/0

رديف سؤالات بارم
21 در هر يك از عبارات زير ، حرف « را » چه معنايي دارد ؟
الف) همه ، قصه ي خويش موسي را گفتند .     
ب) او را دلارام نام است .     
ج) بي هنران مر هنرمندان را نتوانند كه ببينند . 75/0

22 ج : نگارش
بيان نمايش ها معمولاً دو نوع است نام ببريد ؟ 5/0
23 مهم ترين مسئله اي كه نوشته را از صداقت و صميميت دور مي كند ، چيست ؟ 5/0
24 در هر يك از جمله هاي زير كدام يك از صور خيال (آرايه ها) عامل زيبايي و گيرايي شده است ؟ (هر عبارت يك آرايه كافي است)
الف) سيل حرف ها بود كه از دهانش طغيان مي كرد .
ب) درخت ها سر تكان دادند ؛ انگار نق زدند : ما كه حمام نرفته ايم .
پ) لب گشود ، مرواريد و در بود كه مي ريخت .
ت) صداي گريه ي زن سكوت سرخ را همچون روسري كهنه ي سرخي جر مي داد . 1
25 اگر نوشته ي ما سراسر گرفته شده از نوشته هاي ديگران باشد ، در اين صورت چه ايرادي خواهد داشت ؟ 5/0
26 پايه و اساس باز آفريني چيست ؟ 25/0
27 مقصود از امروزي كردن نوشته هاي قديمي چيست ؟  5/0
28 خنده ي حاصل از طنز چگونه است ؟ 5/0
29 براي پيدا كردن موقعيت جغرافيايي گذشته يا حال از كدام كتاب هاي مرجع بايد استفاده كرد ؟ 25/0
30 دايره المعارف چيست ؟ 5/0
31 جمله ي زير را ويرايش كنيد . 
« اين مسئله در آنجا مطرح و مورد بررسي قرار گرفت . » 5/0

32 د :املا و بياموزيم .
آهنگ هر يك از جمله هاي زير چگونه است ؟
الف)  از چه لباسي خوشتان مي آيد ؟               
ب) آيا در مسابقات ورزشي شركت كرده ايد ؟ 5/0
33 در واژگان « دست گيره » و « سياست » كدام فرآيند واجي به وجود آمده است ؟ 5/0
34 در هر يك از واژه هاي روبه رو جاي تكيه را مشخص كنيد .         دانشمند          مي رويم  5/0
35 در كدام يك از كلمات زير « ان » نشانه جمع نيست ؟
« پاييزان ـ گياهان ـ نالان ـ دوستداران » 5/0
36 املاي كدام گروه از كلمه ها غلط است ؟ درست آنها را بنويسيد .
اَجُل و تقدير  ـ سكّو و مِصتَبه  ـ آداب تشرف  ـ بُرُص و جْزام 1
 جمع نمرات 20

 

 


باسمه‌تعالي
 
سوالات امتحان نهايي درس : زبان فارسي (3)  رشته : علوم تجربي و رياضي فيزيك ساعت شروع : 8صبح مدت امتحان : 80 دقيقه
سال سوم نظام جديد آموزش متوسطه تاريخ امتحان : 12/03/1383
دانش آموزان و داوطلبان آزاد استان سمنان در امتحانات نهايي نوبت دوم
سال تحصيلي 83- 1382 سازمان آموزش و پرورش استان سمنان

رديف سؤالات بارم

1 الف : بخش زبان شناسي (4 نمره)
قواعدي كه به ما كمك مي كند تا بتوانيم از تركيب تكواژها يا واژه هاي مناسب ، گروه هاي مناسبي بسازيم چه ناميده مي شوند ؟ 
25/0
2 در جمله ي « دانش آموزان خوب در درس موفق مي باشد . » كدام قاعده ي زباني رعايت نشده است ؟ 25/0
3 كدام يك از واژه هاي بيت زير كاملاً متروك شده است ؟
چو سوفارش آمد به پهناي گوش                   ز شاخ گوزنان بر آمد خروش 25/0
4 با استفاده از روش واژه سازيِ علايم اختصاري ، با گروه اسمي زير يك واژه ي جديد بسازيد.
« سازمان مطالعه و تدوين كتب دانشگاهي » 25/0
5 در زبان فارسي چه نوع واج هايي معمولاً نمي توانند بي فاصله در كنار يكديگر قرار بگيرند ؟ با ذكر مثال / 5/0
6 نوع آهنگ را در جمله هاي زير مشخص كنيد .
1ـ احمد به مدرسه مي رود ؟              2ـ دانش آموز درس را خوانده است . 5/0
7 تكيه در كدام هجاي كلمات مقابل قرار دارد ؟           الف) خريديم         ب) هوشمندانه 5/0
8 جمله ي زير را با كلمه هاي مناسب كامل كنيد .
هر عنصر زباني داراي دو معناي . . . . . . . . . و . . . . . . . . . است . 5/0
9 اصطلاح « حديث نفس » در نقش هاي زبان به چه معني است ؟ 5/0
10 در نمونه هاي زير كدام يك از چهار نقش زبان مطرح مي باشد ؟
الف) فلك به دست مردم نادان دهد زمام مراد             تو اهل فضلي و دانش همين گناهت بس
ب) اسامي پذيرفته شدگان دانشگاه ماه آينده اعلام مي شود .  5/0

11 ب : بخش املا و بياموزيم (3 نمره)
به حرف « واو » در واژه ي « خواندن » چه مي گويند ؟ 
25/0
12 جمله ي مقابل را ويرايش كنيد . « عده اي با خريد نان بيش از حد ، تفريط مي كنند . » 25/0
13 از بين واژه هاي مقابل كدام واژه دخيل نشان دار عربي است ؟           صفحه ، شخصاً ، سيدالشهدا ، عظيم  5/0
14 در هر مورد واژه هايي را كه تلفظ درست تر دارد ، مشخص كنيد .
الف) گَمان ، گُمان             
ب) بينُ‌المللي ـ بينْ المللي 5/0
15 شكل درست همزه / ء / را در كلمه هاي زير بنويسيد :
ملج / ء /              سـ / ء / ال 5/0
16 كدام يك از كلمات زير با توجه به معني آن نادرست نوشته شده است ؟
سفير = صدا          حايل = ترسناك         قدر = ارزش            نغز = دلكش 5/0
17 در واژه هاي زير كدام فرآيند واجي صورت مي گيرد ؟
دست بند ، منبر 5/0

رديف سؤالات بارم

18 ج : بخش نگارش (5 نمره)
جاي خالي را با كلمه ي مناسب پر كنيد .         « زندگي نامه » گونه اي از نوشته هاي . . . . . . . . . . . . . است . 
25/0
19 موضوع سرگذشت نامه ها چيست ؟ 5/0
20 لوح هاي فشرده يا ديسكت جزء كدام منابع تحقيق هستند ؟ 5/0
21 اساسي ترين شيوه ي طنز چيست ؟ 5/0
22 مولوي در داستان « كر و بيمار » از چه شيوه اي در طنز پردازي استفاده كرده است ؟ 5/0
23 در عبارت زير ، از چه آرايه اي براي توصيف ادبي استفاده شده است ؟
« باغبان محبت ، هميشه نگران پر پر شدن غنچه هاست . » 5/0
24 بيت زير را با جابه جايي مختصري به نثر بازگرداني كنيد.
« من از روييدن خار سر ديوار دانستم           كه نا كس كس نمي گردد بدين بالا نشيني ها » 5/0
25 عام ترين و رايج ترين راه تشريح چيست ؟ 5/0
26 جمله ي زير را ويرايش كنيد .
يكي از دلايل علاقه ي من به شعر نو اين است كه شما از شنيدن آن لذت مي بريد .  5/0
27 سه مورد از روش هاي گرد آوري اطلاعات را براي تحقيق بنويسيد .  75/0

28 ت : بخش دستور (8 نمره)
كلمه ي « بسيار » را طوري در جمله به كار ببريد كه « قيد صفت » واقع گردد .  
25/0
29 براي تركيب « اسم + انه ← اسم (مشتق) » يك نمونه ذكر كنيد .  25/0
30 واژه هاي « دانشگاه » و « مي نويسند » چند تكواژ دارند ؟ 5/0
31 فعل كدام عبارت درست است ؟ دليل پاسخ خود را توضيح دهيد .       
الف) هيئت گفتند .                   ب) هيئت گفت . 5/0
32 از مصدر « بستن » دوم شخص مفرد ماضي مستمر و مضارع اخباري بسازيد . 5/0
33 نوع افعال نوشته ي زير را از نظر ساختمان (ساده ، پيشوندي و مركب) بنويسيد .
بهار ، گره از شكوفه باز كرد و گل در آغوش چمن بشكفت . 5/0
34 اگر تنها اجزاي اصلي جمله را در نظر بگيريم يك جمله ي ساده حداقل و حداكثر چند جزء دارد ؟ 5/0
35 كلمه ي « خواهر » را طوري به كار ببريد كه يك بار شاخص قرار گيرد و بار ديگر هسته ي گروه اسمي باشد .  5/0
36 براي نقش تبعي « بدل » يك مثال ذكر كنيد .  5/0
37 واژه ي « نادرست » از تركيب چه اجزايي ساخته شده است ؟ 5/0
38 متمم اسم و وابسته ي وابسته ي جمله ي زير را بيابيد و نوع وابسته ي وابسته را بنويسيد .
گروهي از علماي علم اخلاق ، تعبيرهاي زيبا و مناسبي براي تربيت دارند .  75/0
39 واژه ي مقابل را بر اساس ترتيب اجزاي سازنده ي آن تا مرحله ي تكواژ تجزيه كنيد .          « نابينايي » 75/0
40 اجزاي تشكيل دهنده ي جمله زير را در نمودار درختي مشخص سازيد .
شقايق گلبرگ هايش را به دست باد سپرد . 1
41 واژه هاي زير را از نظر ساختمان (ساده يا مركب يا مشتق يا ...) بنويسيد .
دستگاه ـ سه گوش ـ دانشمند ـ ناخود آگاه 1
 جمع نمرات 20

 

 
 
باسمه‌تعالي
 
سوالات امتحان نهايي درس : زبان فارسي تخصصي (3) (سالي ـ واحدي) رشته : ادبيات و علوم انساني ساعت شروع : 10:30 صبح مدت امتحان : 80 دقيقه
سال سوم نظام جديد آموزش متوسطه تاريخ امتحان : 24/03/1382
دانش آموزان و داوطلبان آزاد استان سمنان در امتحانات نهايي نوبت دوم
سال تحصيلي 82- 1381 سازمان آموزش و پرورش استان سمنان

رديف سؤالات بارم

1 الف : زبان شناسي
جمله ي « تو امروز تو را خواباندي ؟ » براساس كدام قاعده ي تركيب درست نيست ؟ 
25/0
2 چرا گروه اسمي « همه ي بلندِ ايران هاي كوه » صحيح نيست ؟ تركيب صحيح آن را بنويسيد ؟ 75/0
3 عبارت زير را كامل كنيد :
« از ميان صورت هاي مختلف هر واژه ، رايج تر را . . . . . . و بقيه را . . . . . . مي نامند . » 5/0
4 دو بخش نظام دستوري زبان را بنويسيد ؟ 5/0
5 فعل « بريد » در دو جمله زير داراي چه معاني و مفاهيمي است ؟
الف) كارد دستم را بريد .                  ب) از دوستم بريدم 5/0
6 كدام واژه هاي زير در گذشته وجود داشته اند و امروز با تغيير در حوزه ي معنايي به كار مي روند ؟
« مزخرف ، آزفنداك ، گاو ، سپر » 5/0
7 هر ارتباط زباني چه اهدافي را دارد ؟ 5/0
8 خوانندگان آفريده هاي ادبي براي درك آثار ادبي ناگزيرند از چه مواردي ياري بجويند ؟ 5/0

9 ب : املا و بياموزيم
در تلفظ هر كدام از واژگان زير كدام فرآيند واجي به كار رفته است ؟
قند شكن ، انبار ، زودتر ، خيابان   
1
10 پسوند « ان » در كدام يك از كلمات زير نشانه ي جمع نيست ؟
گيلان             زانوان            بهاران            چشمان 5/0
11 تلفظ و املاي كلمات مشخص شده در كدام جمله ها صحيح است ؟
الف) ايمان به خداوند انسان را از ذلت و لغزش دور مي دارد .
ب) نبايد متاع جواني را ارزان از دست بدهيم .
پ) حافظ در ادبيات ايران داراي مقام ارزشمندي است .
ت) او با فراق خاطر زندگي مي كرد .  5/0
12 هجاهاي كلمه ي دو تلفظي « روزگار » را يك بار به صورت دو هجايي و يك بار به صورت سه هجايي جدا كنيد و بنويسيد .  5/0
13 تكيه واژه هاي زير را مشخص كنيد .
الف) مي گويند                       ب) گفته بوديم  5/0


رديف سؤالات بارم

14 ج : نگارش
دو مرحله از مراحلي را كه براي نوشتن يك نمايش نامه ي خوب بايد در نظر داشت ، نام ببريد .  
5/0
15 انواع صور خيال را در نوشته هاي زير نشان دهيد .
الف) لب گشود مرواريد و در بود كه مي ريخت .                      ب) صدايش مثل مخمل نرم و لطيف بود
ج) بوي بهبود ز اوضاع جهان مي شنوم 1
16 وقتي محتوا و پيام يك نثر يا شعر قديمي به زبان ساده و قابل فهم مطرح شود ، اصطلاحاً به آن چه مي گويند ؟ 25/0
17 پايه و اساس باز آفريني چيست ؟ 25/0
18 نويسندگان براي ساخت طنز از چه شيوه هايي استفاده مي كنند ؟ دو مورد را نام ببريد ؟ 5/0
19 عبارت زير را ويرايش كنيد :
در نقد و برسسِ افكار و زندگيِ دانشمندان بايد تخصصِ علمي و از هر گونه اظهار نظرِ ذوقي پرهيز كرد .  5/0
20 كدام زندگي نامه اثر رضا قلي خان هدايت است ؟
الف) ريحانه الادب           ب) نامه ي دانشوران            ج) مجمع الفصحا                 د) تاريخ رجال ايران 25/0
21 فهرست كتاب هاي چاپي از كيست ؟ 25/0
22 چرا نبايد در يك نوشته ي امروزي از واژگاني مثل : سگاليدن ، چنبر و... استفاده كرد ؟ 5/0
23 واژه « دل » را يك بار در معني واقعي و يك بار در معني مجازي آن به كار ببريد . 5/0
24 جمله هاي زير را ويرايش و نشانه گذاري كنيد . (دو مورد)
« او روز گذشته از سمت خود استيفا كرد » 5/0

25 د : دستور
هسته ي گروه « هر چهار كتاب سودمند شما » چيست ؟ 
5/0
26 كوچك ترين واحد صوتي زبان چه نام دارد ؟ 25/0
27 با استفاده از فعل « گرفت » يك فعل پيشوندي مناسب بنويسيد .  25/0
28 جمله ي دو جزيي زيرا با گذار كردن فعل آن بازنويسي كنيد :
« كتاب از روي ميز افتاد . » 5/0
29 با فعل « است » يك جمله اسنادي سه جزئي با متمم بسازيد . 5/0
30 نوع جمله ي استثنايي « زيارت قبول » را مشخص كنيد .  5/0
31 هر يك از شاخص هاي « آقا » و « مهندس » را در جمله اي به كار ببريد .  5/0
32 بدل و معطوف را در عبارت زير بيابيد و بنويسيد :
ابوعلي سينا ، نويسنده ي دانش نامه ي علايي ، با ابوريحان بيروني و ابوسعيد ابوالخير معاشرت داشت . 5/0
33 در گروه اسمي زير نقش وابسته ها را مشخص كنيد .
كتابِ خوبِ علي 5/0
34 يك كلمه ي مناسب ، بر اساس هر يك از الگوهاي زير بسازيد :
الف) اسم + انه  ←  صفت يا قيد
ب) اسم مشتق + اسم ← اسم 5/0
35 يك اسم مشتق و يك صفت مشتق بنويسيد كه از تركيب « بن ماضي + ار » ساخته شده باشد .  5/0
رديف سؤالات بارم
36 معادل امروزي فعل هاي مقابل را بنويسيد .  الف) خوردندي              ب) شنيدستي 5/0
37 در كدام گزينه ضمير متصل از جايگاه خود جا به جا شده است ؟
الف) شبي ياد دارم كه چشم نخفت
ب) چو آيد بر زمان خامه نامت
ج) شود از پرتوش رخشنده دفتر
د) همي آب شرمم به چهر آورد 5/0
39 جمله ي زير را به زبان امروزي بازنويسي كنيد .
ابراهيم ينال برادر كهين سلطان طغرل بود . 5/0
40 با توجه به بيت « كم آواز هرگز نبيني خجل           جوي مشك بهتر كه يك توده گل » « كه » چه مفهومي دارد و نقش نماي چيست ؟ 5/0
41 نوع دستوري حرف « را » را در ابيات زير ، مشخص كنيد .
الف) چو خندان شد و چهره شاداب كرد           و را نام تهمينه سهراب كرد
ب) اگر شب رسي روز را باز گرد                   بگويش كه تنگ اندر آمد نبرد 5/0
 جمع نمرات 20

 

 

 


باسمه‌تعالي
 
سوالات امتحان نهايي درس : زبان فارسي تخصصي (3) (سالي ـ واحدي) رشته : ادبيات و علوم انساني ساعت شروع : 10:30 صبح مدت امتحان : 90 دقيقه
سال سوم نظام جديد آموزش متوسطه ـ سالي واحدي تاريخ امتحان : 17/10/1381
دانش آموزان و داوطلبان آزاد استان سمنان در امتحانات نهايي دي ماه 1381 اداره كل سنجش و ارزشيابي تحصيلي

رديف سؤالات بارم

1 الف : زبان شناسي
بر چه اساسي به كارگيري گروه اسميِ « عميق زمين » درست است ؟ 
25/0
2 چرا واج هاي / ت / ، / د / نمي توانند بدون فاصله در كنار يكديگر قرار بگيرند ؟ 5/0
3 جمله ي « تو امروز تو را خواباندي ؟ » بر اساس كدام قاعده ي تركيب صحيح نيست ؟ 25/0
4 چرا بخش واژگان زبان بيشتر دچار تغيير و تحول علمي ، صنعتي ، هنري و فرهنگي مي شود ؟ 75/0
5 در واژگان ذهني زبان ، اطلاع آوايي ناظر بر چيست ؟ 25/0
6 براي هر يك از دو واژه ي « پيكان » و « برگستوان » در گذر زمان چه وضعيتي پيش آمده است ؟ 5/0
7 در روش اشتقاق براي ساختن واژه ي جديد چگونه عمل مي شود ؟ 5/0
8 براي هر يك از اهداف « ارتباط زباني » يعني انتقال اطلاع « ايجاد حس هم زباني و هم دلي » جمله اي را مثال بزنيد . 1

9 ب : املا و بياموزيم ها
كدام جمله از نظر كاربرد قيد تأكيد صحيح نيست ؟ چرا ؟
الف) به درستي كه انسان يك موجود متفكر است .
ب) خانواده ها بي گمان در پرورش استعداد هاي فرزندان خود موثرند .
پ) اگر با برنامه درس بخواني ، بي شك موفق خواهي شد .  
75/0
10 كدام علامت جمع در فارسي بيشتر به كار مي رود ؟ 25/0
11 در هر يك از افعال زير تكيه روي كدام هجا است ؟
گفته ام ـ مي گويي 5/0
12 در زبان فارسي درنگ يا مكث با كدام يك از واحدهاي زير زنجيري گفتار ظاهر مي شود ؟ 25/0
13 در كدام واژه ها فرآيند واجي « كاهش » صورت گرفته است ؟
خيال ـ شنبه ـ دستكش ـ اجرا 5/0
14 اصطلاح « فاصله » و « نيم فاصله » نزد حروف چين ها براي چه مواردي به كار مي رود ؟ 5/0
15 در جمله ي « اين چه سختي و مشقت است كه تو از براي دانه اي بر خود نهاده اي . »
به جاي « از براي » حرف اضافه ي ساده پيدا كنيد .  25/0

16 ج : سوالات نگارش
متن زير مربوط به كدام نوع نوشته است ؟
مرد اول وحشت زده به حرف هاي او گوش مي دهد . زن او از آشپزخانه با يك فنجان قهوه بيرون مي آيد .
مرد اول : شما ... شما دارين منو تهديد مي كنين . الو ... الو ...
زن : كي بود  
5/0
17 در يك فيلم وقايعي را كه مثلاً بين ساعت 3 تا 5 بعداز ظهر اتفاق مي افتد ، اصطلاحاً چه مي گويند ؟ 25/0
18 چرا نبايد در يك نوشته ي امروزي از واژگاني مثل : سگاليدن ، چنبر و... استفاده كرد ؟ 5/0

رديف سؤالات بارم
19 در جمله ي « سينه با نسيم محبت شكفته مي شود . » چه آرايه هايي سبب زيبايي و تأثير نوشته شده است ؟ 5/0
20 بيان و محتوا و پيام يك نثر يا شعر قديمي را به زبان ساده و قابل فهم اصطلاحاً چه مي گويند ؟ 25/0
21 ساختمان يك اثر كهنه در چه صورتي به كلي تغيير مي كند ؟ 25/0
22 چه زماني مي توان به يك نوشته عنوان طنز داد ؟ 5/0
23 نام دو اطلس مشهور را بنويسيد ؟ 5/0
24 طرفين يك داد و ستد براي ضمانت قول نامه چه مي كنند ؟ 5/0
25 جمله زير از نظر نگارشي درست است يا نادرست ؟ علت درسي يا نادرسي آن را بنويسيد ؟
« وجود انسان با نگريستن در گل طراوت و تازگي مي يابد . » 75/0
26 چرا در همه ي نوشته هاي رسمي بايد امضاها يكسان و مشخص باشد ؟‌ 5/0

27 د : دستور زبان فارسي
تكواژه هاي جمله ي زير را كاملاً مشخص كنيد . (سه مورد صحيح اشاره شود)
سخن زيبايي از او شنيدم . 
5/0
28 با فعل « مي گفتند » جمله ي چهار جزئي « متمم و مسند دار » بسازيد .  5/0
29 يك جمله ي سه جزئي با مسند و يك جمله ي سه جزئي با متمم بنويسيد .  5/0
30 مضاف اليهّ مضاف اليه را در يك گروه اسمي بياوريد و نمودار آن را رسم كنيد .   5/0
31 ساختمان  فعل ها را در عبارت زير از نظر ساده ، پيشوندي و مركب بودن مشخص سازيد .
همين كه علي(ع) از خطاي عمرو بن عبدود چشم پوشيد ، آن مرد با تعجب به او نگاه كرد و در مقابل آن همه عظمت سر تعظيم فرود آورد . 75/0
32 در گروه اسمي زير نقش وابسته ها را مشخص كنيد .
كتاب خوب علي 5/0
33 نام اجزاي تشكيل دهنده ي واژه ي « دو بيتي » را بنويسيد و از هم جدا كنيد .  75/0
34 براي هر يك از ساخت هاي زير واژه اي مناسب بنويسيد .
الف) اسم + بن مضارع  ←  اسم                   ب) بن + وند + بن  ←  صفت 5/0
35 در جمله ي مقابل متمم اسم را مشخص كنيد : افتخار به دوستي با دانايان افتخار واقعي است .  5/0
36 نوع افعال مشخص شده را بنويسيد .
اگر چو غنچه فرو بستگي است كار جهان       تو هم چو باد بهاري گره گشا مي باش
هما وردت آمد مشو باز جاي         مبادا آن كه او كژي گزيند
هماره جوان بادي و تن درست 1
37 نقش نماي « را » در جمله هاي زير در چه معناهايي به كار رفته است ؟
و آن را ماندند تا كساني از اعيان كه رسيدني اند و در رسند و آفتاب زرد را امير به آب روان رسيد .  5/0
38 در مصراع « مشنو اي دوست كه غير از تو مرا ياري هست » حرف « را » نشانه چيست ؟ و معمولاً با چه فعلي همراه است ؟ 5/0
39 دو جمله ي زير را به شكل امروزين مرتب كنيد .
الف) « بياورم از حديث اين پادشاه بزرگ . »                      ب) « فاضلي يافتم او را سخت تمام . » 5/0
40 شكل امروزي فعل هاي دعايي زير را بنويسيد .
« كه رستم منم كم مماناد نام              نشيناد بر ماتمم پور سام » 5/0
 جمع نمرات 20

 


باسمه‌تعالي
 
سوالات امتحان نهايي درس : زبان فارسي (3) (سالي ـ واحدي) رشته : علوم تجربي ـ رياضي فيزيك ساعت شروع : 8 صبح مدت امتحان : 70 دقيقه
سال سوم نظام جديد آموزش متوسطه تاريخ امتحان : 26/03/1381
دانش آموزان و داوطلبان آزاد استان سمنان در امتحانات نهايي نوبت دوم سال تحصيلي 81-1380 اداره كل سنجش و ارزشيابي تحصيلي


رديف سؤالات بارم

1 الف : نگارش : (5 نمره)
چرا جمله ي زير از نظر نگارشي نادرست است ؟
كليات لايحه ي بودجه در جلسه ي امروز مجلس مطرحو به تصويب رسيد 
5/0
2 مهم ترين و رايج ترين راه تشريح چيست ؟ 25/0
3 روش هاي گردآوري اطلاعات را براي نوشتن « زندگي نامه » بنويسيد . (4 مورد) 1
4 در بيت « يكي شكر گفت اندر آن خاك و دود        كه دكان ما را گزندي نبود » به جاي واژه هاي مشخص شده چه معادل هايي از زبان معيار امروزي قرار مي گيرد ؟ 75/0
5 با بهره گيري از چه عواملي نثر معمولي به نثر هنري تبديل مي شود ؟ چهار مورد ذكر كنيد . 1
6 اساس تمام شيوه هاي ساخت طنز بر چه چيزي استوار است ؟ 5/0
7 دايره المعارف به چه كتاب هايي گفته مي شود ؟ 5/0
8 قول نامه چيست ؟ 5/0

1 ب : دستور : (8 نمره)
هسته ي گروه اسمي « كتابِ درسي » را بيابيد و تعداد واج هاي هسته را نيز معين كنيد .  
1
2 فعل كدام عبارت درست است ؟ دليل و پاسخ خود را توضيح دهيد .
الف) هر كسي حرف زد                ب) هر كسي حرفي زدند 1
3 جمله ي زير را به كمك گذار كردن فعل (با رعايت زمان) به جمله ي چهار جزئي با مفعول و متمم تبديل كنيد . (شخص فعل اختياري است)
من درس را مي فهمم 1
4 با توجه به جمله هاي زير به سوالات پاسخ دهيد .
او چشم ها را آهسته باز كرد و گفت : « عاقبت اين نور مرا كور خواهد كرد . »
الف) يك نهاد ، يك مفعول و يك مسند مشخص كنيد .
ب) فعل مشخص شده چه زماني دارد ؟ 1
5 نام وابسته هاي پيشين مشخص شده را بنويسيد .
اين چند روز هفته 5/0
6 نوع وابسته هاي وابسته را بنويسيد و نمودار پيكاني آن را رسم كنيد :
يك دست استكان                    رنگ سبز چمني 1
7 واژه هاي زير را از نظر ساختمان (ساده يا مشتق يا مركب يا ...) بنويسيد .
چهار راه ـ آميزه ـ دانشسرا ـ بيابان 1
8  از بين واژه هاي « كردار ، خواستار ، گرفتار ، گفتار » كدام اسم و كدام صفت است ؟ 1

رديف سؤالات بارم
9 وندهاي واژه ي « ناهماهنگي » را مشخص كنيد . 5/0

1 ج : زبان شناسي : (4 نمره)
قواعد هم نشيني را تعريف كنيد .  
5/0
2 در توليد واحد زباني « خرس بر شاخه ي درختان لانه مي سازد » چه قاعده اي رعايت نشده است ؟ 5/0
3 تكيه ي واژه هاي « پروردگار ، مي رويم » در كجا قرار مي گيرند ؟ 5/0
4 با گذاشتن علامت « ، » در جاي مناسب عبارت زير را به دو گونه بنويسيد كه معاني متفاوت داشته باشد .
« او هر روز نامه اي مي خواند » 5/0
5 واژه هاي جديد به چند شيوه ساخته مي شوند ؟ نام ببريد . 1
6 چهار نقش اساسي تر زبان را فقط نام ببريد ؟ 1

1 د : املا و بياموزيم : (3 نمره)
واجِ ميانجي « نياكان ، سبزيجات » را مشخص كنيد .  5/0
2 املاي نادرست كلمات را در عبارات زير اصلاح كنيد .
الف) سلطنت بر اثر غفلت شاهان دچار فطرت مي شد .
ب) خداوند هر كه را بخواهد به زلت مي افكند . 5/0
3 شكل درست همزه / ء / را در كلمات زير بنويسيد .
الف) نشـ / ء / ت
ب) اشمـ / ء / زاز 5/0
4 كدام يك از واژه هاي زير « دو تلفظي » هستند ؟ بنويسيد . 5/0
5 نام فرآيندهاي واجي واژه هاي زير را بنويسيد .
الف) هگرز ←  هرگز
ب) شب پره ←  شپره 5/0
6 از واژه هاي زير كدام واژه ها ، « دخيل نشان دار عربي » هستند ؟‌ بنويسيد .
طبع ـ الغرض ـ نشر ـ لذا 5/0
 جمع نمرات 20

 

 

 


باسمه‌تعالي
 
سوالات امتحان نهايي درس : زبان فارسي تخصصي (3) (سالي ـ واحدي) رشته : ادبيات و علوم انساني ساعت شروع : 8 صبح مدت امتحان : 90 دقيقه
سال سوم نظام جديد آموزش متوسطه تاريخ امتحان : 26/03/1381
دانش آموزان و داوطلبان آزاد استان سمنان در امتحانات نهايي نوبت دوم سال تحصيلي 81-1380 اداره كل سنجش و ارزشيابي تحصيلي


رديف سؤالات بارم

1 الف : زبان شناسي
چه عاملي سبب مي گردد كه هر فارسي زبان قواعد واجي زبان خود را بداند ؟  
25/0
2 جمله ي « تو امروز تو را خواباندي ؟ » بر اساس كدام قاعده ي تركيب صحيح نيست ؟ 25/0
3 در واژگان ذهنيِ زبان ، اطلاع آوايي ناظر بر چيست ؟ 25/0
4 منظور از ذخيرهاي زباني چيست ؟ 5/0
5 براي هر يك از دو واژه ي « پيكان » و « برگستوان » در گذر زمان چه وضعيتي پيش آمده است ؟ 5/0
6 كوچك ترين واحد صوتي زبان چه نام دارد ؟ 5/0
7 كدام گروه هاي اسمي جزء ذخيره هاي زباني هستند ؟
عبوسِ مغوم ـ ظلمت شب ـ آبيِ دريا ـ خيسِ شب 5/0
8 چرا توليد واحدهاي زباني زير ، غير ممكن است ؟
پرورش ، وزارت آموزش ، چجد ـ چرا تو ـ تو را سرزنش كردي 75/0
9 واژه هاي « دانش آموز » و « مي بيينمشان » هر كدام به ترتيب داراي چه تكواژ هستند ؟ 5/0

10 ب : املا و بياموزيم
كدام علامت جمع در فارسي بيشتر به كار مي رود ؟  
25/0
11 در جمله ي زير درنگ و تكيه روي كدام كلمه است ؟
« او هر روزنامه اي ، را مي خواند » 25/0
12 براي جمع بستن واژه ي ، « آشنا » چگونه بايد عمل كرد ؟ 5/0
13 با يك مثال فاصله و نيم فاصله را نشان دهيد .  5/0
14 معناي غير مستقيم هر واحد زباني چيست ؟ 5/0
15 شكل صحيح هر گروه از واژه هاي زير را مشخص كنيد .
(حرس كردن ، هرس كردن) ـ (سپاس گزار ، سپاس گذار) ـ (برحه ، برهه) ـ (موجه ، موجح) 1

16 ج : نگارش
بيان محتوا و پيام يك نثر يا شعر قديمي را به زبان ساده و قابل فهم اصطلاحاً چه مي گويند ؟ 
25/0
17 كدام نوع نقد در خواننده يا شنونده تأثير بيشتري دارد ؟ 5/0
18 در يك نمايش كدام نوع حركت مربوط به كارگردان و كدام مربوط به نويسنده است ؟ 5/0
19 در نوشته هاي ادبي بايد در انتخاب واژگان به چه نكاتي توجه كنيم ؟ (ذكر سه مورد كافي است) 75/0
20 به سؤالات زير پاسخ دهيد :
الف) در صورت جلسه چه مطالبي درج مي گردد ؟
ب) اسناد غير تجاري در چه صورتي رسميت مي يابند ؟ 1
 
رديف سؤالات بارم
21 يك استشهاد نامه بنويسيد و از همسايگان خود بخواهيد در مورد صحت مفقود شدن شناسنامه ي شما شهادت بدهند .  1
22 جمله هاي زير را ويرايش كنيد :
الف) اين طرح از دو مشكل اساسي رنج مي برد .
ب) هر نواري را سالي يك بار استفاده مي كنند .
پ) مي رفتيم كه دومين گل را از حريف دريافت كنيم .
ت) در هفته هاي اخير ، تجارت جهاني رونق بي سابقه اي را تجربه مي كند .  1

23 د : دستور
شاخص در جمله ي : « دكتر جوادي دكتر خوبي است » كدام واژه است ؟  25/0
24 در جمله ي زير متمم اسم را مشخص كنيد .
عيب جويي از ديگران كار پسنديده اي نيست . 25/0
25 براي احترام به جاي فعل هاي امر « بخوانيد ، بنويسيد ، بشينيد و... » چه فعلي را مي توان به كار برد ؟ 25/0
26 معادل امروزي فعل هاي زير را بنويسيد ؟
الف) بنوشتمي              ب) بديديمي 5/0
27 در نوشته ي « به نزديك من صلح بهتر كه جنگ » حرف « كه » در چه معنايي به كار رفته است ؟ 25/0
28 هسته ي گروه هاي اسمي زير را مشخص نماييد :
الف) دو دستگاه دوربين فيلم برداري .
ب) تاريخ معاصر ايران 5/0
29 فعل مجهول « گفته مي شود » را به معلوم تبديل كنيد و براي آن نهاد مناسبي بنويسيد .  5/0
30 از فعل هاي ساده ي « رفت » و « افتاد » فعل پيشوندي بسازيد . 5/0
31 شكل گذراي فعل هاي « افتاد و ماند » را بنويسيد . 5/0
32 با فعل « مي گفتند » جمله ي چهار جزئي « متمم و مسنددار » بسازيد . 5/0
33 با توجه به جمله ي « علي برادر احمد آمد » نقش « علي » و « برادر احمد » چيست ؟ 5/0
34 هسته و وابسته و وابسته ي وابسته را در گروه « كتابِ علومِ من » با نمودار نشان دهيد . 5/0
35 مميزهاي « فرش » و « ميز و صندلي » را در جمله هاي جداگانه به كار ببريد و با نمودار پيكاني آن را مشخص كنيد .  1
36 يك كلمه ي مناسب ، بر اساس هر يك از الگوهاي زير بسازيد :
الف) اسم + انه ← صفت يا قيد
ب) اسم مشتق + اسم ← اسم 5/0
37 شاخص « برادر » و « عمو » را در دو جمله ي جداگانه به كار ببريد . 1
38 موارد حذف را با ذكر نوع هر يك در عبارت زير نشان دهيد .
پروردگارا ، از گناهان ما در گذر ، تا در جهان ديگر نزد نيكوكاران شرمنده نباشيم . 5/0
 جمع نمرات 20

  
 

 


باسمه‌تعالي
 
سوالات امتحان نهايي درس : زبان فارسي تخصصي (3) (سالي ـ واحدي) رشته : ادبيات و علوم انساني ساعت شروع : 8 صبح مدت امتحان : 90 دقيقه
سال سوم نظام جديد آموزش متوسطه تاريخ امتحان : 12/10/1381
دانش آموزان و داوطلبان آزاد استان سمنان در امتحانات نهايي دوره تابستاني سال تحصيلي 81-1380 اداره كل سنجش و ارزشيابي تحصيلي
سازمان آموزش و پرورش استان سمنان 

رديف سؤالات بارم

1 الف : زبان شناسي
منظورا ز قاعده ي واجي چيست ؟ 
75/0
2 سطوح مطالعه ي واژگان زبان را بنويسيد ؟ 5/0
3 كدام بخش از زبان بيشتر دستخوش تغيير و دگرگوني است ؟ 25/0
4 واژه اي را بنويسيد كه هم معناي قديم را حفظ كرده است و هم معناي جديدي را پيدا كرده است ؟ 25/0
5 جمله زير با توجه به كدام قاعده تركيب زباني صحيح نيست ؟
« چوپانان ، آسمان آبي را رسانيدند . » 25/0
6 علامت اختصاري « اداره ي تداركات كاركنان ارتش جمهوري اسلامي ايران » را بنويسيد ؟‌ 25/0
7 جمله ي زير طبق كدام قاعده غلط است ؟
حسن صورت حسن را در آيينه ديد 25/0
8 اساسي ترين نقش زبان كدام است ؟ توضيح دهيد ؟ 1
9 با مصدر « پختن » دو جمله بنويسيد كه هر بار ، معناي فعل در ان جمله ها تغيير كند . 5/0

10 ب : املا و بياموزيم
واژه ي مشخص شده در كدام جمله ها با توجه به معني جمله درست است ؟
الف) هر فردي بايد قوانين كشور متبوعش را بپذيرد .
ب) آن چه در اين صفحات مستور است ، نتيجه ي انديشه و تفكر متعالي نويسنده ي آن است .
پ) استاد در آن شرايط دچار تعلم روحي عميقي گرديده بود .
ت) پدرش از انتصاب او به عنوان رئيس بسيار شادمان شده بود .  
5/0
11 كدام جمله ها به قيد تأكيد نياز ندارند ؟ 5/0
12 كدام نوع درنگ است كه رعايت نكردن آن سبب ابهام مي شود ؟ 25/0
13 در تركيب « جو ـ آب » براي آسان شدن تلفظ چه تغييري بايد انجام گيرد ؟ اين تغيير جزء كدام يك از فرآيندهاي واجي است ؟ 75/0
14 در جمله ي دُماغ بشر گنجايش خارق العاده اي دارد ، چرا كاربرد كلمه ي « دُماغ » صحيح نيست ؟ 5/0
15 مفهوم و آهنگ جمله ي « او را ديدي ؟ » چيست ؟ 5/0

16 ج : نگارش
پايه و اساس باز آفريني چيست ؟ 
25/0
17 به مجموعه اي كه شامل اطلاعاتي در زمينه ي همه رشته هاي دانش بشري يا رشته اي معين باشد ، اصطلاحاً چه مي گويند ؟ 25/0
18 اسناد رسمي در چه صورت جزء اسناد رسمي حقوقي به شمار مي رود ؟ 5/0
19 دايره المعارف ها جزء چه نوع منابع تحقيق به شمار مي روند ؟ 25/0
20 چرا نبايد از جمله اي نظير جمله ي زير استفاده كرد ؟
« افرادي من حيث لايشعر ، اسقاط وظيفه مي نمايند و جمهور ناس بايد مقابله ي شديده نمايند . » 5/0
رديف سؤالات بارم
21 يك استشهاد نامه بنويسيد و از همسايگان خود بخواهيد در مورد صحت مفقود شدن شناسنامه ي شما شهادت بدهند . ]از نوشتن هر گونه مشخصات جداً خودداري شود .[ 1
22 چرا عنوان « قول نامه » را براي اين نوع نوشته ها به كار مي برند ؟ 5/0
23 به طرز بيان نوشته زير اصطلاحاً چه مي گويند ؟
« ظرفي مرغي بريان در سفره ي بخيلي ديد كه سه روز پي در پي بود و نمي خورد ، گفت : عمر اين مرغ بعد از مرگ درازتر از عمر اوست پيش از مرگ . » 5/0
24 در عبارت زير كدام يك از انواع صور خيال را مي توان ديد ؟
« چنان مي نشيند كه گويي كوهي گران بر جاي نشسته است . » 25/0
25 در نمايش نامه ي سلمان فارسي « وجود پيرمرد خاركش ، گفت و گوي نجباي شهر با يكديگر و... » جزء كدام حوادث نمايش نامه است و چه تأثيري در نمايش دارد ؟ 5/0
26 جمله ي « خورشيد طلوع كرد . » را به كمك واژگان مناسب ديگر ، به يك جمله ي ادبي تبديل كنيد .  5/0
27 د : دستور زبان
از واژه هاي « را ، ديدم ، وقتي ، او ، برگشتم » يك جمله ي مركب بسازيد .  5/0
28 فعل هاي « گفته مي شد » و « برده خواهد شد » را به فعل معلوم تبديل كنيد .  5/0
29 تطبيق نهاد و گزاره در جملات داده شده زير چه تفاوتي دارند ؟
الف) مردم ايران عليه استكبار جهاني قيام كردند .                             ب) ملت ما هيچگاه از رهبران خود جدا نيست . 5/0
30 جمله اي بسازيد كه فعل « ترسيد » گذار به مفعول و متمم شود .  5/0
31 با فعل « ناميد » جمله ي بسازيد كه مفعول و مسند آن يكي باشد . 5/0
32 در جمله ي « علي و احمد آمدند » نقش احمد و علي را تعيين كنيد . 5/0
33 در جمله ي « رفته بودم درس بخوانم اما نتوانستم » نوع حذف و بخش حذف شده را تعيين كنيد .  5/0
34 مضاف اليهّ مضاف اليه را در يك گروه اسمي بياوريد و نمودار آن را رسم كنيد ؟ 5/0
35 جمله اي بنويسيد كه در آن مميز (وابسته ي وابسته) به كار رفته باشد ؟ 5/0
36 دو جمله ي زير را با شاخص هاي « دكتر » و « دايي » باز نويسي كنيد .
الف) فرهنگ لغت معين ، از فرهنگ هاي پر محتواي فارسي است .
ب) او به احمد ارادت بسيار داشت . 5/0
37  براي الگوهاي زير يك مثال بنويسيد ؟
الف) اسم + وند + بن = صفت                  ب) اسم + بن + وند = اسم 5/0
38 از تركيب « اسم + ي » يك صفت و يك اسم بسازيد . 5/0
39 از جهت دستور تاريخي كدام ويژگي مهم جمله در متن زير ديده مي شود ؟
« آن گاه برفتند و هيزم بياوردند و بر يك ديگر نهادند و نفت در زدند و ... » 5/0
40 در عبارت « شهري بود كه او را طور زمين مي خواندند » كاربرد ضمير « او » چه تفاوتي با كاربرد امروزي دارد ؟ 5/0
41 كدام ويژگي فعل در متون قديم در اين بيت وجود دارد ؟ شكل امروزين آن را بنويسيد ؟
« پسر گفتش اي بابك نامجوي      يكي مشكلت مي بپرسم بگوي » 5/0
42 معادل امروزي هر يك از فعل هاي زير را بنويسيد .
الف) خردمندان دانستندي كه نه چنان است .                  ب) و امير بس حليم و كريم بود ، جواب نگفتي . 5/0
 جمع نمرات 20

 

 


باسمه‌تعالي
 
سوالات امتحان نهايي درس : زبان فارسي (3) رشته : علوم تجربي و رياضي‌ فيزيك ساعت شروع : 10:30 صبح مدت امتحان : 90 دقيقه
سال سوم آموزش متوسطه شيوه نيم سالي ـ واحدي تاريخ امتحان : 26/10/1380
دانش آموزان و داوطلبان آزاد سراسر كشور در نيمسال اول سال تحصيلي 81-1380 اداره كل سنجش و ارزشيابي تحصيلي

رديف سؤالات بارم
1 نگارش (6 نمره) :
1ـ جملات زير را ويرايش كنيد :
الف ) سارق را دستگير و به زندان بردند .
ب) يك افسر حفاظت دشمن يك گلوله در كرد و كله ي يكي از مخالفان را زد .  
1
 2ـ عام ترين و رايج ترين راه تشريح در نوشته هاي تشريحي چيست ؟ 5/0
 3ـ براي اينكه زندگي نامه اي حالت معمول و عادي نداشته باشد به چه گونه اي مي توان نوشت ؟ (ذكر يك مورد) 5/0
 4ـ بيت زير را با جابه جايي مختصري به نثر بازگرداني كنيد :
                       « شنيدم كه در تنگنايي شتر           بيفتاد و بشكست صندوق در » 1
 5ـ درباره ي خنده ي حاصل از طنز توضيح دهيد . (در يك سطر) 5/0
 6ـ دايره المعارف عنوان چه نوع كتابهايي است ؟ 5/0
 7ـ دو عاملي كه نثر معمولي را به نثر هنري تبديل مي كند نام ببريد . 5/0
 8ـ « استشهاد نامه » چه نوع نوشته اي است ؟ 5/0
 9ـ منظره اي را به دلخواه در يك بند (حداقل چهار سطر) توصيف كنيد .  1
2 دستور (8 نمره) :
1ـ تعداد تكواژهاي گروه « هر چهار كارگر ساده » را بنويسيد در اين گروه « هسته » كدام واژه است ؟ 
5/0
 2ـ تعداد واج هاي واژه ي « تاريخچه » را بنويسيد ؟  25/0
 3ـ كدام جمله از نظر مطابقت نهاد و فعل درست است ؟
الف) دسته ي عزاداران حسيني از مسجد حركت كردند .
ب) دسته ي اسكناس هزار توماني گم شد .  25/0
 4ـ از مصدر « شتافتن » مضارع اخباري ، دوم شخص مفرد بسازيد ؟  5/0
 5ـ زمان (با ذكر نوع زمان) فعل جمله ي زير را بنويسيد .
گاندي مظهر زندهي هندوستان شناخته شده است . 5/0
 6ـ جمله هاي زير چند جزئي هستند ؟
الف) ايران به دانشمندان خود مي نازد .
ب) گل هاي رنگارنگ جلوه بي مانندي به شهر مي دادند . 5/0
 7ـ شاخص و مميز را در جمله ي زير مشخص كنيد :
مرتضي از استاد جوهري دو جلد كتاب هديه گرفت . 5/0
 8ـ نام وابسته هاي وابسته را در گروه هاي اسمي زير بنويسيد :
هواي نسبتاً خوب         رنگ سبز زيتوني 5/0
 9ـ نام واژه هاي زير را از نظر ساختمان (ساده ، مشتق و...) بنويسيد :
چهار راه ـ آميزه ـ بيابان ـ دانشسرا 1
رديف سؤالات بارم
2 10ـ در واژه هاي « ناسپاس » و « گريه » وندها را مشخص كنيد .  5/0
 11ـ واژه ي « ناشكري » را بر اساس اجزاي سازنده ي آنها تا مرحله تكواژ تجزيه كنيد .  5/0
 12ـ با توجه به نوشته ي زير به سوالات دستوري پاسخ دهيد :
زمين به بهار نشست ؛ بهار گره از شكوفه باز كرد . نسيم در گيسوي بيدافشان فرو پيچيد .
الف) نقش اصلي واژه هاي « زمين » و « گره » را بنويسيد . (5/0)
ب) يك فعل ساده و يك فعل پيشوندي در نوشته ي بالا بيابيد . (5/0)
پ) بن مضارع « پيچ » را گذار كنيد . (25/0)
ت) بن مضارع « نشستن » را بنويسيد . (25/0) 5/1
 13ـ فعل « خورده بود » را با حفظ زمان مجهول كنيد .  5/0
 14ـ نهاد و گزاره ي جمله ي « عيدتان مبارك » را زير نمودار درختي بنويسيد .   5/0
3 زبان شناسي (3 نمره) :
1ـ كوچك ترين جزء (واحد) زبان چيست ؟ 
25/0
 2ـ در توليد واحد زباني « گنجشك كتاب مي خواند » چه قاعده اي رعايت نشده است ؟ 25/0
 3ـ زبان شناسان صورت هاي ممكن غير رايج گروه هاي اسمي را چه ناميده اند ؟ 25/0
 4ـ مهم ترين « واحدهاي زبر زنجيري گفتار » را نام ببريد ؟ 75/0
 5ـ « روش علايم اختصاري » در ساخت واژه هاي جديد چگونه است ؟ 5/0
 6ـ دو هدف از ارتباط زباني را در ميان افراد يك جامعه بنويسيد ؟ 5/0
 7ـ از ميان واژه هاي زير دو واژه اي كه با همان معناي قديم به حيات خود ادامه داده است مشخص كنيد :
يخچال ـ گريه ـ برگستوان ـ زيبايي 5/0
4 املاء و بياموزيم (3 نمره) :
1ـ املاي درست كلمات نادرست جمله هاي زير را بنويسيد :
الف) در گلستان سعدي سخنان نقض و دلكش فراوان است .
ب) مطاع گران بهاي جواني را ارزان نفروشيم . 5/0
 2ـ شكل درست همزه « ء » را در كلمات زير بنويسيد :
اشمـ  /  ء  /  زاز  ←
ملج  /  ء  /   ← 5/0
 3ـ صامت هاي ميانجي كلمات « دانايان » و « گرسنگان » را مشخص كنيد . 5/0
 4ـ تفاوت آوايي و املايي « سنبل » و « خواب » را مشخص كنيد . 5/0
 5ـ كداميك از تلفظ ها ترجيح دارد ؟ (عْمران ـ عِمران) و (كَرامت ـ كِرامت) 5/0
 6ـ نام فرآيند هاي واجي كه در كلمه هاي « انشا » و « يگانه » صورت گرفته است بنويسيد .  5/0
  

 


نوشته شده در تاريخ توسط دبیر ادبیات فارسی
سؤالات امتحان نيم سال اول درس : ادبيات فارسي 2
رديف سؤالات
الف ابيات و عبارات زير را به نثر روان فارسي برگردانيد ‍:
1ـ چون تويي قضاي گردان ، به دعاي مستمندان        كه ز جان ما بگردان ره آفت قضا را
 2ـ بر مصطفي بهر رخصت دويد        از و خواست دستوري اما نديد
 3ـ تو قلب سپه را به آيين بدار        من اكنون پياده كنم كارزار
 4ـ نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت          متحيرم چه نامم شه ملك لافتي را
 5ـ سرزمين ما ، فلسطين ، يعني سبزه زار ما / گلهايش مانند نقش بر جامه هاي زنانه است .
 6ـ ذكر او مرهم دل مجروح است و مهر او بلانشينان را كشتي نوح است .
 7ـ در اواخر عمر با بنده مألوف بودند و كاسه و كوزه يكي شده بوديم .
 8ـ اي كاش عظمت در نگاه تو باشد نه در چيزي كه به آن مي نگري .
 9ـ يكي از حضار كه كباده ي شعر و ادب مي كشيد ، چنان محفوظ گرديده بود كه جلو رفته جبهه ي شاعر را بوسيد .
 10ـ چه طور يك تنه با آن همه دشمن لعين جر بكند ؟
 11ـ چه قدر همين خود تو منو تلكه كردي ؟
ب معني لغات مشخص شده را بنويسيد :
1ـ در پندار وي جانوران گوناگون و اشباح در آن وجود داشتند .
 2ـ از ايوان كه طارمي چوبي داشت ، افق روشن پديدار بود .
 3ـ با حال استيصال پرسيدم : پس چه خاكي به سر بريزم .
 4ـ جو سوفارش آمد به پهناي گوش          ز شاخ گوزنان بر آمد خروش
 5ـ ماه آذارش ، پشته ها را / با شقايق ها و نرگس ها مي آرايد .
 6ـ اگر بلدچي خان آمده باشد الآن كه راه بيفتيم خروسخوان مي رسيم .
 7ـ آن را در كروج لاي دسته هاي برنج پيدا كرد .
ج درك مطلب :
ـ با توجه به ابيات و عبارات زير به پرسش ها پاسخ دهيد :
الف) اي خونين چشم و خونين دست / به راستي كه شب رفتني است / نه اتاق توقيف مي ماند / و نه حلقه هاي زنجير / نرون مرد ، ولي رم نمرده است / با چشم هايش مي جنگد / و دانه هاي خشكيده ي خوشه اي / دره ها را از خوشه ها لبريز خواهد كرد .
1ـ مقصود از رم و نرون چيست ؟
2ـ عبارت « با چشمهايش مي جنگد » به چه معناست ؟
3ـ در بيت اول شب كنايه از چيست ؟
4ـ مقصود از خوشه ها چيست ؟
 ب) ما را به ياد بياور اكنون كه           
                                       له كرده اند گلهاي نو شكفته در پشته هاي اطرافمان را
1ـ مقصود از گلهاي نوشكفته چيست ؟
 ج) ما اين را از گذشته به ارث مي بريم / و امروز چهره ي شيلي بزرگ شده است / پس از پشت سرگذاشتن آن همه رنج
1ـ شاعر چه چيز را از گذشتگان خود به ارث برده است ؟
2ـ مقصود از مصراع دوم چيست ؟
 د) ماري كه از ديشت روي قلبش چنبره زده بود و خوابيده بود سر بلند كرد به نيش زدن و گلويش چنان گرفت كه نتوانست جمله را تمام كند .
1ـ نويسنده غم زري را در سوگ يوسف به چه ماننده كرده است ؟
د آرايه هاي ادبي :
1ـ نام نويسندگان آثار زير را بنويسيد :
كارگران دريا ـ قلب مغرب 
 2ـ شاعر مقاومت فلسطين چه نام دارد و چرا اين لقب را به او داده اند ؟
 3ـ تفاوت هاي حماسه ي طبيعي و مصنوع را بنويسيد ؟ (ذكر دو مورد)
 4ـ پدر داستان نويسي فارسي كيست ؟ يك اثر از او نام ببريد ؟
 5ـ در ابيات زير :
مرا مادرم نام مرگ تو كرد                    زمانه مرا پتك ترگ تو كرد
فلك باخت از سهم آن جنگ رنگ          بود سهمگين جنگ شير و پلنگ
1ـ چه آرايه هايي وجود دارد ؟
2ـ در بيت اول رديف و قافيه را مشخص كنيد .
و خود آزمايي :
1ـ در عبارت « بر كشته هاي ما جز باران رحمت خود مبار » مقصود از كشته ها چيست ؟
 2ـ عبارت كنايي « دندان به دندان خاييدن » يعني چه ؟
 3ـ سر به گرد آوردن به چه معناست ؟
 4ـ مقصود از عبارت هاي كنايي زير چيست ؟
شكم را صابون زدن ـ چند مرده حلاج بودن
 5ـ در عبارت « فرشتگان سروده هاي صلح و شادي انسان را براي چوپانان خواندند . » مقصود از كلمات مشخص شده چيست ؟
 6ـ عبارت « شلخته درو كنيد تا چيزي گير خوشه چين ها بيايي » يعني چه ؟
 7ـ زيتون نماد چيست و نشانه ي كدام كشور است ؟
 8ـ محوري ترين پيام هديه ي سال نو چيست ؟
 جمع نمرات : 20

 

 


سؤالات امتحان نيم سال اول درس : ادبيات فارسي 2
رديف سؤالات
الف معني و مفهوم ابيات و عبارات زير را به نثر روان فارسي بنويسيد :
1ـ دل اگر خداشناسي همه در رخ علي بين           به علي شناختم من ـ به خدا قسم ـ خدا را
 2ـ بدين زور و زر دنيا چو بي عقلان مشو غره         كه اين آن نوبهاري نيست كش بي مهرگان بيني
 3ـ مي بهشت ننوشم ز جام ساقي رضوان          مرا به باده چه حاجت كه مست بوي تو باشم
 4ـ شمعيم و خوانده ايم خط سرنوشت خويش         ما را براي سوز و گداز آفريده اند
 5ـ از جام عافيت مي نابي نخورده ام          وز شاخ آرزو گل عيشي نچيده ام
 6ـ تهمتن بر آشفت و با توس گفت          كه رهام را جام باده ست جفت
 7ـ در اواخر عمر با بنده مألوف بودند و كاسه و كوزه يكي شده بوديم .
 8ـ بر حريف مغلوب كه تسليم اختيار كرده و مخذول و نالان استرحام مي كرد ، رحم نياورد .
 9ـ و سخن خود را با اشاراتي از فنون مختلف تفسير و حديث و غيره چاشني مي داد.
 10ـ به پاي تو مي گريم ، با اندوهي والاتر از غم گزايي عشق و با چشماني يتيم نديدنت .
ب معني لغت :
1ـ فلك باخت از سهم آن جنگ رنگ .
 2ـ آن را در كروج لايي دسته هاي برنج پيدا كرد .
 3ـ و آن آرزوي درهم شكستن محدوديت بشري است پاي بند تن ، دست يافتن به رهايي و عروج .
 4ـ صفحه سفيدي را باز مي كرد و ارتجالاً انشايي مي ساخت .
 5ـ هنوز جرزها و سرديوارهايي برپاست كه به دقت حجاري شده .
 6ـ پس از نماز عشا به انواع اوراد و ادعيه مي پرداخت .
 7ـ مليجك اين طرف و آن طرف مي دويد و اشتلم مي كرد .
 8ـ به رسم معموله همه ساله همه اعاظم اهل اردو و تمام ملتزمين حاضر بودند .
ج آرايه هاي ادبي :
1ـ نام نويسندگان اين آثار را بنويسيد .  كارگران دريا ـ ارغنون ـ شبگير
 2ـ رهي معيري در سرودن غزليات خود از كدام شاعر پيروي مي كرد ؟
 3ـ شعر معاصر به چند دسته تقسيم مي شود ؟ نام ببريد .
 4ـ داستان كوتاه در ايران با چه مجموعه اي آغاز شد ؟
 5ـ در هر يك از ابيات زير چه آرايه اي وجود دارد ؟
الف) هنگام تنگدستي در عيش كوش و مستي              كاين كيمياي هستي قارون كند گدار را
ب) محبوسم و طالع است منحوسم                غمخوارم و اختر است خونخوارم
د درك مطلب :
الف) آيا از سرزمين تو بود كه فرشتگان          سروده هاي صلح و شادي انسان را براي چوپانان خواندند ؟
1ـ مقصود از « سروده هاي صلح و شادي » و « چوپانان » چيست ؟
 ب) ما اين را از گذشته به ارث مي بريم
و امروز چهره شيلي بزرگ شده است
پس از پشت سرگذاشتن آن همه رنج
1ـ مقصود از جمله ي « ما اين را از گذشته به ارث مي بريم » چيست ؟
 ج) و پيدا نكردم در آن كنج غربت
به جز آخرين صفحه دفترت را
همان دستمالي كه پيچيده بود
در آن مهر و تسبيح و انگشترت را
همان دستمالي كه پولك نشان شد
و پوشيد اسرار چشم ترت را
1ـ پولك نشان شدن دستمال نشانه چيست ؟
2ـ مقصود از كنج غربت چيست ؟
3ـ شاعر آخرين برگ دفتر شهيد را چه مي داند و آن را چگونه توصيف مي كند ؟
 د) بر بساطي كه بساطي نيست
در درون كومه تاريك من كه ذره اي با آن نشاطي نيست
و جدار دنده هاي ني به ديوار اتاقم دارد از خشكيش مي تركد
چون دل ياران كه در هجران ياران
قاصد روزان ابري داروگ ، كي مي رسد باران ؟
1ـ مقصود از مصراع اول چيست ؟
2ـ باران نماد چيست ؟
3ـ شاعر ني هاي اتاقش را به چه مانند كرده است ؟
ج خود آزمايي :
1ـ در عبارت « پيش از تو هيچ خدايي را نديده بودم ... » كلمه خدا به چه معناست ؟ 
 2ـ در انتظار غبار بي سوار نشستن كنايه از چيست ؟
 3ـ در جمله « مردم اين جزيره از اشراف فارس هستند » واژه فارس به چه معناست ؟
 4ـ دو اثر از دكتر شريعتي نام ببريد ؟
 5ـ مقصود از اصطلاحات زير چيست ؟
كميتش لنگ بود    ـ سماق مكيدن
 6ـ از عرش به فرش آمدن كنايه از چيست ؟
 7ـ عبارت « شلخته دور كنيد تا چيزي گير خوشه چين ها بيايد » به چه معناست ؟
 8ـ عبارت كنايي « دندان به دندان خاييدن » يعني چه ؟
 9ـ مقصود از بيت مقابل چيست ؟         « خورده اختران قسم به پاداشم         بسته كمر آسمان به پيكارم »
 جمع نمرات : 20


سؤالات امتحان نيم سال اول درس : ادبيات فارسي 2
رديف سؤالات
الف بيان معني و مفهوم شعر و نثر :
1ـ ز يزدان دان نه از اركان كه كوته ديدگي باشد        كه خطي كز خرد خيزد ، تو آن را از بنان بيني
 2ـ به ديدارت آرايش جان كنم             ز من هر چه خواهي تو فرمان كنم
 3ـ اشتر به شعر عرب در حالت است و طرب           گر طبع نيست تو را كژ طبع جانوري
 4ـ اگر در باغ عشق آيي همه فراش دل يابي        و گر در راه دين آيي همه نقاش جان بيني
 5ـ يكي از خروسان ضربتي سخت بر ديده ي حريف نواخت .
 6ـ براي تو با چشم همه ي محرومان مي گريم .
 7ـ آسمانش را گرفته تنگ در آغوش / ابر با آن پوستين سرد نمناكش
 8ـ حسودان تنگ نظر و عنودان بدگهر ، وي را به لهو و لعب كشيدند .
ب معني لغت :
1ـ غرفه ها و زاويه ها يادآور بهشت هستند .
 2ـ جامه اش شولاي عرياني
 3ـ وز شاخ آرزو گل عيشي نچيده ام .
 4ـ يكي صداي آشنا به رهگذر نمي زند .
 5ـ را دار گوشمان تبديل به ديوار صوتي چين شده است .
 6ـ خروس غالب چه بدسگالي به تو كرده بود .
 7ـ كالبد بنا مينايي است كه روح ايران در آن حبس شده است .
ج درك مطلب :
ـ با توجه به مصرع هاي زير پاسخ دهيد .
بر بساطي كه بساطي نيست
در درون كومه ي تاريك من كه ذره اي با آن نشاطي نيست
و جدار دندانهاي ني به ديوار اتاقم دارد از خشكيش مي تركد .
چون دل ياران كه در هجران ياران
قاصد روزان ابري ، داروگ كي مي رسد باران ؟
1ـ شاعر كومه ي خود را چگونه وصف كرده است ؟
 2ـ چرا جدار دنده هاي ني مي تركد ؟
 3ـ باران نماد چيست ؟ چرا ؟
 4ـ چرا شاعر از واژه ي دروگ با عنوان قاصد نام مي برد ؟
 5ـ « بر بساطي كه بساطي نيست » يعني چه ؟
 6ـ نام قالب شعر را بنويسيد .
د دانش هاي ادبي :
1ـ نام صاحبان آثار زير را بنويسيد .
جام جهان بين               فيه ما فيه
 2ـ دو جزء از اجزاء تشكيل دهنده ي قصيده را نام ببريد .
 3ـ واژه ي « خورشيد » را در يك عبارت (نظم يا نثر) به شيوه اي به كار ببريد كه آرايه ي تشخيص به وجود آيد ؟
 4ـ آرايه هاي بيت زير را بيابيد (ذكر دو مورد)
هنگام تنگ دستي در عيش كوش و مستي       كاين كيمياي هستي قارون كند گدا را
 5ـ مجموعه ي در كوچه باغ هاي نيشابور از كيست ؟
 6ـ كدام منظومه را سرآغاز شعر نو دانسته اند ؟
ج خود آزمايي :
1ـ شعر سپيد و موج نو چه تفاوت هايي با هم دارند ؟
 2ـ اخوان ثالث در شعر خود به بيان چه مسائلي مي پردازد ؟
 3ـ مقصود از اصطلاحات « سپر انداختن / باب دندان » چيست ؟
 4ـ شاعر در بيت « دانش و آزادگي و دين و مروت     اين همه را بنده ي ورم نتوان كرد » چه چيزي را توصيه مي كند ؟
 5ـ ممال كلمات « مزاح و سلاح » را بنويسيد ؟
 6ـ به نظر شما علل انحراف خسرو چه بود ؟
 7ـ « در انتظار غبار بي سوار منشتن » كنايه از چيست ؟
 8ـ فعل « نمي هلد » داراي دو مصدر است آنها را بنويسيد ؟
 جمع نمرات : 20

 

 

 

 

 

 

 

 

سؤالات امتحان نيم سال اول درس : ادبيات فارسي 2
رديف سؤالات
الف بيت ها و عبارت هاي زير را به نثر روان برگردانيد .
1ـ تهمتن بر آشفت و با توس گفت         كه رهام را جام باده ست جفت
 2ـ مهر او بلانشينان را كشتي نوح است .
 3ـ اي كاش عظمت در نگاه تو باشد نه در چيزي كه به آن مي نگري .
 4ـ اي صاحب كرامت شكرانه ي سلامت             روزي تفقدي كن درويشبي نوا را
 5ـ سرزمين فلسطين / ماه آذارش پشته ها را / با شقايق ها مي آرايد
 6ـ يكي از حضار كه كباده ي شعر و ادب مي كشيد چنان محظوظ گرديده بود كه جلو رفته و جبهه ي شاعر را بوسيد .
 7ـ ذكر او مرهم دل مجروح است .
 8ـ متحيرم چه نامم شه ملك لافتي را
 9ـ هزار باديه سهل است با وجود تو رفتن
 10ـ يوسف هميشه به مردها مي گويد : « شلخته درو كنيد تا چيزي گير خوشه چين ها بيايد . »
ب درك مطلب :
ـ با توجه به ابيات زير به پرسش ها پاسخ دهيد :
1ـ دل مي رود ز دستم صاحبدلان خدا را                   دردا كه راز پنهان خواهد شد آشكارا
2ـ ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون              نيكي به جاي ياران فرصت شمار يارا
3ـ آسايش دو گيتي تفسير اين دو حرف است            با دوستان مروت با دشمنان مدارا
4ـ هنگام تنگ دستي در عيش كوش و مستي             كاين كيمياي هستي قارون كند گدا را
5ـ آيينه سكندر جام مي است بنگر                         تا بر تو عرضه دارد احوال ملك دارا
6ـ حافظ به خود نپوشيد اين خرقه ي مي آلود           اي شيخ پاك دامن معذور دار ما را
الف) مقصود از « راز پنهان » در بيت اول چيست ؟
 ب) چرا شاعر مهر گردون را افسانه و افسون مي داند ؟
 ج) محوري ترين پيام بيت سوم را بنويسيد .
 د) به نظر شاعر آنچه گدا را به قارون تبديل مي كند چيست ؟
 و) « جام مي » استعاره از چيست ؟
 ن) مفهوم « عبرت گرفتن از احوال گذشتگان » از كدام بيت استنباط مي شود ؟
 هـ) كدام مصراع « اغتنام فرصت » را توصيه مي كند ؟
 ي) در مورد « اعتقاد به تقدير » مصداقي در شعر بيابيد .
ج واژگان معين شده را معني كنيد :
1ـ آثار شادي در وجناتش نمودار گرديد .
 2ـ ماه ايارش آواز ماست .

رديف سؤالات
 3ـ بشد تيز رهام با خود و گبر
 4ـ سلام او در وقت صباح مومنان را صبوح است .
 5ـ كشتي شكستگانيم اي باد شرطه برخيز .
 6ـ فلك باخت از سهم آن جنگ رنگ
 7ـ در شب هاي يخ بندان روپوش مندرس خود را به ديگران مي داد .
ج دانش هاي ادبي :
1ـ چه كساني مخاطب اصلي ادبيات پايداري هستند ؟
 2ـ نام نويسندگان اين آثار را بنويسيد .
كارگران دريا                    سه تفنگدار
 3ـ مجموعه ي هندي رامايانا جزء كدام يك از انواع حماسه شمرده مي شود ؟
 4ـ با توجه به عبارت زير بنويسيد كه آندره ژيد چه نوع شناختي را مي پسندد؟
معرفتي كه قبل از آن احساس نباشد براي من بيهوده است .
 5ـ آرايه هاي بيت زير را بيابيد .
سركش مشو كه چون شمع از غيرتت بسوزد           دلبر كه در كف او موم است سنگ خارا
 6ـ نمونه اي واج آرايي مثال بزنيد ؟ (نظم يا نثر)
د خود آزمايي :
1ـ دو گونه ي رايج ادبيات نمايشي را نام ببريد ؟
 2ـ زيتون نماد چيست ؟ و نشانه ي كدام كشور است ؟
 3ـ يك نمونه حماسه مصنوع نام ببريد ؟
 4ـ به عبارت هايي نظير « روي كسي را به زمين انداختن و سماق مكيدن » چه مي گويند ؟ نمونه اي ديگر مثال بزنيد ؟
 5ـ بيت زير به چه موضوعي اشاره دارد ؟
برو اي گداي مسكين در خانه ي علي زن       كه نگين پادشاهي دهد از كرم گدا را
 6ـ مشبه به اين مصراع « چه زنم چوناي هر دم ز نواي شوق او دم » كدام است ؟
 7ـ آغاز گر سبك واقع گرايي در ادبيات معاصر كيست ؟ اثري از او نام ببريد ؟
 8ـ با توجه به داستان گيله مرد بنويسيد كه هر يك از اشخاص زير نماد چه انسان هايي در عصر خود هستند ؟
گيله مرد :
مأمور دوم :
 جمع نمرات : 20

 

 


سؤالات امتحان نيم سال اول درس : زبان فارسي 2
 رديف سؤالات
الف دستور :
1ـ با توجه به اين عبارت پاسخ دهيد ؟     پرندگان دانه هاي تازه ي گندم را از زمين بر مي چينند .
الف) نهاد پيوسته و جداي جمله را تعيين كنيد ؟
ب) يك متمم در جمله بيابيد .
ج) كلمه هاي « تازه » و « گندم » چه نقشي دارند ؟
د) بن مضارع فعل را به دست آوريد .
 2ـ زمان و وجه فعل هاي مشخص شده را بنويسيد .
همان دم احساس كرد كه سطل ديگر سنگيني ندارد ، دستي كه به نظرش بزرگ مي آمد ، دسته ي سطل را گرفته بود . اين مرد بي آن كه كلمه ي بگويد دسته ي سطل را در مشت مي فشرد .
 3ـ جمله ي زير را با حفظ شخص و زمان مجهول كنيد .
معلم مرغان را گويا مي كشيد .
 4ـ از فعل « پرسيده بودند » مضارع اخباري معلوم و مجهول بسازيد . (با حفظ شخص)
 5ـ نقش واژگان مشخص شده را بنويسيد :
باد سردي از جلگه مي وزيد . بيشه ظلماني بود . چند دسته از بوته هاي خار ، در نقاط بي درخت سوت مي زدند . از هر طرف فضاهاي غم انگيز امتداد داشت .
 6ـ نمودار گروه اسمي زير را رسم كنيد و اجزاي گزاره را نام گذاري كنيد .
مادر بزرگ از خنده ي ما ناراحت نمي شد .
 7ـ با هر يك از فعل هاي زير جمله اي بسازيد ، سپس ساده و مركب بودن آنها را نشان دهيد .
قرض مي گرفت / فراموش نمي كند .
 8ـ كوچك ترين واحد معني دار زبان را . . . . . . . . . . . . مي گويند .
ب نگارش :
1ـ براي توصيف مدرسه ي محل تحصيل خود يك طرح بنويسيد .
 2ـ براي انتخاب عنوان نوشته راه هاي گوناگون وجود دارد دو مورد را ذكر كنيد ؟
 3ـ دو فايده ي طرح نوشته را بنويسيد ؟
 4ـ با توجه به شروع داستان زير ، آن را به گونه ي مناسب به پايان ببريد و نام مناسبي براي آن انتخاب كنيد .
... به پايين يعني كف خيابان ، يعني دوازده طبقه پايين تر نگاهي انداختم ، ديگر همه چيز برايم تمام شده بود . مدتها بود كه به پايان راه رسيده بودم ، حالا مي خواستم صداي اين پايان هولناك به گوش همه برسد ، فقط چند لحظه به سقوطم مانده بود كه . . . . . . . .
 5ـ عبارت زير را ويرايش كنيد .
آيا چگونه مي توان به قول معروف بر عليه سوابق گذشته ي افرادي كه نمي شناسيم عمليات قانوني انجام و موضوع را بطور دقيق برسي كنيم .
 6ـ دو مورد از ويژگي هاي زبان فارسي امروز و نوشتار معيار را بنويسيد ؟
 7ـ فضاسازي چيست و چه نتايج سودمندي در بر دارد ؟
 8ـ ويرايش زباني را تعريف كنيد .
ج زبان شناسي :
1ـ دو تفاوت بين زبان گفتار و نوشتار را بنويسيد ؟
 2ـ چرا بين شكل گفتاري و نوشتاري واژه ي « خوابيدن » تفاوت وجود دارد ؟
 3ـ چرا گوناگوني هاي سبكي ، لهجه اي و گويشي به يگانگي زبان آسيب نمي رساند ؟
 4ـ نمود آوايي زبان چه نام دارد ؟
 5ـ چرا انسان خط و نوشتار را اختراع كرد ؟
 6ـ نمود حركتي يعني چه ؟ و چه كساني از نمود حركتي زبان استفاده مي كنند ؟
د املا و بياموزيم :
1ـ جمله ي « دانشگاه اساتيد خود را براي همايش علمي دعوت كرد » چه اشكالي دارد ؟ شكل درست آنرا بنويسيد ؟
 2ـ با توجه به عبارت زير ، موارد حشو را بيابيد و دليل حشو بودن آنها را بنويسيد ؟
همين پارسال گذشته بودكه در مدخل ورودي سالن ايستاده بود و آخرين مسابقه ي فينال را تماشا مي كرد .
 3ـ با كلمه ي عربي « بناء » دو جمله به شكل مضاف و غير مضاف آن بنويسيد .
 4ـ كدام كاربرد درست نيست ؟ چرا ؟
الف) به كمك درس املاء و انشاء مهارت هاي زباني خود را تقويت مي كنيم .
ب) نيروي انتظامي سارقان را دستگير كرد و به زندان فرستاد .
 جمع نمرات : 20

 

 

 

 

 

سؤالات امتحان نيم سال اول درس : زبان فارسي 2
 رديف سؤالات
الف دستور :
1ـ با توجه به اين عبارت پاسخ دهيد ؟     خورشيد تابناك هر روز در آسمان مي درخشيد .
الف) نوع نهاد جمله ي فوق را بنويسيد ؟
ب) واژه ي « تابناك » را از نظر ساخت بررسي كنيد .
ج) واژه هاي تابناك و هر روز چه نقسي دارند ؟
د) نوع متمم را بنويسيد (قيدي يا اجباري)
 2ـ از مصدر « آموختن » براي اول شخص جمع زمان هاي زير را بنويسيد ؟
مضارع اخباري                       ماضي استمراري
 3ـ هر يك از فعل هاي زير را در جمله اي به كار ببريد و ساده و مركب بودن آن را نشان دهيد .
فرياد مي زند          گوش مي كند
 4ـ هسته ي گروه اسمي زير را بيابيد و نمودار پيكاني آن را رسم كنيد .
اين سراي عميد نيشابور است .
 5ـ در نوشته ي زير ، ضماير و مرجع آن را معين كنيد .
« مهمترين كتابي كه جزء ادبيات حماسي ايران است و بايد آن را آموزش داد ، شاهنامه ي فردوسي است » .
« لبان انسان پرچم كشور وجود اوست . »
 6ـ تركيب هاي وصفي و اضافي عبارت هاي زير را بيابيد .
موشي بر لب چشمه اي وطن ساخته بود و از آواز غوك لذت مي برد و خواهان دوستي با غوك بود .
روزي موش زشته اي دراز پيدا كرد و بر لب آب آمد .
 7ـ واژگان « گريان » را در دو جمله ي متفاوت به گونه اي به كار ببريد كه در يك جمله قيد و در جمله اي ديگر صفت باشد .
 8ـ در متن زير ، گروه هاي قيدي را پيدا كنيد و زير آن خط بكشيد .
بيگانگي جوانان ما با ادبيات ، روز به روز بيشتر مي شود . شايد اين درد به قول طبيبان نشانه ي بيماري عمومي باشد و شايد از بيماري پيكر اجتماعي حكايت مي كند .
 9ـ يك اسم مركب و يك صفت مشتق مثال بزنيد .
 10ـ واژه ي « دوچرخه » از نظر ساخت چه نوع كلمه اي است ؟
 11ـ با توجه به مصراع « سعديا مرد نكونام نميرد هرگز » منادا كدام است ؟
 12ـ نمودار درختي اين گروه اسمي را رسم كنيد . « آغاز اين عصر »
 13ـ با واژه ي « ايران » دو تركيب بسازيد . يك تركيب وصفي و يك اضافي .
 14ـ از فعل « گفته است » مضارع اخباري مجهول بسازيد .
ب نگارش :
1ـ مفهوم علائم اختصاري زير چيست ؟ج .   ر . ك
 2ـ نمونه اي از ارجاع درست به يك كتاب را بنويسيد ؟
 3ـ عبارت هاي زير را ويرايش كنيد :
آيا چگونه مي توان به قول معروف بر عليه سوابق گذشته ي افرادي كه نمي شناسيم ، عمليات قانوني انجام دهيم .
 4ـ كهن ترين فرهنگ لغت فارسي چه نام دارد و اثر كيست ؟
 5ـ كاربرد علامت « را » در فرهنگ معين نشان دهنده ي چيست ؟
 6ـ فرهنگ معين تلفظ درست واژگان را چگونه نشان مي دهد ؟
 7ـ از مراحل تهيه ي مقاله « چهار مرحله ي نخست را به ترتيب بنويسيد .
 8ـ گزارش ها از نظر حجم به چند دسته تقسيم مي شوند ؟ نام ببريد ؟
 9ـ قسمت هاي تشكيل دهنده ي مقاله كه به طور نامنظم در زير آمده است مرتب كنيد .
عنوان / فهرست ها (منابع ، اعلام) / مقدمه / متن مقاله / فهرست مطالب / نتيجه
 10ـ دو ويژگي از ويژگي هاي يك مقاله ي خوب را بنويسيد .
ج زبان شناسي :
1ـ واج هاي زبان به چند دسته تقسيم مي شوند ؟ نام ببريد .
 2ـ تعداد واج و هجاي واژه هاي زير را بنويسيد ؟
مادر / نسيم
 3ـ در عبارت زير ساخت  واژه هاي تصريقي و اشتقاقي را معين كنيد ؟
« نويسندگان در مقابل عملي كه انجام مي دهند مسئولند . »
 4ـ از مصدر « افشاندن » واژه ي مشتقي كه معادل مناسبي براي كلمه ي اسپري باشد بسازيد .
 5ـ در اجراي پانتوميم از كدام نمود زبان استفاده مي شود ؟
 6ـ چرا بين شكل گفتاري و نوشتاري واژه ي « خوابيدن » تفاوت وجود دارد ؟
د املا و بياموزيم :
1ـ اصطلاح كژتابي را با ذكر يك مثال توضيح دهيد ؟
 2ـ كدام غلط است ؟ بنيان گذار ـ سياست گزار ـ خدمت گزار ـ سپاسگزار
 3ـ حرف اضافه ي مخصوص اين فعل ها « بافتن / كاستن » كدام است ؟
 4ـ چرا اين عبارت درست نيست ؟ « دامن زدن به دوئيت ها موجب شكست مي شود . »
 5ـ از دو واژه ي داخل پرانتز كدام مناسب جمله است ؟ چرا ؟
« در مراسم شب (اِحيا ـ اَحيا) شركت كردم . »
 6ـ براي هر يك از واژه هاي زير گروه كلمه بسازيد .
غالب / قالب
 جمع نمرات : 20

 

 


سؤالات امتحان نيم سال اول درس : زبان فارسي 2
رديف سؤالات
الف دستور :
1ـ با توجه به اين عبارت پاسخ دهيد ؟     رشته ي باران ، آسمان تيره را به زمين گل آلود مي دوخت .
الف) نهاد پيوسته و نهاد جداي جمله را تعيين كنيد ؟
ب) واژه ي « باران » چه نقشي دارد ؟
ج) مفعول و متمم جمله كدام است ؟
د) بن مضارع و بن ماضي فعل را بدست آوريد ؟
و) يك صفت در عبارت فوق بيابيد ؟
 2ـ اگر نهاد جمله به يكي از شكل هاي زير بيايد فعل آن چگونه خواهد بود ؟
الف) من و تو . . . . . . . .                ب) شما و او . . . . . . . . .
 3ـ نمودار جمله ي زير را رسم كرده و نقش گروه هاي اسمي آن را معين كنيد .
مردم روستا به او دكتر مي گفتند .
 4ـ زمان و وجه فعل ها را در نوشته ي زير بنويسيد ؟
هنگامي كه آرمسترانگ قدم بر سطح ماه نهاد ، ميليونها انسان از راديو و تلويزيون صداي او را شنيدند كه مي گفت : اين قدمي كوچك براي انسان ، ولي جهشي بزرگ براي بشريت است .
 5ـ فعل « خواهم آمد » را با حفظ شخص به زمان هاي ماضي بعيد و مضارع اخباري برگردانيد .
 6ـ عبارت زير را با حفظ شخص و زمان مجهول كنيد .
زبان شناسان ، زبان را يك نظام مي دانند .
 7ـ با هر يك از فعل هاي زير يك جمله بسازيد ، سپس ساده و مركب بودن آن را نشان دهيد .
مطالعه كرد :                     زحمت مي كشيد :
 8ـ از مصدر « رسيدن » براي دوم شخص جمع زمان هاي « ماضي نقلي » و « مضارع التزامي » بسازيد .
 9ـ نقش واژه هاي معين شده را بنويسيد .
زمين گهواره ي انسان است ولي براي هميشه نمي توان در گهواره باقي ماند .
ب نگارش :
1ـ چه عاملي چارچوب كلي نوشته را تعيين مي كند ؟
 2ـ براي انتخاب عنوان نوشته راه هاي گوناگوني وجود دارد دو مورد را بنويسيد ؟
 3ـ فضا سازي چيست و چه نتايجي دارد ؟
 4ـ عبارت زير را ويرايش كنيد :
تيم مقابل از روحيه ي بسيار بدي برخوردار بود و بر خلاف تصور تماشاگران شكست بسيار بدي را خوردند .
 5ـ در برگه دان هر كتابخانه اي چند برگه وجود دارد ؟ نام ببريد ؟
 6ـ سبك ژورناليستي چيست و چه كساني مخاطب آن هستند ؟
 7ـ دو مورد از ويژگي هاي زبان محاوره را بنويسيد ؟
 8ـ براي توصيف مدرسه ي محل تحصيل خود طرحي ارائه دهيد .
ج زبان شناسي :
1ـ چرا انسان خط و نوشتار را اختراع كرد ؟
 2ـ نمود آوايي زبان چه نام دارد ؟
 3ـ چرا بين شكل گفتاري و نوشتاري واژه ي « خواهد » تفاوت وجود دارد ؟
 4ـ نمود حركتي چيست و چه كساني از آن استفاده مي كنند ؟
 5ـ زبان و گفتار چه تفاوتي با هم دارند ؟
 6ـ چرا ما جملات را در حين نوشتن در ذهن خود تكرار مي كنيم ؟
د املا و بياموزيم :
1ـ كدام كاربرد درست است دليل آن را بنويسيد .
الف) دانشمندان زندگي خود را به كسب علم اختصاص و آثار خود را براي خدمت به مردم انتشار مي دهند .
ب) نيروي انتظامي سارقان را دستگير و به زندان فرستاد .
 2ـ با كلمه ي « صفا » دو جمله به شكل مضاف و غير مضاف آن بنويسيد .
 3ـ با توجه به عبارت زير موارد حشو را يافته و دليل حشو بودن آنها را بنويسيد ؟
مي خواهم از شما سؤالي بپرسم .  آيا همين پارسال گذشته نبود كه تخته ي وايت بـردي را در مدخل ورودي كلاس نصب كردند ؟
 4ـ املاي تشديد مياني با تشديد پاياني چه تفاوتي دارد ؟ براي هر كدام نمونه اي مثال بزنيد ؟
 جمع نمرات : 20

 

 

 

 

 

 

 

 

سؤالات امتحان نيم سال اول درس : ادبيات فارسي 2
رديف سؤالات
الف بيت ها و عبارت هاي زير را به نثر روان بنويسيد :
1ـ چو به دوست عهد بندد ز ميان پاكبازان          چو علي كه مي تواند كه به سر برد وفا را ؟
 2ـ سلام او در وقت صباح مؤمنان را صبوح است .
 3ـ گويي حنجره اش دو تنبوشه داشت .
 4ـ محتاج به تذكار نيست كه ايشان در خوراك هم سر سوزني قصور را جايز نمي شمردند .
 5ـ هم اكنون تو را اي نبرده سوار        پياده بياموزمت كارزار
 6ـ پياده مرا زان فرستاده توس        كه تا اسب بستانم از اشكبوس
 7ـ من بر آنم كه با دستان من و تو            با دشمن روياروي توانيم شد.
 8ـ ماه نيسانش ، دشت ها را / با شكوفه ها و گل عروس مي شكوفاند .
 9ـ « ناتانائيل » آرزو مكن كه خدا را در جايي جز همه جا بيني .
 10ـ شب بي كران در مقابلش قد علم مي كرد .
ب مفهوم واژگان و تركيب هاي معين شده را بنويسيد ؟
1ـ خروش از خم چرخ چاچي بخاست
 2ـ ميهمانها سخت در محظور گير كرده بودند .
 3ـ ماه ايارش آواز ماست .
 4ـ با حال استيصال پرسيدم .
 5ـ قربانش بروم تك و تنها مي آيد سي ميدان .
 6ـ وسط ميدان هيمه گذاشتند .
 7ـ شاخه هاي عظيم به وضع موحش سيخ ايستاده بودند .
 8ـ شب عيد نوروز بود و موقع ترفيع رتبه .
ج درك مطلب :
با توجه به ابيات و عبارت هاي زير ، پاسخ دهيد ؟
الف) بر دهانش زنجير بستند / غذايش را ، تن پوشش را و پرچمش را ربودند .
1ـ بر دهانش زنجير بستند يعني چه ؟
2ـ غذا ، تن پوش و پرچم هر يك نشانه ي چيست و چه مفهومي دارند ؟
 ب) « شلخته درو كنيد تا چيزي گير خوشه چين ها بيايد »
1ـ عبارت فوق بيانگر كدام صفت اخلاقي است ؟
2ـ « خوش چين ها » چه كساني هستند ؟
 ج) سرزمين ما زمرد است / ولي در بيابان هاي تبعيد / بهارهاي پياپي / جز زهد بر چهره ي ما نمي پاشد /. با عشق خود چه كنيم / در حالي كه چشم ها و دهانمان پر از خاك و شبنم يخ زده است .
1ـ چرا شاعر سرزمينش را به زمرد مانند كرده است ؟
2ـ ساكنان بيابان هاي تبعيد چه كساني هستند ؟
3ـ منظور از شبنم چيست و چرا شاعر از واژه ي « يخ زده » براي شبنم استفاده كرده است ؟
د دانش هاي ادبي :
1ـ آرايه هاي اين عبارت را بيابيد و دقيقاً معين كنيد ؟ « الهي بر كشته هاي جز باران رحمت خود مبار »
 2ـ فيلم نامه ي بچه هاي آسمان نوشته ي كيست ؟
 3ـ مشهورترين اثر خانم سيمين دانشور را نام ببريد ؟
 4ـ پديد آورندگان قصه هاي عاميانه چه هدف هايي را دنبال كرده اند ؟
 5ـ نام نويسندگان آثار ذيل را بنويسيد ؟
گيله مرد                     مائده هاي زميني
 6ـ دو نمونه از چهره هاي برجسته ي ادبيات مقاومت فلسطين را نام ببريد ؟
 7ـ يك نمونه واج آرايي مثال بزنيد ؟
 8ـ يك آرايه در اين مصراع بيابيد ؟ « فلك باخت از سهم آن جنگ رنگ »
و خود آزمايي :
1ـ عبارت كنايي « دندان به دندان خاييدن » يعني چه ؟
 2ـ محوري ترين پيام داستان كباب غاز چيست ؟
 3ـ شاهنامه ي فردوسي جزء كدام يك از انواع حماسه شمرده مي شود ؟
 4ـ فيلم نامه و نمايشنامه چه تفاوتي با يكديگر دارند ؟
 5ـ مشهورترين شاعر رمانتيك قرن نوزدهم فرانسه كيست ؟ اثري از او نام ببريد ؟
 6ـ درس « هديه ي سال نو » نمونه اي از يك داستان كوتاه است ، دو مورد از مهم ترين ويژگي هاي داستان كوتاه را بنويسيد ؟
 7ـ زيتون نماد چيست و نشانه ي كدام كشور است ؟
 8ـ موضوع كتاب داستاني « كلبه ي عموتم » را بنويسيد .
 جمع نمرات : 20

 

 

 

 

 

 


سؤالات امتحان نيم سال اول درس : ادبيات فارسي 2
رديف سؤالات
الف معني شعر و نثر :
ـ ابيات و جمله هاي زير را به نثر روان بنويسيد :
1ـ علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را                    كه به ما سوا فكندي همه سايه هما را
 2ـ عطا از خلق چون جويي ، گر او را مال دهِ گويي ؟          به سوي عيب ، چون پويي ، گر او را غيب دان بيني ؟
 3ـ پروانه نيستم كه به يك شعله جان دهم            شمعيم كه جان گدازيم و دودي نياورم
 4ـ اي صاحب كرامت ، شكرانه ي سلامت       روزي تفقدي كن درويش بينوا را
 5ـ بي زلت و بي گناه محبوسم        بي علت و بي سبب گرفتارم
 6ـ من جلوه شباب نديدم به عمر خويش     از ديگران حديث جواني شنيده ام
 7ـ پس از موعظه از هر سو رقعه ها به سوي او فرستادند .
 8ـ پيش از تو هيچ خدايي را نديده بودم
 9ـ الهي بر كشته هاي ما جز باران رحمت خود مبار .
 10ـ جامه اش شولاي عرياني است .
 11ـ با چشمان يتيم نديدنت .
ب شعر حفظي :
ابيات زير را تكميل كنيد :
1ـ پشت درياها شهري است           . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
2ـ . . . . . . . . . . . . . . . . .             جان ما در بوته ي سودا نهاد
ج لغت :
معني لغات مشخص شده در عبارت هاي زير را بنويسيد ؟
1ـ خسرو ارتجالاً انشايي ساخت .
 2ـ پيغام او مفتاح فتوح است .
 3ـ اعاظم اردو و تمام ملتزمين حاضر بودند .
 4ـ چه بايد نازش و نالش ، بر اقبالي و ادباري .
 5ـ دستهايش را به سنگ مردگان آويختند .
 6ـ او را نيز بسمل كردنم تا عبرت ديگران گردد .
 7ـ پس از نماز عشاء به انواع اوراد و ادعيه مي پرداخت .
د دانش هاي ادبي :
1ـ نام نويسندگان آثار زير را بنويسيد ؟
منظومه حيدر بابايه سلام              حديقه الحقيقه              صفير سيمرغ
 2ـ محمد حسن رهي معيري در سرودن غزليات از چه كسي پيروي مي كرد ؟
 3ـ نبرد رستم و اشكبوس حماسه اي طبيعي است يا مصنوع ؟
 4ـ قصايدي كه مسعود سعد سلمان در شرح احوال خود در زندان سروده چه نام دارد ؟
 5ـ شعر معاصر پس از نيما در چند شيوه ادامه يافت ؟ نام ببريد ؟
 6ـ در هر يك از ابيات زير يك نمونه آرايه ي ادبي را مشخص كنيد ؟
الف) محبوسم و طالع است منحوسم                   غمخوارم و اختر است خوانخوارم
ب) عشق چون آيد برد هوش دل فرزانه را            دزد دانا مي كشد اول چراغ خانه را
ج) از جام عافيت مي نابي نخورده ام           و ز شاخ آرزو ، گل عيشي نچيده ام
و پرسش :
1ـ در شعر مقابل « گون » و « نسيم » نماد چه كساني مي باشند ؟     به كجا چنين شتابان        گون از نسيم پرسيد       
 2ـ مفهوم كنايي عبارتهاي مقابل را بنويسيد ؟           شاخ شمشاد         باب دندان
 3ـ در بيت زير مقصود شاعر از امروز و فردا چيست ؟
ورامروز اندر اين منزل تو را جاني زيان آمد        زهي سرمايه و سودا كه فردا زان زيان بيني
 4ـ با توجه به بيت «‌برو اي گداي مسكين در خانه ي علي زن    كه نگين پادشاهي دهد از كرم گدا را » منظور شاعر از « نگين پادشاهي » چيست ؟
 5ـ در عبارت « فرشتگان سروده هاي صلح و شادي انسان را براي چوپانان خواندند » منظور از كلمات مشخص شده چيست ؟
 6ـ در عبارت « اي خواجه ، اين تاس ها را لحظه اي بگير تا دو گانه بگزارم » دو گانه يعني چه ؟
 7ـ كنج غربت ، در بيت « و پيدا نكردم در آن كنج غربت      به جز آخرين صفحه ي دفترت را » چيست ؟
 8ـ عبارت هاي زير به كدام حادثه ي تاريخي اشاره دارد ، آن را بنويسيد ؟
دري كه به باغ بينش ما گشوده اي ـ هزار بار خيبري تراست ـ مرحبا به بازو ان انديشه و كردار تو
هـ درك مطلب :
1ـ متن زير را بخوانيد و به پرسش ها پاسخ دهيد .
در تستر در مدرسه ي امام شرف الدين منزل كردم . اين شيخ مردي بود با مكارم اخلاق و فضايل بسيار و جامع بين دين و دانش . وي مدرسه و زاويه اي بنا نهاده بود كه در آن چهار خادم خدمت مي كردند . من شانزده روز در اين مدرسه ماندم شيخ مزبور روزهاي جمعه پي از نماز در مسجد جامع منبر مي رفت .
1ـ نويسنده ي متن در كجا منزل كرده بود ؟
2ـ نويسنده چه خصوصياتي را براي شيخ بيان كرده است ؟
3ـ امام شرف الدين كدام بناها را بنا نهاده بود ؟
4ـ شيخ چه موقع به منبر خطابه مي رفت ؟
 2ـ با توجه به ابيات زير به پرسش ها پاسخ دهيد .
اي سرو پاي بسته به آزادگي مناز            آزاده من كه از همه عالم بريده ام
گر مي گريزم از نظر مردمان ، رهي          عيبم مكن كه آهوي مردم نديده ام
1ـ به چه دليل شاعر خود را آزاده مي داند ؟
2ـ علت گريز شاعر از مردم چه بوده است ؟
 3ـ مقصود شاعر از « لسان غيب » چيست ؟     چه زنم چوناني هر دم ز نواي شوق او دم        كه لسان غيب خوش تر بنوازد اين نوا را
 4ـ در بيت « به مجمعي كه در آيند شاهدان دو عالم           نظر به سوي تو دارم غلام روي تو باشم » منظور شاعر از « مجمع و شاهدان » چيست ؟
 جمع نمرات : 20


سؤالات امتحان نيم سال اول درس : زبان فارسي 2
رديف سؤالات
1 با توجه به عبارت زير به پرسش ها پاسخ دهيد ؟
ما به نيك انديشي و راستگويي خويش مي باليم .
الف) نهاد جدا ، نهاد پيوسته و گزاره را مشخص كنيد ؟
ب) نمودار ساده ي جمله را رسم كنيد ؟
ج) آيا نهاد جدا و پيوسته ي جمله با هم مطابقت دارند ؟
2 نقش گروه هاي تشكيل دهنده ي جمله ي زير را مشخص كنيد و آنها را زير نمودار ببريد ؟
ما سعدي را فرمانرواي ملك سخن ناميده ايم .
3 زمان و وجه فعله هاي مشخص شده در جملات زير را بنويسيد ؟
الف) سكوتي ملال انگيز همه جا دامن گسترده بود .
ب) هر انساني بايد قدر وقت را بداند .
4 در عبارت زير انواع متمم ها را بيابيد ؟
الف) او كتاب مرا به اشتباه برده است .
ب) هيچ آزاد انديشي با حقيقت نمي جنگد .
5 ساختمان فعل هاي عبارات زير را مشخص كنيد ؟ (ساده ، مركب ، پيشوندي)
ـ ادبيات خويشاوندي خود را با دين بيان مي كند . آنها او را از شعر گفتن باز مي دارند . صداي اذان دل ها را شاد مي كرد.
6 با توجه به بيت زير به پرسش ها پاسخ دهيد ؟
خاك موسيقي احساس تو را مي شنود /  و صداي پر مرغان اساطير مي آيد در باد
الف) نهاد جداي هر دو جمله را مشخص كنيد ؟
ب) بن فعل و شناسه ي فعل جمله ي اول را مشخص كنيد ؟
ج) فعل جمله دوم گذراست يا ناگذر ؟ آن را منفي كنيد ؟
د) جمله اول را با حفظ شخص و زمان مجهول كنيد ؟
7 از مصدر نوشتن « اول شخص ماضي مستمر » و « دوم شخص مفرد مضارع التزامي » بسازيد ؟
8 جمله مجهول زير را به صورت معلوم در آوريد ؟(با حفظ زمان)
تا صد سال پيش شاهنامه تنها تاريخ پيش از اسلام ايرانيان شناخته مي شد .
9 جمله زير را منفي و پرسشي كنيد ؟
نويسنده ي داستان به افق دور دست چشم دوخته بود .
1 با ذكر سه دليل گونه ي زبان نوشته ي زير را بيان كنيد .
تعطيلي تابستان بود و كار درست و حسابي نداشتم . براي سرگرمي گوشه ي اتاق نشستم و بنا كردم به خواندن صفحه هاي كتابي كه تويشان تنباكو و قند و زردچوبه پيچيده شده بود . اول زردي هاي زردچوبه و سفيدي هاي قند را قشنگ و با حوصله از صفحه ها فوت كردم و بعد بنا كردم به خواندن و از همان جا بود كه مزه ي كتاب رفت زير دندانم .
2 دو ويژگي از ويژگي هاي زبان معيار را بنويسيد ؟
3 طرح در نوشته هاي بلند و كوتاه چگونه است ؟
4 فضا سازي در قصيده چه ناميده مي شود ؟ دو فايده از فوايد فضا سازي را بنويسيد ؟
5 عبارت زير را ويرايش كنيد :
آيا چگونه مي توان به قول معروف بر عليه سوابق گذشته ي افرادي كه نمي شناسيم عمليات قانوني انجام دهيم ؟
6 دو راه براي انتخاب عنوان نوشته نام ببريد ؟ (با ذكر مثال)
7 چرا استفاده از عبارت « مقداري از مسلمانان » نادرست است ؟
8 فوايد طرح نوشته را بنويسيد .
1 تفاوت هاي زبان با گفتار را بنويسيد ؟
2 چرا بين شكل گفتاري و نوشتاري كلمات « خواستن » و « خواهش » تفاوت وجود دارد ؟
3 تمايز زبان و گفتار را با قواعد شطرنج و بازي شطرنج مقايسه كنيد ؟
4 انسان خط و نوشتار را براي . . . . . . . . . . زبان و گفتاري به كار گرفته است .
5 زبان و گفتار چه تفاوتي با خط و نوشتار دارد ؟ (ذكر 3 دليل)
1 با توجه به واژه هاي « برتريت » ، « دوئيت » و « انسانيت » به پرسش ها پاسخ دهيد .
الف) كداميك از كلمات بالا درست به كار رفته است ؟ چرا ؟
ب) شكل صحيح واژه هاي نادرست را بنويسيد ؟
2 جملات زير را اصلاح كنيد ؟
الف) مدير دبيرستان به او جايزه و از او تجليل كرد .
ب) او در مدخل ورودي شهر منتظر ايستاده بود .
ج) خواهم به تو گفت چگونه پيروز شدن خود را .
د) او به وسيله ي مطالعه خود را براي امتحان آماده كرد .
 جمع نمرات : 20

 

 

 

 

 

 

 

 

سؤالات امتحان نيم سال اول درس : ادبيات فارسي 2
رديف سؤالات
الف معني اشعار و عبارات زير را به نثر روان بنويسيد :
1ـ تهمتن بر آشفت و با توس گفت           كه رهام را جامباده ست جفت
 2ـ مگر اي سحاب رحمت تو بباري ارنه دوزخ        به شرار قهر سوزد همه جان ما سوا را
 3ـ دليران ميدان گشوده نظر       كه بر كينه اول كه بندد كمر
 4ـ ماه آذارش پشته ها را / با شقايق ها و نرگس ها مي آرايد .
 5ـ ذكر او مرهم دل مجروح است و مهر او بلا نشينان را كشتي نوح است .
 6ـ اي كاش عظمت در نگاه تو باشد نه در چيزي كه به آن مي نگري .
 7ـ شلخته درو كنيد تا چيزي گير خوشه چين ها بيايد .
 8ـ گفت : مسيوتم ، لابد خودت را يك جنتلمن تصور كرده اي ؟
 9ـ چه طوريك تنه با آن همه دشمن لعين جر بكند .
 10ـ يكي از حضار كه كباده ي شعر و ادب مي كشيد ، چنان محظوظ گرديده بود كه جلو رفته جبهه ي شاعر را بوسيد .
ب معني لغات مشخص شده را بنويسيد :
1ـ سلام او در وقت صباح مومنان را صبوح است .
 2ـ اين مصطفي گر چه زياد كودن و بي نهايت چلمن است .
 3ـ در پندار وي جانوران گوناگون و اشباح در آن وجود داشتند .
 4ـ چه قدر همين خود تو منو تلكه كردي ؟
 5ـ با حال استيصال پرسيدم : پس چه خاكي به سر بريزم ؟
 6ـ از او خواست دستوري اما نديد .
 7ـ وسط ميدان هيمه گذاشته اند .
ج درك مطلب :
ـ با توجه به اشعار و عبارات زير به پرسش ها پاسخ دهيد .
1ـ ما را به ياد بياور اكنون كه / له كرده اند گل هاي نوشكفته در پشته هاي اطرافمان را
و از سايه هاي آبي خارهاي سرخ / بر اجساد به جا مانده و طعمه ي عقاب و زاغ شده فرو ريخت .
با عشق خود چه كنيم / در حالي كه چشم ها و دهانمان پر از خاك و شبنم يخ زده است .
الف) مقصود از « گل هاي نوشكفته » چيست ؟
ب) منظور شاعر از « سايه هاي آبي » و « خارهاي سرخ » چيست ؟
ج) مقصود شاعر از « عشق خود » و « شبنم يخ زده » چيست ؟
 2ـ نه اتاق توقيف ماندني است / و نه حلقه هاي زنجير . نرون مرد ، ولي رم نمرده است / با چشم هايش مي جنگد / و دانه هاي خشكيده‌ي خوشه اي / دره ها را از خوشه ها لبريز خواهد كرد .
الف) مقصود از عبارت « نرون مرد ،‌ ولي رم نمرده است » چيست ؟
ب) « با چشم هايش مي جنگد » يعني چه ؟
ج) منظور شاعر از « خوشه ها » چيست ؟
ج 3ـ تا زنده بود دست بيخ گلويش گذاشتيد و گذاشتند و او هي مجبور شد ، صدايش را بلندتر كند تا خودش را به كشتن داد .
مفهوم كنايي عبارت « دست بيخ گلويش گذاشتيد » چيست ؟
 4ـ ما اين را از گذشته به ارث مي بريم / و امروز چهره ي شيلي بزرگ شده است / پس از پشت سر نهادن آن همه رنج
مقصود شاعر از عبارت « ما اين گذشته را به ارث مي بريم » چيست ؟
د خود آزمايي :
1ـ عبارت كنايي « دندان به دندان خاييدن » به چه معناست ؟
 2ـ در عبارت « بر كشته هاي ما جز باران رحمت خود مبار » مقصود از « كشته ها » چيست ؟
 3ـ در داستان « بچه هاي آسمان » چرا علي مي كوشد در مسابقه نفر سوم شود ؟
 4ـ عبارت هاي زير را معني كنيد .
سماق مكيدن                 چند مرده حلاج بودن
 5ـ نويسنده ي داستان « سو وشون » از مراسم سوگ سياوش چگونه براي پروراندن داستان بهره گرفته است ؟
 6ـ محوري ترين پيام داستان « هديه ي سال نو » چيست ؟
 7ـ لگري در داستان « كلبه ي عموتم » چه چيز را لازمه ي سپردن مباشري به عموتم مي دانست ؟
 8ـ دو شخصيت گيله مرد و محمد ولي در داستان « گيله مرد » نماد چه انسان هايي در عصر خود هستند ؟
هـ دانش هاي ادبي :

1ـ آغاز گر سبك واقع گرايي در ادب فارسي كيست ؟ يك اثر از او را نام ببريد ؟
 2ـ نام نويسنده ي كتاب هاي زير را بنويسيد ؟
سو وشون                      كارگران دريا
 3ـ كتاب « از رنجي كه مي بريم » اثر كيست ؟ نويسنده ي كتاب آن را تحت تأثير كدام داستان به رشته ي تحرير در آورده است ؟
 4ـ ويژگي هاي ادبيات پايداري را بنويسيد ؟
 5ـ پس از مشروطه نويسندگان در آثار خود به بيان چه مسائلي پرداختند ؟
 6ـ در هر يك از ابيات زير چه آرايه اي به كار رفته است ؟
ال‏) فلك باخت از سهم آن جنگ رنگ               بود سهمگين جنگ شير و پلنگ
ب) بر او راست خم كرد و چپ كرد راست        خروش از خم پرخ چاچي بخاست
 جمع نمرات : 20

 

 

 

 
سؤالات امتحان نيم سال دوم درس : زبان فارسي 2
رديف سؤالات بارم
1 در جمله ي « علي به زمين خورد » كلمه                نقش متممي دارد . 25/0
2 در متن زير نوع فعل ها را از نظر ساختمان بررسي كنيد ؟
پدرش را از حاصل كوشش خود آگاه كرد .
او بوته ذرتي را از زمين بر آورد . 5/0
3 كلمات زير را از نظر املايي بررسي كنيد درست آنها را بنويسيد ؟
تجرد عنقا                      ماه آزار 5/0
4 جمله زير را ويرايش كنيد ؟
نامه را به وسيله پست سفارشي برايش فرستادم . 5/0
5 در جمله زير نهاد و گزاره را نشان دهيد ؟
غزل مولانا را لطيف و پر شور يافتم . 5/0
6 نقش اصلي ساخت واژه تصرفي چيست ؟ 5/0
7 واج چيست ؟ 5/0
8 چرا زبان شناسان نظام زبان را يك جا مطالعه نمي كنند ؟ 5/0
9 تعداد هجا‌ (بخش) و واژه كلمه (دمادم) مشخص شود ؟ 5/0
10 در نوشته زير ضمير و مرجع آن را نشان دهيد ؟
نام اين روزنامه به اندازه اي بر سر زبان ها بود كه سيداشرف الدين قزويني مدير آن را مردم به نام نسيم شمال مي شناختند . 5/0
11 در مصراع زير تعداد ضمير را مشخص نماييد ؟
من خود به چشم خويشتن ديدم كه جانم مي رود . 5/0
12 املاء كدام گروه كلمه درست نوشته نشده است ؟
الف) سيماي صامت            ب) قالب و چيره                 ج) ذلت و خواري                   د) ضمايم و پيوست ها 5/0
13 كدام گزينه از گروه هاي فرعي گزينش املايي نيست .
الف) كلمات تنوين دار        ب) كلمات شمارشي        ج) كلمات اختصاري       د) كلمات پرسشي 5/0
14 نقش اجزاء جمله زير را مشخص كنيد ؟
خاك رنگ رخ باخته است . 75/0
15 چگونه مي توانيم ثابت كنيم كه كر و لال ها از توانش زباني برخوردارند ؟ 1
16 زبان محاوره چه ويژگي هايي دارد ؟ 1
17 جمله هاي زير را ويرايش كنيد ؟
الف) علي نمازگزاربا ايماني است .
ب) دو فعل معلوم و مجهول بنويسيد . 1
18 در گروه هاي اسمي زير هسته و وابسته را نشان دهيد ؟
هيچ ابهامي ـ كشف حقيقت گردش زمين  1
19 نوع صفت هاي زير را مشخص كنيد ؟
بلند ـ ناسپاس ـ ناجوان مرد ـ پر آب 1
20 فرق گروه قيدي و مسند را با مثال بيان كنيد ؟ 1
21 در جمله هاي مركب زير جمله هسته و جمله وابسته را مشخص كنيد ؟
الف) ما مي دانستيم كه شما مي آييد .
ب) او از كاري كه كرده است پشيمان خواهد شد . 1
22 تركيبات زير كدام وصفي و كدام اضافي است ؟
جام جم ـ پسر خندان ـ دست دوستي ـ شور عشق 1
23 نوع ساخت واژه هاي زير را مشخص كنيد ؟
كم مصرف ـ خير خواهي ـ جلوه گر ـ شبستان  1
24 انواع فهرست را نام ببريد ؟ (توضيح دهيد .) 1
25 قدم اول در تحقيق و پژوهش چيست چه شرايطي دارد ؟ 1
26 چهار مورد از قسمت هاي تشكيل دهنده ي يك مقاله را به ترتيب بنويسيد ؟ 1

 


نوشته شده در تاريخ توسط دبیر ادبیات فارسی
الف ) بدیع ب ) بیان

الف ) بدیع علمی است که به باز شناسی آرایه های لفظی و معنوی می پردازد .

بدیع بر دو نوع است : ۱- آرایه های لفظی ۲- آرایه های معنوی

آرایه های لفظی : یعنی زیبایی کلام که با لفظ انجام می شود .

آرایه های لفظی عبارتنداز : واج آرایی ، سجع ، ترصیع ، جناس ، قلب ، ملمع .

واج آرایی ( نغمه ی حروف ) : تکرار یک واج ( صامت یا مصوت ) است ، در کلمه های یک مصراع یا یک بیت یا عبارت نثر به گونه ای که کلام را آهنگین می کند و آفریننده ی موسیقی درونی باشد و بر تاثیر سخن بیافزاید این تکرار آگاهانه ی واج ها را « واج آرایی » گویند .

مثال : خیزید و خز آرید که هنگام خزان است باد خنـک از جـانب خـارزم وزان اسـت

توضیح : در این بیت تکرار واج « خ » و « ز » باعث ایجاد موسیقی درونی شده است .

توجه : در زبان فارسی بیست و نه واج داریم / ( بیست و سه صامت و شش مصوت )

صامت ها همان حروف الفبای فارسی هستند و مصوت ها « ـــ » و « ا » ، « ی » ، « و » می باشند .

سجع : آوردن کلماتی در پایان جمله های نثر که در وزن یا حرف یا حرف آخر یا هر دو ( وزن و حرف آخر ) با هم یکسان باشد .

نکته ۱ : سجع در کلامی دیده می شود که حداقل دو جمله باشد یا دو قسمت باشد .

نکته ۲ : سجع باعث آهنگین شدن نثر می شود به گونه ای که دو یا چند جمله را هماهنگ سازد .

نکته ۳ : سجع در نثر حکم فافیه در شعر را دارد .

نکته ۴ : اگر در پایان جمله ها کلمات تکراری وجود داشته باشد ، سجع پیش از آن می آید .

مثال : الهی اگر بهشت چون چشم و چراغ است بــی دیــدار تــو درد و داغ اســت

نکته ۵ : گاهی در جملات سجع ممکن است افعال به قرینه ی لفظی یا معنوی حذف شوند .

مثال ۱ : منت خدای را عـزووجل که طاعتـش موجب قـربت است و به شکر اندرش مزید نعمت . ( فعل « است » به قرینه ی لفظی حذف شده است . )

مثال ۲ : خـلاف راه صواب است و نقض رای اولـوالالباب « است » (حذف لفظی ) ذوالفقـار علی در نیـام ( باشد ) و زبان سعدی در کام « باشد » ( حذف معنوی ) .

توضیح : فعل « باشد » در دو جمله ی پایانی به قرینه ی معنوی حذف شده است .

توجه : به نثر مسجع ، نثر آهنگین نیز می گویند .

« انواع سجع »

الف ) سجع متوازن : آن است که کلمات سجع فقط در وزن اشتراک داشته دارند .

مثال : ملک بی دین باطل است و دین بی ملک ضایع .

توضیح : هر دو کلمه دارای هجای بلند می باشند لذا هم وزن اند .

مثال : طالب علم عزیز است و طالب مال ذلیل .

توضیح : دو کلمه ی « عزیز » و « ذلیل » دارای دو هجا ، یکی کوتاه و یکی کشیده هستند . لذا در وزن یکسانند .

ب ) سجع مطرف : آن است که کلمات سجع فقط در حرف یا حروف پایانی با هم اشتراک دارند .

مثال : محبت را غایت نیست از بهر آنکه محبوب را نهایت نیست .

توضیح : کلمه ی « غایت » دارای دو هجا و کلمه ی « نهایت » دارای سه هجا می باشد پس دو کلمه هم وزن نیستند بلکه فقط در حرف آخر مشترک اند .

ج ) سجع متوازی : به سجعی گفته می شود که کلمات سجع هم در حرف پایانی و هم در وزن یکسان می باشند .

مثال : باران رحمت بی حسابش همه را رسیده و خوان نعمت بی دریغش همه جا کشیده .

توجه : از آن جائیکه سجع متوازی ، زیباتر و خوش آهنگ تر است و در متون فارسی کاربرد بیشتری دارد . لذا شناخت این نوع سجع برای دانش آموزان عزیز با اهمّیّت تر می باشد .

نمونه هایی از آثار مسجع : اوّلین با سجع در مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری ( قرن پنجم ) به کار گرفته شد و بعدها سعدی در « گلستان » ، جامی در « بهارستان » ، نصرالله منشی در « کلیله و دمنه » آن را به حد کمال خود رساندند . و در ادامه کسانی چون قائم مقام فراهانی در « منشئأت » و قاآنی در کتاب « پریشان » از آنها پیروی کردند .

ترصیع

آن است که کلمات مصراعی با مصراع دیگر یا جمله ای با جمله ی دیگر ، در وزن و حروف پایانی یکسان باشد ( غیر از واژگان تکراری بقیه کلمات با هم سجع متوازی دارند . )

مثال ۱ : ای منــور بـه تـو نجـوم جـلال وی مقـرر بـه تـو رسـوم کمـال

مثال ۲ : باران رحمت بی حسابش همه را رسیده و خوان نعمت بی دریغش همه جا کشیده

جناس

آوردن کلماتی است در شعر و نثر که از نظر معنی کاملاً متفاوت اند اما از نظر شکل ظاهری و تلفظ و گاهی اختلافشان فقط در یک واج است .

« انواع جناس »

الف) جناس تام : آن است که دو کلمه جناس از نظر شکل ظاهری و تلفظ کاملاً یکسان ، اما از جهت معنی با هم فرق دارند .

مثال : عشـق شـوری در نهـاد ما نهـاد جـان مـا در بوتــه ی سـودا نهــاد

وجود و سرشت قرارداد

بهـرام که گور می گرفتی همه عمر دیدی که چگونه گور بهـرام گرفت

گور خر قبر

کار پاکان را غیـاس از خـود مگیر گر چه باشد در نوشتن شیر ، شیر

شیر خوردنی نام حیوان

نکته : جناس هم در شعر و هم در نثر به کار می رود .

ب ) جناس ناقص : ۱- جناس ناقص اختلافی ۲- جناس ناقص حرکتی ۳- جناس ناقص افزایشی

۱- جناس ناقص اختلافی : آن است که دو کلمه جناس در حرف اول ، وسط یا آخر با هم اختلاف داشته باشند .

مثال : تنگ است خانه ما را تنگ است ای برادر بر جای ما بیگانه ننگ است ای برادر ( برای حرف اول )

چوک زشاخ درخت خـویشتن آویختـه زاغ سیـه بـر دو بـال غالیه آمیخته ( برای حرف وسط )

۲- جناس ناقص حرکتی : آن است که دو کلمه جناس علاوه بر معنی در حرکت ( مصوت کوتاه ) نیز با هم اختلاف دارند .

مثال : ایـن چـه ژاژ است چه کفر است و فشار پنبـــه ای در دهـــان خـــود فشــار

۳- جناس ناقص افزایشی : آن است که دو کلمه جناس علاوه بر معنی ، در تعداد حروف نیز متفاوت اند بطوری که یکی از کلمات جناس حرفی در اول ، وسط یا آخر نسبت به کلمه های دیگر اضافه دارد .

مثال : ایـن ره ، أن زاد راه و آن منزل است مــرد رهــی اگــر ، بیــا و بیــار

قلب

آن است که نویسنده با جابه جا کردن اجزای یک ترکیب وصفی یا اضافی ، ترکیب تازه و زیبایی را با معانی جدید به وجود به وجود آورد و به کنار هم قرار دادن این دو ترکیب به کلام خویش ارزش هنری ببخشد .

مثال : حافظ مظهر روح اعتدال و اعتدال روح اقوام ایرانی است .

نکته : گاهی ممکن است اجزای تشکیل دهنده ی آرایه « قلب » بصورت یک ترکیب وصفی یا اضافی نباشد .

ملمع

آن است که شاعر فارسی زبان یک مصراع یا یک بیت از شعر خود را به زبان دیگری ( معمولاً به زبان عربی ) بسراید .

مثال : سل المصـانع رکباً تهیـم فی الغلوب تو قدر آب چه دانی که در کنار فراتی

* ترجمه : برکه ها و تالاب های بیابان را از شتر سوارانی سر گشتگان بیابانند بپرس .

توجه : دانش آموزان عزیز به خاطر بسپارید که در ملمع بیت یا مصراع عربی ( هر زبان دیگر ) باید سروده ی خود شاعر باشد نه اینکه از کسی یا جایی نقل قول ( تضمین ) کند .

آرایه های معنوی

یعنی زینت و زیبایی کلام که از طریق معنی حاصل شود .

آرایه های معنوی عبارتنداز : مراعات نظیر ، تضاد ، متناقض نما ، حس آمیزی ، تلمیح ، تضمین ، اغراق ، ایهام ، ایهام تناسب ، تمثیل ، ارسال المثل ، اسلوب معادله ، حسن تعلیل ، لف و نشر .

مراعات نظیر ( تناسب )

اگر گوینده در کلام خویش مجموعه ای از کلمات را بیاورد که به نوعی با هم تناسب و ارتباط داشته باشند ، آن را مراعات نظیر گویند .

نکته : تناسب میان کلمات می تواند از نظر جنس ، نوع ، مکان ، زمان ، همراهی و … باشد .

نکته : بیشترین کاربرد مراعات نظیر در شعر است اما گاهی در نثر هم دیده می شود .

مثال : رود شــاخ گـل در بر نیلوفر بـرقصــد به صـد نـاز گلنـار ها

( شاخ ، گل ، نیلوفر و گلنار ــــ مراعات نظیر )

نکته : آرایه های مراعات نظیر ممکن است بین دو کلمه یا بیشتر اتفاق بیفتد .

تضاد ( طباق )

آوردن دو کلمه ی متضاد در سخن به گونه ای که سبب زیبایی کلام گردد .

نکته : تضاد هم در شعر و هم در نثر بکار می رود .

مثال : صبح امید که بد معتکف پرده ی غیب گو بـرون آی که کـار شب تار آخر شد

۱ ۲ ۲ ۱

نکته : فعل ها نیز می توانند آرایه تضاد را به وجود آورند .

مثال : پروردگارا ! از خصلت طمع که دنائت آورد و آبرو ببرد … .

متناقض نما ( پارادکس )

آن است که در کلام دو امر متضاد را به یک چیز نسبت بدهیم به گونه ای که ظاهراً وجود یکی نقض وجود دیگری باشد . شاعر این امر متضاد را چنان هنرمندانه به کار می برد که قابل پذیرش است .

مثال : جامه اش شولای عریان است .

توضیح : واژه شولا به معنی « لباس » ، که برای پوشیدن بدن است و وقتی با « عریانی » همراه می شود معنی ضدیت خود را از دست می دهد .

حس آمیزی

آمیختن دو حس است در یک کلام به گونه ای که از یک حس به جای حس دیگر استفاده شود . و این آمیختگی سبب زیبایی سخن گردد .

مثال : ببین چه می گویم .

توضیح : شما سخن را با حس شنوایی در می یابید اما گویند از شما می خواهد سخن او را ببینید که به این آمیختگی حس ها ، « حس آمیزی » می گویند .

مثالهای دیگر : خبر تلخی بود- روشنی را بچشیم – با مزه نوشتن – آوای سبک و لطیف .

تلمیح

آن است که گویند در ضمن کلام خویش به آیه ، حدیث ، داستان ، واقعه ی تاریخی ، اسطوری و افسانه ای اشاره داشته باشد .

مثال : آسمـان بار امانت نتوانست کشید قـرعه ی فـال به نـام من دیوانه زدن

توضیح : اشاره به آیه ی « انا عرضنا الامانه علی السموات و الارض … . »

نکته : گاهی در آرایه ی تلمیح ، آرایه ی مراعات نظیر هم به کار می رود .

مثال : بیستون بر سر راه است ، مباد از شیرین خبـری گفتـه و غمگیـن دل فرهاد کنید

تضمین

آن است که شاعر یا نویسنده در میان کلام ( شعر یا نثر ) خود آیه ، حدیث ، مصراع یا بیتی را از شاعر دیگر عیناً بیاورد .

نکته : اگر بیت یا مصراعی از شاعر دیگر به عنوان تضمین بیاورد معمولاً نام آن شاعر به گونه ای ذکر می شود .

نکته : معمولاً عبارت تضمین شده داخل گیومه قرار می گیرد .

هدف از تضمین :

۱- اعتبار بخشیدن به سخن

۲- خلاصه کردن مفاهیم گسترده و طولانی

۳- ضمانت برای اثبات ادعا

مثال : چـه زنـم چو نـای هـردم زنـوای سـاز او دم که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را

« همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی بـه پیـام آشنـایی بنـوازد ایـن نـوا را »

توضیح : بیت دوم این شعر را شهریار از حافظ تضمین کرده است .

اغراق

آن است که در وصف و ستایش یا ذم و نکوهش کسی یا چیزی افراط و زیاده روی کنند ، چندان که از حد عادت و معمول بگذرد .

نکته ۱ : اغراق هم در شعر و هم در نثر کاربرد دارد .

نکته ۲ : اغراق مناسب ترین آرایه برای تصویر کشیدن یک دنیای حماسی است .

نکته ۳ : زیبایی اغـراق در این است که غیـر ممکن را طـوری ادا می کنـد که ممکن و درست به نظر می رسد .

مثال : شـود کوه آهـن چو دریای آب اگـر بشنـود نـام افـراسیـاب

ایهام

ایهام در لغت به معنای درشک و گمان افکندن است اما در اصطلاح علم بدیع ، آوردن واژه ای است با حداقل دو معنی مناسب کلام یکی نزدیک به ذهن و دیگری دور از ذهن باشد و معمولاً مقصود شاعر معنی دور آن است و گاهی نیز هر دو معنی مورد نظر می باشد .

نکته ۱ : ایهام نوعی بازی با ذهن است به گونه ای که ذهن را بر سر دوراهی قرار می دهد .

نکته ۲ : انتخاب یکی از دو معنی ایهام در یک لحظه بر ذهن دشوار است و این امر باعث لذت بیشتر خواننده می شود .

نکته ۳ : شرط شناخت ایهام در آن است که خواننده معانی مختلف یک واژه را بداند .

مثال : حکایت لـب شیرین کلام فرهاد است شکنج طره ی لیلی مقام مجنون است

توضیح : واژه « شیرین » دو معنی دارد : ۱- خوشمزه و گوارا ۲- نام معشوقه ی فرهاد

ایهام تناسب : به کار گیری واژه ای با حداقل دو معنی که یک معنی آن مورد نظر شاعر و پذیرفتنی است و معنی دیگر با کلمه یا کلماتی از بیت یا عبارت تناسب دارد .

نکته : ایهام تناسب مجموعه ای از ایهام و مراعات نظیر است .

مثال ۱ : چـون شبنم افتـاده بـدم پیش آفتاب مهرم به جان رسید و به عیوق بر شدم

توضیح : واژه ی « مهر » ایهام تناسب دارد ، چون معنی مورد نظر شاعر عشق و محبت است اما غیر از این معنی واژه ی « مهر » به معنی خورشید است که در این صورت با واژه های « عیوق و آفتاب » تناسب دارد .

مثال ۲ : گـر هـزار اسـت بلبـل این بـاغ همـه را نغمـه و تـرانه یکـی اسـت

توضیح : واژه ی « هزار » به دو معنی است : ۱- بلبل ۲- عدد هزار که در این جا منظور شاعر معنی دوم است اما غیر از معنی فوق کلمه ی « بلبل » با کلماتی چون « باغ ، نغمه و ترانه » تناسب دارد .

تمثیل

آن است که شاعر یا نویسنده به تناسب سخـن خـویش ، حکایـت ، داستـان یا نمونه و مثالی را ذکر می کند تا از این طریق ، مفاهیم و نظریات خود را به خواننده یا شنونده منتقل نماید و آنچه در این میان مهم است نتیجه ی تمثیل می باشد که می تواند سرمشقی برای موارد متفاوت باشد .

نکته : در این داستان ها و حکایات ( تمثیل ها ) هر یک از حیوانات یا اشیا و جمادات نماد و نشانه ی چیزی هستند .

مثلاً در درس عبرت از کتاب سال اوّل شیر نماد حق و قدرت مطلق ، گرگ نماد انسان های خود بین و گستاخ و روباه نماد انسان های عبرت پذیر و تسلیم شده می باشند .

در کتاب پیش دانشگاهی مبحث حسب حال درسهای ( افسانه ی عاشقی و تسلی خاطر ) هر دو داستانی تمثیلی است که اوّلی ، شاعر با آوردن داستانی تمثیلی این نکته را یادآور شده است : « انسان باید از موحبت عشق بر خوردار باشد ودر داستان تسلی خاطر جامی در پی آن است که این نکته ی عرفانی را متذکر شود : « خاطر از یاد معشوق پر کرد . »

ارسال المثل

اگـر گـوینده در کلام خود ضرب المثلی را آگاهانه به کار گیـرد و یا کلام او بعداً ضـرب المثل شود ، می گوییم دارای آرایه ی ارسال المثل است .

مثال ۱ : آن دم که دل به عشق دهی خوش دمی بود در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست

مثال ۲: تــو نیکــی میـکـن و در دجـــله انــداز کـــه ایــزد در بیــابانــت دهـــد بــاز

( همه ی بیت ضرب المثل است )

اسلوب معادله

آن است که شاعر دو مصراع یک بیت را به گونه ای هنرمندانه بیان کند که در ظاهر هیچ گونه ارتباطی با یکدیگر ندارد اما وقتی به دو مصراع خوب دقت کنیم در می یابیم که مصراع دوم در حکم مصداقی برای مصراع اوّل است تا جایی که می توان جای دو مصراع را عوض کرد و میان آن ها علامت مساوی گذاشت و این ارتباط معنایی نیز بر پایه ی تشبیه استوار است .

مثال ۱ : عیب پاکان زود بر مردم هویدا می شود موی اندر شیر خالص زود پیدا می شود

مثال ۲ : محـرم این هوش جز بی هوش نیست مرزبـان را مشتـری جـز گـوش نیــست

حسن تعلیل

آن است که شاعر یا نویسنده برای سخن خود دلیلی زیبا و شاعرانه می آورد به گونه ای که این دلیل ادبی قدرت قانع کردن مخاطب را دارد . و این علّت سازی مبتنی بر تشبیه است .

نکته : دلیلی که شاعر برای ادعای خود می آورد در حقیقت دلیلی واقعی و عقلانی نیست بلکه دلیلی است بر پایه ی ذوق و احساس شاعرانه .

مثال ۱ : نفحات صبح دانی زچه روی دوست دارم که به روی دوست ماند که برافکند نقابی

توضیح : شاعر دلیل دوست داشتن روشنی صبح را در این می داند که به چهره ی معشوق او می ماند آنگاه که نقاب از چهره بر می دارد .

مثال ۲ : از صوفی پرسیدن هنگام غروب خورشید چرا زرد رو است ؟ گفت : از بیم جدایی

لف و نشر

لف در لغت به معنی پیچیدن و نشربه معنی پراکندن است اما در اصطلاح ادب آوردن دو یا چند کلمه است در بخشی از کلام که توضیح آن ها در بخش دیگر آمده است .

نکته ۱ : کلماتی که در بخش اوّل می آیند ، « لف » و کلمـاتی کـه به عنـوان توضیـح در بخـش دوم می آیند ، « نشر » نام دارند .

نکته ۲ : هرگاه نظم و ترتیب بین کلمات « لف و نشر » رعایت شده باشد ، آن را « لف و نشر مرتب » گویند و در غیر این صورت « لف و نشر مشوش » خوانده می شود .

مثال ۱ : تا رفتنش ببینـم و گفتنش بشنـوم از پای تا به سر همه صمع و بصر شدم

توضیح : واژه های « ببینم » و « بشنوم » لف است . و دو واژه ی « سمع و بصر » نشر قرار گرفته است . چون کلمات « نشر» به ترتیب برای توضیح کلمات « لف » قرار نگرفته اند ، لذا به آن « لف و نشر مشوش » گویند . ( بصر شدم تا ببینم ، سمع شدم تا بشنوم )

مثال ۲ : دو کس دشمن ملک و دینند : پادشاه بی حلم و زاهد بی علم .

توضیح: دوترکیب « دشمن ملک و دشمن دین » لف و دوترکیب « پادشاه بی حلم و زاهد بی علم» نشر هستند . لذا چون توضیح « نشر » با « لف » برابر است . آن را « لف و نشر مرتب » گویند . ( پادشاه بی حلم دشمن ملک و زاهد بی علم دشمن دین هستند.)

ب : بیان

بیان شاخه ای از آرایه های ادبی است و به واسطه ای آن شناخته می شود که یک معنی را چگونه به طریق مختلف می توان ادا کرد .

بیان شامل مباحث : تشبیه ، استعاره ، مجاز و کنایه .

تشبیه

یعنی مانند کردن چیزی به چیز دیگر که به جهت داشتن صفت یا صفاتی با هم مشترک باشند .

هر تشبیه دارای چهار رکن یا پایه است :

۱- مشبه : کلمه ای که آن را به کلمه ای دیگر تشبیه می کنیم .

۲- مشبه به : کلمه ای که کلمه ی دیگر به آن تشبیه می شود .

۳- ادات تشبیه : کلمات یا واژه هایی هستند که نشان دهنده ی پیوند شباهت می باشند و عبارتنداز : همچون ، چون ، مثل ، مانند ، به سان ، شبیه ، نظیر ، همانند ، به کردار و … .

۴- وجه شبه : صفت یا ویژگی مشترک بیت مشبه و مشبه به می باشد . ( دلیل شباهت )

مثال : علی مانند شیر شجاع است .

مشبه ادات مشبه به وجه شبه

نکته : « مشبه » و « مشبه به » طرفین تشبیه نام دارند . که در تمام تشبیهات حضور دارند اما « ادات تشبیه » و « وجه شبه » می توانند در یک تشبیه حذف شوند. که در این صورت تشبیه با داشتن دو رکن « مشبه » و « مشبه به » بر قرار است .

مثال : دل همچو سنگت ، ای دوست به آب چشم سعدی عجـب اسـت اگـر نگـردد که بگردد آسیابی

توضیح : دل به سنگ تشبیه شده است اما وجه شبه « سختی » در این بیت نیامده است .

نکته : در تشبیـه وقتی که « وجـه شبه » و « ادات تشبیه » حـذف شود ، به آن « تشبیه بلیغ » می گویند . ( تشبیه بلیغ زیباترین و رساترین تشبیه است . )

مثال : دلش سنگ است .

مشبه مشبه به

نکته ۱ : در تشبیه همیشه وجود وجه شبه در « مشبه به » قویتر و بارز تر است که ما « مشبه » را در داشتن وجه شبه به آن تشبیه می کنیم .

نکته ۲ : هر چه ارکان تشبیه کمتر باشد تشبیه ادبی تر است . ( البته داشتن مشبه و مشبه به الزامی است )

نکته ۳ : هرگاه در تشبیه بلیغ ، یکی از طرفین تشبیه ( مشبه یا مشبه به ) به دیگری اضافه ( مضاف الیه) شود . به آن « اضافه ی تشبیهی » یا « تشبیه بلیغ اضافی » می گویند . در غیر این صورت ، تشبیه بلیغ اضافی است .

توجه : این نوع تشبیه در کتاب های درسی بیشترین کاربرد را دارد .

مثال : صبح امید که بد معتکف پرده ی غیب گـو بـرون آی که کـار شب تـار آخـر شد

اضافه ی تشبیهی اضافه ی تشبیهی

توضیح : امید به صبح تشبیه شده و غیب به پرده .

ترکیباتی مثل : درخت دوستی ، همای رحمت ، لب لعل ، کیمیای عشق ، خانه ی دنیا ، فرعون تخیل ، نخل ولایت و … اضافه ی تشبیهی محسوب می شوند .

توجه : دانش آموزان عزیز ! یاد گیری انواع تشبیه برای رشته های ریاضی و تجربی ( غیر انسانی ) چندان ضرورنی ندارد . اما از آنجایی که دو نوع از تشبیه در کتب درسی شما بیشترین کاربرد را دارد ، لذا اشاره ای مختصر به آن ها می کنیم .

۱- تشبیه مفرد : تشبیهی که هر یک از « مشبه » یا « مشبه به » آن ، یک ، چیز است و « وجه شبه» آن از همان یک چیز گرفته می شود . ( شباهت آن ها فقط در یک چیز است )

مثال : دانش اندر دل چراغ روشن است .

مشبه مشبه به وجه شبه

توضیح : در این مثال وجه شبه ( روشنی از یک کلمه چراغ ) استخراج شده است .

یادآوری : تمامی مثالهایی که تاکنون برای شما ذکر کردیم ، از همین نوع تشبیه می باشند .

۲- تشبیه مرکب : آن است که هریک از « مشبه » یا « مشبه به » دو یا چند چیز هستند و وجه شبه نیز از دو یا چند چیز گرفته می شود .

مثال : دیـده ی اهـل طمـع به نعمـت دنیـا پـر نشـود همچنـانکه چـاه به شبنـم

مشبه وجه شبه مشبه به

توضیح : « مشبه » ترکیبی از دو چیز است ( دیده ی اهل طمع و نعمت دنیا ) و « مشبه به » نیز دو چیز است ( چاه و شبنم ) به این معنی : همانطور که چاه با شبنم پر نمی شود ، چشم حریصان نیز با نعمت دنیا سیر نمی شود .

نکته : در تشبیه مرکب در حقیقت یک شکل کلی به شکل کلی دیگر همانند می شود .

استعاره

استعاره در لغت به معنی عاریت گرفتن و عاریت خواستن است امّا در اصطلاح استعاره نوعی تشبیه است که درآن یکی از طرفین تشبیه ( مشبه یا مشبه به ) را ذکر و طرف دیگر را اراده کرده باشند .

نکته : اصل استعاره بر تشبیه استوار است و به دلیل اینکه در استعاره فقط یک رکن از تشبیه ذکر می شـود و خواننده را به تلاش ذهنی بیشتری وا می دارد ، لذا استعاره از تشبیه رساتر ، زیباتر و خیال انگیز تر است .

انواع استعاره : با توجه به اینکه در استعاره یکی از طرفین تشبیه ذکر می شود ، آن را بر دو نوع تقسیم کرده اند . ۱- استعاره ی مصرحه ۲- استعاره ی مکنیه

استعاره ی مصرحه ( آشکار ) : آن است که « مشبه به » ذکر و « مشبه » حذف گردد . ( در واقع مشبه به جانشین مشبه می شود . )

مثال ۱ : ای آفتاب خوبان می جوشد اندرونم یک ساعتم بگنجان در سایه ی عنایت

توضیح : « آفتاب خوبان » استعاره برای معشوق است . ( آفتاب خوبان « مشبه به » که ذکر شده و معشوق « مشبه » حذف شده است . )

مثال ۲ : صدف وار گوهر شناسان را دهان جز به لؤلؤ نکردند باز

توضیح : « لؤلؤ » استعاره از سخنان با ارزش است . ( لؤلؤ « مشبه به » ذکر شده و سخنان با ارزش « مشبه » که حذف شده است . )

استعاره مکنیه : آن است که « مشبه » به همراه یکی از لوازم و ویژگی « مشبه به » ذکر گردد و خود « مشبه به » حذف شود .

نکته ۱ : گاهی لوازم یا ویژگی « مشبه به » در جمله به « مشبه » نسبت داده می شود .

مثال : مرگ چنگال خود را به خون فلانی رنگین کرد .

توضیح : « مرگ » را به « گرگی » تشبیه کرده است که چنگال داشته باشد اما خود « گرگ » را نیاورد و « چنگال » که یکی از لوازم و ویژگی گرگ است به آن ( مرگ ) نسبت داده است .

نکته۲ : گاهی لوازم یا ویژگی « مشبه به » در جمله به « مشبه » اضافه مـی شود که در ایـن صـورت « اضافه ی استعاری » است .

مثال ۱ : سر نشتر عشق بر رگ روح زدند یک قطره از آن چکید و نامش دل شد

توضیح : « روح » را به بدنی تشبیه کرده که « رگ » داشته باشد و « رگ » را که یکی از ویژگی های « مشبه به »است به « روح » اضافه کرده است .

مثال ۲ : مردی صفای صحبت آیینه دیده از روزن شب شوکت دیرینه دیده

اضافه استعاری

توضیح : « شب » را به اطاقی تشبیه کرده که « روزن یا پنجره » داشته باشد و « روزن » را که یکی از ویژگیهای « مشبه به » بود به « شب » اضافه کرده است .

نکته : جمله ای که در آن آرایه استعاره به کار رفته ادبی تر است ، نسبت به جمله ای که دارای آرایه تشبیه است .

نکته : در اضافه ی استعاری « مضاف » در معنی حقیقی خود بکار نمی رود و ما « مضاف الیه » را به چیزی تشبیه می کنیم که دارای جزء یا اندامی است ولی چنین جزء و اندام که « مضاف » است برای « مضاف الیه » یک واقعیت نیست بلکه یک تصور و فرض است .

مثال : دست روزگار ــــــــــ دست برای روزگار یک تصور و فرض است .

روزن شب ـــــــــــــ روزن یا پنجره ای برای شب یک تصور است و وافعیت ندارد .

نکته ی مهم : در استعاره مکنیه چنانچه مشبه به ، انسان باشد ، به آن « تشخیص » گویند .

تشخیص ( آدم نمایی ، انسان انگاری ، شخصیت بخشی )

نسبت دادن حالات و رفتار آدامی به دیگر پدیده های خلقت است . ( دادن شخصیت انسانی به موجوداتی غیر از انسان )

مثال۱ : برگ های سبز درخت در وزش نسیم به رقص در می آیند .

توضیح : رقصیدن یکی از حالات و رفتار انسانی است که در این جا به برگهای درخت نسبت داده شده است .

مثال۲ : سحر در شاخسار بوستانی چه خوش می گفت مرغ نغمه خوانی

نکته : هر موجودی غیر از انسان در کلام « منادا » قرار گیرد آن کلام دارای تشخیص است .

مثال : ای دیو سپید پای در بند ای گنبد گیتی ای دماوند

نکته : همانطور که اشاره شد استعاره مکنیه ای که ، مشبه به آن « انسان » باشد ، تشخیص خواهد بود چه به صورت ترکیب اضافی باشد یا غیر اضافی .

مثال : ابر می گرید و می خندد از آن گریه چمن .

۱ ۱ ۲ ۲

توضیح : در مثال فوق دو تشخیص به کار رفته است ،گریه را به ابر نسبت داده است و خنده را به چمن .

توجه : ترکیباتی نظیر : دست روزگار ، پای اوهام ، دست اجل ، قهقه ی قشنگ ، حیثیت مرگ ، زبان سوسن ، دهن لاله و … همگی اضافه ی استعاری مکنیه ( تشخیص ) هستند .

نکته : همه ی تشخیص ها استعاره ی مکنیه می باشند ، اما استعاره مکنیه زمانی تشخیص است که « مشبه به » آن انسان باشد .

مثال ۱ : اختر شب در کنار کوهساران ، سر خم می کند .

مثال ۲ : دیده ی عقل مست توچرخه ی چرخ پست تو .

مثال ۳ : به صحرا شدم عشق باریده بود .

توضیح : در مثال(۱) اختر شب به « انسانی » تشبیه شده که سرش را خم می کند اما خود « انسان » مشبه به است ، نیامده است .

در مثال (۲) عقل را به انسانی تشبیه کرده و « دیده» که یکی از ویژگی های انسان است به آن اضافه شده اما در مثال (۳) عشق را به بارانی تشبیه کرده که ببارد .

تذکر : همان طور که گفته شد چون مثال(۱) و (۲) « مشبه به» آن ها انسان بوده دارای استعاره مکنیه و تشخیص است اما در مثال (۳) « مشبه به » باران است ، لذا فقط استعاره ی مکنیه داریم .

اضافه ی اقترانی

با توجه به این که اضافه ی اقترانی شباهت زیادی به اضافه ی استعاری دارد ، برای شناخت این دو نوع استعاره از یکدیگر ، اضافه اقترانی را توضیح می دهیم :

اضافه ی اقترانی : آن است که وجود « مضاف » برای « مضاف الیه » یک واقعیت باشد . برعکس اضافه ی استعاری که وجود « مضاف » برای « مضاف الیه » یک واقعیت نیست .

مثال : حسین دست دوستی به من داد .

توضیح : دست را به قصد دوستی به من داد که « دست » برای نشان دادن دوستی یک واقعیت است .

نکته : برای تشخیص آسان اضافه اقترانی از اضافه ی استعاری ، می توان از دو شیوه استفاده کرد:

۱- کافی است که بدانید در اضافه ی اقترانی ، مضاف الیه عملی است که مضاف انجام می دهد.

مثال۱: پروردگارا ! روا مدار که به حریم اجتماع پای تعدی و تجاوز بگذارند.

مثال۲: پروردگارا ! مگذار دامان وجودم به پلیدی های گناه بیالاید.

توضیح: در مثال اول تعدی و تجاوز عملی است که « پا » انجام می دهد ؛ولی در مثال دوم، چنین رابطه ای برقرار نیست بلکه« وجود » را به لباسی تشبیه کرده ایم که دامن داشته است.

۲- بین دو جزء اضافه ی اقترانی ( مضاف و مضاف الیه ) می توان عبارت « از روی » را قرار دادو یک جمله ساخت.

مثال : در اضافه ی « دست ارادت » — دست را از روی ارادت دراز کرد .

توجه: ترکیباتی نظیر : دست محبت، پای ارادت، چشم احترام ، دیده ی محبت ، گوش توجه ، چشم اعتنا ، پای بطلان ، قلم عفو و … اضافه ی اقترانی می باشند که بین همه ی این ترکیبات اضافی ، می توان « از روی » را قرار داد .

مجاز

مجاز به کار بردن واژه ای است در غیر معنی حقیقی به شرط وجود قرینه .

قرینه در مجاز: نشانه است که به کمک آن می توان معنی غیر حقیقی کلمه ای را فهمید.

مثال۱ : ایران در بازی های آسیایی شرکت می کند.

توضیح : کلمه ی « ایران » مجاز از یک تیم ورزشی از ایران است و « شرکت در بازی » قرینه است که به ما کمک می کند تا بفهمیم که منظور از کلمه ایران کشور ایران نیست .

مثال ۲: سینه خواهم شرحه شرحه از فراق تا بگویم شرح درد اشتیاق

توضیح :کلمه ی سینه مجاز از انسان عاشق است .

نکته: از آنجا که در استعاره لفظ در معنای حقیقی خود به کار نمی رود ، لذا هر استعاره ای نوعی مجاز است .پس هر مجازی استعاره نیست اما همه ی استعاره ها مجاز است .

کنایه

کنایه در لغت به معنای پوشیده سخن گفتن است و در اصطلاح سخنی است که دارای دو معنی دور و نزدیک است . که معنی نزدیک آن مورد نظر نیست اما گوینده جمله را چنان ترکیب می کند و به کار می برد که ذهن شنونده از معنی نزدیک به معنی دور منتقل می شود.

نکته: در کنایه الفاظ همه خقیقی اند اما مقصود گوینده معنای حقیقی و ظاهری آن نیست.

نکته: کنایه معمولا در یک جمله یا یک ترکیب به کار می رود .

مثال ۱ : هنوز از دهن بوی شیر آیدش.

توضیح: کنایه از این که هنوز بچه است و بارز ترین نشانه ی بچگی همان شیر خوردن است .

مثال ۲ : که رهام را جام باده است جفت.

توضیح :کنایه از این که رهام عیاش و خوشگذران است و مرد جنگ نیست.

مثال ۳: بباید زدن سنگ را بر سبوی.

توضیح: سنگ را بر سبو زدن کنایه از آزمایش و امتحان کردن است.

عباراتی نظیر : دست و پا کردن ، روی کسی را به زمین انداختن ، شکم را صابون زدن ، بند از بند گشودن ، زبان در کشیدن ، عنان گران کردن ، دهان دوختن ، پای در دامن آوردن ، سر زخاک بر آوردن ، دست ندادن ، دست به سیاه و سفید نزدن ، دست روی دست گذاشتن و …همه کنایه هستند.


نوشته شده در تاريخ توسط دبیر ادبیات فارسی
نوشته شده در تاريخ توسط دبیر ادبیات فارسی

انواع کلمه
نقش کلمه ها در جمله
فعل
صرف فعل گلمه ک : آمدن
شخص - صرف - ساخت - بن - شناسه
کلمات متشابه
مصدر
کلمات متضاد
اجزای پیشین
ساختمان فعل
گروههای هشتگانه فعل ( 1 )
گروههای هشتگانه فعل ( 2 )
گروههای هشتگانه فعل ( 3 )
اسم مصدر ( حاصل مصدر )
مشتقات فعل - ماضی مطلق ( ساده )
ماضی نقلی
ماضی استمراری
ماضی نقلی مستمر
ماضی بعید - ماضی ابعد
ماضی (التزامی - ملموس - ملموس نقلی )
ایلگیچی = حرف ربط
فعل مضارع
مضارع اخباری
مضارع التزامی
مضارع ملموس
مضارع ساده
فعل لازم ( ناگذر )-فعل متعدی ( گذرا )
فعلهای دو وجهی یا دوگانه یا ذووجهین
فعل معلوم ائتکن ائیله م
فعل مجهول ائدیلگه ن ائیله م
شکیلچی ها ( پسوند - میانوند - پیشوند )
پیشوندها
پسوندها ( ۱ )
پسوندها ( ۲ )
پسوندها ( ۳ )
فعل تام و ....
وجه فعل
فعل وصفی و ....
اسم ( آد )
اقسام اسم
نقش اسم در جمله
نقش نهادی اسم
کؤک
مطابقت فعل با نهاد
نقش اسم در جمله
نقشهای اسم
در ادامه فعل متعدی ( گذرا )
نقش بدلی اسم
اقسام اضافه
صفت و اقسام آن
صفت بیانی
ماضی مطلق در ترکی آذربایجانی
یادآوری در صفت بیانی
تفاوت ارزان بودن و ارزانی کردن
ماضی نقلی در ترکی آذربایجانی
صفت اشاره
ماضی استمراری در ترکی آذربایجانی
صفت شمارشی
صفت پرسشی
صفت تعجبی
صفت مبهم
ساختمان و جای صفت
صقت پسین و صفت پیشین
گروه وابسته های اسم ( وابسته پسین - وابسته پیشین
وابسته پیشین
وابسته پسین
فرق صفت و موصوف با مضاف و مضاف الیه
صفت مطلق ، برتر ، برترین
ضمیر ( 1 )
ضمیر ( 2 )
قید
قید مختص
پسوند داش در ترکی آذربایجانی
قید مشترک
قید ساده - قید مرکب
اقسام قید از جهت معنی
شبه جمله

نوشته شده در تاريخ توسط دبیر ادبیات فارسی
نوشته شده در تاريخ توسط دبیر ادبیات فارسی

سؤالات امتحان هماهنگ درس : ادبيات فارسي 1

رديف

سؤالات

بارم

1

الف) بيان معني شعر و نثر (6 نمره)

بيت‌ها و عبارت هاي زيررا به فارسي روان بنويسيد .

1ـ خانه ها از سينه ي خاك در آمده بودند .

2ـ سه ماه بود كه موي سر باز نكرده بوديم .

3ـ معلم رنگ را نگارين مي ريخت .

4ـ سمك و آتشك نگاه مي داشتند .

5ـ هر آن سر گراني كه من كردم اول       جهان كرد از آن بيشتر سرگراني

6ـ خدا آن ملتي را سروري داد كه تقديرش به دست خويش بنوشت

7ـ سخن نه بر جايگاه ، اگر چه خوب باشد ، زشت نمايد .

8ـ مرد پارسي دست تنگ بود و وسعتي نداشت كه حال مرا مرمتي كند .

9ـ مرا مشاطه‌ي صبح و زينت بخش و رياحين و ازهار مي نامند .

10ـ چون رايت عشق آن جهان گير شد چون مه ليلي آسمان گير

11ـ خرامان بشد سوي آب روان چنان شده باز جويد روان

 

25/0

25/0

25/0

25/0

5/0

5/0

5/0

75/0

75/0

1

1

2

ب) معني لغت (2 نمره)

معني واژه هاي مشخص شده را بنويسيد .

1ـ بنشاند چو ماه در يكي مهد 2ـ خدايي او راست در خورندهغدر نكند و خيانت نينديشد

4ـ مساجد نزديك بود به دار الاماره 5ـ معلم مشوش بود . 6ـ به زبان تازي گفتم .

7ـ پرندگان از مواهب طبيعت برخوردار مي شوند . 8ـ زيب از بنفشه دارد و از ناز بوي ، بوي

3

پ) دانش هاي ادبي (3 نمره)

1ـ در جمله ي « نه هر كه به قامت مهتر به قيمت بهتر » چه آرايه‌اي به كار رفته است ؟

2ـ در ادبيات غرب به نمايشي كه تصوير ناكامي اشخاص برجسته است . . . . . مي‌گويند .

3ـ دو موضوع قالب چهار پاره را نام ببريد ؟

4ـ غزل اجتماعي در چه دوره‌اي در ايران رواج يافت ؟ يك شاعر از اين دوره نام ببريد .

5ـ دو ويژگي مهم شعر سهراب سپهري را بنويسيد ؟

6ـ پديدآورندگان اين آثار را بنويسيد . الف) بحر در كوزه ب) نواي كوهسار

7ـ در بيت زير « مشبه » و « مشبه به » را مشخص كنيد .

ز سم اسب مي چرخيد بر خاك به سان گوي خون آلود ، سرها

 

25/0

25/0

5/0

5/0

5/0

5/0

5/0

4

ت) درك مطلب (4 نمره) ارزش هر سؤال 5/0

ـ با توجه به شعر و متن زير به پرسش‌ها پاسخ دهيد :

الف) من تفنگم در مشت / كوله بارم بر پشت / بند پوتينم را محكم مي بندم / پسرم مي پرسد : / تو چرا مي جنگي ؟ / با تمام دل خود مي‌گويم : / تا چراغ از تو نگيرد دشمن .

1ـ « بند پوتينم را محكم بستن » كنايه از چيست ؟

2ـ منظور شاعر از « چراغ » چيست ؟

ب) : بار اول كه پيرمرد را ديدم در كنگره ي نويسندگي بود كه خانه ي فرهنگ شوروي در تهران علم كرده بود ؛ ديگر شعرا كاري به كار او نداشتند . من هر كه شاعر نبودم و توي جماعت برخورده بودم . به همين طريق بود كه دست آخر با حقارت زندگي هامان اخت شد . هم چون مرواريد در دل صدف كج و كوله اي سال ها بسته ماند .

3ـ منظور نويسنده از « پيرمرد » كيست ؟

4ـ « علم كرده بود » يعني چه ؟

5ـ « توي جماعت بر خورده بودم » به چه معناست ؟

6ـ نويسنده ي اين متن كيست ؟

7ـ منظور نويسنده از جمله ي « هم چون مرواريد در دل صدف كج و كوله اي سال ها بسته ماند . » چيست ؟

8ـ در مصراع « چو رخت خويش بر بستم از اين خاك » ، « رخت بر بستن » كنايه از چيست ؟

 

5

ث) خود آزمايي (4 نمره)

1ـ مصراع « زمانه بيامد نبودش توان » يعني چه ؟

2ـ منظور از « گل هايي كه در نسيم آزادي مي شكفند » چيست ؟

3ـ مفهوم مصراع « بناي زندگي بر آب مي ديد » را بنويسيد .

4ـ چرا عليرضا قزوه نام سفرنامه ي خود را « پرستو در قاف » گذاشته است ؟

5ـ در بيت زير منظور از « مرغ اسير » چيست ؟

ناله ي مرغ اسير اين همه بهر وطن است مسلك مرغ گرفتار قفس ، هم چو من است

6ـ در بيت زير از نظر شاعر « ديده ور » چه كسي است ؟

ولي با من بگو آن ديده ور كيست / كه خاري ديد و احوال چمن گفت

7ـ منظور از « لباس مي پوشد تا خود بپوشد » چيست ؟

8ـ مصراع « رانده ست جنون عشق از شهر به افسونم » ياد آور كدام داستان است ؟

5/0

5/0

5/0

5/0

5/0

5/0

 

5/0

5/0

6

ج) حفظ شعر (1 نمره)

جاهاي خالي را كامل كنيد .

1ـ فراش خزان ورق بيفشاند . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

2ـ در آن نوبت كه بندد دست . . . . . . . به پاي سرو كوهي دام / كرم يادآوري يا نه ، من از . . . . . . نمي كاهم

 

 

5/0

5/0

جمع نمرات :

20

 

سؤالات امتحان درس : ادبيات فارسي 1

رديف

سؤالات

الف

ابيات و عبارات زير را به نثر ساده برگردانيد :

1ـ جواني نكودار كه اين مرغ زيبا نماند در اين خانه ي استخواني

2ـ قطره ي دانش كه بخشيدي ز پيش متصل گردان به درياهاي خويش

3ـ نهان مي گشت روي روشن روز به زير دامن شب در سياهي

4ـ معلم مرغان را گويا مي كشيد ، خرگوش را چابك مي بست .

5ـ مردم بي هنر مادام بي سود باشند .

6ـ سبك تيغ تيز از ميان بر كشيد بر شير بيدار دل بردريد .

7ـ گويد عدوي من / كاين شيوه ي دري تو چون دود مي رود .

8ـ درحال سي دينار فرستاد كه اين را به بهاي تن جامه بدهيد .

9ـ ياد از اين مرغ گرفتار كنيد اي مرغان چون تماشاي گل و لاله و شمشاد كنيد

10ـ سمك و آتشك نگاه مي داشتند تا قطران بخفت .

11ـ بعد از يك سال عرض و عرض كشي مرا به اين آتش انداخت .

12ـ من لاله آزادم خود رويم و خود بويم .

ب

درك مطلب :

1ـ با توجه به اين ابيات ، پاسخ دهيد .

خدا آن ملتي را سروري داد كه تقديرش به دست خويش بنوشت

به آن ملت سر و كاري ندارد كه دهقانش براي ديگران كشت

الف) خداوند به كدام ملت سروي مي بخشد ؟

ب) مفهوم آيه شريفه ي « ان الله لايغير ما بقوم حتي يغير و اما بانفسهم » در كدام بيت ديده مي شود ؟

ج) چه مسئله اي باعث مي شود كه ملت ها مورد توجه خداوند قرار نگيرند ؟

د) پيام كلي شاعر در ابيات فوق چيست ؟

2ـ مفهوم كنايي « الهي هميشه نان سواره باشد و او پياده » چيست ؟

3ـ با توجه به اين بيت « آمد و آورد پيش خير فراز گفت گوهر به گوهر آمد باز » بنويسيد كه :

الف) منظور از گوهر اول و گوهر دوم چيست ؟

ب) بيت ياد آور كدام قسمت از داستان خيروشر است ؟

4ـ اين بيت در توصيف چيست ؟

سوزنده چراغشم در گوشه ي اين مأمن پروانه بسي دارم سرگشته به پيراهن

ج

واژگان مشخص شده را معني كنيد :

مشاطه نمي خواهد زيبايي رخسارم

2ـ زا اشك ويران كنش آن خانه كه بيت الحزن است .

مقبل آن كز خداي گيرد پشت .

ج

4ـ دست معلم از وقب حيوان روان شد .

5ـ رستم براي شكار به نخجيرگاهي نزديك مرز توران رفت .

6ـ هنر اسلامي ملجئي پاك تر از مسجد نداشت .

7ـ پيرمرد شند غازي از وزارت فرهنگ مي گرفت .

8ـ به شدتي كه از روزگار پيش آيد نبايد ناليد .

د

دانش هاي ادبي :

1ـ صاحبان اين آثار را بنويسيد :

با كاروان حله پرستو در قاف اتاق آبي

2ـ محمد ابراهيم صفا ، اهل كدام كشور است ؟

3ـ بخش عمده ي ادبيات ما را كدام نوع ادبي تشكيل مي دهد ؟

4ـ در اين مصراع « از جاي چو مار حلقه بر جست » كدام آرايه ي ادبي ديده مي شود ؟

5ـ قالب شعري مثنوي را تعريف كنيد .

6ـ با استفاده از واژه ي « ابر » عبارتي بنويسيد كه آرايه ي تشخيص بوجود آيد ؟

هـ

خود آزمايي :

1ـ مصراع دوم بيت زير ياد آور كدام داستان است ؟

آزاده و سرمستم ، خود كرده به هامونم رانده است جنون عشق از شهر به افسونم

2ـ محبوب ترين نوع ادبي در ميان ملت ها كدام است ؟ نمونه اي مثال بزنيد .

3ـ معادل امروزي اين تركيبات چيست ؟

شوخ از خود باز كردن رقعه نوشتن

4ـ دو شاعر يا نويسنده تاجيك نام ببريد .

5ـ عبارت « مي خواهم بحر را در كوزه بريزم » يادآور كدام بيت مولانا است ؟

6ـ در صدر اسلام از مسجد چه استفاده هايي مي شد ؟

7ـ معروف ترين سراينده ي داستان هاي بزمي فارسي چه كسي است ؟ اثري از او نام ببريد ؟

8ـ محوري ترين پيام درس « در امواج سند » چيست ؟

جمع نمرات : 20

 

سؤالات امتحان درس : ادبيات فارسي 1

رديف

سؤالات

الف

ابيات و عبارات زير را به نثر روان برگردانيد :

1ـ از جاي چو مار حلقه بر جست در حلقه ي زلف كعبه زد دست

2ـ ميان موج مي رقصيد در آب ز امواج گران كوه از پي كوه

3ـ به پاس هر وجب خاكي از اين ملك چه بسيار است آن سرها كه رفته

4ـ مبر طاعت نفس شهوت پرست كه هر ساعتش قبله اي ديگر است

5ـ معلم مرغان را گويا مي كشيد ، خرگوش را چابك مي بست .

6ـ او خلف صدق نياكان هنرور خود بود .

7ـ مسلك مرغ گرفتار قفس همچو من است .

8ـ بيستون بر سر راه است مبادا ز شيرين خبري گفته و غمگين دل فرهاد كنيد

9ـ همانا او را تصور شود كه مرا در فضل مرتبه اي است زيادت ، تا چون بر رقعه ي من اطلاع يابد قياس كند كه مرا اهليت چيست ؟

ب

واژه هاي مشخص شده را معني كنيد :

خورجينكي بود كه كتاب در آن مي نهادم .

2ـ مشروطه يعني آسايش رعيت

3ـ چو كشتي با پاد در رود افكند

4ـ هنر معماري مفهوم انتزاعي را با هدف انتفاعي در هم آميخت

5ـ دست معلم از وقب حيوان روان شد . فك زيرين را پيموده در آخر ماند .

6ـ مردم بي هنر مادام بي سود باشد .

ج

درك مطلب :

1ـ با توجه به ابيات داده شده به پرسش ها پاسخ دهيد .

1ـ نهان مي گشت روي روشن روز به زيردامن شب در سياهي

2ـ در آن تاريك شب مي گشت پنهان فروغ خرگه خوارزمشاهي

3ـ اگر امشب زنان و كودكان را ز بيم نام بد در آب ريزم

4ـ چو فردا جنگ بر كامم نگرديد توانم كز ره دريا گريزم

الف) بيت اول چه زماني از شبانه روز را نشان مي دهد ؟

ب) چگونه فروغ خرگه خوارزمشاهي در تاريكي شب ناپديد مي شد ؟

ج) چرا خوارزمشاه زنان و كودكان را به رودخانه مي سپرد ؟

د) چون جنگ بر كام خوارزمشاه نگرديد او چه كرد ؟

2ـ با توجه به بيت « از آن اين داستان گفتم كه امروز بداني و قدر و برهيچش نبازي » بنويسيد كه :

الف) منظور شاعر از « ش » در هيچش چيست ؟

ب) مخاطب شاعر چه كساني هستند ؟

د

دانش هاي ادبي :

1ـ كتاب قاموس نامه از كيست ؟ چند باب دارد ؟ قرن تأليف آن را بنويسيد .

2ـ آرايه هاي بيت زير را بنويسيد .

باد از اين مرغ گرفتار كنيد اي مرغان چون تماشاي گل و لاله و شمشاد كنيد

3ـ واژه ي گل را در يك عبارت به گونه اي به كار بريد كه آرايه ي تشخيص بوجود آيد .

4ـ درون مايه ي شعر بهار چيست ؟

5ـ علي اكبر دهخدا مقالات سياسي خود را با چه عنوان و امضايي انتشار مي داد ؟

د

خود آزمايي :

1ـ از نظر محتوا و مضمون در شعر دوره ي مشروطه چه تحولي رخ داد ؟

مباحث اجتماعي رواني گاه بسيار به هم پيوند مي خورند .

2ـ كتاب اتاق آبي از چه كسي است ؟

3ـ با توجه به بيت « به گفت اندر اين نامه » حرفي است مبهم كه معطيش جز وقت پيري نداني » بنويسيد كه منظور از « اين نامه » چيست ؟

4ـ در غزل اجتماعي به چه مسائلي مي پردازند ؟

5ـ بخش عمده ي ادبيات ما را كدام نوع ادبي تشكيل مي دهد ؟

6ـ معروف ترين سراينده ي داستان هاي بزمي در ادب فارسي كيست ؟ اثري از او نام ببريد ؟

7ـ منظور از لباس انسان پرچم كشور وجود اوست » چيست ؟

8ـ حسب حال نويسي و زندگي نامه نويسي چه فرقي با يكديگر دارند ؟

9ـ معادل امروزي اين تركيبات را بنويسيد .

الف) برنشين

ب) در رويم

جمع نمرات : 20

 

سؤالات امتحان هماهنگ كشوري درس : زبان فارسي 1

رديف

سؤالات

بارم

1

الف) بياموزيم و املاء (3 نمره)

1ـ در عبارت زير « حشو » در كدام قسمت ديده مي شود ؟

« او با اصرار تمام بر عليه من سخن مي گفت . »

5/0

2ـ در كدام گروه كلمات « حرف ميانجي » ديده مي شود ؟

شادي دل ها ـ كندوي عسل ـ هماي سعادت ـ ماهي سرخ

5/0

3ـ علت نادرستي عبارت زير چيست ؟

« گاهي آن ها ناچاراً از يكديگر دور مي شوند »

5/0

4ـ دو جمله ي زير را به صورت يك جمله مختصر كنيد .

« كيف قهوه اي است ، آن را خريدم . »

5/0

5ـ صحيح كلمات نادرست زير را بنويسيد .

هور و ماه ـ هيأت رئيسه ـ حوضه ي معنايي ـ مدح و هجو

1

2

ب) زبان شناسي (4 نمره)

1ـ در تعريف زبان ، مقصود از ارتباط زباني ، عمدتاً چيست ؟

5/0

2ـ اجزاي سازنده ي نظام زبان در درجه ي اول چيست ؟

5/0

3ـ مهم ترين ويژگي زبان انسان كدام است ؟

5/0

4ـ « گونه » به كدام يك از شكل هاي زبان گفته مي شود ؟

5/0

5ـ منظور از علمي بودن زبان چيست ؟

1

6ـ رابطه ي معنايي ميان كلمات زير را بنويسيد .

الف) ورزش و فوتبال ب) مثل و مانند

5/0

7ـ زبان شناسان در سطح « دستور زبان » به بررسي چه مواردي مي پردازند ؟

5/0

3

پ) نگارش (5 نمره)

1ـ براي بيان شباهت ها و تفاوت هاي « خانه » و « مدرسه » از چه شيوه ي پروردن نوشته بايد استفاده كرد ؟

5/0

2ـ زبان هر يك از نوشته هاي زير از نظر بيان چگونه است ؟

الف) ترس سايه اي گذرا بر خاطرم افكنده ، هم چون گذر سايه ي گنجشك دير كرده اي در نيمه ي روز چله ي تابستان بر دشتي باير .

ب) كساني كه حد و رسم معناي كلمات و مرز آن ها براي خودشان روشن نيست ، چگونه مي توانند درست بينديشند و چه چيز را مي توانند مطرح كنند .

1

3ـ عبارت زير را نشانه گذاري كنيد .

حسين بانيش خند فكر مي كنيد اين كار به صلاح شما باشد .

5/0

4ـ « يك روز آفتابي پاييز » را توصيف كنيد . (حداكثر در سه سطر)

1

3

5ـ چرا متن زير يك نوشته ي ساده است ؟ (ذكر يك دليل كافي است)

« ... به من حالتي دست داد كه بي اختيار اشك مي ريختم . خود را در حضور خداوند مي ديدم با همه ي گناهان و تقصيراتم . »

5/0

6ـ خاطره اي از يك روز تعطيل خود را بنويسيد . (حداكثر چهار سطر)

1

7ـ متن زير را يك نامه ي رسمي و اداري است ،‌دو ويژگي اين نامه را بنويسيد .

سردبير مجله ي رشد جوان

با سلام و سپاس

احتراماً اين جانب . . . . . . . . . . در تاريخ . . . . . . . مقاله اي با عنوان « . . . . . . . . . » جهت درج در آن مجله ي وزين ارسال داشته ام ولي تا كنون چاپ نشده است . خواهشمند است مرا از تصميم خود در اين باره مطلع گردانيد .

با تشكر

. . . . . . . .

5/0

4

ت) دستور (8 نمره)

1ـ در عبارت مقابل نهاد و گزاره كدامند ؟ « زبان وسيله ي انديشيدن است . »

 

5/0

2ـ نام هر يك از اجزاي جمله ي زير را بنويسيد .

« دوستم بهترين لباس هايش را پوشيده بود . »

75/0

3ـ با توجه به متن زير :

« بياييد در هر چاله ي كوچه ي حيات نهال ماهي بكاريم . »

الف) زمان فعل مشخص شده را بنويسيد .

ب) فعل مشخص شده را با حفظ شخص به زمان ماضي نقلي و مضارع اخباري برگردانيد .

ج) فعل مشخص شده گذرا به چيست ؟

د) چرا واژه ي « كوچه » اسم است ؟

 

5/0

5/0

5/0

5/0

4ـ براي نمودار زير يك گروه اسمي مثال بياوريد . گروه اسمي

وابسته ي 1 هسته وابسته ي 2

صفت مبهم اسم صفت بياني

75/0

5ـ با توجه به گروه اسمي « كوبنده ترين مقاله ها » :

الف) واژه ي « مقاله » اسم عام است يا خاص ؟ چرا ؟

ب) واژه ي مشخص شده چه نوع صفتي است ؟

 

75/0

25/0

6ـ در عبارت زير يك ضمير مشترك و يك ضمير شخصي بيابيد و بنويسيد .

« او براي همه دل مي سوزاند . گويا خود را مسئول زندگي همه مي داند . »

1

7ـ در نوشته ي زير قيدها را شناسايي كنيد و نوع آنها را بنويسيد .

« آن شب اصلاً از حرف هاي پدرم سر در نياوردم . »

1

8ـ نقش نماها را در جمله ي زير مشخص كنيد .

« دو دست را بر ركاب گذاشت . »

1

جمع نمرات

20

 

سؤالات امتحان هماهنگ كشوري درس : ادبيات فارسي 1

رديف

سؤالات

بارم

الف

درك مطلب (4 نمره) :

1ـ با توجه به ابيات زير ،‌به سؤالات پاسخ دهيد .

به مغرب سينه مالان قرص خورشيد نهان مي گشت پشت كوهساران

فرو مي ريخت گردي زعفران رنگ به روي نيزه ها و نيزه داران

ز رخسارش فرو مي ريخت اشكي بناي زندگي بر آب مي ديد

در آن سيماب گون امواج لرزان خيال تازه اي در خواب مي ديد

الف) در بيت اول ، كدام واژه داراي آرايه ي « جان بخشي (تشخيص) » است ؟

ب) منظور از « گردي زعفران رنگ » در بيت دوم چيست ؟

ج) « بناي زندگي بر آب مي ديد » يعني چه ؟

د) چرا در بيت چهارم ، امواج لرزان به سيماب تشبيه شده است ؟

هـ) اين شعر در چه قالبي سروده شده است ؟

 

 

 

 

 

5/0

5/0

5/0

5/0

5/0

2ـ مفهوم عبارت مشخص شده را بنويسيد .

محل هنوز بيابان بود و خانه ها درست از سينه ي خاك بيرون آمده بودند .

5/0

3ـ مفهوم كنايي « نه كرسي فلك را از زير پاي قزل ارسلان بكشند . » چيست ؟

5/0

4ـ منظور از « خاك تن » در بيت زير چيست ؟

قطره ي علم است اندر جان من وارهانش از هوا و ز خاك تن

5/0

ب

بيان معني و مفهوم شعر و نثر (6 نمره) :

ـ معني و مفهوم هر يك از ابيات و عبارات زير را بنويسيد .

1ـ اي مردم زاده راه برگيريد .

 

25/0

2ـ نامش برم ، به اوج سما مي رسد سرم .

25/0

3ـ مدتي بود كه پيرمرده افتاده بود .

25/0

4ـ صوفيه هم براي اعتكاف در مسجد خلوت مي گزيدند .

25/0

5ـ هر آن كه از روي ناداني نه او را گزيد ، گزند او ناچار بدو رسيد .

5/0

6ـ سي غلام را بفرمود تا سليح پوشند و تيغ ها بر كشند .

5/0

7ـ مرد پارسي هم تنگ دست بود و وسعتي نداشت كه حال مرا مرمتي كند .

5/0

8ـ خلف صدق نياكان هنرور خود بود .

75/0

9ـ واي بر جان تو كه بد گوهري جان بري كرده اي و جان نبري

75/0

10ـ خانه اي كاو شود از دست اجانب آباد ز اشك ويران كنش آن خانه كه بيت الحزن است

1

11ـ از خون رگ خويش است گر رنگ به رخ دارم مشاطه نمي خواهد زيبايي رخسارم

1

ج

معني لغت (2 نمره) :

ـ هر يك از لغات مشخص شده ي زير را معني كنيد .

1ـ چنان كه هستي بر نشين و نزديك من آي .

 

 

25/0

2ـ تحصيل بايد با فراغ بال و تأني انجام گيرد .

25/0

3ـ ازيال و غارب به زير آمد ، از پستي پشت گذشت .

25/0

4ـ در چنان بيغوله اي آشنايي غنيمتي بود .

25/0

5ـ خاك مظهر فقر مخلوق در برابر غناي خداوند است .

25/0

6ـ از برگ درختان خرما مي توانم زنبيل ببافم و به قيمت ارزان بفروشم و با نان جو ارتزاق كنم .

25/0

7ـ چون موسم حج رسيد برخاست اشتر طلبيد و محمل آراست

25/0

8ـ ناله ي مرغ اسير اين همه بهر وطن است مسلك مرغ گرفتار قفس هم چون من است

25/0

د

خود آزمايي (4 نمره) ‍:

1ـ « بند پوتين را محكم بستن » كنايه از چيست ؟

5/0

2ـ مصراع « زمانه بيامد نبودش توان »‌يعني چه ؟

5/0

3ـ اصطلاح « به روي بزرگوار خود نياورده » كنايه از چيست ؟

5/0

4ـ منظور از جمله ي « هم چون مرواريد ، در دل صدف كج و كوله سال ها بسته ماند » چيست ؟

5/0

5ـ براي واژه ي « همت » دو هم خانواده بنويسيد .

5/0

6ـ منظور از « گوهر تن » در « جهد كن كه اگر چه اصيل و گوهري باشي ، گوهر تن نيز داري » چيست ؟

5/0

7ـ منظور از « تازيك » در بيت زير چيست ؟

به آتش هاي ترك و خون تازيك به رود سند تا جيحون نشيند

5/0

8ـ مجنون در جوار كعبه از خدا چه خواست ؟

5/0

هـ

تاريخ ادبيات و سبك شناسي (3 نمره) :

1ـ كاربرد واژگان و تركيبات عربي در دوره ي مشروطه ، چگونه است ؟

5/0

2ـ موضوع اصلي ادبيات نمايشي چيست ؟

5/0

3ـ ملك الشعراي بهار ، قصيده را در چه سبكي مي سرود ؟

25/0

4ـ سفر نامه ي ناصر خسرو شامل چه مطالبي است ؟

75/0

5ـ « مشبه » و « مشبه به » را در مصراع زير بيابيد .

من لاله ي آزادم ، خود رويم و خود بويم

5/0

6ـ در بيت زير‌، كدام كلمه در مفهوم استعاري به كار رفته است ؟

متاعي كه من رايگان دادم از كف تو گر مي تواني مده رايگان

5/0

و

شعر حفظي (1 نمره) :

ـ در اشعار زير ، نقطه چين ها را پر كنيد .

1ـ تو را من چشم در راهم . . . . . . . . . . . . / كه مي گيرند در شاخ تلاجن . . . . . . . . . . . رنگ سياهي

 

 

5/0

2ـ بوي گل و بانگ مرغ برخاست . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

5/0

جمع نمرات

20

 

سؤالات امتحان هماهنگ كشوري درس : زبان فارسي 1

رديف

سؤالات

بارم

1

الف) نگارش (5 نمره)

1ـ انواع نامه ها را بر حسب نگارش و گيرنده ي آنها بنويسيد .

75/0

2ـ عبارت زير را نشانه گذاري كنيد :

صاحب نظران آموزشي مي گويند درست نوشتن درست فهميدن است .

75/0

3ـ نوع نگارش عبارت زير علمي است يا ادبي ، علت آن را نيز بنويسيد .

يك تك توبته ي كوتاه مغيلان وسط يك بيابانِ دراز ، يك قصيده ي بلند است .

1

4ـ در كدام يك از انواع نوشته زبان به كار گرفته شده نزديك به زبان گفتار است ؟

5/0

5ـ جمله ي زير را كوتاه تر كنيد به طوري كه مفهوم اصلي آن حفظ شود .

« دانشمندان و خردمندان با سعي و كوشش بسيار به هدف و مقصود خويش رسيده اند . »

5/0

6ـ چرا به كار بردن عبارت « نگهبان دين تواند بود » در نوشتا امروزي نادرست است .

5/0

7ـ در توصيف به كدام دسته از جزئيات بايد پرداخت ؟

5/0

8ـ بيان شباهت ها و تفاوت هاي دو امر با كدام يك از راه هاي پروراندن معاني ميسر است ؟

5/0

2

ب) دستور زبان (8 نمره) :

1ـ با فعل « خوراند » يك جمله بسازيد و اجزاي آن را مشخص كنيد .

5/1

2ـ نواع افعال زير را بنويسيد .

الف) خريده باشم ب) مي نويسم

1

3ـ گذر يا ناگذر بودن افعال زير را مشخص كنيد در صورت گذرا بودن نوع گذراي آن را بنويسيد .

الف) او به گذشته ي خود مي نازد ب) احمد به مدرسه رفت ج) شهر تهران بسيار وسيع است .

25/1

 

 

4ـ براي نمودار زير يك گروه اسمي مثال بياوريد . گروه اسمي

صفت مبهم اسم صفت بياني

75/0

5ـ با توجه به متن زير به پرسش هاي آمده پاسخ دهيد .

« رستم بي درنگ با سپاهي گران به جنگ سهراب رفت ، در نخستين روز جنگ كاري از پيش نبردند ، در روز دوم سهراب از پدر خواست كه از جنگ دست بدارد . »

الف) « بي درنگ » چه نوع قيدي است ؟

ب) هسته و وابسته هاي گروه اسمي « نخستين روز جنگ » را بنويسيد .

ج) يك صفت شمارشي پسين در متن بيابيد .

 

 

 

5/0

75/0

5/0

6ـ نوع هر كدام از حروف (نقش نما) را در عبارت زير بنويسيد .

« به او سفارش كردم تا بيشتر تلاش كند . »

5/0

7ـ در عبارت زير ضمير شخصي را به ضمير مشترك تبديل كنيد .

پدرم هميشه از كارهايش سخن مي گويد .

5/0

2

8ـ كدام يك از اسم هاي زير ساده ، كدام مركب و كدام يك مشتق اند ؟

الف) چهل ستون ب) دانشگاه ج) مداد

75/0

3

ج) زبان شناسي (4 نمره) :

1ـ مهم ترين ويژگي زبان انسان چيست ؟

 

5/0

2ـ گويش به كدام يك از شكل هاي زبان اطلاق مي شود ؟

1

3ـ كدام يك از شاخه هاي زبان شناسي به مطالعه گذشته ي زبان مربوط مي شود ؟

5/0

4ـ واج شناسي به كدام بخش از زبان مي پردازد ؟

5/0

5ـ يك مثال براي ترادف و يك مثال براي تضمن بنويسيد .

1

6ـ دستور زبان به چند بخش تقسيم مي شود ؟

5/0

4

د) املا و بياموزيم (3 نمره) :

1ـ چرا كاربرد واژه ي « پيشنهادات » در فارسي نادرست است ؟

 

5/0

2ـ مثالي بنويسيد كه در آن رعايت نقش نماي اضافه (كسره ي اضافه) الزامي است ؟

5/0

3ـ خط نوشتن با دست را در اصطلاح چه مي نامند ؟

5/0

4ـ در عبارت زير نگارش كدام واژه ها نادرست است ؟

« اين روزها گاهاً در مطبوعات اخبارهاي متفاوتي نوشته مي شود . »

5/0

5ـ در گروه كلمات زير املاي برخي از گروه كلمات نادرست آمده است ؛ درست آنها را بنويسيد .

الف) عشقه و پيچك ب) عناوين و الغاب ج) ابراز مصرت د) حاشيه گذاري

5/0

6ـ همزه در كدام يك از مثال هاي زير به حركت (كسره) نياز ندارد ؟

الف) قائم ب) جزءِ اول

5/0

جمع نمرات

20

 

سؤالات امتحان درس : ادبيات فارسي 1

رديف

سؤالات

الف

بيان معني و مفهوم :

ـ معني و مفهوم عبارت ها و بيت هاي زير را به نثر روان بنويسيد .

1ـ سياس و آفرين ايزد جهان آفرين راست . دهنده اي كه خواستن جز از او نيست خوش گوار . در پاي افكنده ي گردن كشان از سروري .

2ـ ما تو را و جمله آشكاران تو را پاي بر گردون هفتم نه ، بر آ

3ـ متاعي كه من رايگان دادم از كف تو گر مي تواني مده رايگاني

4ـ آن مرد پارسي هم دست تنگ بود و وسعتي نداشت كه حال مرا مرمتي كند .

5ـ خانه اي كاو شود از دست اجانب آباد ز اشك ويران كنش آن خانه كه بيت الحزن است

6ـ به پاس هر وجب خاكي از اين ملك چه بسيار است آن سرها كه رفته

7ـ به موج آويز و از ساحل بپرهيز همه درياست ما را آشيانه

ب

معني واژه :

ـ معناي واژه هاي مشخص شده را بنويسيد .

1ـ پرده هاي گران بها ، قنديل هاي درخشان و منبت كاري ها نيز در تكميل زيبايي مسجد نقش خود را ادا كرده اند .

2ـ مرا مشاطه ي صبح و زينت بخش رياحين و ازهار مي نامند .

3ـ خداوند همه ي بندگان خود را از عذاب قرض و دين فرج دهاد .

4ـ در چنين بيغوله اي آشنايي با نيما غنيمتي بود .

ج

درك مطلب :

1ـ با توجه به ابيات زير به پرسش هاي مربوط به آن پاسخ دهيد .

اي خدا اي فضل تو حاجت روا با تو ياد هيچ كس نبود روا

صد هزاران دام و دانه است اي خدا ما چون مرغان حريصي بي نوا

از خدا جوييم توفيق ادب بي ادب محروم شد از لطف رب

الف) با وجود چه كسي ياد كردن هيچ كس روا نيست ؟

ب) چرا بايد از خدا توفيق ادب بجوييم ؟

2ـ چرا شاعر در بيت زير مي خواهد كه هم نفسان از او ياد كنند ؟

فصل گل مي گذرد هم نفسان بهر خدا بنشينيد به باغي و مرا ياد كنيد

3ـ با توجه به بيت زير چرا شاعر مي خواهد كه بزرگان وطن دادگري كنند ؟

جور و بيداد كند عمر جوانان كوتاه اي بزرگان وطن بهر خدا داد كنيد

4ـ با توجه به عبارت زير چرا بايد به جا سخن بگوييم ؟

« جهد كن تا سخن به جايگاه گويي كه سخن نه بر جايگاه ، اگر چه خوب باشد زشت نمايد . »

5ـ در درس كلاس نقاشي سهراب (معلم مرغان را گويا مي كشيد ، گوزن را رعنا رقم مي زد ... اما در بيرنگ اسب حرفي به كارش بود.) معلم در كشيدن چه نقشي استاد نبود ؟

6ـ در درس سفر به بصره ناصر خسرو مي گويد : « چون به بصره رسيديم از برهنگي و عاجزي به ديوانگان ماننده بوديم . »

چرا ناصرخسرو خود را شبيه ديوانگان مي شمارد ؟

ج

7ـ در عبارت « در چشم او كه خود چشم زمانه ي ما بود ، آرامشي بود كه گمان مي بردي شايد هم از سر تسليم است . »

الف) از نظر جلال آل احمد چه كسي چشم زمانه ي ما بود ؟

ب) آرامش او به چه دليل بود ؟

د

خودآزمايي :

1ـ در قطعه ي فردوسي اثر « فرانسوا كوپه » زاير نامدار كيست ؟ و مزار چه كسي را غرق گل مي بيند ؟

2ـ وقتي پدر مجنون او را به خاطر نجات از عشق به كعبه مي برد ، مجنون از خدا چه مي خواهد ؟

3ـ مقصود از « گوهر تن » در درس قابوس نامه چيست ؟ (گوهر تن از گوهر اصل بهتر بود)

4ـ معني آيه ي زير را بنويسيد . « افرأ يت من اتخذ الهه هواه »

5ـ منظور از عبارت « لباس انسان پرچم كشور وجود اوست » چيست ؟

6ـ اصطلاح « به روي بزرگوار خود نياورده » كنايه از چيست ؟ معادل امروزي آن را بنويسيد ؟

7ـ چرا آقاي « علي رضا قزوه » اسم سفر نامه ي حج خود را « پرستو در قاف » گذاشته است ؟

8ـ در عبارت « هر دم به روي من / گويد عدوي من / كاين شيوه ي دري تو چون دود مي رود . »

مقصود از « شيوه ي دري » چيست ؟

هـ

دانش هاي ادبي :

1ـ اگر دو بيت زير يك بند از بندهاي يك قالب شعري باشد ، نام آن قالب چيست ؟

ز رخسارش فرو مي ريخت اشكي بناي زندگي بر آب مي ديد

در آن سيماب گون امواج لرزان خيال تازه اي در آب مي ديد

2ـ قافيه و رديف را در دو بيت بالا نشان دهيد .

3ـ « سياحت نامه ي ابراهيم بيك » اثر كيست و در چه قالبي نوشته شده است ؟

4ـ يك اثر نظامي گنجوي و يك اثر از قيصر امين پور نام ببريد ؟

5ـ غزل از چه دوره اي رنگ و بوي اجتماعي گرفت ؟ يك شاعر معاصر را كه غزل اجتماعي مي سرود ، نام ببريد ؟

6ـ در يك سفر نامه درباره ي چه مسايلي صحبت مي شود ؟

و

حفظ شعر :

1ـ در بيت زير جاي خالي را با واژه هاي مناسب پر كنيد :

هر آدمي اي كه . . . . . . . . . . . . . مهرت در وي نگرفت سنگ . . . . . . . . . . . . . است

2ـ جاي خالي شعر نوي زير را كامل كنيد :

تو را من چشم در راهم . . . . . . . . . . .

كه مي گيرند در شاخ تلاجن سايه ها . . . . . . . . . . . . . .

جمع نمرات : 20

 

سؤالات امتحان درس : زبان فارسي 1 نيم سال اول

رديف

سؤالات

الف

1ـ نوشته گفتاري زير را به زبان نوشتاري تبديل كنيد .

قهوه چي از او پرسيد : تو رو آزاد كردن ؟ آره . . . مي خواي بدوني چرا ؟ بيا يه كمي قدم بزنيم ، مي خوام باهات حرف بزنم .

2ـ با ذكر دليل نوع نوشته زير را مشخص كنيد ؟

دشت سينه وسيع و داغش را در برابر وزش نسيم ملايمي قرار داده بود . نسيم آهسته و آرام به روي سينه اش مي خزيد و دامن كشان مي‌گذشت . بر سقف نيلگون آسمان ستارگاني چند ، دور از چشم ماه جلوه گر بودند .

3ـ درباره خانه و مدرسه به شيوه مقايسه سه سطر بنويسيد .

4ـ جمله زير را ويرايش كنيد .

دكتر محمد معين به چهار زبان باستاني مسلط بود پهلوي فارسي باستان اوستا و سنسكريت

5ـ آسان ترين راه ارتباطي چه نام دارد ؟

6ـ در توصيف يك صحنه به چه نكاتي بايد توجه كنيم ؟

7ـ درباره ي زمستان سه سطر به زبان ادبي بنويسيد .

ب

بخش دستور :

1ـ در جمله ي « مولانا خوش نام ترين شاعر زمانه ي خويش است » نهاد و گزاره را مشخص كنيد .

2ـ جمله ي « رستم نامورترين فرد شاهنامه است » را زير نمودار ببريد و اجزاي آن را مشخص كنيد .

3ـ به بن مضارع فعل « رسيدن » تكواژ « ان ظ را بيفزاييد و با آن جمله اي به صيغه ي اول شخص جمع ماضي ساده بسازيد و نمودار آن را رسم كنيد .

4ـ واژه ي كوه در كدام جمله تنكره و در كدام معرفه است ؟

از دور كوهي ديده مي شد . كوه را ديدم .

5ـ بن ماضي ، بن مضارع و صفت مفعولي فعل « مي شناختند » را بنويسيد .

6ـ هسته ي گروه هاي اسمي زير را مشخص كنيد .

آن دو كتاب داستان ـ آهنگ هاي آسماني

7ـ در عبارت زير يك اسم مركب ، يك اسم نكره و يك اسم مشتق بيابيد .

مردم در كتابخانه ، كتابي را بر مي گزينند كه دانش آنها را بيفزايد .

8ـ با افزودن وندهاي مناسب به واژه هاي « گل و ديد » از آنها واژه ي مشتق بسازيد .

9ـ جمع مكسر واژه ي « زمان » و مفرد واژه ي « علما » را بنويسيد .

10ـ از فعل «‌رسيده بودم » با حفظ شخص فعل ، ماضي استمراري و مضارع التزامي بسازيد .

11ـ در جمله هاي زير مصدرهاي داخل پرانتز را به صورت مناسب بياوريد .

آنها دوست خود را به خانه (رسيدن)

كاووس با سخنان تلخ خود رستم را (رنجيدن)

12ـ با فعل دو وجهي « شكست » يك جمله ي گذرا و يك جمله ي ناگذرا بنويسيد .

13ـ در جمله ي زير يك اسم خاص و يك اسم عام بيابيد .

مريم تمام گل هاي باغچه را چيد .

ج

زبان شناسي :

1ـ زبان چيست ؟

2ـ دو كلمه بنويسيد كه وجود خارجي داشته است اما براي ما از زماني وجود پيدا كرده كه نام آنها وارد زبان فارسي شده است .

3ـ چرا برخي شناخت زبان را بيهوده مي دانند ؟

4ـ شكل هايي از زبان را كه فقط در تلفظ با هم فرق داشته باشند چه مي نامند ؟

5ـ جملات نامحدود را به كمك كدام يك از ويژگي هاي زبان مي سازيم ؟

6ـ گويش هاي هر زباني را معمولاً به چهار دسته تقسيم مي كنند . فقط دو مورد از آن را نام ببريد .

د

املا و بياموزيم :

1ـ جملات زير را اصلاح كنيد :

ـ من گاهاً با او تماس مي گرفتم .

ـ پروين اعتصامي شاعره ي متعهد و برجسته ي ايران است .

ـ هر روز آزمايشات تازه اي در علوم انجام مي شود .

2ـ املاي كدام يك از كلمات زير درست است ؟ با ذكر دليل آنها را معلوم كنيد .

« مسائل ـ لؤلؤ ـ رأي / مسائل ـ لؤلؤ ـ رأي »

3ـ با استفاده از نقش نماي اضافه دو جمله ي زير را به يك جمله تبديل كنيد .

او فيلم را داد . آن فيلم پليسي بود .

4ـ غلط هاي املايي متن زير را بيابيد و اصلاح كنيد .

حقيقت علم كمك به هر نوع خيش و كسب رضايت باري تعالا است .

جمع نمرات :

 

سؤالات امتحان درس : ادبيات فارسي 1

رديف

سؤالات

الف

معني ابيات و عبارات زير را به نثر روان بنويسيد .

1ـ قطره ي علم است اندر جان من وارهانش از هوا و ز خاك تن

2ـ از آن پس بسازيد سهراب را ببنديد يك شب بر او خواب را

3ـ نايب من باش در قسمت گري تا پديد آيد كه تو چه گوهري

4ـ چشم از دست رفته گشت درست شد بعينه چنان كه بود نخست

5ـ تو مرا كشتي و خداي نكشت مقبل آن كز خداي گيرد پشت

6ـ چو سهراب شير اوژن او را بديد ز باد جواني دلش بر دميد

7ـ هر ستاره / حرف خط خورده اي تار / در دل صفحه ي آسمان بود.

8ـ تو مرا برخويشتن گير و بگوي كه من او را توانستم آوردن ، نگاه نيز توانم داشت .

9ـ من بر آن ستيزه كه مرا قفا زدند تو را بياوردم تا داد ايشان از تو بگيرم .

10ـ هر آن كه از روي ناداني نه او را گزيد ، گزند او ناچار بدو رسيد .

ب

معني لغات مشخص شده را بنويسيد .

1ـ من با تبختر گفتم : هر كدام جداگانه به او هديه مي دهيم .

2ـ تواني به من عطا فرما كه در برابر گستاخ و مغرور ، زانوي دنائت خم نكنم .

3ـ تاريخ مشيت باري تعالي است .

4ـ صورت نيك از خوشحالي گل انداخت .

5ـ من مي توانم با نان جو ارتزاق كنم .

دهنده اي كه خواستن جز او نيست خوش گوار .

7ـ اميدوارم مهرباني دلها و هم بستگي ها و گذشت ها هيچ گاه به ختام نرسد .

8ـ عبرتي گيرند از اضلال او .

ج

با توجه به اشعار و عبارات زير به پرسش ها پاسخ دهيد .

1ـ خاك مظهر فقر مخلوق در برابر غناي خالق است . معناي آن كه در نماز پيشاني بر خاك مي گذاري ، همين است و تا با خاك انس نگيري راهي به مراتب قرب نداري .

الف) در متن فوق به كدام ركن نماز اشاره شده است ؟

ب) شرط راه يابي به مراتب قرب چيست ؟

2ـ اين مهرباني ها را كي و كجا ديده ؟ آن هم از مردمي كه تمام عمر در لاك خودشان بوده اند . تمام عمر در لاك خودشان بودند كنايه از چيست ؟

3ـ من تفنگم در مشت / كوله بارم بر پشت / بند پوتينم را محكم مي بندم / مادرم آب و آيينه و قرآن در دست / روشني در دل من مي‌بارد .

الف) بند پوتين را محكم بستن كنايه از چيست ؟

ب) شاعر در ابيات بالا به چه سنتي اشاره كرده است ؟

ج) مقصود از « روشني در دل من مي بارد » چيست ؟

4ـ قطران بر خود گرفت كه اين كار بكند و انگشتري به من داد تا چون تو را پيش وي برم ، از عهده ي كار من بيرون آيد

الف) عبارت « بر خود گرفت » به چه معناست ؟

ب) عبارت « انگشتري به من داد » بيانگر چه مفهومي است ؟

د

آرايه هاي ادبي :

1ـ آثار زير از كيست ؟

ريشه در ابر : مثل چشمه مثل رود :

2ـ مثنوي معنوي چند بيت است ؟ شيوه ي بيان آن را بنويسيد .

3ـ ادبيات نمايشي در غرب به چند دسته تقسيم مي شود ؟ نام ببريد ؟

4ـ شاهنامه ي فردوسي به چند بخش تقسيم شده است ؟

5ـ ادبيات پايداري چيست ؟

6ـ در هر يك از ابيات زير چه آرايه اي وجود دارد ؟

ـ جهان را بلندي و پستي تويي ندانم چه اي هر چه هستي تويي

ـ شر كه آن ديد دشنه باز گشاد پيش آن خاك تشنه رفت چو باد

هـ

خود آزمايي :

1ـ در قطعه ي « مسافر » شيللر رهگذار چه كسي است ؟

2ـ منظور از « گل هايي كه در نسيم آزادي مي شكفد » چيست ؟

3ـ معادل امروزي « قفا زدن » و « بكاريم » چيست ؟

4ـ با توجه به مصراع « به گردان لشكر سپهدار گفت » مقصود از سپهدار چه كسي است ؟

5ـ مفهوم كنايي مصراع « بزن جنگ و بيداد را بر زمين » را بنويسيد ؟

6ـ در عبارت زير قطره ي سوم « اشك » چه صفتي را بري خود بيان مي كند ؟

« من چيزي نيستم من از چشم دختري افتاده ام نخستين بار تبسمي بودم مدتي دوستي نام داشتم اكنون اشك ناميده مي شوم . »

7ـ مقصود از جمله ي « شير آمدي يا روباه » چيست ؟

8ـ با توجه به اين كه سلمان فارسي ايراني بود چرا مي گفت : « من سلمان محمدي(ص) هستم » ؟

جمع نمرات : 20

 

سؤالات امتحانات نيم سال اول درس : ادبيات فارسي

رشته : عمومي

   

دانش آموزان سال اول نظام جديد آموزش متوسطه

 

رديف

سؤالات

الف

بيت ها و عبارتهاي زير را به نثر ساده ي امروزي برگردانيد .

1ـ هر كه از روي ناداني نه او را گزيد ، گزند او ناچار بدو رسيد .

2ـ از خدا جوييم توفيق ادب بي ادب محروم شد از لطف رب

3ـ قطران از جاي بر آمده از زخم قفا

4ـ ز كف بفكن اين گرز و شمشير كين بزن جنگ و بيداد را بر زمين

5ـ از اين خويشتن كشتن اكنون چه سود ؟ چنين رفت و اين بودني كار بود

6ـ آتشك دست سمك باز پس بست و پا لهنگ در گردن وي افكند .

7ـ تو مرا كشتي و خداي نكشت مقبل آن ، كز خداي گيرد پشت

8ـ نايب من باش در قسمت گري تا پديد آيد كه تو چه گوهري

9ـ شب ، شبي بيكران بود / دفتر آسمان پاره پاره / برگ ها زرد و تيره / فصل ،‌فصل خزان بود .

10ـ پروردگارا قدرتي به من بخشا تا روح خود را از تعلق به جيفه هاي روزگار بي نياز كنم .

11ـ مرا مشاطه ي صبح و زينت بخش رياحين و ازهار مي نامند .

ب

معني واژه هاي مشخص شده را بنويسيد .

1ـ روزي رستم براي شكار به نخجير گاهي نزديك مرز توران روي نهاد .

2ـ ز تن خون و خوي را فرو ريختند .

3ـ اشراف و نجبا به استقبال استاندار آمدند .

4ـ آتشك دو استر به دست آورد .

5ـ شربه سبب خبث طينت آن را نپذيرفت .

6ـ مي خواهيم در ميان ما حكم شوي .

7ـ تا با خاك انس نگيري راه به مراتب مراتب قرب نداري .

8ـ اين توضيح مربوط به كدام واژه است ؟

ـ گروهي از سواران يا پيادگان كه به همراهي بزرگي در حركت باشند . ( )

ج

دانش هاي ادبي :

1ـ تعريف زير كدام قالب شعري را معرفي مي كند ؟

« چند بيت هموزن كه مصراع هاي زوج آنها هم قافيه است . »( )

2ـ نام صاحبان اين آثار را بنويسيد .

هفت پيكر : تاريخ جهانگشا : ريشه در ابر :

3ـ دو آرايه در اين مصراع بيابيد و دقيقاً مشخص كنيد : « آتشم را بكش به آبي خوش »

4ـ چرا تيمور پس از فتح توس فرمان مي دهد كه از كشتار مردم آن شهر خودداري كنند ؟

5ـ نمونه اي « تشخيص » مثال بزنيد ؟

6ـ مفرد واژه هاي « رياحين » و « ازهار » را بنويسيد .

د

خود آزمايي :

1ـ موضوع اصلي ادبيات نمايشي و ادبيات پايداري را بنويسيد .

2ـ محبوب ترين و قديمي ترين نوع ادبي در ميان ملت ها كدام است ، نمونه اي مثال بزنيد ؟

3ـ معادل امروزي فرو بريم (در عبارت : بگذار تا فردا داري در ميدان فرو بريم) و قفا زدن چيست ؟

4ـ محوري ترين پيام داستان خيرو و شر چيست ؟

5ـ مثنوي معنوي را چه كسي و در چند دفتر سروده است ؟

6ـ شعر سنتي با شعر نو چه فرقي دارد ؟

7ـ ادبيات هر ملتي بازتاب چه چيزهايي است ؟

8ـ اين توضيح در مورد كدام شاعر بزرگ جهان است ؟

وي از افتخارات هندوستان و مشرق زمين است ، از كودكي با ادبيات هندوستان آشنا شد و دوبار به انگلستان سفر كرد . يك بار نيز برنده ي جايزه ي ادبي نوبل بود .

هـ

درك مطلب :

با توجه به ابيات زير به پرسش ها ، پاسخ دهيد :

شير مي گويد :

روبها چون جملگي ما را شدي چونت آزاريم چون تو ما شدي

ما تو را و جمله اشكاران تو را پاي برگردون هفتم نه بر آ

چون گرفتي عبرت از گرگ دني پس تو رو به نيستي شير مني

1ـ شير نماد چيست ؟

2ـ چرا شير همه صيدها را به روباه مي بخشد ؟

3ـ « پاي گردون هفتم نهادن » كنايه از چيست ؟

4ـ جرا شير مي گويد : « تو رو به نيستي ، شير مني » ؟

5ـ اين حديث با كدام بيت ارتباط معنايي دارد ؟ « من كان لله كان الله له »

6ـ گرك دني يعني چه و نماد چه كساني است ؟

جمع نمرات : 20

 

سؤالات امتحان درس : زبان فارسي 1

رديف

سؤالات

الف

زبان شناسي :

1ـ منظور از علمي بودن زبان چيست ؟

2ـ زبان را تعريف كنيد ؟

3ـ تفاوت معنايي كلمه زبان در « خوراك زبان » و « زبان پرندگان » را بنويسيد .

4ـ واج شناسي چيست ؟

5ـ رابطه بين كلمات زير را مشخص كنيد . (ترادف ، تضمن و تضاد)

انسان و مرد زشت و زيبا خانه و منزل

6ـ هدف زبان شناسي جديد چيست ؟ يك نام ديگر آن را بنويسيد .

ب

املاء و بياموزيم :

1ـ كاربرد درست كلمات زير را بنويسيد .

گرايشات دوماً

2ـ چه كلماتي اهميت املايي دارند ؟

3ـ جمله هاي زير را اصلاح كنيد :

الف) من برنامه اي كه ديروز اجرا شد را پسنديدم .

ب) ملت ايران بر عليه رژيم سلطنتي قيام كرد.

4ـ املاي درست گروه كلمات زير را بنويسيد .

سپاسگذاري و تقدير رساي شهيدان حوضه ي زبان شناسي نقض و دلكش

ج

دستور زبان :

1ـ براي گزاره زير نهاد مناسب بياوريد .

. . . . . . . . . . نهاد اجباري جمله است .

2ـ نمودار پيكاني گروه اسمي « كدام داستان » را رسم كنيد .

3ـ هسته ي گروه هاي اسمي زير را مشخص كنيد :

فصل زيباي تابستان اين دو كتاب

4ـ ساخت اسم هاي زير را مشخص كنيد (ساده ، مركب و مشتق)

كبوتر موشك

5ـ از بين كلمات زير صفت هاي بياني را با كشيدن خطي در زير آنها مشخص كنيد .

پنجم سودمند بهترين دانا

6ـ حرف ربط وابسته ساز و هم پايه ساز را در عبارت زير مشخص كنيد .

سعدي نويسنده است و شاعر كه در نويسندگي شهرتش به سبب گلستان است .

7ـ نام هر يك از اجزاي جمله ي زير را بنويسيد .

او ما را نشناخت .

ج

8ـ در نوشته زير وابسته هاي اسم را شناسايي كنيد و نام آنها را بنويسيد .

در روزگار عيسي (ع) سه مرد در راهي مي رفتند .

9ـ در نوشته زير انواع ضمير را بيابيد و مرجع هر كدام را مشخص كنيد .

اي فرزند تو را مي بينم كه به سن نوجواني رسيده اي ، در اين سن انسان هنوز ناتوان است ولي خود را توانا مي پندارند

10ـ واژه ي « دامغان » را با نقش نماهاي « كسره » و « را » در جمله هاي جداگانه به كار ببريد و مضاف اليه و مفعول بسازيد .

11ـ در عبارت هاي زير قيدها را شناسايي كرده و نوع آنها را بنويسيد ، (نشانه دار يا بي نشانه)

همه جا را به سرعت گشتيم ؛ متأسفانه نتوانستيم پيدايش كنيم .

 

 

12ـ نمودار درختي زير را كامل كنيد . آن دانش آموز مؤدب

 

 

 

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . وابسته ي 2

 

 

 

صفت اشاره . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

آن دانش آموز مؤدب

د

نگارش :

1ـ جمله زير را نشانه گذاري كنيد .

مباحث اجتماعي رواني گاه بسيار به هم پيوند مي خورند .

2ـ زبان به اعتبار شيوه ي بيان به چند گونه تقسيم مي شود ؟ نام ببريد ؟

3ـ به جاي واژگان زير برابرهاي مناسب بياوريد ؟

در مقطع كنوني كانديدا

4ـ دو ويژگي از ويژگي هاي نوشته هاي ساده را بنويسيد .

5ـ جمله هاي زير را كوتاه تر كنيد ، به طوري كه مفهوم جمله حفظ شود .

هر كه در كارهاي بزرگ و مهمات با خردمندان و عقلا مشورت و هم انديشي مي كند ، در واقع شريك عقل و انديشه ي آنها مي شود .

6ـ يكي از خاطرات به ياد ماندني دوران تحصيلي خود را در سه سطر بنويسيد .

7ـ نامه اداري زير را كامل كنيد :

بسمه تعالي . . . . . . . . . . . .

. . . . . . . . . . . .

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

با عرض سلام و احترام

اين جانب علي علوي دانش آموز سال اول ، برگزيده ي مرحله ي اول المپياد ادبي هستم ، لذا جهت شركت در اردوي آمادگي ، به مدت دو هفته به مرخصي نياز دارم . خواهشمند است با درخواست اين جانب موافقت فرماييد .

با تشكر

. . . . . . . .

جمع نمرات

 

سؤالات امتحان درس : ادبيات فارسي 1

رديف

سؤالات

الف

ابيات و عبارات زير را به نثر روان برگردانيد :

1ـ از جاي چو مار حلقه بر جست در حلقه ي زلف كعبه زد دست

2ـ ميان موج مي رقصيد در آب ز امواج گران كوه از پي كوه

3ـ به پاس هر وجب خاكي از اين ملك چه بسيار است آن سرها كه رفته

4ـ مبر طاعت نفس شهوت پرست كه هر ساعتش قبله اي ديگر است

5ـ معلم مرغان را گويا مي كشيد ، خرگوش را چابك مي بست .

6ـ او خلف صدق نياكان هنرور خود بود .

7ـ مسلك مرغ گرفتار قفس همچو من است .

8ـ بيستون بر سر راه است مبادا ز شيرين خبري گفته و غمگين دل فرهاد كنيد

9ـ همانا او را تصور شود كه مرا در فضل مرتبه اي است زيادت ، تا چون بر رقعه ي من اطلاع يابد قياس كند كه مرا اهليت چيست ؟

ب

واژه هاي مشخص شده را معني كنيد :

خورجينكي بود كه كتاب در آن مي نهادم .

2ـ مشروطه يعني آسايش رعيت

3ـ چو كشتي با پاد در رود افكند

4ـ هنر معماري مفهوم انتزاعي را با هدف انتفاعي در هم آميخت

5ـ دست معلم از وقب حيوان روان شد . فك زيرين را پيموده در آخر ماند .

6ـ مردم بي هنر مادام بي سود باشد .

ج

درك مطلب :

1ـ با توجه به ابيات داده شده به پرسش ها پاسخ دهيد .

1ـ نهان مي گشت روي روشن روز به زيردامن شب در سياهي

2ـ در آن تاريك شب مي گشت پنهان فروغ خرگه خوارزمشاهي

3ـ اگر امشب زنان و كودكان را ز بيم نام بد در آب ريزم

4ـ چو فردا جنگ بر كامم نگرديد توانم كز ره دريا گريزم

الف) بيت اول چه زماني از شبانه روز را نشان مي دهد ؟

ب) چگونه فروغ خرگه خوارزمشاهي در تاريكي شب ناپديد مي شد ؟

ج) چرا خوارزمشاه زنان و كودكان را به رودخانه مي سپرد ؟

د) چون جنگ بر كام خوارزمشاه نگرديد او چه كرد ؟

2ـ با توجه به بيت « از آن اين داستان گفتم كه امروز بداني و قدر و برهيچش نبازي » بنويسيد كه :

الف) منظور شاعر از « ش » در هيچش چيست ؟

ب) مخاطب شاعر چه كساني هستند ؟

 

 

د

دانش هاي ادبي :

1ـ كتاب قاموس نامه از كيست ؟ چند باب دارد ؟ قرن تأليف آن را بنويسيد .

2ـ آرايه هاي بيت زير را بنويسيد .

باد از اين مرغ گرفتار كنيد اي مرغان چون تماشاي گل و لاله و شمشاد كنيد

3ـ واژه ي گل را در يك عبارت به گونه اي به كار بريد كه آرايه ي تشخيص بوجود آيد .

4ـ درون مايه ي شعر بهار چيست ؟

5ـ علي اكبر دهخدا مقالات سياسي خود را با چه عنوان و امضايي انتشار مي داد ؟

د

خود آزمايي :

1ـ از نظر محتوا و مضمون در شعر دوره ي مشروطه چه تحولي رخ داد ؟

مباحث اجتماعي رواني گاه بسيار به هم پيوند مي خورند .

2ـ كتاب اتاق آبي از چه كسي است ؟

3ـ با توجه به بيت « به گفت اندر اين نامه » حرفي است مبهم كه معطيش جز وقت پيري نداني » بنويسيد كه منظور از « اين نامه » چيست ؟

4ـ در غزل اجتماعي به چه مسائلي مي پردازند ؟

5ـ بخش عمده ي ادبيات ما را كدام نوع ادبي تشكيل مي دهد ؟

6ـ معروف ترين سراينده ي داستان هاي بزمي در ادب فارسي كيست ؟ اثري از او نام ببريد ؟

7ـ منظور از لباس انسان پرچم كشور وجود اوست » چيست ؟

8ـ حسب حال نويسي و زندگي نامه نويسي چه فرقي با يكديگر دارند ؟

9ـ معادل امروزي اين تركيبات را بنويسيد .

الف) برنشين

ب) در رويم

جمع نمرات : 20

 

سؤالات امتحان درس : ادبيات فارسي 1

رديف

سؤالات

الف

ابيات و عبارات زير را به نثر ساده برگردانيد :

1ـ جواني نكودار كه اين مرغ زيبا نماند در اين خانه ي استخواني

2ـ قطره ي دانش كه بخشيدي ز پيش متصل گردان به درياهاي خويش

3ـ نهان مي گشت روي روشن روز به زير دامن شب در سياهي

4ـ معلم مرغان را گويا مي كشيد ، خرگوش را چابك مي بست .

5ـ مردم بي هنر مادام بي سود باشند .

6ـ سبك تيغ تيز از ميان بر كشيد بر شير بيدار دل بردريد .

7ـ گويد عدوي من / كاين شيوه ي دري تو چون دود مي رود .

8ـ درحال سي دينار فرستاد كه اين را به بهاي تن جامه بدهيد .

9ـ ياد از اين مرغ گرفتار كنيد اي مرغان چون تماشاي گل و لاله و شمشاد كنيد

10ـ سمك و آتشك نگاه مي داشتند تا قطران بخفت .

11ـ بعد از يك سال عرض و عرض كشي مرا به اين آتش انداخت .

12ـ من لاله آزادم خود رويم و خود بويم .

ب

درك مطلب :

1ـ با توجه به اين ابيات ، پاسخ دهيد .

خدا آن ملتي را سروري داد كه تقديرش به دست خويش بنوشت

به آن ملت سر و كاري ندارد كه دهقانش براي ديگران كشت

الف) خداوند به كدام ملت سروي مي بخشد ؟

ب) مفهوم آيه شريفه ي « ان الله لايغير ما بقوم حتي يغير و اما بانفسهم » در كدام بيت ديده مي شود ؟

ج) چه مسئله اي باعث مي شود كه ملت ها مورد توجه خداوند قرار نگيرند ؟

د) پيام كلي شاعر در ابيات فوق چيست ؟

2ـ مفهوم كنايي « الهي هميشه نان سواره باشد و او پياده » چيست ؟

3ـ با توجه به اين بيت « آمد و آورد پيش خير فراز گفت گوهر به گوهر آمد باز » بنويسيد كه :

الف) منظور از گوهر اول و گوهر دوم چيست ؟

ب) بيت ياد آور كدام قسمت از داستان خيروشر است ؟

4ـ اين بيت در توصيف چيست ؟

سوزنده چراغشم در گوشه ي اين مأمن پروانه بسي دارم سرگشته به پيراهن

ج

واژگان مشخص شده را معني كنيد :

مشاطه نمي خواهد زيبايي رخسارم

2ـ زا اشك ويران كنش آن خانه كه بيت الحزن است .

مقبل آن كز خداي گيرد پشت .

ج

4ـ دست معلم از وقب حيوان روان شد .

5ـ رستم براي شكار به نخجيرگاهي نزديك مرز توران رفت .

6ـ هنر اسلامي ملجئي پاك تر از مسجد نداشت .

7ـ پيرمرد شند غازي از وزارت فرهنگ مي گرفت .

8ـ به شدتي كه از روزگار پيش آيد نبايد ناليد .

د

دانش هاي ادبي :

1ـ صاحبان اين آثار را بنويسيد :

با كاروان حله پرستو در قاف اتاق آبي

2ـ محمد ابراهيم صفا ، اهل كدام كشور است ؟

3ـ بخش عمده ي ادبيات ما را كدام نوع ادبي تشكيل مي دهد ؟

4ـ در اين مصراع « از جاي چو مار حلقه بر جست » كدام آرايه ي ادبي ديده مي شود ؟

5ـ قالب شعري مثنوي را تعريف كنيد .

6ـ با استفاده از واژه ي « ابر » عبارتي بنويسيد كه آرايه ي تشخيص بوجود آيد ؟

هـ

خود آزمايي :

1ـ مصراع دوم بيت زير ياد آور كدام داستان است ؟

آزاده و سرمستم ، خود كرده به هامونم رانده است جنون عشق از شهر به افسونم

2ـ محبوب ترين نوع ادبي در ميان ملت ها كدام است ؟ نمونه اي مثال بزنيد .

3ـ معادل امروزي اين تركيبات چيست ؟

شوخ از خود باز كردن رقعه نوشتن

4ـ دو شاعر يا نويسنده تاجيك نام ببريد .

5ـ عبارت « مي خواهم بحر را در كوزه بريزم » يادآور كدام بيت مولانا است ؟

6ـ در صدر اسلام از مسجد چه استفاده هايي مي شد ؟

7ـ معروف ترين سراينده ي داستان هاي بزمي فارسي چه كسي است ؟ اثري از او نام ببريد ؟

8ـ محوري ترين پيام درس « در امواج سند » چيست ؟

جمع نمرات : 20

 

سؤالات امتحان هماهنگ درس : ادبيات فارسي 1

رشته : عمومي

ساعت شروع : 8 صبح

مدت امتحان : 80 دقيقه

سال اول آموزش متوسطه

تاريخ امتحان

كليه دانش‌آموزان روزانه در نوبت دوم (خرداد ماه) سال 1384

اداره كل سنجش و ارزشيابي تحصيلي

رديف

سؤالات

بارم

1

الف) بيان معني شعر و نثر (6 نمره)

بيت‌ها و عبارت هاي زيررا به فارسي روان بنويسيد .

1ـ خانه ها از سينه ي خاك در آمده بودند .

2ـ سه ماه بود كه موي سر باز نكرده بوديم .

3ـ معلم رنگ را نگارين مي ريخت .

4ـ سمك و آتشك نگاه مي داشتند .

5ـ هر آن سر گراني كه من كردم اول       جهان كرد از آن بيشتر سرگراني

6ـ خدا آن ملتي را سروري داد كه تقديرش به دست خويش بنوشت

7ـ سخن نه بر جايگاه ، اگر چه خوب باشد ، زشت نمايد .

8ـ مرد پارسي دست تنگ بود و وسعتي نداشت كه حال مرا مرمتي كند .

9ـ مرا مشاطه‌ي صبح و زينت بخش و رياحين و ازهار مي نامند .

10ـ چون رايت عشق آن جهان گير شد چون مه ليلي آسمان گير

11ـ خرامان بشد سوي آب روان چنان شده باز جويد روان

 


25/0

25/0

25/0

25/0

5/0

5/0

5/0

75/0

75/0

1

1

2

ب) معني لغت (2 نمره)

معني واژه هاي مشخص شده را بنويسيد .

1ـ بنشاند چو ماه در يكي مهد

2ـ خدايي او راست در خورنده

غدر نكند و خيانت نينديشد

4ـ مساجد نزديك بود به دار الاماره

5ـ معلم مشوش بود .

6ـ به زبان تازي گفتم .

7ـ پرندگان از مواهب طبيعت برخوردار مي شوند .

زيب از بنفشه دارد و از ناز بوي ، بوي

3

پ) دانش هاي ادبي (3 نمره)

1ـ در جمله ي « نه هر كه به قامت مهتر به قيمت بهتر » چه آرايه‌اي به كار رفته است ؟

2ـ در ادبيات غرب به نمايشي كه تصوير ناكامي اشخاص برجسته است . . . . . مي‌گويند .

3ـ دو موضوع قالب چهار پاره را نام ببريد ؟

4ـ غزل اجتماعي در چه دوره‌اي در ايران رواج يافت ؟ يك شاعر از اين دوره نام ببريد .

5ـ دو ويژگي مهم شعر سهراب سپهري را بنويسيد ؟

6ـ پديدآورندگان اين آثار را بنويسيد . الف) بحر در كوزه ب) نواي كوهسار

7ـ در بيت زير « مشبه » و « مشبه به » را مشخص كنيد .

ز سم اسب مي چرخيد بر خاك به سان گوي خون آلود ، سرها

 

25/0

25/0

5/0

5/0

5/0

5/0

5/0

رديف

سؤالات

بارم

4

ت) درك مطلب (4 نمره)

ـ با توجه به شعر و متن زير به پرسش‌ها پاسخ دهيد :

الف) من تفنگم در مشت / كوله بارم بر پشت / بند پوتينم را محكم مي بندم / پسرم مي پرسد : / تو چرا مي جنگي ؟ / با تمام دل خود مي‌گويم : / تا چراغ از تو نگيرد دشمن .

1ـ « بند پوتينم را محكم بستن » كنايه از چيست ؟

2ـ منظور شاعر از « چراغ » چيست ؟

ب) : بار اول كه پيرمرد را ديدم در كنگره ي نويسندگي بود كه خانه ي فرهنگ شوروي در تهران علم كرده بود ؛ ديگر شعرا كاري به كار او نداشتند . من هر كه شاعر نبودم و توي جماعت برخورده بودم . به همين طريق بود كه دست آخر با حقارت زندگي هامان اخت شد . هم چون مرواريد در دل صدف كج و كوله اي سال ها بسته ماند .

3ـ منظور نويسنده از « پيرمرد » كيست ؟

4ـ « علم كرده بود » يعني چه ؟

5ـ « توي جماعت بر خورده بودم » به چه معناست ؟

6ـ نويسنده ي اين متن كيست ؟

7ـ منظور نويسنده از جمله ي « هم چون مرواريد در دل صدف كج و كوله اي سال ها بسته ماند . » چيست ؟

8ـ در مصراع « چو رخت خويش بر بستم از اين خاك » ، « رخت بر بستن » كنايه از چيست ؟

 

 

 

 

 

5/0

5/0

 

 

 

5/0

5/0

5/0

5/0

5/0

5/0

5

ث) خود آزمايي (4 نمره)

1ـ مصراع « زمانه بيامد نبودش توان » يعني چه ؟

2ـ منظور از « گل هايي كه در نسيم آزادي مي شكفند » چيست ؟

3ـ مفهوم مصراع « بناي زندگي بر آب مي ديد » را بنويسيد .

4ـ چرا عليرضا قزوه نام سفرنامه ي خود را « پرستو در قاف » گذاشته است ؟

5ـ در بيت زير منظور از « مرغ اسير » چيست ؟

ناله ي مرغ اسير اين همه بهر وطن است مسلك مرغ گرفتار قفس ، هم چو من است

6ـ در بيت زير از نظر شاعر « ديده ور » چه كسي است ؟

ولي با من بگو آن ديده ور كيست / كه خاري ديد و احوال چمن گفت

7ـ منظور از « لباس مي پوشد تا خود بپوشد » چيست ؟

8ـ مصراع « رانده ست جنون عشق از شهر به افسونم » ياد آور كدام داستان است ؟

5/0

5/0

5/0

5/0

5/0

5/0

 

5/0

5/0

6

ج) حفظ شعر (1 نمره)

جاهاي خالي را كامل كنيد .

1ـ فراش خزان ورق بيفشاند . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

2ـ در آن نوبت كه بندد دست . . . . . . . به پاي سرو كوهي دام / كرم يادآوري يا نه ، من از . . . . . . نمي كاهم

 

 

5/0

5/0

جمع نمرات :

20


نوشته شده در تاريخ توسط دبیر ادبیات فارسی

علم‌ عروض‌ و قافيه‌

اشاره‌

از آن‌ جا كه‌ درس‌ عروض‌ در كتاب‌هاي‌ دبيرستاني‌ بر اساس‌ عروض‌ جديد تدريس‌ مي‌گردد معذلك‌به‌ نظر رسيد براي‌ درك‌ بيشتر درس‌ عروض‌ خصوصاً اطلاع‌ از زحافات‌ بحرهاي‌ مختلف‌ شعر فارسي‌ ،درس‌ عروض‌ را از دو شيوة‌ عروض‌ قديم‌ و جديد ارائه‌ نمايم‌ تا از تلفيق‌ مطالب‌ عروض‌ قديم‌ و جديدبهره‌ بيشتر در يادگيري‌ علم‌ عروض‌ به‌ دست‌ آيد.

 

تعريف‌ علم‌ عروض‌:

علماي‌ هر علمي‌ براي‌ شناختن‌ روش‌ صحيح‌ آن‌ علم‌ از راه‌ نامستقيم‌ راه‌هايي‌ برگزيده‌اند، و براي‌ دقت‌نگهداشتن‌ راه‌ و روش‌ خود، و براي‌ اينكه‌ در بيان‌ الفاظ‌ متداول‌، در هم‌ تخليط‌ نگردد، اصطلاحاتي‌ رابراي‌ نشان‌ دادن‌ مفاهيم‌ صحيح‌ وضع‌ كرده‌اند. (مانند اصطلاحاتي‌ كه‌ براي‌ علم‌ صرف‌، علم‌ نحو منطق‌و... وضع‌ شده‌ است‌.) از اين‌ رو علماي‌ شناخت‌ شعر (نظم‌) براي‌ شناخت‌ آن‌ از حيث‌ وزن‌، در طي‌ قرون‌و اعصار، علم‌ عروض‌ را وضع‌ نموده‌اند، تا بدان‌ وسيله‌ صحيح‌ آن‌ را از ناصحيح‌ بازشناسند و ميزان‌ ومعياري‌ براي‌ وضع‌ نظم‌ (در مقابل‌ نثر) در دست‌ عموم‌ قرار دهند. پس‌ (عروض‌) ميزان‌ كلام‌ منظوم‌ است‌همچنان‌ كه‌ (نحو) ميزان‌ كلام‌ منثور است‌، و آن‌ را از بهر آن‌ عروض‌ خواندند كه‌ معروض‌ عليه‌ شعر است‌،يعني‌ شعر را بر آن‌ عرض‌ كنند تا موزون‌ آن‌ از ناموزون‌ پديد آيد، و مستقيم‌ از نامستقيم‌ ممتاز گردد. بناي‌اوزان‌ عروض‌ بر سه‌ حرف‌؛ (ف‌)، (ع‌) و (ل‌) نهاده‌اند، همچنان‌ كه‌ بناي‌ اوزان‌ لغت‌ را در زبان‌ عرب‌ بر آن‌سه‌ حرف‌ قرار داده‌ند، تا، صرف‌ كردن‌ اوزان‌ لغت‌ و شعر (در زبان‌ عرب‌) بر يك‌ نسق‌ باشد مثلاً؛ اگر درلغت‌ عرب‌ علماي‌ علم‌ صرف‌ گفته‌اند: (ضَرَب‌َ) بر وزن‌ (فَعَل‌َ) و (ض'ارب‌) بر وزن‌ (ف'اعل‌) و (مَضْروب‌) بروزن‌ (مَفْعول‌) است‌، علماي‌ علم‌ عروض‌ نيز با در نظر گرفتن‌ متحركات‌ و سواكن‌ كلمات‌، گفته‌اند: نگارينابر وزن‌ مفاعيلن‌، نازنينا بر وزن‌ فاعلاتن‌، دادار من‌ بر وزن‌ مستفعلن‌ و... مي‌باشد. علماي‌ فن‌، نون‌ تنوين‌ رادر افاعيل‌ عروضي‌ مي‌نويسند تا دو جنبة‌ وزن‌ و نوشته‌ يكي‌ باشد و در جدا كردن‌ اجزاي‌ بحرها و دچاراشتباه‌ نشوند. اما علم‌ عروض‌ نه‌ براي‌ آن‌ است‌ كه‌ كسي‌ را كه‌ قادر به‌ سرودن‌ شعر نيست‌ به‌ شعر گفتن‌ تواناسازد، بلكه‌ مقصود از اين‌ علم‌، آگاهي‌ يافتن‌ است‌ به‌ انواع‌ شعر و شناختن‌ صحيح‌ و ناصحيح‌ اوزان‌شعري‌ است‌. چون‌ شعر گفتن‌ در وهلة‌ اول‌ نه‌ واجب‌ است‌ و نه‌ هر كسي‌ را اين‌ استعداد و ذوِ داده‌اند، امامعرفت‌ اشعار منظوم‌ و لطايف‌ آهنگ‌هاي‌ صحيحي‌ كه‌ علايم‌ طبع‌ است‌ و مفيد مي‌باشد. و اين‌ مهارت‌شخص‌ را در تلقين‌ معاني‌ وسيله‌ايست‌ مؤثر و دستاويزي‌ محكم‌ است‌، چون‌ شعراي‌ بزرگ‌ به‌ سائقة‌ ذوِو استعداد ذاتي‌ شعر سروده‌اند و در شعر خود صحيح‌ و ناصحيح‌ را روي‌ ذوِ حساس‌ و طبع‌ وقاربازشناخته‌اند و هر چند در پاره‌اي‌ از موارد نيز باز از دريافت‌ نكته‌هايي‌ بازمانده‌اند كه‌ چندان‌ مهم‌ نيست‌،ولي‌ اديب‌ عروضي‌ به‌ نيروي‌ شناخت‌ وزن‌هاي‌ شعري‌ و دانستن‌ اصول‌ و اجزاي‌ بحور، شعر محكم‌ را ازشعر سست‌ باز مي‌شناسد.

 

وزن‌ در شعر فارسي‌

وزن‌ در كلام‌ منظوم‌ فارسي‌ از تناوب‌ و تكرار حروف‌ با حروف‌ و حركات‌ آن‌ حاصل‌ مي‌شود، و روي‌اين‌ اصل‌ علماي‌ فن‌ براي‌ شناخت‌ وزن‌ شعر فارسي‌ هيأتي‌ از تركيب‌ حروف‌ و حركات‌ را در كلمات‌فارسي‌ از هم‌ باز كرده‌ و نامگذاري‌ نموده‌اند، درين‌ مختصر وزن‌ شعر فارسي‌ را هم‌ از ديدگاه‌ سنت‌ عروض‌در فرهنگ‌ ايران‌ زمين‌ و هم‌ از ديدگاه‌هاي‌ نو (علماي‌ زبان‌ شناس‌) بررسي‌ خواهيم‌ كرد.

 

وزن‌ عروضي‌

اساس‌ وزن‌ را در عروض‌ قديم‌ بر سه‌ حرف‌ « ف‌ »، « ع‌ » و « ل‌ » قرار داده‌اند تا شباهتي‌ بين‌ وزن‌ شعرو علم‌ صرف‌ لغات‌ در اذهان‌ ايجاد و همچنانكه‌ در علم‌ صرف‌ گفته‌اند؛ ضارب‌ بر وزن‌ فاعل‌، مكتوب‌ بروزن‌ مفعول‌ است‌. در علم‌ عروض‌ نيز مي‌گويند: اي‌، كاروان‌ بر وزن‌؛ مستفعلن‌، دلبر من‌ بر وزن‌؛ مفتعلن‌،چه‌ گويم‌ من‌ بر وزن‌؛ مفتعلن‌ يا، خداوندا بر وزن‌؛ مفاعيلن‌، اي‌ كه‌ گفتي‌ بر وزن‌؛ فاعلاتن‌ مي‌باشد. ملاك‌سنجش‌ در تعيين‌ وزن‌ عروضي‌ عدد حروف‌ و سكون‌ و حركت‌ آنها است‌ و معني‌ و خصوصيت‌ آن‌ موردنظر نيست‌. در وزن‌ عروضي‌ حرف‌ ساكن‌ در مقابل‌ حرف‌ ساكن‌ و حرف‌ متحرك‌ در مقابل‌ حرف‌ متحرك‌قرار مي‌گيرد. در وزن‌ عروضي‌ سه‌ حركت‌ فتحه‌ و ضمه‌ و كسره‌ كه‌ متحرك‌ شده‌اند و شناخته‌ است‌ وحركات‌ بلند (آ - او - اي‌) خود به‌ جاي‌ يك‌ حرف‌ ساكن‌ قرار مي‌گيرد. حركات‌ و حروف‌ صامت‌ وچگونگي‌ ايجاد آهنگ‌ وزن‌ توسط‌ آن‌ها را در قسمت‌ عروض‌ نو (يا وزن‌ هيجايي‌) بررسي‌ خواهيم‌ كرد.

 

مدار اوزان‌ عروضي‌

براي‌ شناخت‌ قسمت‌هايي‌ كه‌ از به‌ هم‌ پيوستن‌ آن‌ها اركان‌ وزن‌ در شعر ايجاد مي‌شود، عروضيان‌مدار اوزن‌ عروض‌ را بر سه‌ ركن‌ نهاده‌اند آن‌ سه‌ ركن‌ عبارتند از: سبب‌، وتد و فاصله‌.

1- سبب‌ بر دو نوع‌ است‌:

سبب‌ خفيف‌: كه‌ يك‌ متحرك‌ و يك‌ ساكن‌ است‌ مثل‌؛ وَم‌ْ، رَم‌ْ، خُوم‌ْ. (10).

سبب‌ ثقيل‌: بر دو نوع‌ است‌ و دو حرف‌ متحرك‌ متوالي‌ است‌ مثل‌؛هَمه‌،رَمه‌، سره‌(00).

2- وتد بر دو نوع‌ است‌: وتد مقرون‌ و وتد مفروِ

وتد مقرون‌: از دو متحرك‌ و يك‌ حرف‌ ساكن‌ حاصل‌ شود مانند؛ سفر، اگر،خبر (100) اين‌ وتد را« مجموع‌ » نيز ناميده‌اند.

3- فاصله‌ نيز بر دو نوع‌ است‌: فاصلة‌ صغري‌ و فاصلة‌ كبري‌

فاصلة‌ صغري‌: سه‌ حرف‌ متحرك‌ و يك‌ حرف‌ ساكن‌ است‌ مانند؛ چه‌ كنم‌، ندهم‌، بروم‌ (1000).

فاصلة‌ كبري‌: چهار متحرك‌ ويك‌ حرف‌ ساكن‌ مي‌باشد مانند؛ بدهمش‌، ببرمش‌، بزنمش‌(10000).

اركاني‌ كه‌ بحور شعر و عربي‌ در آن‌ تركيب‌ شده‌اند بر هشت‌ نوع‌اند.

1- فعولن‌: و آن‌ يك‌ وتد مقرون‌ (مجموع‌) مقدم‌ بر يك‌ سبب‌ خفيف‌ مي‌باشد.
مانند؛ « نگارا ».

2- فاعلن‌: و آن‌ سبب‌ خفيفي‌ مقدم‌ بريك‌ وتد مقرون‌ مي‌باشد. مانند؛ « از برت‌ ».

3- مستفعلن‌: و آن‌ دو سبب‌ خفيف‌ مقدم‌ بر يك‌ وتد مقرون‌ مي‌باشد.
مانند؛ « اي‌ كاروان‌ ».

4- مفاعيلن‌: و آن‌ وتد مقروني‌ مقدم‌ بر دو سبب‌ خفيف‌ مي‌باشد. مانند؛ « دلم‌ با من‌ ».

5- فاعلاتن‌: و آن‌ دو سبب‌ خفيف‌ است‌ كه‌ در وسط‌ آن‌ها يك‌ وتد مقرون‌ قرار مي‌گيرد. مانند؛ «اي‌ نگارم‌ ».

6- مفاعلتن‌: و آن‌ يك‌ وتد مقرون‌ بر يك‌ فاصلة‌ صغري‌ است‌. مانند؛ « ترا چكنم‌ ؟ ».

7- متفاعلن‌: و آن‌ يك‌ فاصلة‌ صغري‌ مقدم‌ بر يك‌ وتد مقرون‌ مي‌باشد. مانند؛
« نرود دلم‌ ».

8- مفعولات‌: و آن‌ دو سبب‌ خفيف‌ مقدم‌ بر يك‌ وتد مقرون‌ مي‌باشد. مانند؛
« شد گل‌ دسته‌ ».

صورت‌هاي‌ هشت‌گانة‌ فوِ صور سالمة‌ اركن‌ عروضي‌ يا افاعيل‌ عروضي‌ مي‌باشد. هر يك‌ ازصورت‌هاي‌ بالا با حذف‌ يك‌ يا چند حرف‌ يا افزودن‌ يك‌ يا چند حرف‌ صورت‌ جديدي‌ پيدا مي‌كنند كه‌اين‌ عم‌2ل‌ ازحاف‌ خوانند و ازاحيف‌ اين‌ اركان‌ را در بخش‌ ازاحيف‌ نشان‌ خواهيم‌ داد، براي‌ مثال‌؛ صورت‌سالمة‌ مفاعلين‌ در صورت‌هاي‌ ناقص‌ يا محذوف‌، مفاعيل‌ْ، مفاعيل‌ُ، مفاعي‌ (كه‌ به‌ جاي‌ آن‌ فعولن‌ قرارمي‌دهند) و يا به‌ صورت‌ اضافه‌ (يك‌ حرف‌) مفاعيلان‌ در تقطيع‌ شعر و تركيب‌ اوزن‌ مي‌آيد.

 

روش‌ تقطيع‌ عروضي‌

عروضيان‌ براي‌ هر متحرك‌ در خط‌ نشانه‌اي‌ قرار داده‌اند و براي‌ هر حرف‌ ساكن‌ نيز علامت‌ ديگري‌معين‌ كرده‌اند. علامت‌ هر متحرك‌ مانند «هاي‌ يك‌ خيمه‌ » يا صفر عددي‌ مي‌باشد و علامت‌ خطي‌ هرساكن‌ شكلي‌ مانند شكل‌ حرف‌ الف‌ و يا يك‌ عددي‌ در نظر گرفته‌اند.

مثلاً: انواع‌ سبب‌ و وتد و وتد فاصله‌ را به‌ ترتيب‌ زير نشان‌ مي‌دهند.

1- سبب‌ خفيف‌: مانند كلمات‌؛ دل‌، گل‌ = 10.

              سبب‌ ثقيل‌: مانند كلمات‌؛ رمه‌، سره‌ = 00.

2- وتد مقرون‌ « مجموعه‌ »: مانند كلمات‌؛ شكر، نظر = 100.

              سبب‌ مفروِ : مانند كلمات‌؛ لانه‌، خانه‌ = 10.

3- فاصلة‌ صغري‌: مانند كلمات‌؛ نميرم‌، چكنم‌ = 1000.

4- فاصلة‌ كبري‌: مانند كلمات‌؛ ببرمش‌، بدهمش‌ = 10000.

5- و به‌ اين‌ روش‌ فواصل‌ سالمه‌ را به‌ ترتيب‌ زير به‌ خط‌ مي‌آورند:

            1- فعولن‌ = 10100

            2- فاعلن‌ = 10010

            3- مستفعلن‌ = 1001010

            4- مفاعيلن‌ = 1010100

            5- فاعلاتن‌ = 1010010

            6- مفاعلتن‌ = 1000100

            7- متفاعلن‌ = 1001000

            8- مفعولات‌ = 0101010

به‌ اين‌ روش‌ در كلمات‌ قراردادي‌ بالا با مقايسة‌ صورت‌ خطي‌ آن‌ مي‌فهميم‌ كه‌ در آن‌ كلمات‌ كدام‌حرف‌ متحرك‌ و كدام‌ ساكن‌ فرض‌ شده‌ است‌.

اساس‌ كار عروضيان‌ در تقطيع‌ شعر صورت‌ صوتي‌ آن‌ شعر است‌ كه‌ شنيده‌ مي‌شود نه‌ صورت‌نوشتة‌آن‌ كه‌ با حروف‌ و كلمات‌ بر روي‌ صفحه‌ نگاشته‌ شده‌ است‌. چون‌ حروف‌ با حركاتي‌ كه‌ در كلمات‌دارند در تلفظ‌ خارج‌ از جمله‌ داراي‌ شكل‌ ثابت‌ مي‌ باشد ولي‌ اين‌ كلمه‌ در داخل‌ مصراع‌ با پيوستن‌ به‌كلمات‌ ديگر صورت‌ واضح‌ گوناگوني‌ ممكن‌ است‌ داشته‌ باشد. به‌ عبارت‌ روشن‌تر كلمه‌اي‌ ممكن‌ است‌در داخل‌ كلمات‌ مصراع‌ حالت‌ مضاف‌ داشته‌ باشد. و به‌ اين‌ علت‌ حرف‌ آخرين‌ آن‌ كه‌ در خارج‌ از جمله‌ ومصراع‌ ساكن‌ بود متحرك‌ گردد. مثال‌؛ كلمات‌ گل‌ و دل‌ در داخل‌ كلمات‌ مصراع‌ به‌ صورت‌ دل‌ من‌ و گل‌روي‌ تو درآيد.

حال‌ با اين‌ حساب‌ مي‌فهميم‌ كه‌ شاعر مثلاً مي‌تواند حرفي‌ از حروف‌ كلمه‌ يا كلماتي‌ را بيندازد و درتلفظ‌ نياورد و يا ممكن‌ است‌ حركت‌ حرفي‌ را كمي‌ بكشد به‌ طوري‌ كه‌ در عمل‌ ما بتوانيم‌ بجاي‌ آن‌ ( 0 )حركت‌ متحرك‌، يك‌ متحرك‌ و يك‌ ساكن‌ بگذاريم‌. مثال‌: كشيدن‌ حركت‌ حروف‌ « ي‌ » در جاي‌، « ت‌ » درخلوت‌، « ل‌ » در وصل‌ در مصراع‌ اول‌ و كشيدن‌ حركت‌ حرف‌ « م‌ » در همه‌، « ي‌ » در جاي‌، « ش‌ » در پيش‌و « م‌ » در همه‌ در بيت‌ زير:

گر چه‌ جاي‌ حافظ‌ اندر خلوت‌ وصل‌ تو نيست‌ اي‌ همه‌ جاي‌ تو خوش‌ پيش‌ همه‌ جا ميرمت‌

(حافظ‌)

كه‌ مي‌دانيم‌ تقطيع‌ هر مصراع‌ آن‌ در تلفظ‌ و صوت‌ در تمام‌ غزل‌ به‌ صورت‌:

فاعلاتن‌ - فاعلاتن‌ - فاعلاتن‌ - فاعلات‌ْ1010010/1010010/1010010/110010

مي‌باشد، كه‌ اگر حركت‌ حرف‌ مذكور در بالا به‌ صورت‌ كشيده‌ نخوانيم‌ نه‌ شعر آهنگ‌ مصاريع‌ بالا به‌خود مي‌گيرد و نه‌ با آن‌ها متوازن‌ مي‌گردد و همچنين‌ نه‌ صورت‌ تقطيع‌ زير از آن‌ حاصل‌ مي‌گردد.

موارد و نمونه‌هاي‌ فوِ هر چند در شعر فارسي‌ محدود است‌ ولي‌ صورت‌ نوع‌ آن‌ به‌ كثرت‌ ابيات‌ واشعار و به‌ تنوع‌ ذوِ و خلاقيت‌ شاعر است‌ اين‌ موارد كلاً در شعر فارسي‌ به‌ دو صورت‌ ظاهر مي‌شود:

الف‌: آن‌ چه‌ در نوشته‌ باشد ولي‌ در تلفظ‌ و بالتبع‌ به‌ حساب‌ نيايد.

ب‌: آن‌ چه‌ در كتابت‌ نباشد ولي‌ در لفظ‌ ظاهر گردد و در تقطيع‌ ظاهر گردد.

ج‌: حروفي‌ كه‌ در نوشته‌ باشد و در تقطيع‌ به‌ حساب‌ نيايد هفت‌ حرف‌؛ واو،هاء، ياء، نون‌، باء و دال‌ (و، ه، ي‌، ن‌، ت‌، ب‌، د ).

1- واو غير ملفوظ‌؛ در سه‌ صورت‌ ممكن‌ است‌ از تقطيع‌ بيفتد: واو عطف‌، واو بيان‌ ضمه‌ و واواشمام‌ ضمّه‌.

الف‌ - واو عطف‌ در تركيبات‌: دلدار و دل‌ (1001010)، نيك‌ و بد (10010)، دشمن‌ و دوست‌(1100010) كه‌ اين‌ واوها از تقطيع‌ مي‌افتد و حركت‌ واو از فتحه‌ به‌ ضمه‌ بدل‌ مي‌گردد و آن‌ حركت‌ را به‌حرف‌ ماقبل‌ دهند مگر جايي‌ كه‌ ضرورت‌ وزن‌ شعر ايجاب‌ كند كه‌ حرف‌ واو مستقل‌ و فتحه‌ خوانده‌شود.

ب‌ - واو بيان‌ ضمه‌: مانند واو در كلمات‌ « تو »، « دو »، « چو » و « همچو » كه‌ در بيان‌ صحيح‌ لفظ‌درسي‌ ملفوظ‌ نيست‌. مانند مرا تو مرد، دو شهري‌ - بر وزن‌ - مفاعلن‌ فعلاتن‌. اين‌ واو ممكن‌ است‌ درآخر مصراع‌ به‌ جهت‌ وقف‌ يك‌ حرف‌ ساكن‌ محسوب‌ گردد.

مثال‌:  همة‌ سرها بر آستانة‌ تو - بر وزن‌ - فعلاتن‌ مفاعلن‌ فعلن‌.

ج‌ - واو اشمام‌ ضمه‌: چون‌ واو خوارزم‌ و خواسته‌ و خواب‌ و خواجه‌، چون‌ ملفوظ‌ نيست‌ لذا ازتقطيع‌ ساقط‌ مي‌شود.

2-هاي‌ غير ملفوظ‌؛ در كلمات‌ خنده‌، گريه‌، آهسته‌، پيوسته‌، نامه‌، خامه‌، جامه‌
و... در حكم‌ حركتي‌ براي‌ حروف‌ ماقبل‌اند.

مانند:

مرد آن‌ است‌ كه‌ آهسته‌ و پيوسته‌ رود - بر وزن‌ - فاعلاتن‌، فعلاتن‌، فعلاتن‌، فعلن‌.

            مرد آنس‌ = فاعلاتن‌ = (1010010)

            ت‌ كه‌ آهس‌ = فعلاتن‌ = (101000)

            ته‌ و پيوس‌= فعلاتن‌ = (101000)

            ته‌ رود = فعلن‌ = (1000)

و اگر در آخر مصراع‌ قرار گيرد به‌ خاطر وقف‌ بر روي‌ آن‌ حرفي‌ ساكن‌ محسوب‌ گردد.

3- ياي‌ غير ملفوظ‌؛ در رسم‌الخط‌ قديم‌ در كلماتي‌ مانند: ني‌، كي‌، چي‌ وجود داشته‌ كه‌ امروزه‌به‌ صورت‌ (تقريبي‌)هاي‌ غير مفلوظ‌ نويسند: نه‌، كه‌، چه‌ و امثالهم‌. پس‌ حكم‌ اين‌ موارد همان‌ است‌ كه‌ درموردهاء غيرملفوظ‌ بيان‌ داشتيم‌.

4- نون‌ غير ملفوظ‌ (در وزن‌ شعر)؛ هر حرف‌ « ن‌ » كه‌ ماقبل‌ آن‌ ساكن‌ باشد و در شعر به‌تحقيق‌ آن‌ احتياج‌ نباشد و در تقطيع‌ مي‌افتد مانند « ن‌ » در كاروان‌، ران‌ و وان‌.

مثال‌:

اي‌ كاروان‌ آهسته‌ ران‌ كارام‌ جانم‌ مي‌رود وان‌ دل‌ كه‌ با خود داشتم‌ با دلستانم‌ مي‌رود

اي‌ كاروا = مستفعلن‌ = 1001010

آهسته‌ را = مستفعلن‌ = 1001010

كارام‌ جا = مستفعلن‌ = 1001010

نم‌ مي‌رود = مستفعلن‌ = 1001010

وان‌ دل‌ كه‌ با = مستفعلن‌ = 1001010

خود داشتم‌ = مستفعلن‌ = 1001010

با دل‌ ستا = مستفعلن‌ = 1001010

نم‌ مي‌رود = مستفعلن‌ = 1001010

و چنانكه‌ مي‌بينيم‌،هاي‌ غيرملفوظ‌ در كلمة‌ « آهسته‌ » و واو در كلمة‌ « خود » نيز از تقطيع‌ افتاده‌ است‌.

5- تاي‌ غير ملفوظ‌ (در وزن‌ شعر)؛ هر حرف‌ « ت‌ » كه‌ ماقبل‌ آن‌ ساكن‌ باشد. مانند « ت‌» در كلمات‌؛ مست‌، دست‌، باخت‌ و ساخت‌ اگر در ميان‌ شعر واقع‌ شود، تبديل‌ به‌ حرف‌ متحركي‌ شود.مانند:

من‌ مست‌ و تو ديوانه‌، ما را كه‌ برد خانه‌

من‌ و مست‌ = مفعول‌ = 01010

تو ديوانه‌ = مفاعيلن‌ = 1010100

ما را كه‌ = مفعول‌ = 01010

برد خانه‌ = مفاعيلن‌ = 1010100

و ليكن‌ اگر حرف‌ « ت‌ » در مقطع‌ شعر قرار گيرد از تقطيع‌ ساقط‌ مي‌گردد.

مانند:

در دير مغان‌ آمد يارم‌ قدحي‌ در دست‌ مست‌ از مي‌ و ميخواران‌ از نرگس‌ مستش‌ مست‌

در دير = مفعول‌ = 01010

آمد = مفاعيلن‌ = 1010100

يارم‌ ِ = مفعول‌ = 01010

دحي‌ در دس‌ = مفاعيلن‌ = 1010100

مس‌ ازم‌ = مفعول‌ = 01010

ي‌ و ميخوارا = مفاعيلن‌ = 1010100

از نرگ‌ = مفعول‌ = 01010

س‌ مستش‌ مست‌ = مفاعيلن‌ = 1010100

در اين‌ بيت‌ اگر دقت‌ كنيد حروف‌ ديگري‌ نيز بنابه‌ قواعد قبلي‌ از تقطيع‌ مي‌افتد. اما آنچه‌ گفتنش‌ لازم‌است‌ اين‌ است‌ كه‌ در كلمة‌ اول‌ مصراع‌ دوم‌ « مست‌ » و كلمة‌ بعد از آن‌ « از» عقيدة‌ زبان‌شناسي‌ بر اين‌ است‌كه‌ كه‌ حرف‌ اول‌ از كلمة‌ « از » يا همزة‌ آن‌ بنابه‌ اختيارات‌ شاعري‌ مي‌افتد و « ت‌ » در كلمة‌ مست‌ متحرك‌خوانده‌ مي‌شود يعني‌ به‌ اين‌ صورت‌:

مس‌ تزم‌ = مفعول‌ = 01010

اگر حرف‌ « ت‌ » بعد از دو ساكن‌ قرار گيرد مانند؛ كلمات‌ باخت‌، ساخت‌، تاخت‌، نيكوست‌ هر گاه‌ دروسط‌ شعر قرار گيرد به‌ الزام‌ اگر حرف‌ « ت‌ » متحرك‌ خوانده‌ شود به‌ تقطيع‌ درآيد و ليكن‌ هرگاه‌ ساكن‌ قرارگيرد از تقطيع‌ ساقط‌ گردد.

مثال‌ براي‌ متحرك‌ بودن‌: باخت‌ دل‌ با تو مهر - بر وزن‌ - متفعلن‌ فاعلان‌.

مثال‌ براي‌ اسقاط‌ حرف‌ « ت‌ »:

نيكوست‌ رخت‌ جفا نه‌ نيكوست‌ مكن‌ وان‌ لايق‌ دشمن‌ است‌ با دوست‌ مكن‌

نيكوس‌ = مفعول‌ = 01010

رخت‌ جفا = مفاعلن‌ = 100100

نه‌ نيكوس‌ = مفاعيل‌ = 010100

مكن‌ = فعل‌ = 100

و اينگونه‌ « ت‌ » در آخر و مقطع‌ بيت‌ زير از تقطيع‌ ساقط‌ است‌.

مثال‌: مرا تا غم‌ عشق‌ دلبر كجاست‌ - بر وزن‌ - فعولن‌، فعولن‌، فعولن‌، فعول‌.

6- دال‌ غير ملفوظ‌ (از حيث‌ وزن‌ شعر): هر حرف‌ دال‌ ساكن‌ كه‌ ماقبل‌ آن‌ نيز ساكن‌باشد در تقطيع‌ مي‌افتد.

مثال‌: دال‌ در دو فعل‌ « زدند » در دو مصراع‌.

دوش‌ ديدم‌ كه‌ ملائك‌ در ميخانه‌ زدندگل‌ آدم‌ بسرشتند و به‌ پيمانه‌ زند

دوش‌ ديدم‌ = فاعلاتن‌ = 1010010

كه‌ ملائك‌ = فعلاتن‌ = 101000

در ميخا = فعلاتن‌ = 101000

نه‌ زدن‌ = فعلن‌ = 1000

گل‌ آدم‌ = فعلاتن‌ = 101000

بسرشتن‌ = فعلاتن‌ = 101000

د و به‌ پيما = فعلاتن‌ = 101000

نه‌ زدن‌ = فعلن‌ = 1000

و گاهي‌ در داخل‌ بيت‌ نيز از تقطيع‌ مي‌افتد.

مثال‌: كارد برداشت‌ كار او بگزارد.

كار بردا = فاعلاتن‌

شكار او = مفاعلن‌

بگزارد = فعلان‌

كه‌ درين‌ مصراع‌ « د » در كلمات‌؛ كارد و بگزارد در تقطيع‌ نيامده‌ است‌.

7- باي‌ غير ملفوظ‌ (در وزن‌ شعر): هر حرف‌ « ب‌ » كه‌ ماقبل‌ آن‌ ساكن‌ باشد در تقطيع‌ساقط‌ مي‌شود، و ضرورت‌هاي‌ شعري‌ آن‌ مانند حروف‌ دال‌ و تاء مي‌باشد.

مثال‌: چو گشتاسب‌ را داد لهراسب‌ تخت‌

چو گشتا = فعولن‌ = 10100

س‌ را دا = فعولن‌ = 10100

د لهرا = فعولن‌ = 10100

س‌ تخت‌ = فعول‌ = 1100

كه‌ حرف‌ « ب‌ » در كلمات‌؛ گشتاسب‌ و لهراسب‌ از تقطيع‌ افتاده‌ است‌، و نيز مانند مورد « ت‌ » هرگاه‌دو حرف‌ ساكن‌ در هر بيت‌ دنبال‌ هم‌ قرار گيرد، حرف‌ ساكن‌ دوم‌ را حركتي‌ مي‌دهد تا به‌ تقطيع‌ درآيد.مثال‌ « ب‌ » در كلمة‌ اسب‌ در مصراع‌ اول‌ بيت‌ زير:

شكوه‌ آصفي‌ و اسب‌ بار و منطق‌ طير به‌ باد رفت‌ و از رُخاچه‌ هيچ‌ طرف‌ نيست‌

شكوه‌ آ = مفاعلن‌ = 100100

صفي‌ و اس‌ = فعلاتن‌ = 10100

ب‌ باد و من‌ = مفاعلن‌ = 100100

طق‌ طير = فعلان‌ = 11000

تقطيع‌ مصراع‌ دوم‌:

به‌ باد رف‌ = مفاعلن‌ = 100100

ت‌ُ از رخا = فعلاتن‌ = 101000

چه‌ هيچ‌ طر = مفاعلن‌ = 100100

ف‌ نيست‌ = فعلان‌ = 11000

 

اصول‌ افاعيل‌ عروضي‌

به‌ طوري‌ كه‌ قبلاً دانستيم‌ اساس‌ وزن‌ شعر را عروضيان‌ بر هشت‌ اصل‌ سالم‌ نهاده‌اند كه‌ به‌ اين‌ هشت‌اصل‌ اصول‌ عروضي‌ يا فواصل‌ سالمه‌ نام‌ نهاده‌اند به‌ ترتيب‌ زير:

                                                                            1- فعولن‌ = 10100       5- فاعلاتن‌ = 1010010

          2- فاعلن‌ = 10010                                         6- مفاعلن‌ = 100100

          3- مستفعلن‌ = 1001010                                 7- مفاعلتن‌ = 1000100

          4- مفاعيلن‌ = 1010100                                   8- مفعولات‌ = 0101010

عروضيان‌ هر تغييري‌ كه‌ درين‌ اصول‌ افاعيل‌ عروضي‌ درآيد آن‌ را زحاف‌ خوانند. تغييراتي‌ را كه‌شعرا در اصول‌ بحور لازم‌ مي‌دانند و بدان‌ وسيله‌ تنوع‌ و تازگي‌ در شعرا ايجاد مي‌كنند پاره‌اي‌ از بحورسنگين‌ و گوش‌ خراش‌ را ملايم‌ و خوش‌ آهنگ‌ سازند و اين‌ كار را زحاف‌ نام‌ نهاده‌اند. پس‌ به‌ طوري‌ كه‌بعدها خواهيم‌ فهميد زحاف‌ علاوه‌ بر تنوع‌ كه‌ در شعر ايجاد مي‌نمايند در اغلب‌ موارد آهنگ‌ وهارموني‌شعر را ملايم‌ و موافق‌ طبع‌ اهل‌ آن‌ زبان‌ مي‌سازد. روي‌ اين‌ اصل‌ است‌ كه‌ پاره‌يي‌ از زحافات‌ شعر فارسي‌با شعر عربي‌ متفاوت‌ مي‌باشند.

 

انواع‌ سه‌گانة‌ زحاف‌

زحافي‌ كه‌ در افاعيل‌ عروضي‌ واقع‌ شود از سه‌ حال‌ خارج‌ نيست‌:

1- افزودن‌ حرفي‌ بر اصل‌ افاعيل‌ عروضي‌؛ چنان‌ كه‌ اگر اين‌ عمل‌ را در اصل‌ فاعلاتن‌انجام‌ دهيم‌ فاعلاتن‌ (1010010) به‌ فاعلاتان‌ (11010010) بدل‌ مي‌گردد و به‌ جاي‌ آن‌ لفظ‌ فاعليان‌ قرارمي‌دهند و اين‌ زحاف‌ را اسباغ‌ نام‌ نهاده‌اند.

2- كاستن‌ يك‌ يا چند حرف‌ از اصل‌ افاعيل‌؛ مثلاً از اصل‌ مفاعيلن‌ (1010100) دوحرف‌ كسر مي‌كنيم‌، مفاعي‌ (10100) باقي‌ مي‌ماند و به‌ جاي‌ لفظ‌ فعولن‌ كه‌ در آهنگ‌ روان‌تر و درحروف‌ و حركات‌ با مفاعي‌ برابر است‌ قرار مي‌دهد. و از اين‌ زحاف‌ را كه‌ دو حرف‌ (يك‌ متحرك‌ و يك‌ساكن‌) از آخر بيفتد حذف‌ نام‌ نهاده‌اند و به‌ طوريكه‌ در بخش‌ شرح‌ زحافات‌ خواهيم‌ ديد حذف‌ يك‌ ياچند حرف‌ از وسط‌ يا آخر بيشترين‌ تنوع‌ را در زحافات‌ خواهيم‌ داد.

3- ساكن‌ كردن‌ حرف‌ متحرك‌؛ مانند آن‌ كه‌ حرف‌ متحرك‌ دوم‌ را در متفاعلن‌(1001000) ساكن‌ گردانيم‌ و به‌ جاي‌ مستفعلن‌ (1001010) قرار مي‌دهيم‌ نام‌ اين‌ زحاف‌ را اضمار نام‌نهاده‌اند.

زحافاتي‌ را كه‌ در اصيل‌ افاعيل‌  فقط‌ يك‌ تغيير (حذف‌ سكون‌ 7)، اضافه‌ ايجاد بكند آن‌ را زحاف‌مفرد و بسيط‌ گويند و هر گاه‌ تغيير بيش‌ از يك‌ مورد در اصل‌ افاعيل‌ باشد آن‌ را زحاف‌ مركب‌ و يا مزدوج‌نام‌ نهاده‌اند.

 

شرح‌ زحاف‌

در اين‌ بخش‌ زحافاتي‌ را كه‌ در هشت‌ ركن‌ اصلي‌ (فواصل‌ سالمه‌) حاصل‌ آيد به‌ ترتيب‌ زير بررسي‌مي‌كنيم‌:

زحاف‌ 22 گانة‌ اشعار عربي‌ كه‌ در شعر فارسي‌  رايج‌ است‌ اعم‌ از بسيط‌ ومركب‌ بر 35 نوع‌ مي‌باشد كه‌در 22 نوع‌ با ازاحيف‌ شعر عرب‌ مشترك‌ بوده‌ و سيزده‌ نوع‌ آخر از نوآوري‌هاي‌  شعر يا فارسي‌ زبان‌مي‌باشد

زحاف‌ 22 گانة‌ اشعار عربي‌ كه‌ در شعر فارسي‌ نيز رايج‌ است‌ به‌ ترتيب‌ زير مي‌باشد:

1. قبض‌ 2. قصر 3. حذف‌ 4. جنن‌ 5. كف‌ 6. شكل‌ 7. خرم‌ 8. خرب‌ 9. شتر 10. قطع‌ 11. تشعيث‌12. طي‌ 13. وقف‌ 14. كشف‌ 15. صلم‌ 16. معاقبت‌ 17. صدر 18. عجز
19. طرفان‌ 20. مراقبت‌ 21. اسباغ‌ 22. اذاله‌

و ازاحيف‌ سيزده‌ گانه‌ كه‌ شعراي‌ فارسي‌ زبان‌ بر آن‌ افزوده‌اند به‌ ترتيب‌ ذيل‌ مي‌آيد:

1. جدع‌ 2. هتم‌ 3. خجف‌ 4. تخنيق‌ 5. سلخ‌ 6. طمس‌ 7. جب‌ّ 8. زلل‌ 9. نحر 10. رفع‌ 11. ربع‌ 12.بتر 13. حذذ

بعضي‌ از متكلمان‌ عروضي‌ سه‌ زحاف‌ ديگر نيز به‌ آن‌ها افزوده‌اند: توسيع‌ - تضفيف‌ - تطويل‌

 

شرح‌ پاره‌اي‌ از ازاحيف‌ پركاربرد در شعر فارسي‌:

1. قبض‌: در لغت‌ به‌ معني‌ گرفتن‌ باشد آن‌ انداختن‌ حرف‌ پنجم‌ جزوي‌ است‌ كه‌ ساكن‌ باشد مثلاًمقبوض‌ مفاعيلن‌ (1010100) = مفاعلن‌ (100100) حرف‌ «ي‌» ساكن‌ انداخته‌ مي‌شود. مقبوض‌ فعولن‌(10100) = فعول‌ (0100) حرف‌ «ن‌» ساكن‌ انداخته‌ مي‌شود.

2. قصر: در لغت‌ كوتاه‌ كردن‌ معني‌ مي‌دهد و آن‌ حذف‌ و انداختن‌ ساكن‌ سببي‌ باشد كه‌ آخرين‌ جزوآن‌ ركن‌ باشد و متحرك‌ ماقبلش‌ را ساكن‌ گردانند.

مقصور فاعلاتن‌ (1010010) = فاعلات‌ (110010)

مقصور از مفاعلين‌ (1010100) = مفاعيل‌ (110100)

3. حذف‌: در لغت‌ به‌ معني‌ انداختن‌ مي‌باشد و آن‌ حذف‌ يك‌ سبب‌ از آخر ركن‌ مي‌باشد محذوف‌مفاعيلن‌ (1010100) = مفاعي‌ (10100) كه‌ به‌ جايش‌ لفظ‌ فعولن‌ قرار مي‌دهند.

4. جنن‌: در لغت‌ به‌ معني‌ شكستن‌ كنار جامه‌ است‌ تا كوتاه‌ گردد جنن‌ انداختن‌ در جزو ساكن‌ سبب‌نخستين‌ ركن‌ مي‌باشد.

مجنون‌ فاعلاتن‌ (1010010) = فعلاتن‌ (101000)

مجنون‌ مستفعلن‌ (1001010) = متفعلن‌ (100100) كه‌ به‌ جايش‌ مفاعلن‌ قرار دهند

5. كف‌: در لغت‌ به‌ معني‌ بازداشتن‌ است‌ و آن‌ انداختن‌ حرف‌ هفتم‌ باشد از جز وي‌ كه‌ ركن‌ آخرين‌ آن‌سبب‌ خفيف‌ باشد

مكفوف‌ مفاعيلن‌ (1010100) = مفاعيل‌ُ (010100)

مكفوف‌ فاعلاتن‌ (1010010) = فاعلات‌ُ (010010)

6. شكل‌: بستن‌ زانوي‌ شتر باشد و آن‌ اجتماع‌ زحاف‌ جنن‌ و كف‌ مي‌باشد

مشكول‌ فاعلاتن‌ (1010010) = فعلات‌ (01000)

7. خرم‌: در لغت‌ به‌ معني‌ بريدن‌ قسمتي‌ از جدار بيني‌ حيوان‌ باشد و آن‌ انداختن‌ اولين‌ حرف‌متحرك‌ مفاعيلن‌ مي‌باشد. اين‌ زحاف‌ را در اشعار عرب‌ تخنيق‌ نام‌ نهاده‌اند الاّ اينكه‌ در اوّل‌ قرارگيرد و درشعر فارسي‌ چون‌ در حشوبيت‌ آيد آن‌ را مخنّق‌ نامند.

اخرم‌ مفاعيلن‌ (1010100) = فاعيلن‌ (101010)، به‌ جايش‌ مفعولن‌ قرار دهند.

8. خرب‌: خربت‌ سوراخ‌ پهن‌ باشد هم‌ چنان‌ كه‌ در گوش‌ هندوان‌ معتاد است‌ و آن‌ انداختن‌ دو حرف‌ميم‌ و نون‌ از مفاعيلن‌ است‌.

اخرب‌ مفاعيلن‌ (1010100) = فاعيل‌ (01010) به‌ جايش‌ لفظ‌ مفعول‌ قرار دهند.

9. شتر: بر وزن‌ كبك‌ به‌ معني‌ عيب‌ و نقصان‌ باشد و اشتر كسي‌ را گويند كه‌ پلك‌ چشم‌ او در نورديده‌ بود و آن‌ جمع‌ دو زخاف‌ قبض‌ و خرم‌ مي‌باشد.

اشتر مفاعيلن‌ (1010100) = فاعلن‌ (10010)

10. قطع‌: در لغت‌ بريدن‌ است‌ و آن‌ حذف‌ و انداختن‌ حرف‌ ساكن‌ وتد (مقرون‌) آخر و ساكن‌ كردن‌متحرك‌ ماقبلش‌ مي‌باشد (قطع‌ در وتد همان‌ كاري‌ را انجام‌ مي‌دهد كه‌ قصر در سبب‌ انجام‌ مي‌دهد).

مقطوع‌ مستفعلن‌ (1001010) = مستفعل‌ (101010)، كه‌ به‌ جايش‌ مفعولن‌ قرار مي‌دهيم‌.

11. تشعيث‌: ژوليدگي‌ و آشفتگي‌ و آن‌ انداختن‌ يكي‌ از حروف‌ متحرك‌ وتد مقرون‌ است‌ كه‌ دروسط‌  جزو قرار گيرد.

مشعّث‌ فاعلاتن‌ (1010010) =  فالاتن‌ (101010) به‌ جايش‌ مفعولن‌ قرار دهند.

12. طي‌: در لغت‌ به‌ معني‌ پيمودن‌ است‌ و آن‌ انداختن‌ حرف‌ چهارم‌ ساكن‌ باشد مطوي‌ مستفعلن‌(1001010) = مستعلن‌ (100010) كه‌ به‌ جايش‌ مفتعلن‌ قرار مي‌دهند.

مطوي‌ مفعولات‌ (0101010) = مفعلات‌ (010010) كه‌ به‌ جايش‌ فاعلات‌ قرار مي‌دهند.

13. وقف‌: به‌ معني‌ ايستادن‌ است‌ و آن‌ ساكن‌ گردانيدن‌ متحرك‌ وتد مفروِ در مفعولات‌(0101010) مي‌باشد.

موقوف‌ مفعولات‌ (0101010) = مفعولات‌ (1101010) كه‌ به‌ جايش‌ مفعولان‌ نيز قرار دهند.

14. كشف‌: و آن‌ به‌ معني‌ برهنه‌ كردن‌ اندام‌ باشد و آن‌انداختن‌ متحرك‌ در وتد مفروِ مي‌باشد.

مكشوف‌ مفعولات‌ (0101010) = مفعولا (101010) كه‌ به‌ جايش‌ مفعولن‌ قرار مي‌دهند.

15. صلم‌: در لغت‌ به‌ معني‌ بريدن‌ گوش‌ است‌ و آن‌ اسقاط‌ وتد مفروِ از آخر ركن‌ مفعولات‌ است‌كه‌ به‌ جاي‌ آن‌ فعلن‌ قرار دهند. اصلم‌ فاعلاتن‌ (1010010) = فاعل‌ (1010) = فعلن‌

16. حجف‌: خوب‌ پاك‌ رفتن‌ چيزي‌ است‌ (كاويدن‌، بازي‌ كردن‌) در اصطلاح‌ شعر پارسي‌ نخست‌فاعلاتن‌ را خبن‌ كنند تا فعلاتن‌ باقي‌ ماند و آن‌ گاه‌ فاصلة‌ صغري‌ (فعلا) را بيندازند و فقط‌ تن‌ باقي‌ ماند كه‌به‌ جايش‌ (فع‌) قرار دهند محجوف‌ فاعلاتن‌ (1010010) = تن‌ (10) كه‌ به‌ جايش‌ فع‌ قرار دهند.

17. جُب‌ّ: در لغت‌ به‌ معني‌ خصي‌ كردن‌ باشد ودر اصطلاح‌ عروض‌ فارسي‌ ساقط‌ كردن‌ دو سبب‌خفيف‌ از آخر مفاعيلن‌ (1010100) مي‌باشد مجبوب‌ مفاعيلن‌ (1010100) = مفا(100) به‌ جايش‌فعل‌ به‌ سكون‌ لام‌ قرار دهند.

18. نحر: در لغت‌ به‌ معني‌ كشتن‌ شتر باشد در اصطلاح‌ عروض‌ پارسي‌ انداختن‌ هر دو سبب‌ از اوّل‌و ساكن‌ گردانيدن‌ حرف‌ آخر مفعولات‌ مي‌باشد. منحور مفعولات‌ (0101010) = لا (10) كه‌ به‌ جايش‌فع‌ قرار دهند.

19. رفع‌: به‌ معني‌ برداشتن‌ است‌ و در عروض‌ برداشتن‌ يك‌ سبب‌ خفيف‌ از اوّل‌ مستفعلن‌ مي‌باشدمرفوع‌ مستفعلن‌ (1001010) = تفعلن‌ (10010) كه‌ به‌ جايش‌ فاعلن‌ قرار دهند.

20. ربع‌: در لغت‌ گرفتن‌ يك‌ چهار از چهار قسمت‌ مال‌ باشد در اصطلاح‌ عروض‌ فارسي‌، مجموع‌ دوزحاف‌ صلم‌ و خبن‌ در فاعلاتن‌ مي‌باشد مربوع‌ فاعلاتن‌ (1010010) = فعل‌ (100) به‌ سكون‌ حرف‌ لام‌.

21. بتر: بر وزن‌ كبك‌ بريدن‌ دم‌ باشد در عروض‌ پارسي‌ اجتماع‌ جب‌ و خرم‌ در مفاعيلن‌ باشد و درفعولن‌ اجتماع‌ ثلم‌ و حذف‌ باشد.

ابتر مفاعين‌ (1010100) = فا (10) كه‌ به‌ جايش‌ فع‌ مي‌آورند.

ابتر فعولن‌ (10100) = عو (10) كه‌ به‌ جايش‌ فع‌ مي‌آوردند.


نوشته شده در تاريخ توسط دبیر ادبیات فارسی

نثر و نويسندگي‌

 

نوشتن‌ هر نوع‌ كلام‌ غير موزون‌ كه‌ مفهوم‌ خاص‌ و معيني‌ داشته‌ باشد نثر ناميده‌ مي‌شود. نثر چنانچه‌در خدمت‌ انديشه‌ و فكر و زندگي‌ معنـوي‌ و روحانـي‌ انسان‌ و نيازهاي‌ اجتماعي‌ و ملي‌ و انساني‌ قرارگيرد، آن‌ را نويسندگي‌ مي‌خوانند.

سبك‌هاي‌ نثر فارسي‌ را از قديم‌ترين‌ ايام‌ يعنـي‌ قـرن‌ چهارم‌ هجـري‌ تا بـه‌ امـروز مي‌توان‌ به‌ سبك‌ساده‌، سبك‌ فنـي‌، سبك‌ مصنوع‌ و متكلف‌ و سپس‌ سبك‌ ساده‌ جديد تقسيم‌ كرد.

 

سبك‌ ساده‌ يا نثر ساده‌

نثر ساده‌ كه‌ آن‌ را نثر مرسل‌ نيز گفته‌انـد از آغاز قـرن‌ چهارم‌ تااواخر قرن‌ پنجم‌ ادامه‌ مي‌يابد.مختصات‌ لفظي‌ اين‌ سبك‌ به‌ طور خلاصه‌ عبارت‌ است‌ از ايجاز و اختصار، تكـرار فعل‌ يا اسم‌ به‌ حكم‌ضرورت‌ معني‌، كوتاهـي‌ جملـه‌، كمي‌ لغات‌ عربي‌، به‌ كار بردن‌ لغات‌ فارسي‌ كهنـه‌، قرار گرفتن‌ فعـل‌ دراول‌ يا وسط جمله‌، آوردن‌ جمع‌هاي‌ عربـي‌ به‌ صيغـه‌ فارسي‌ ماننـد ملكان‌ و عالمان‌، افزودن‌ جمـع‌فارسي‌ بر جمع‌ عربي‌ مانند ملوكان‌ و عالمان‌،افزودن‌ جمع‌ فارسي‌ بر جمع‌ عربي‌ مانند ده‌ پسران‌،سه‌خواهران‌ و امثال‌ اين‌ها. كتاب‌ البنيه‌ عن حقايق‌ الدويه‌ تأليف‌ حكيم‌ الدين‌ ابو نصر علي‌ هروي‌ وحدود العالم‌ من‌المشرق‌ الي‌المغرب‌ (نويسنده‌ نامعلوم‌)، دانشنامه‌ علايي‌ ابن‌ سينا، التفهيم‌ابوريحان‌ بيروني‌، مقدمه‌ شاهنامه‌ابو منصوري‌، تاريخ‌ بلعمي‌، ترجمه‌ تفسير طبري‌ و كشف‌المحجوب‌ ابويعقوب‌ سگزي‌ از جملـه‌ نثـرهاي‌ ساده‌اند.

نثر بين‌دوره‌ سامانيان‌ و غزنويان‌ را نثر بين‌ بين‌ مي‌گويند. از مهمترين‌ آثار اين‌ سبك‌ مي‌توان‌ تاريـخ‌بيهقـي‌، سياست‌ نامـه‌خواجـه‌ نظام‌الملـك‌ توسـي‌، قابـوس‌نامـه‌ كيكاوس‌، سفرنامه‌ناصرخسرو ومجمل‌التواريخ‌ و الالقصص‌ را ذكر كـرد. كيمياي‌ سعادت‌ امام‌ محمد غزالي‌، كشف‌ المحجوب‌ جلايي‌هجويري‌ رسالات‌ خواجه‌ عبدالله‌ انصاري‌ و بعضي‌ آثار ديگر مانند اسرارالتوحيد محمـدبن‌منـورتذكـرة‌الاولياي‌ عطار نيشابـوري‌ و امثال‌ آن‌ها هر چند مربوط‌ به‌ قرن‌ ششم‌ و حتي‌ اوايل‌ قرن‌ هفتم‌ است‌اما چـون‌ شيـوه‌ بين‌ بين‌ را رعايت‌ كرده‌ است‌ مي‌توان‌ آن‌ها را جز آثار اين‌ دسته‌ قرار داد. در هر حال‌ نثربين‌ بين‌ كه‌ در حقيقت‌ بشكل‌ تكامل‌ يافته‌ نثر ساده‌ و مرسل‌ به‌ شمار مي‌رود خود مختصات‌ تازه‌اي‌ داردكه‌ در نثـر دوره‌ پيـش‌ نبـوده‌ است‌. از جملـه‌ مي‌تـوان‌ استعمال‌ بعضي‌ لغات‌ عربي‌، تمثيل‌ و استشهاد به‌شعر عربي‌ و فارسي‌ و آيات‌ قرآني‌، استعمال‌ سجع‌ و موازنه‌ و توصيف‌ را نام‌ برد.

 

نثر فني‌

نثر فني‌ از آغاز قرن‌ ششم‌ شروع‌ مي‌شود و تا اوايـل‌ قـرن‌ هفتـم‌ ادامـه‌ مي‌يابد. علت‌ ظهور اين‌ سبك‌را بايد در توسعه‌ مدارس‌ ديني‌ خاصه‌ مدارس‌ نظاميه‌ در دوره‌ سلجوقي‌ و توجه‌ادبا و شعرا و اهل‌ ادب‌ به‌بلاغت‌ عربي‌ از طريق‌ توجه‌ به‌ قرآن‌ و ادبيات‌ عربي‌ و نيز پيدا شدن‌ مراكز سياسي‌ و ادبي‌ و علمـي‌متعـدد در خارج‌ از حدود لهجه‌ دري‌ و استعمال‌ بسياري‌ از لغات‌ و تركيبات‌ و اصلاحات‌ نو و حتي‌استعمالات‌ صرفي‌ و نحوي‌ جديد دانست‌. شايد نخستين‌ كتابي‌ كه‌ به‌ شيوه‌ نثر فني‌ نوشته‌ شده‌ است‌،كتاب‌ كليله‌ و دمنه‌ ترجمه‌ ابوالمعالي‌ نصربن‌ محمد بن‌ عبدالحميد منشي‌ و آخرين‌ آن‌ كتاب‌ گلستان‌سعدي‌ باشد. كليله‌ و دمنه‌ به‌ واسطه‌ به‌ كار بردن‌ مترادفات‌ و آوردن‌ سجـع‌هاي‌ ناقـص‌ و رعايت‌ موازنه‌و استناد به‌ اشعار و امثال‌ و اطناب‌ در كلام‌ و نيز استعمال‌ لغات‌ عربي‌ و امثال‌ آن‌ مي‌تواند طليعه‌ نثر فني‌به‌ شمار آيد.البته‌ آثاري‌ كه‌ بعد از كليله‌ و دمنه‌ به‌ وجود مي‌آيد مانند: مقامات‌ حميدي‌، عتبه‌الكتبه‌،التوسل‌ الي‌ التـرسل‌، مرزبان‌نامه‌ و ترجمه‌ تاريخ‌ يميني‌ تكلف‌ و تصنع‌ بيش‌تري‌ دارند.

در اين‌ آثار كه‌ مهم‌ترين‌ آثار نثر فني‌ به‌ شمار مي‌آيند، صنايع‌ مختلف‌ لفظي‌ و معنوي‌، اطناب‌ سخن‌از راه‌ توصيف‌هاي‌ دور و دراز، آوردن‌ امثال‌ و اشعار و شواهد گوناگون‌ از تازي‌ و پارسي‌، به‌كار بردن‌اصطلاحات‌ علمي‌، اقتباس‌ آيات‌ و احاديث‌ و امثال‌ آن‌ها از خصايص‌ يعمده‌ نثر فني‌ است‌.   نثر فني‌ درواقع‌ سعي‌ مي‌كند از مرز نثر خارج‌ شود و خود را به‌ شعر نزديك‌ كند. از اين‌ رو از تشبيهات‌ و استعارات‌و توصيفات‌  شاعرانه‌ سخت‌ برخوردار است‌.

 

نثر مصنوع‌ و متكلف‌

بايد نثر دوره‌ مغول‌ و تيمور را تا اوايل‌ قاجاريه‌ خاصه‌ نثر منشيانـه‌ آن‌ را نوعـي‌ نثـر متكلف‌ و مصنوع‌ خواند. قديم‌ترين‌ شكل‌ اين‌ نثر را در كتاب‌ نفثه‌المصدور و تاريخ‌ وصاف‌ و تاريخ‌ جهان‌گشاي‌جويني‌ مي‌بينيم‌،و ادامه‌ آن‌ را در دره‌ نادره‌ ميرزا مهدي‌ خان‌ منشي‌ نادرشاه‌ و گيتي‌ گشاي‌ ميرزاصادق‌ نامي‌ و... مي‌بينيم‌. در اين‌ دوره‌ نثر فارسي‌ ضمن‌ انواع‌ تكلفات‌ دچار انحطاط‌ مي‌شود.پيچيدگي‌و ابهام‌ نثر نه‌ تنها بر اثر كثرت‌ استعمال‌ لغات‌ عربي‌ و تركي‌ و مغولـي‌ دور از ذهن‌ و اطناب‌هاي‌ ممل‌ ومترادفات‌ و تملق‌ها،آوردن‌ شعرهاي‌ سست‌ و تركيبات‌ ناهنجار و غامض‌ و اداي‌ جمله‌هاي‌ ثقيل‌ و مكررو ديگـر تكلفات‌ بي‌معني‌ و نيـز غلط‌ هايـي‌ مانند حذف‌ افعال‌ جمله‌ها بدون‌ قرينه‌، تطابق‌ صفت‌ وموصوف‌ و آوردن‌ افعال‌ ماضـي‌ نقلي‌ و بعيد به‌ صيغه‌ وصفي‌ و امثال‌ آن‌ كه‌ به‌ كلي‌ زبان‌ فارسي‌ را درابهامي‌ سرد و بي‌ روح‌ مي‌كشاند و بر لبه‌ پرتگاه‌ انحطاط‌ و زوال‌ قرار مي‌دهد. نمونه‌ اين‌ نثر را مي‌توان‌ درآثار علمي‌ و اخلاقي‌ و عرفاني‌ اين‌ دوره‌ پيدا كرد.

 

نثر معاصر

از اوايل‌ قرن‌ چهاردهم‌ بر اثر نفوذ تمدن‌ غـرب‌، و خاصـه‌ آشنايـي‌ با علوم‌ جديد و ادب‌ اروپايي‌ ورواج‌ روزنامه‌ و نيز زمزمه‌ آزادي‌خواهي‌ و تجددطلبي‌، نسبت‌ به‌ شيوه‌هاي‌ قديم‌ نثر خاصه‌ نثرهاي‌ديوانـي‌ و پـر تكلف‌ نوعـي‌ مخالفت‌ و ستيزه‌جويي‌ به‌ وجود مي‌آيد، و نويسندگاني‌ مانند ميرزاآقاخان‌كرماني‌، ميرزاملكم‌ خان‌ ناظم‌ الدوله‌، زين‌العابدين‌ مراغه‌اي‌ صاحب‌ كتاب‌ ابـراهيم‌ بيك‌ وعبـدالرحيـم‌ طالبوف‌ نويسنده‌ كتاب‌ معروف‌ احمد و سپس‌ ميرزا علي‌اكبر دهخدا، به‌ نوشتن‌ مقالات‌و آثاري‌ به‌ زبان‌ فارسي‌ مي‌پردازند، و تحولي‌ بزرگ‌ در نثر فارسي‌ چه‌ از لحاظ‌ شكل‌ ظاهر و چه‌ از جهت‌محتوا به‌ وجود مي‌آورند. در هر حال‌ نثر امروز فارسي‌ نسبت‌ به‌ تمام‌ ادوار گذشته‌ به‌ وسعت‌ و تنوع‌ وتكامل‌ يافته‌ است‌ و به‌ خصوص‌ از جهت‌ سادگي‌ و وضوح‌ و نيز درست‌ نويسـي‌ و زيبا نويسـي‌ و توجه‌به‌ ساختن‌ تركيبات‌ زيبا و تعابير خوش‌آهنگ‌ و پرمعني‌ به‌ عالي‌ترين‌ درجـه‌ از كمال‌ رسيده‌ است‌. گذشته‌از آن‌ تنـوع‌ موضوعات‌، نوعـي‌ غنا و تـوانايـي‌ بـه‌ زبان‌ بخشيده‌ است‌ كه‌ غالبا نويسندگان‌ توانا از آن‌برخوردارند. بر روي‌ هم‌ نثر امروز را مي‌توان‌ به‌ سه‌ نوع‌ يعني‌ نثر تحقيقي‌ و نثر توصيفي‌ و نثرروزنامه‌اي‌ تقسيم‌ كرد.


نوشته شده در تاريخ توسط دبیر ادبیات فارسی

قالب‌هاي‌ شعر فارسي‌

قصيده‌

شعري‌ است‌ بر يك‌ وزن‌ و قافيه‌ با مطلع‌ مصرع‌ و مربوط‌ به‌ يكديگر دربارة‌ موضوع‌ و مقصود خاص‌از ستايش‌ يا نكوهش‌، تهنيت‌ يا تعزيت‌، شكر يا شكايت‌، فخر يا حماسه‌، پند و حكمت‌ و يا مسائل‌اجتماعي‌ و اخلاقي‌ و عرفاني‌، در حداقل‌ پانزده‌ شانزده‌ بيت‌ و بطور متوسط‌ از بيست‌ تا هفتاد هشتادبيت‌. كمي‌ يا زيادي‌ بيت‌هاي‌ قصايد بستگي‌ دارد به‌ اهميت‌ موضوع‌، قدرت‌ و قوت‌ طبع‌ شاعر و نوع‌قافيه‌ و اوزان‌ شعري‌. از همين‌ روست‌ كه‌ در دو اوين‌ شاعران‌ قصيده‌ سرا به‌ قصيده‌هاي‌ كمتر از بيست‌بيت‌ يا متجاوز از 170 يا 200 بيت‌ بر مي‌خوريم‌.

قصيده‌ از حيث‌ مضمون‌ و محتوا، از آغاز تا امروز، دستخوش‌ دگرگوني‌هايي‌ شده‌ است‌ كه‌ مي‌توان‌ به‌اجمال‌ به‌ شرح‌ زير بيان‌ كرد:

الف‌) در روزگار سامانيان‌ اغلب‌ به‌ مدح‌ و ستايش‌ در حد اعتدال‌ و مبالغه‌هاي‌ شاعرانه‌،

ب‌) در دوران‌ غزنويان‌ و سلجوقيان‌ به‌ مدح‌ و ستايش‌ سلاطين‌ و وزرا و امرا با تملق‌ و چاپلوسي‌ به‌حد غلو، و افراط‌ در طح‌ تقاضا به‌ حد سؤال‌ و تكدّي‌.

ج‌) ناصر خسرو، با ايجاد تحول‌ و انقلاب‌ در مضمون‌ قصيده‌، آن‌ را در خدمت‌ توجيه‌ و تبيين‌ مباني‌اعتقادي‌ آيين‌ اسماعيليان‌ در آورد.

د) سنايي‌ غالب‌ قصيده‌ را به‌ مضامين‌ ديني‌ و عرفاني‌ و زهديات‌ و قلندريات‌ تخصيص‌ داد و شيوة‌او به‌ وسيلة‌ عطار، شمس‌ مغربي‌، اوحدي‌، خواجو، جامي‌ و ديگران‌ دنبال‌ شد.

ه) سعدي‌ و به‌ تبع‌ او سيف‌ فرغاني‌ قصيده‌ را بيشتر در استخدام‌ طرح‌ مسائل‌ اخلاقي‌ و اجتماعي‌ درآورده‌اند.

از دوران‌ مشروطيت‌ به‌ اين‌ سو، قصيده‌ بيشتر در خدمت‌ مسائل‌ سياسي‌ و اجتماعي‌ و ميهني‌ و ملي‌و ستايش‌ آزادي‌ قرار گرفته‌ و در تهييج‌ عواطف‌ و احساسات‌ و تنوير افكار جامعة‌ كتابخوان‌ نقش‌ به‌سزايي‌ داشته‌ است‌. شاخص‌ترين‌ قصايد از اين‌ نوع‌ را مي‌توان‌ در ديوان‌ ملك‌ الشعراي‌ بهار سراغ‌ گرفت‌.

 

غزل‌

غزل‌ در لغت‌ به‌ معني‌ عشقبازي‌ و حديث‌ عشق‌ و عاشقي‌ گفتن‌ است‌، و در اصطلاح‌ شعرا اشعاري‌است‌ بر يك‌ وزن‌ و قافيه‌ و با مطلع‌ مصرع،‌ تعداد ابيات‌ آن‌ به‌ طور متوسط‌ از پنج‌ تا دوازده‌ بيت‌ و گاهي‌ تاحدود شانزده‌ و بندرت‌ نوزده‌ و بيست‌ است‌؛ لكن‌ كمتر از پنج‌ بيت‌ ـ سه‌ چهار بيت‌ - را مي‌توان‌ غزل‌ناتمام‌ ناميد. تفاوت‌ غزل‌ با تغزل‌ و تشبيب‌ در اين‌ است‌ كه‌:

اولاً، ابيات‌ تغزل‌ بايد همه‌ مربوط‌ به‌ يك‌ موضوع‌ و مطلب‌ (داراي‌ وحدت‌ موضوع‌) باشد، در حالي‌كه‌ در غزل‌ چنين‌ نيست‌ بلكه‌ تنوع‌ معاني‌ و مفاهيم‌ در غزل‌ شرط‌ است‌.

ثانياً غزل‌، شعري‌ است‌ مستقل‌؛ ولي‌ تغزل‌ ابياتي‌ است‌ كه‌ در آغاز قصيده‌ براي‌ جلب‌ توجه‌ وآماده‌سازي‌ ذهن‌ خواننده‌ و شنونده‌ به‌ مضمون‌ اصلي‌ قصيده‌ مي‌آيد.

ثالثاً غزل‌ تنها، در مضامين‌ عشق‌ و عاشقي‌ و مغازله‌ و بيان‌ شور و حال‌ و عواطف‌ تند و احساسات‌سركش‌ عاشقانه‌ سروده‌ نمي‌شود، بلكه‌ ممكن‌ است‌ متضمن‌ مضامين‌ اخلاقي‌ و دقايق‌  حكمت‌ ومعرفت‌ و عرفان‌ و جز آن‌ باشد؛ در صورتي‌ كه‌ مضمون‌ تغزل‌، گاهي‌ عاشقانه‌ و گاهي‌ وصف‌ طبيعت‌است‌.

 

رباعي

به شعر زير از سيد حسن حسيني كه از چهار مصراع تشكيل شده است، دقت كنيد.

گويند كه با نام تو مجنون گم شد
     

در چشم تو آفتاب گردون گم شد
                               

من مي‌گويم ستاره‌اي بود شهيد
     

پيدا شد و چرخي زد و در خون گم شد

به اين گونه شعر كه مصراع‌هاي اول، دوم و چهارم آن هم‌قافيه هستند و وزن آن معادل « لاحول و لاقوه الا بالله » است، « رباعي » مي‌گويند. گاه در رباعي مصراع سوم نيز با ديگر مصراع‌ها هم‌قافيه مي‌شود.

عمر خيام، عطار، مولانا و بيدل از مشهورترين رباعي‌سرايان تاريخ ادبيات ايران هستند.

 

مثنوي‌ (دوگانه‌)

اشعاري‌ بر يك‌ وزن‌ اما هر بيت‌ آن‌ داراي‌ قافية‌ مستقل‌ است‌، يعني‌ دو مصراع‌ هر بيت‌ هم‌ قافيه‌ است‌.چون‌ هر بيت‌ آن‌ مستلزم‌ دو قافيه‌ يا هر دو مصراع‌ ابيات‌ مقفاست‌، به‌ آن‌ مثنوي‌ گفته‌اند.

تعداد ابيات‌ مثنوي‌ محدود نيست‌ و به‌ همين‌ دليل‌ از آن‌ براي‌ به‌ نظم‌ در آوردن‌ تواريخ‌، قصص‌  وافسانه‌هاي‌ طولاني‌ استفاده‌ مي‌شود.

 

دوبيتي‌

شعري‌ است‌ در دو بيت‌ كه‌ با رباعي‌ در قافيه‌بندي‌ يكي‌ است‌؛ اما در وزن‌ با آن‌ فرق‌ دارد، به‌ عبارت‌ديگر شعري‌ است‌ با مطلع‌ مصرع‌ ولي‌ از حيث‌ وزن‌، محدوديت‌ رباعي‌ را ندارد. معروف‌ترين‌ دوبيتي‌هاي‌ فارسي‌ از باباطاهر عريان‌ به‌ لهجة‌ لري‌ است‌ و تمام‌ اشعاري‌ را كه‌ به ‌لهجه‌هاي‌ محلي‌ سروده‌ شده‌ باشد، ادباي‌ قديم‌ فهلويات‌ (پهلويّات‌) مي‌گويند. دوبيتي‌هايي‌ كه‌ به‌ نام‌ باباطاهر در فارسي‌ مشهور شده‌اند به‌ لهجه‌ اصلي‌ لري‌ نيست‌ بلكه‌ آنها را به‌صورت‌ فارسي‌ در آورده‌ يا به‌ فارسي‌ نزديك‌ كرده‌اند.

 

قطعه‌

شعري‌ است‌ بر يك‌ وزن‌ و قافيه‌ بدون‌ مطلع‌ مصّرع‌ حداقل‌ در دو بيت‌ در همان‌ زمينه‌ها و مضامين‌قصيده‌. قطعه‌ را از آنجا قطعه‌ گفته‌اند كه‌ گويي‌ بخشي‌ يا قسمتي‌ از يك‌ قصيده‌ است‌. علاوه‌ بر پيام‌ ومضمون‌ تفاوت‌ ديگر قطعه‌ با قصيده‌ در اين‌ است‌ كه‌ قصيده‌ داراي‌ مطلع‌ مصرع‌ است‌ و قطعه‌ چنين ‌نيست‌.

 

 

مسمّط‌

مسمّط‌ نوعي‌ از قصيده‌ يا اشعاري‌ است‌ هم‌ وزن‌، مركب‌ از بخش‌هاي‌ كوچك‌ كه‌ همه‌ در وزن‌ و عددمصراع‌ها يكي‌ و در قوافي‌ مختلف‌ باشند، به‌ اين‌ ترتيب‌:

مثلاً در ابتدا پنج‌ مصراع‌ بر يك‌ وزن‌ و قافيه‌ بگويند و در آخر، يك‌ مصراع‌ بياورند كه‌ در وزن‌ بامصراع‌هاي‌ قبل‌ يكي‌ و در قافيه‌ مختلف‌ باشد.

از مجموع‌ آن‌ شش‌ مصراع‌ يك‌ بخش‌ تشكيل‌ مي‌شود كه‌ آن‌ را به‌ اصطلاح‌ شعرا، يك‌ لخت‌ يا يك‌رشته‌ از مسمط‌ گويند. و در رشتة‌ دوم‌ باز پنج‌ مصراع‌ بر يك‌ قافيه‌ بگويند كه‌ با رشته‌ اول‌ در وزن‌ يكي‌ ودر قافيه‌ مخالف‌ باشد، اما مصراع‌ ششم‌ را بر همان‌ وزن‌ و قافيه‌ بياورند كه‌ در آخر لخت‌ اول‌ بود. ازمجموع‌ اين‌ شش‌ مصراع‌ نيز يك‌ بخش‌ تشكيل‌ مي‌شود كه‌ آن‌ را لخت‌ دوم‌ يا مسمّط‌ مي‌خوانند وهمچنان‌ تا آخر مسمّط‌ كه‌ بايد چند يا چندين‌ بار، آن‌ عمل‌ را تكرار كرده‌ باشند.

ابتكار مسمط‌ از منوچهري‌ دامغاني‌ (متوفي‌ 432 هـ ق‌.) شاعر دربار محمود و مسعود غزنوي‌  است‌.

 

ترجيع‌ بند و تركيب‌ بند

«آن‌ است‌ كه‌ از چند قسمت‌ اشعار مختلف‌ تشكيل‌ شده‌ باشد، همه‌ در وزن‌ يكي‌ و در قوافي‌ مختلف‌،به‌ اين‌ شرح‌: چند بيت‌ بر يك‌ وزن‌ و قافيه‌ بگويند و در پايان‌ آن‌ يك‌ بيت‌ مقفا بياورند كه‌ با ابيات‌ پيش‌ دروزن‌ متحد و در قافيه‌ مخالف‌ باشد، و همچنان‌ اين‌ عمل‌ را چند بار تكرار كنند به‌ طوري‌ كه‌ در فواصل‌همة‌ بخش‌ها بيتي‌ منفرد آمده‌ باشد. پس‌ هر گاه‌ يك‌ بيت‌ را در فواصل‌ عيناً تكرار كرده‌ باشند، آن‌ نوع‌ شعررا ترجيع‌بند يا بيت‌ فاصله‌ را ترجيع‌ بند يا بندگردان‌ گويند و اگر ابيات‌ فواصل‌ با با يكديگر فرق‌ داشته‌باشد آن‌ نوع‌ شعر را تركيب‌ بند و بيت‌ فاصله‌ را بند تركيب‌ خوانند بخش‌هاي‌ مختلف‌ را در هر دو نوع‌ترجيع‌ و تركيب‌، خانه‌ و بند مي‌گويند.»

نخستين‌ ترجيع‌ بند سراي‌ ايران‌ ظاهراً فرخي‌ سيستاني‌ و بهترين‌ نمونه‌هاي‌ ترجيع‌بند از سعدي‌ وهاتف‌ اصفهاني‌ است‌.

در تركيب‌ بند نيز شاعران‌ بسياري‌ طبع‌ آزمايي‌ كرده‌اند، اما استوارترين‌ و مؤثرترين‌ و مشهورترين‌تركيب‌ بندها در ادب‌ فارسي‌، تركيب‌ بند جمال‌ الدين‌ محمد بن‌ عبدالرزاق‌ اصفهاني‌ است‌ در ستايش‌رسول‌ خدا و پيامبرگرامي‌ اسلام‌ و تركيب‌ بند محتشم‌ كاشاني‌ است‌ دربارة‌ واقعه‌ جانگداز كربلا.


نوشته شده در تاريخ توسط دبیر ادبیات فارسی

آرايه‌هاي ادبي   تسجيع‌: آن‌ است‌ كه‌ سخن‌ را با سجع‌ بياورند. سجع‌ در اصل‌ لغت‌ به‌ معني‌ آواز كبوتر و فاخته‌ است‌، و كلمات ‌يك‌آهنگ‌ آخر قرينه‌هاي‌ سخن‌ را به‌ بانگ‌ يك‌ نواخت‌ كبوتر و قمري‌ تشبيه‌ كرده‌اند. سجع‌ آن‌ است‌ كه‌ كلمات‌ آخر قرينه‌ها، در وزن‌ يا حرف‌ روي‌ يا هر دو موافق‌ باشند و جمع‌ آن‌ اسجاع‌ است‌. مثال: الهي عذر ما بپذير، بر عيب‌هاي ما مگير سجع‌ بر سه‌ قسم‌ است‌: متوازي‌، مطرّف‌ و متوازن‌. 1- سجع‌ متوازي‌: آن‌ است‌ كه‌ كلمات‌ در وزن‌ و حرف‌ روي‌، هر دو مطابق‌ باشند، مانند (كار وبار)، (دست‌، شست‌) و (خامه‌، نامه‌). مثال‌: «قدمي‌ بهر خدا ننهند و دِرَمي‌ بي‌ مَن‌ّ و اَذي‌ ندهند، مالي‌ به‌ مشقّت‌ فراهم‌ آرند و به‌ خسّت‌ نگه‌دارند.» (گلستان‌ سعدي‌) 2- سجع‌ مطرّف‌: آن‌ است‌ كه‌ الفاظ‌ در حرف‌ روي‌ يكي‌ و در وزن‌ مختلف‌ باشند مانند (كار وشكار)، (دست‌، شكست‌) و (شانه‌، نشانه‌). مثال‌: «ابر آذارند و نمي‌بارند، سرچشمة‌ آفتابند و بر كس‌ نمي‌تابند، بر مركب‌ استطاعت‌ سوارنند ونمي‌رانند.» (گلستان‌ سعدي‌)   3- سجع‌ متوازن‌: آن‌ است‌ كه‌ كلمات‌ قرينه‌ در وزن‌ متّفق‌ و در حرف‌ روي‌ مختلف‌ باشند، مانند(كام‌، كار)، (نهال‌، مهار) و (نامه‌، ناله‌). مثال‌: «فلان‌ را اصلي‌ است‌ پاك‌ و طينتي‌ است‌ صاف‌، داراي‌ گوهري‌ است‌ شريف‌ و صاحب‌ طبعي ‌است‌ كريم‌.» 4- ترصيع‌: در لغت‌ به‌ معني‌ جواهر در نشاندن‌ است‌ اما در اصطلاح‌ بديع‌ آن‌ است‌ كه‌ در قرينه‌هاي‌ نظم‌ يا نثر، هرلفظي‌ با قرينة‌ خود در وزن‌ و حروف‌ روي‌ مطابق‌ باشند. مثال‌ نثر: « اي كريمي كه بخشندة عطايي و اي حكيمي كه پوشندة خطايي» «شام‌ رفته‌ و بام‌ خفته‌، سال‌ از عَدِّ بيرون‌ و مال‌ از حدّ افزون‌، همه‌ را تلف‌ كرده‌ و اسف‌ برده‌.» مثال‌ نظم‌: شكّر شكن‌ است‌ يا سخن‌ گوي‌ من‌ است‌عنبر ذَقَن‌ است‌ يا سمن‌ بوي‌ من‌ است‌ مثال‌هاي ديگر سجع: 1- منّت خداي را، عزّ و جل كه طاعتش موجب قربت است و به شكر اندرش مزيد نعمت ... 2- هر نفسي كه فرو مي‌رود ممدّ حيات است و چون برمي‌آيد مفرّح ذات ... 3- عصاره‌ي تاكي به قدرت او شهد فايق شده و تخم خرمايي به تربيتش نخل باسق گشته   5- تجنيس‌ = جناس‌: آن‌ است‌ كه‌ گوينده‌ يا نويسنده‌ در سخن‌ خود كلمات‌ هم‌ جنس‌ بياورد كه‌ در ظاهر به‌ يكديگر شبيه‌، ودر معني‌ مختلف‌ باشند. دو كلمة‌ متجانس‌ را دو ركن‌ جناس‌ مي‌گوييم‌، و آن‌ بر نه‌ قسم‌ است‌: 1- جناس‌ تام‌: آن‌ است‌ كه‌ الفاظ‌ متجانس‌ در گفتن‌ و نوشتن‌ معني‌ حروف‌ و حركات‌ يكي‌ و فقط‌ درمعني‌ مختلف‌ باشند، مانند كلمة‌ تير در فارسي‌ و عين‌ در عربي‌ كه‌ به‌ معاني‌ مختلف‌ استعمال‌ مي‌شود. مثال‌ نثر: «برادر كه‌ در بند خويش‌ است‌، نه‌ برادر نه‌ خويش‌ است‌.» مثال‌ نظم‌: گر آمدن‌ به‌ كوي‌ تو غريب‌ نيست‌چون‌ من‌ از آن‌ ديار هزار غريب‌ نيست‌. 2- جناس‌ ناقص‌: كه‌ آن‌ را جناس‌ مُحَرَّف‌ نيز گويند، آن‌ است‌ كه‌ اركان‌ جناس‌ در حروف‌ يكي‌ و درحركت‌ مختلف‌ باشند، چنان‌ كه‌ در حديث‌ نبوي‌ است‌: «اللّهم‌ حَسَّنت‌َ خَلْقي‌ فحَسَّن‌ْ خُلقي‌» مثال‌ نثر:«فلان‌ به‌ غفلت‌ كار ناستوده‌ گُزيده‌ و به‌ حسرت‌ پشت‌ دست‌ گَزيده‌ است‌.» مثال‌ نظم‌: اي‌ گدايان‌ خرابات‌ خدا يار شما          چشم‌ اِنعام‌ نداري‌ ز اَنعام‌ چند   انواع جناس ناقص: 1- جناس ناقص اختلافي : آن است كه دو كلمه جناس در حرف اول ، وسط يا آخر با هم اختلاف داشته باشند . مثال : تنگ است خانه ما را تنگ است اي برادر     بر جاي ما بيگانه ننگ است اي برادر  ( براي حرف اول )          چوك زشاخ درخت خـويشتن آويختـه      زاغ سيـه بـر دو بـال غاليه آميخته  ( براي حرف وسط )   2- جناس ناقص حركتي : آن است كه دو كلمه جناس علاوه بر معني در حركت ( مصوت كوتاه ) نيز با هم اختلاف دارند . مثال :        ايـن چـه ژاژ است چه كفر است و فشار        پنبـــه اي در دهـــان خـــود فشــار  3- جناس ناقص افزايشي : آن است كه دو كلمه جناس علاوه بر معني ، در تعداد حروف نيز متفاوت اند بطوري كه يكي از كلمات جناس حرفي در اول ، وسط يا آخر نسبت به كلمه هاي ديگر اضافه دارد . مثال :         ايـن ره ، أن زاد راه و آن منزل است             مــرد رهــي اگــر ، بيــا و بيــار   3- جناس‌ زايد: آن‌ است‌ كه‌ يكي‌ از كلمات‌ متجانس‌ را حرفي‌ بر ديگري‌ زيادت‌ باشد، و آن‌ حرف‌زايد، گاه‌ در اول‌ كلمه‌ است‌ و گاه‌ در پايان‌ كلمه‌. مانند:  - شرف‌ مرد به‌ از جود است‌ و وجود  - كفر است‌ در طريقت‌ ما كينه‌ داشتن‌      آيين‌  ماست‌ سينه‌ چو  آيينه‌  داشتن‌ 4- جناس‌ خط‌ يا مُصَحَّف‌: آن‌ است‌ كه‌ اركان‌ جناس‌ در كتابت‌ يكي‌ و در تلفظ‌ و نقطه‌گذاري‌ مختلف‌باشند، مانند كلمات‌: بيمار، تيمار - پير، تير - شور، سوز. 1- درشت‌  است‌ پاسخ‌ و ليكن‌  درست‌   درستي‌،  درشتي‌  نمايد نخست‌   2- در خدمت‌ تو اسب‌ معالي‌ بتاختم‌ وز نعمت‌ تو نرد اماني‌ بباختم‌   5- جناس‌ لفظ‌ يا لفظي‌: در مقابل‌ جناس‌ خط‌ است‌ و آن‌ است‌ كه‌ كلمات‌ متجانس‌ در تلفظ‌ يكي‌، ودر كتابت‌ مختلف‌ باشند، نظير: خوار، خار - خواست‌، خاست‌. مثال: - پست‌ پيش‌ قد تو سرو چو خاك‌ خوار پيش‌ رخ‌ تو گل‌ چون‌ خار       6- اشتقاق‌: آن‌ است‌ كه‌ در نظم‌ يا نثر الفاظي‌ را بياورند كه‌ حروف‌ آن‌ها متجانس‌ و به‌ يكديگر شبيه‌ باشند، خواه‌از يك‌ ريشه‌ مشتق‌ شده‌ باشند، مانند كلمات‌ رسول‌، رُسل‌، رسائل‌ و خواهان‌، خواهش‌، خواهنده‌ وآستان‌، آستين‌ و زمان‌، زمين‌ و كمان‌، كمين‌.   1- همي‌  توختند  و همي‌  تاختند  ‌  همي سوختند  و همي‌  ساختند    (عنصري‌) 2- رندان‌ تشنه‌ لب‌ را آبي‌ نمي‌دهد كس‌      گويا  ولي‌  شناسان‌ رفتند از اين‌  ولايت‌   مثال‌‌هاي ديگر براي انواع جناس:   1- وقت است تا برگ سفر بر باره بنديم   دل بر عبور از سدّ خار و خاره بنديم   2- تنگ است ما را خانه تنگ است اي برادر بر جاي ما بيگانه ننگ است اي برادر 3- من نكردم خلق را تا سودي كنم بلكه تا بر بندگان جودي كنم 4- ديدم شبان خفته را تبدار ديدم بر خفته‌ي شب شبروي بيدار ديدم 5- با دلي از درد گرفتار او رفت به شاگردي رفتار او   تشبيه‌: آن‌ است‌ كه‌ چيزي‌ را به‌ چيزي‌ در صفتي‌ مانند كنند. امر اول‌ را مشبه‌ و دوم‌ را مشبه‌به‌ و صفت‌ مشترك‌ مابين‌ آن‌ها را وجه‌ شبه‌ و كلمه‌يي‌ را كه‌ دلالت‌ برمعني‌ تشبيه‌ داشته‌ باشد، ادات‌ تشبيه‌ مي‌گويند. پس‌ اركان‌ تشبيه‌ چهار چيز است‌: 1- مشبه‌    2- مشبه‌ به‌    3- وجه‌ شبه‌     4- ادات‌ تشبيه‌ مانند: چهرة‌ محبوب‌ چون‌ آفتاب‌ مي‌درخشد. چهرة‌ محبوب؛ مشبه‌، آفتاب؛ مشبه‌ به،‌ درخشيدن‌؛ وجه‌ شبه‌، چون‌؛ ادات‌ تشبيه‌ مثال‌: 1- عاشقان، كشتگان معشوق‌اند برنيايد ز كشتگان آواز   2- زرين قبا زره‌زن از ابر سحرگهي كان‌جا چو پيك بسته قبا مي‌فرستمت 3- بسان پلنگي كه بر پشت گور   نشيند برانگيزد از گور شور   4- مرا در دل، درخت مهرباني به چه ماند؟ به سرو بوستاني   ‌ استعاره‌ كلمة « استعاره » در اصل به معني عاريت خواستن است. « استعاره » همان « تشبيه » است ؛ با اين تفاوت كه در « استعاره » يك طرف تشبيه ( مشبه يا مشبه‌به ) ذكر نمي‌شود. مثال براي حذف مشبه‌به: چهره‌اش شكفت (چهره به گل تشبيه شده است) مثال براي حذف مشبه: آبشاري طلايي بر شانه‌هايش ريخته بود (گيسوان به آبشار تشبيه شده است) مثال‌هاي ديگر:   1- طلوع مي‌كند آفتاب پنهاني زسمت مشرق جغرافياي انساني استعاره از حضرت مهدي (عج)   2- دل هر ذره را كه بشكافي آفتابيش در ميان بيني استعاره از عشق   3- همي زور كرد اين بر آن، آن بر اين نجنبيد يك شير بر پشت شير استعاره از استعاره از دو پهلوان   4- اي مرغ سحر! عشق ز پروانه بياموز كان سوخته را دل شد و آواز نيامد   استعاره از عارف و شيدايي اسرار عاشق 5- همان دستمالي كه پولك‌نشان شد/ و پوشيد اسرار چشم ترت را   استعاره از خون شهيد 6- آه! اي خداي نيمه شب‌هاي كوچه‌ي تنگ/ اي روشن خدا   استعاره از حضرت علي (ع)   كنايه‌ كنايه‌ در لغت‌ به‌ معني‌ پوشيده‌ سخن‌ گفتن‌ است‌ و در اصطلاح‌ سخني‌ است‌ كه‌ داراي‌ دو معني‌ قريب‌ و بعيد باشد، و اين‌ دو معني‌ لازم‌ و ملزوم‌ يكديگر باشند. پس‌ گوينده‌ آن‌ جمله‌ را چنان‌ تركيب‌ كند وبكار برد كه‌ ذهن‌ شنونده‌ از معني‌ نزديك‌ به‌ معني‌ دور منتقل‌ گردد، چنان‌ كه‌ بگويند «پخته‌ هوا» به‌ معني‌مردم‌ تنبلي‌ كه‌ از دست‌ رنج‌ آمادة‌ ديگران‌ استفاده‌ مي‌كنند، يا بگويند: «فلان‌ كس‌ بند شمشيرش‌ درازاست‌» يعني‌ قامتش‌ بلند است‌. مثال : عابداني‌ كه‌ روي‌ بر خلقند       پشت‌ بر قبله‌ مي‌كنند نماز «روي‌ بر خلق‌ كردن‌» و «پشت‌ بر قبله‌ كردن‌» هر دو كنايه‌ است‌ از رياكاري‌ و از خداي‌ به‌ خلق‌ پرداختن‌.   مثال‌هاي ديگر: 1- از دست و زبان كه برآيد   كز عهده‌ي شكرش به درآيد     « برآمدن از دست و زبان» كنايه از توانايي داشتن   « از عهده‌ي كار برآمدن» كنايه از قابليت و شايستگي انجام عملي داشتن 2- دوباره پلك دلم مي‌پرد، نشانه‌ي چيست؟ شنيده‌ام كه مي‌ايد كسي به مهماني   «پريدن پلك» كنايه از بي‌تابي و بي‌قراري كردن است. 3- گفت اين پروانه در كار است و بس   كس چه داند؟ اين خبردار است و بس     « در كار بودن » كنايه از شايستگي و لياقت 4- يكي از صاحبدلان سر به جيب مراقبت فروبرده بود و ...   « سر به جيب مراقبت فرو بردن » كنايه از پرداختن به احوال درون است   مراعات‌ نظير يا تناسب‌ آن‌ است‌ كه‌ در سخن‌ اموري‌ را بياورند كه‌ در معني‌ با يكديگر متناسب‌ باشند، خواه‌ تناسب‌ آن‌ها از جهت‌ هم‌ حس‌ بودن‌ باشد، مانند: گل‌ و لاله‌، ريحان‌ و ارغوان‌، لب‌ و چشم‌ و دهن‌، گريبان‌ و دامن‌؛ و يا تناسب‌ آن‌ از جهت‌ مشابهت‌ يا تضمن‌ و ملازمت‌ باشد، مانند: شمع‌ و پروانه‌، تير و كمان‌، خسرو و شيرين‌ و... مثال‌ از مسكين‌ اصفهاني‌: 1- دلم‌ از  مدرسه‌  و صحبت‌  شيخ‌  است ملول‌ اي‌ خوشا  دامن‌  صحرا و  گريبان‌  چاكي‌     يا اين‌ مثال‌ از هماي‌ شيرازي‌: 2- بيستون‌ كندن‌  فرهاد  نه‌ كاري‌ است‌ شگفت‌   شور  شيرين‌  به‌ سر هر كه‌ فتد  كوهكن‌  است‌     مثال‌هاي ديگر: 3- آنچه نشنيده گوشت، آن شنوي و آنچه ناديده چشمت، آن بيني 4- اي برتر از خيال و قياس و گمان و وهم ...     مبالغه‌ و اغراق‌ آن‌ است‌ كه‌ در صفت‌ كردن‌ و ستايش‌ و نكوهش‌ كسي‌ يا چيزي‌ افراط‌ و زياده‌روي‌ كنند، چندان‌ كه‌ ازحدّ عادت‌ و معمول‌ بگذرد و براي‌ شنونده‌ شگفت‌انگيز باشد. هر گاه‌ اين‌ اوصاف‌ به‌ جايي‌ رسيد كه‌ در ادراك‌ و عقل‌ آدمي‌ نگنجد آن‌ را  غلو  گويند. و آن‌ كه‌ به‌ عقل‌نزديك‌تر باشد را  مبالغه‌  گويند. مثال‌ از فردوسي‌: ز سم‌ّ ستوران‌ در آن‌ پهن‌ دشت زمين‌ شد شش‌ و آسمان‌ گشت‌ هشت‌ يعني بر اثر برخورد سم اسبان با زمين كه به كنده شدن زمين و بالا رفتن گردوخاك به آسمان منجر شد، گويي يكي از طبقات هفت‌گانه‌ي زمين به آسمان رفت. در نتيجه زمين شش طبقه و آسمان هشت طبقه شد!   مثال‌‌هاي ديگر از فردوسي‌: 1- خروش آمد از بارة هر دو مرد تو گفتي بدريد دشت نبرد   2- شود كوه آهن چو درياي آب اگر بشنود نام افراسياب 3- كه گفتت برو دست رستم ببند   نبندد مرا دست، چرخ بلند     چنان كه ديديد، اغراق باعث خيال‌انگيزي و زيبايي شعر و مناسب‌ترين شيوه براي آفريدن صحنه‌هاي حماسي است.     ايهام‌ آن‌ است‌ كه‌ لفظي‌ بياورند، داراي‌ دو معني‌ نزديك‌ و دور از ذهن‌ باشد و آن‌ را طوري‌ به‌ كار ببرند كه ‌شنونده‌ از معني‌ نزديك‌ به‌ معني‌ دور منتقل‌ شود، مانند اين‌ مثال‌ از سعدي‌:   - به‌ راستي‌ كه‌ نه‌ همبازي‌ تو بودم‌ من‌      تو شوخ‌ ديده‌ مگس‌ بين‌ كه‌ مي‌كند بازي‌   كلمة‌ بازي‌ با ياي مصدري‌ به‌ معني‌ بازي‌ كردن‌ كه‌ مناسبت‌ با همبازي‌ دارد، ديگر با ياي نسبت‌ منسوب‌به‌ باز كه‌ پرندة‌ معروف‌ است‌ اما مقصود شاعر معني‌ اول‌ مورد نظر است‌. مثال‌هاي‌ ديگر: 1- كنار نام تو لنگر گرفت كشتي عشق بيا كه ياد تو آرامشي است طوفاني   كنار ايهام دارد: 1- ساحل و كرانه 2- آغوش و كنار 2- بشكن دل بي‌نواي ما را اي عشق اين ساز، شكسته‌اش، خوش‌آهنگ‌تر است      بي‌نوا ايهام دارد: 1-  مسكين و دردمند 2- بي‌صدا و آرام 3- صد تيغ جفا بر سر و تن ديد يكي چوب   تا شد تهي از خويش و ني‌اش نام نهادند         تهي ايهام دارد: 1- خالي 2- صفر     تضاد يا طباق‌ آن‌ است‌ كه‌ كلمات‌ ضد يكديگر بياورند مانند ؛ روز و شب‌، زشت‌ و زيبا، نيك‌ وبد 1- ما بري از پاك و ناپاكي همه از گران‌جاني و چالاكي همه   2- عاقبت از خامي خود سوخته رهروي كبك نياموخته 3- تو از حوالي اقليم هركجا آباد   بيا كه مي‌رود اين شهر رو به ويراني   4- پا به راه طلب نه از ره عشق بهر اين راه توشه‌اي بردار 5- خون شهيدان را ز آب اولي‌تر است اين خطا از صد صواب اولي‌تر است   تلميــح‌ به‌ معني‌ به‌ گوشة‌ چشم‌ نگاه‌ كردن‌ ؛ و در اصطلاح‌ بديع‌ آن‌ است‌ كه‌ گوينده‌ در ضمن‌ كلام‌ به‌ داستاني ‌يا مثلي‌ يا آيه‌ و حديثي‌ معروف‌ اشاره‌ كند. 1- شبگير ما در روز خيبر ياد بادا   قهر خدا در خشم حيدر ياد بادا     تلميح به ماجراي جنگ خيبر 2- قابيليان بر قامت شب مي‌تنيدند هابيليان بوي قيامت مي‌تنيدند   تلميح به داستان هابيل و قابيل 3- مردي نهان با روحة هم‌پيمان نشسته مردي به رنگ نوح در طوفان نشسته   تلميح به داستان حضرت نوح 4- خوردست خدا زروي تعظيم سوگند به روي همچو ماهت   تلميح به آيه‌ي 72 سوره‌ي حجر   تشخيص( جان بخشيدن به اشيا ) آن است كه به موجودات بي‌جان، حالات و صفات موجود جاندار را  نسبت دهيم مانند: درختان را به خلعت نوروزي قباي سبز ورق در برگرفته و اطفال شاخ را به قدوم موسم ربيع كلاه شكوفه بر سر نهاده   1- تويي بهانة آن ابرها كه مي‌گريند   بيا كه صاف شود اين هواي باراني   2- بشكن دل بي‌نواي ما را اي عشق اين ساز، شكسته‌اش خوش‌آهنگ‌تر است 3- نسوزد جان من يكباره در تاب كه اميّدت زند گه‌گه بر او آب 4- دشت سينه‌ي وسيع و داغش را در برابر وزش نسيم ملايمي قرار داده بود.     واج آرايي   1- در پي‌اش القصه در آن مرغزار          رفت بر اين قائده روزي سه چار   2- اين جوشش گرم عشق است، آرام نشين و بشتاب كاخر شود خاك سردي آرامگاه من و تو 3- شفيعٌ مطاعٌ نبيٌ كريم قسيمٌ جسيمٌ نسيمٌ وسيم        
نوشته شده در تاريخ توسط دبیر ادبیات فارسی

عنوان كتاب   نام نويسنده 
گربه سیاه آلن پو
پلی بر رودخانه درینا آندریچ
ابرها اریستو فانز
راهبه کاسترو استاندال
سرخ و سیاه استاندال
کلبۀ عموتم استوو
جزیره گنج استیونس
عمارت کلاه فرنگی استیونس
دکترجکیل و مست... استیونسن
آیوانهو اسکات
عشق و فداکاری اسکات
اتوبوس سرگردان اشتاین بک
اسب سرخ اشتاین بک
به خدای ناشناخته اشتاین بک
تورتیلافلات اشتاین بک
چراگاههای آسمان اشتاین بک
خوشه های خشم اشتاین بک
ماه پنهان است اشتاین بک
مروارید اشتاین بک
موشها و آدمها اشتاین بک
جمهوریت افلاطون
عشق هرگز نمي ميرد امیلی برونته
آناکریستی او ـ نیل
اخطار او ـ نیل
بوزینه های پشمالو او ـ نیل
تشنگی او ـ نیل
جونز امپراتور او ـ نیل
روزهای بی پایان او ـ نیل
فواره او ـ نیل
مه او ـ نیل
مهتاب جزایر کاریبی او ـ نیل
هوس زیر درخت نارون او ـ نیل
پز عالی او ـ هنری
داروی محبت او ـ هنری
اندروماخ اوریپید
دختر پلئاس اوریپید
هلن اوریپید
هیپولیت اوریپید
آلسست اوریپیدی
یهودی سرگردان اوژن سو
اردک وحشی ایبسن
استاد معمار ایبسن
اشباح ایبسن
پایه های اجتماع ایبسن
دشمن ملت ایبسن
رنج و سرمستی ایروینگ
باد خاور باد باختر باک
خاک خوب باک
اوژنی گرانده بالزاک
باباگوریو بالزاک
پیر دختر بالزاک
چرم ساغری بالزاک
خدا حافظ بالزاک
دختر زرین چشم بالزاک
دختر عمویت بالزاک
زن سی ساله بالزاک
زنبق دره بالزاک
آرزوهاي بر باد رفته بالزاك
زندانی شیلون بایرون
در انتظار گودو بکت
روزهای شادی بکت
مالون میمیرد بکت
خطابه های شوم بوسوئه
دکامرون بوکاچیو
ریش تراش سویل بومارشه
دکترژیواگو پاسترناک
در جستجوی زمانه... پروست
حیات مردان نامی پلوتارک
مرگ سرخ بالماسکه پو
بی بی پیک پوشکین
دختر روستائی پوشکین
دختر سروان پوشکین
دوبروفسکی پوشکین
روسلان و لودمیلا پوشکین
زندانی قفقاز پوشکین
فوارۀ باغچه سرای پوشکین
عشق بی دلبستگی پیرآندلو
تكيه گاه تئودوردرايزر
جف سياهه و سه داستان .. تئودوردرايزر
زن جاه طلب تاکری
چیترا تاگور
قربانی تاگور
کشتی شکسته تاگور
آخرين نفر تامونوف
كمون پاريس تروتسكي
وصيت پايمال شده تروتسكي
ترس تسوایک
جیب بر تسوایک
ژوزف فوشه تسوایک
شب رؤیائی تسوایک
کازانوا تسوایک
نامۀ یک زن ناشناس تسوایک
بشر چیست ؟ تواین
بیگانه ای در شهر تواین
تو م ساویر تواین
شاهزاده و گدا تواین
پدران و.فرزندان تورگنیف
آب هاي بهاري تورگنيف
آسيه و نخستين عشق تورگنيف
رودن تورگینف
شراب شیراز تورگینف
مرداب آرام تورگینف
آدم زيادي تورگينيف
جراح ديوانه توروالد
شیطان تولستوی
قزاق ها تولستوی
ماجراهای سواستپول تولستوی
هنر جیست؟ تولستوی
اسیر قفقاز تولستوی لئون
انتقام تولستوی لئون
تابش نور و ظلمت تولستوی لئون
جنگ و صلح تولستوی لئون
چه باید کرد؟ تولستوی لئون
حاجی مراد تولستوی لئون
رستاخیز تولستوی لئون
آنا کارنینا تولستویلئون
آنا كارنينا تولستوي
پوليكوشكا تولستوي
تمشك تولستوي
جنگ و صلح تولستوي
حاجي مراد تولستوي
رستاخيز تولستوي
مرگ ايوان ايليچ تولستوي
هنر چيست؟ تولستوي
پوشكين توماس شا
حشاشين توماس گتفورد
آثار برگزيده توماس مان
تونيو كروگر توماس مان
كوه جادو توماس مان
مرگ در ونيز توماس مان
تس دوربرويل توماس هاردي
جود گمنام توماس هاردي
دلبند توني ماريسون
مرگ وزير مختار تينيانوف
نيـــــــــــآ ثابت رحمان
درباره نگريستن جان برجر
ده روزيكه دنيارا لرزانـد جان ريد
چيني ها جان فريزر
سياست پردازي و نيرنگ جان كولمن
كميته 300 جان كولمن
بهشت گمشده جان ميلتون
بیست و پنج روبل جخوف
1984 جرج اوورل
آس و پاسها جرج اوورل
بازهم قلعه حيوانات جرج اوورل
بياد كاتالونيا جرج اوورل
تنفس جرج اوورل
دختر كشيش جرج اوورل
زندگي جرج اوورل
قلعه حيوانات جرج اوورل
همسرايان جرج اوورل
هواي تازه جرج اوورل
سپيددندان جك لندن
نامه هاي پدري بدخترش جواهر نعل نهرو
راهي به اعماق جورج اورل
از جشم غربي جوزف كنراد
لرد جيم جوزف كنراد
پيشگويي اسماني جيمز ردفيلد
دهمين مكاشفه جيمز ردفيلد
پتــــي جين وبستـــر
لایم لایت چاپلین
اطاق شماره شش چخوف
باغ آلبالو چخوف
باغ آلبالو چخوف
بانو و سگ ملوس چخوف
تمشک چخوف
تیفوس چخوف
جنایتکار چخوف
حاكم جديد چخوف
حكايت مرد ناشناس چخوف
خواستگاري چخوف
دشمنان چخوف
دشمنان چخوف
دهقانان چخوف
روستائيان چخوف
روشنايي چخوف
زندگی من چخوف
زندگي من چخوف
گمگشته ها چخوف
اصل انواع داروین
برادران کارامازف داستا یوسکی
بیچارگان داستا یوسکی
ابله داستایوسکی
جنایت و مکافات داستایوسکی
خاطرات خانۀ مردگان داستایوسکی
خانه اموات داستایوسکی
زن صاحبخانه داستایوسکی
شبهای روشن داستایوسکی
قمارباز داستایوسکی
یاداشتهای زیر زمینی داستایوسگی
آزردگان داستايوسكي
کمدی الهی دانته
گفتار در روش بکار ب... دکارت
پسزک دوده
قصه های دوشنبه دوده
نامه های آسیای من دوده
همسران هنرمندان دوده
روبنس کروزوئه دوفو
خانم کاملیا دوما پسر
ژوزف بالسامو دوماپدر
سه تفنگدار دوماپدر
کنت مونت کریستو دوماپدر
لاله سیاه دوماپدر
داستان دو شهر دیکنز
داوید کاپرفیلد دیکنز
سرود کریسمس دیکنز
ناقوس ها دیکنز
آرزوهاي بزرگ ديكنز
آینده بشر راسل
اعترافات روسو
امیل روسو
قراردادهای اجتماعی روسو
زندگی میکل آنژ رولان
ژان کریستف رولان
انسان وحشی زولا
رؤیا زولا
فاجعۀ آسیای سبز زولا
هوس زولا
آهنگ روستائی ژید
پسر گمشده ژید
در تنگ ژید
رذل ژید
زیرزمینهای واتیکان ژید
سکه سازان ژید
مائده های زمینی ژید
استفراغ سارتر
خلوتگاه سارتر
دستهای آلوده سارتر
دوزخ سارتر
دیوار سارتر
روسپی بزرگوار سارتر
زنان تروا سارتر
شیطان و خدا سارتر
کلمات سارتر
کین سارتر
گوشه گیران آلتونا سارتر
مرده های بی کفن و دفن سارتر
در یک ماه در یکسال ساگان
سلام برغم ساگان
شگفت ابرها ساگان
یکنوع لبخند ساگان
ناطور دشت سالینجر
دون کیشوت سروانتس
دزیره سلینکو
آنتیگن سوفوکل
اودیپ شهریار سوفوکل
سفرنامۀ گالیور سویفت
قصه لاوک سویفت
هوسهای امپراطور سینکویچ
خاطرات شاتوبریان
رنه شاتوبریان
موهبت آئین مسیح شاتوبریان
آتالا شاتوبريان
بشر و فوق بشر شاو
پیگمالیون شاو
ژاندارک شاو
کاندیدا شاو
ماژور باربارا شاو
اتللو شکسپیر
تاجر ونیزی شکسپیر
تراژدی قیصر شکسپیر
خواب نیمه شب شکسپیر
رؤیای نیمه شب شکسپیر
رومئو و ژولیت شکسپیر
ژولیوس سزار شکسپیر
لیر شاه شکسپیر
مکبث شکسپیر
هملت شکسپیر
هیاهوی بسیار برای هیچ شکسپیر
داستان زمستان شكسپیر
جهان به صورت راده... شو پنهاور
دن آرام شولوخف
توطئه شیلر
خدعۀ عشق شیلر
دون کارسوس شیلر
راهزنان شیلر
ماری استوارت شیلر
ویلهم تل شیلر
غرور و آزادی فاست
همشهری توم پین فاست
تسخیر ناپذیر فاکنر
خشم و هیاهو فاکنر
روشنائی در ماه اوت فاکنر
مزد سرباز فاکنر
نخل های وحشی فاکنر
یک افسانه فاکنر
باغ اپیکور فرانس
بر سنگ سفید فرانس
تائیس فرانس
جزیره پنگوئن ها فرانس
خدایان تشنه اند فرانس
دختر کلمانتین فرانس
زنبق سرخ فرانس
عشق و عصیان فرانس
کتاب دوست من فرانس
بالتازار فزانس
سالامبو فلوبر
مادام بواری فلوبر
دیوار چین کافکا
قصر کافکا
گروه محکومان کافکا
مسخ کافکا
جادۀ تنباکو کالدول
خانه ای در کوهستان کالدول
گرتا کالدول
یک وجب خاک خدا کالدول
بیگانه کامو
حکومت نظامی کامو
درستکاری کامو
طاعون کامو
کالیگولا کامو
ال سید کرنی
قایق بی حفاظ کرین
نشان سرخ دلیری کرین
ارباب کورکی
دومین شانس گئورگیو
ایفی ژنی گوته
فاوست گوته
ورتر گوته
توفان گورکی
چلکاش گورکی
دانشکده های من گورکی
در اعماق اجتماع گورکی
زندانیان گورکی
طوفان گورکی
نخستین عشق من گورکی
ولگردان گورکی
افسانه ها گوگول
تاراس بولبا گوگول
راهزنان گوگول
شنل گوگول
نفوس مرده گوگول
یاداشت های روزا... گوگول
قوس و قزح لارنس
آهنگ های شاعرانه لامارتین
دریاچه لامارتین
رافائل لامارتین
شیطان لرمانتف
قهرمان عصر ما لرمانتف
آشتي ناپذیر لندن
آوای وحش لندن
اعتراف لندن
پاشنه آهنین لندن
پسر آفتاب لندن
تب طلا لندن
جای پای خورشید لندن
جری در جزیره لندن
جزیره وحشت لندن
جویندگان طلا لندن
حماسه شمال لندن
خاموشی سپید لندن
دختر برفها لندن
در کشوری دور دست لندن
دزدان خلیج لندن
سپیددندان لندن
سگ سیرک لندن
گرگ دریا لندن
پر ماتیسن
تیمور لنگ مارلو
سفرای کبار مالرو
پیروزی آینده دمکراسی مان
پرنده آبی مترلینگ
در پیشگاه خدا مترلینگ
دروازۀ بزرگ مترلینگ
راز بزرگ مترلینگ
زنبور عسل مترلینگ
ژاندارک مترلینگ
مکافات مترلینگ
موریانه مترلینگ
میزبان ناشناس مترلینگ
دوزن مراویا
نهنگ سفید ملویل
روح القوانین منتسکیو
اسارت بشر موام
گذرگاه خطرناک موام
لبۀ تیغ موام
ماه و شش پنی موام
هفتمین گناه موام
دختر عموی من راشل موریه
ربه کا موریه
سپر بلا موریه
میکدۀ ژامائیک موریه
ناشناس مرا ببوس موریه
بیمار خیالی مولیر
پزشک قلابی مولیر
خسیس مولیر
دون ژوان مولیر
ریاکار مولیر
مردم گریز مولیر
مضحکه های دقیق مولیر
در آزادی میل استوارت
چشم اندازی از پل میلر
مردی که کاملا ... میلر
ناجورها میلر
افکار و حکم نیچه
چنین گفت زرتشت نیچه
دانائی بهجت افزا نیچه
سپیده دم نیچه
باغ وحش شیشه و یلیا مز
بن هور والاس
شب نشینی های تست والری
باد بزن خانم ویندرمپر وایلد
تصویر دوریان گری وایلد
زن بی اهمیت وایلد
سالومه وایلد
بابالنگ دراز وبستر جین
از زمین تا کره ماه ورن
بیست هزار فرسنگ زیر دریا ورن
جزیره اسرار آمیز ورن
میشل استروگوف ورن
ساده دل ولتر
سمیرامیس ولتر
شارل دوازدهم ولتر
شاهزاده خانم بابل ولتر
کاندید ولتر
جنگ آینده ولز
برگهای علف ویتمن
اتوبوسی به نام هوس ویلیامز
پرنده شیرین جوانی ویلیامز
تابستان و دود ویلیامز
دوران التفات ویلیامز
شب ایگوانا ویلیامز
گربه روی شیروانی داغ ویلیامز
ناگهان تابستان گذشته ویلیامز
خرمگس وینیچ
خانۀ هفت شیروانی هاثورن
یاداشت انگلیسی هاثورن
داغ ننگ هارثورن
دمیان هسه
گرترود هسه
گرگ بیابان هسه
لبخند ژوکوند هکسلی
برفهای کلیمانجارو همینگوی
تپه های سرسبز افریقا همینگوی
خورشید همچن... همینگوی
داشتن و نداشتن همینگوی
زنگها براي كي بصدا در ميايد همینگوی
ستون پنجم همینگوی
مردان بی زن همینگوی
مردپیر و دریا همینگوی
وداع با اسلحه همینگوی
آخرين روز يك محكوم به اعدام هوگو
انژلو هوگو
برگهای خزان هوگو
بینوایان هوگو
رنجبران دریا هوگو
ری بلاس هوگو
سفرهای من هوگو
کارگردان دریا هوگو
کلود ولگرد هوگو
مردی که میخندد هوگو
نتردام دو پاری هوگو
نودوسه هوگو
ادیسه هومر
ایلیاد هومر
کرگدن یونسکو


نوشته شده در تاريخ توسط دبیر ادبیات فارسی

كلاسيسيم   (Classicisme)


اي سبك به ادبياتي گفته مي شود كه پيش از پيدايش مكتب هاي ديگر و در فاصله قرن هاي ۱۵ و ۱۷ در اروپا وجود داشت كه خود از هنر يونان و روم قديم تقليد شده بود .

در واقع هنر كلاسيك اصلي همان هنر يونان و روم قديم است و مهمترين قانون در نوشته و يا اثر كلاسيك تقليد از طبيعت است . اما نبايد از اين غافل بود كه پيروان مكتب هاي ديگر نيز خود را ملهم از طبيعت مي دانند .

در مكتب كلاسيك انواع آثار ادبي مانند طبقه هاي اجتماع با سلسله مراتب طبقه بندي شده است.

۱- حماسه و رمان:

مشخصات حماسه عبارتست از عظمت و شكوه جنگجويانه آن و برجستگي موضوع و قهرمانان آن . در حماسه؛ قهرمانان ملي را به عظمت خدايي مي رسانند . آنها از هر لحاظ كامل - دلاور - شجاع - با عزت نفس - پاكدامن ... مي باشند و خطا هاي آنان نيز خالي از جنبه قهرماني نيست .

شاهنامه فردوسي ؛ ايلياد هومر در اوج اين داستان ها قرار دارند و وقتي داستان به جاي شعر به صورت نثر بيان شود رمان به وجود مي آيد . در رمان نيز همان اصول حماسي بكار مي رود با اين تفاوت كه در حماسه جنگ و در رمان عشق مقام نخست را به عهده دارد .

۲ - تراژدي:

ارسطو در تعريف تراژدي مي گويد : تراژدي عبارتست از تقليد يك حادثه جدي و كامل و داراي وسعت معين ؛ با بياني زيبا كه زيبايي آن در تمام قسمت ها به يك اندازه باشد ؛ و داراي شكل نمايشي باشد نه داستان و حكايت ؛ و با استفاده از وحشت و ترحم ؛ عواطف مردم را پاك و منزه سازد . قهرمان تراژدي نبايد جنايتكار باشد ؛ ضمنا بسيار پرهيزكار و درست كردار نيز نبايد باشد ؛ (( بايد از خوشبختي به تيره روزي افتاده باشد اما نه بر اثر جنايت بلكه بر اثر اشتباه )) . همچنين قهرمان تراژدي بايد با اشخاصي كه طرف مقابل او را در تراژدي تشكيل مي دهند رابطه خانوادگي و يا حسي داشته باشد .

۳- كمدي :

كمدي عبارتست از يك اثر نمايشي جالب كه اشخاص آنرا شخصيت هاي پايين تري نسبت به تراژدي تشكيل مي دهند و حوادث آن از زندگي روزمره گرفته مي شود . در كمدي اصيل ( حقيقت نمايي ) بايد بيشتر از موارد ديگر لحاظ شود و بايد پايان خوشي داشته باشد و حادثه آن نيز جنبه ابتكاري داشته باشد .

اصول و قواعد كلي اين سبك به شرح زير ميباشد :

تقليد و نمايش از طبيعت : هنرمند كلاسيست بيش از هر چيز بايد سازنده (خوبي )باشد.

توجه و تقليد از قدما : نگريستن و پرواي بي اندازه به خداوندان ذوق و هنر باستان و يافتن بهترين و برجسته ترين قالب هاي هنري گذشتگان .

اصل عقل : تاثيرات در اين مكتب بايد موافق با اصول عقلي باشد.

حقيقت نمايي : قهرمانان اين مكتب آنچه را نيك است دارا مي باشند.

 

كاسموپليتيسم  (Cosmopolitisme)

کاسموپوليتيسم يا مکتب جهان وطني به وسيله دو شاعر و نويسنده فرانسه والري لاربو و پل موران پايه گذاري شد.

مکتب جهان وطني مبتني بر اين اصل است که همه مردم جهان بايد همديگر را هموطن يکديگر بدانند.

در اشعار لاربو مي توان "حساسيت" ويتمن، "هزل" باتلر و عقايد "نيشدار" نيچه و ادراک عميق پروست را کنار هم ديد

 

كوبيسم    (Cubisme)


نخستين شاعري که کوبيسم را با پير وزي و موفقيت وارد ادبيات کرد گيوم آپولينر شاعر فرانسوي است.

اصولا آپولينر را بايد پيشواي مسلم تمام سبک هاي جديد و تندرو افراطي شمرد. او در سال 1910 به اين فکر افتاد که شاعر نيز مانند نقاش کوبيست، به جاي نشان دادن يک جنبه از هر چيز، بهتر است تمام جهت هاي آن را نشان دهد.

در اين گونه شعر ابتکار عمل به دست الفاظ مي افتد و در آن نقطه گذاري از ميان مي رود و نحوه چاپ اشعار عوض مي شود، چنانچه بعضي از اشعار آن به شکل دل، قطره هاي باران و سيگار برگ و ساعت و غيره است.

همچنين شاعر در ساختمان جمله و قانون هاي دستور زبان و برگزيدن وزن هاي نادر و نامرسوم آزادي تام دارد.
پس از مرگ آپولينر سوررئاليسم که درواقع دنباله و ادامه کوبيسم است پديدار شد.

آندره سالمون، ماکس ژاکوب، پير روردي و ژان کوکتو به اين مکتب منسوب هستند.

 

دادايسم    (Dadaisme)

دادائيسم را مي توان زائيده نوميدي و اضطراب و هرج و مرج ناشي از آدمکشي و خرابي جنگ جهاني اول دانست.

دادائيسم زبان حال کساني است که به پايداري و دوام هيچ امري اميد ندارند. غرض پيروان اين مکتب طغياني بر ضد هنر و اخلاق و اجتماع بود. آنان مي خواستند بشريت و در آغاز ادبيات را از زير يوغ عقل و منطق و زبان آزاد کنند و بي شک چون بناي اين مکتب بر نفي بود ناچار مي بايست شيوه کار خود را هم بر نفي استوار و عبارت هايي غيرقابل فهم انشاء کنند.

طرح مکتب دادا در پائيز 1916 در شهر زوريخ توسط جواني به نام تريستان تزارا از اهل روماني و رفقايش هانس آرپ و دو نفر آلماني ريخته شد.

« برتون، پيکابيا، آراگون، الوار، سوپو » ازجمله شاعراني هستند که به اين مکتب پيوستند. اما در سال 1922 اين گروه هرج و مرج طلب از هم گسيخت و به نابودي گرائيد و جاي خود را به سور رئاليسم سپرد.

 

اگزيستانسياليسم    (existentialisme)

با وجود اینکه اگزیستانسیالیسم یک جهان بینی فلسفی است ، اما هیچگاه نمی توان این شیوه و مکتب را در نوشته های ادبی معاصر ناچیز شمرد .

این مکتب پیش از جنگ جهانی دوم در فرانسه به وجود آمد ، و شالوده خود را بر « اصالت وجود - آزادی انسان و پوچی زندگی » استوار ساخت .

همانطور که رومانتیسم مکتب اصالت احساس است ، اگزیستانسیالیسم نیز مکتب اصالت وجود است .

این شیوه انسان را پدیده ای کاملا آزاد و فرمانروا بر سرنوشت خویش می داند و از بستگی های انسان با اجتماع و آیین و سنن آن سر باز می زند و در هیچ کاری ارزش گذشته تاریخی و همکاری دسته جمعی سرنوشت را نمی پذیرد. چون زندگی کنونی را در چهارچوب اجتماع می نگرد و انگیزه ها را با آزادی انسان دشمن می بیند ، آنرا تلخ و پوچ می نامد و راه خوشبختی را در گریختن از این جهان ناسازگار و رهایی از تار و پود های اجتماع می داند .

پیش آهنگ های این مکتب را می بایست « ژان پل سارتر » و « آلبر کامو » و « آندره مالرو » و « سیمون دو بوار » دانست .

از آثار مهم اگزیستانسیالیسمی می توان به « تهوع »اثر سارتر و « بیگانه »اثر آلبرکامو اشاره کرد.

 

فوتوريسم   (Futurisme)

فوتوريسم از کلمه فوتور به معني آينده گرفته شده است، و آن هم همانند وريسم نخست در ايتاليا پيدا شد و بعد در کشورهاي ديگر کسترش يافت.

بنيانگذار فوتوريسم شاعر معروف ايتاليايي مارينتي بود. به نظر او در عصر ماشين، بايد سبک و زبان ادبيات نيز ماشين باشد.

فوتوريسم با هرگونه ابراز احساس ها و بيان هيجان هاي دروني شاعر و رعايت قانون هاي دستور زبان و معاني و بيان مخالف است و آزادي کلمه هاي غيرشاعرانه را خواستار است و براي بيان اين مقصود کلمه هاي مقطع و نامربوطي شبيه به اصطلاح هاي تلگرافي از خود مي سازد.

فوتوريسم پيش از جنگ جهانگير اول به کلي از بين رفت.

 

ناتوراليسم    (Naturalisme)

ناتوراليسم از نظر ادبي بيشتر به تقليد دقيق و موبه موي طبيعت اطلاق مي شود، اين نوع ناتوراليسم دنباله رئاليسم شمرده مي شود و در مفهوم فلسفي به آن رشته از روش هاي فلسفي گفته مي شود که معتقد به قدرت محض طبيعت است و نيروي برتر از طبيعت نمي بيند.

اما به عنوان مکتب ادبي ناتوراليسم به مکتبي اطلاق مي شود که اميل زولا و طرفدارانش پايه و اساس آن را گذاشتند. در اين نوع ادبيات و هنر کوشيده اند روش تجربي و جبر علمي را در ادبيات رواج دهند و به ادبيات و هنر جنبه علمي بدهند. اين مکتب نزديک به ده سال حاکم بر ادبيات اروپا بود (1880-1890) اما به زودي از صورت يک مکتب مستقل ادبي بيرون شد.

در هر حال نمي توان منکر نفوذ آن در ادبيات فعلي آمريکا و اروپا شد، چه عده اي از نويسندگان آمريکايي و اروپايي از آثار پيشوايان اين مکتب ملهم شده اند.

مشخصات آثار ناتوراليستي

1_ در آثار ناتوراليستي فرد يا اجتماع بشري داراي هيچ گونه مزايا و سجاياي اخلاقي نيست و اگر هم چنين مزايايي در او ديده شود حاصل اراده خودش نيست بلکه زائيده قوانين علمي و عوامل طبيعي است. از اين رو در اجتماع نيز مانند طبيعت به جز تنازع بقا هيچ چيز ديگري وجود ندارد.

2_ در رمان ناتوراليستي توجه زيادي به بيان امور جزئي مبذول مي شود و نويسنده ناتوراليست کوچکترين حرکت ها و رفتار قهرمانان خود را از نظر دور نمي دارد و اين تشريح و بيان نظير تحقيق پزشکي و علمي است و نويسنده مي خواهد از آن براي نتيجه گيري به نفع کار علمي خود استفاده کند.

3_ وضع جسماني به عنوان اصل پذيرفته شده است و وضع روحي را بايد اثر و سايه اي از آن به شمار آورد. يعني همه احساس ها و افکار انسان ها نتيجه مستقيم دگرگوني هايي است که در ساختمان جسمي حاصل مي شود و وضع جسمي نيز بنا به قوانين وراثت، از پدر و مادر به او رسيده است.

4_ در آثار ناتوراليستي بيشتر مکالمه اشخاص به همان زبان محاوره آورده مي شود و مي توان گفت ناتوراليست ها نخستين کساني هستند که آوردن زبان عاميانه را در آثار ادبي رايج کردند.

اميل زولا، گي دو موپاسان، امانتس از نويسندگان مشهور اين مکتب هستند.

آسوموار، بول دوسويف از آثار ارزنده اين مکتب است.

 

ناتوريسم   (Naturisme)

از بزرگان اين مکتب مي توان سن ژرژ بوئليه و اوژن مونفور را نام برد.

شاعران ناتوريست: هم سردي و خشونت سبک پارناس و هم ريزه کاري ها و موشکافي هاي بي مايه سمبوليسم را رد مي کردند و در آثار خود، زندگي و طبيعت و عشق و کار و شجاعت را بزرگ مي داشتند.

هرچند آنان در راه گسترش مکتب خود پيروزي نيافتند اما در خارج از مکتب روي اشعار و نوشته هاي ديگران آثار آن به خوبي پيدا شد.

اشعار ( آنا دونوآي ) و ( فرانسيس ژامز ) شاهد گوياي آن است.

 

پارناس (Parnasse)

ويکتور هوگو با اثر معروف خود "Les Orientales " پايه گذار مکتب هنر براي هنر شد. و هوگو بود که عبارت هنر براي هنر را در محافل ادبي ضمن بحث هاي ادبي به ميان کشيد.

جوانان بسياري دور هوگو جمع شدند و گفتند هنر خدايي است که بايد آن را تنها به خاطر خودش پرستيد و هيچ گونه جنبه مفيد و يا اخلاقي به آن نداد و نبايد چنين تصورهايي از آن داشت.

تئوفيل گوتيه ازجمله اين جوانان بود که پس از چند سال در رأس عده اي که هنر براي هنر را شعار خود کرده بودند قرار گرفت. شاعر ديگر اين مکتب تئودور دو بانويل است.

مکتب پارناس:

در حوالي سال 1860 عده اي از شاعران جوان فرانسه بر ضد رومانتيسم قيام کردند و تحت تأثير مکتب هنر براي هنر محافل ادبي تشکيل دادند. در رأس اين شاعران لوکنت دو ليل قرار داشت. در سال 1866 مجموعه شعري از آثار اين شاعران تحت عنوان (پارناس معاصر) انتشار يافت که سخت مورد توجه قرار گرفت.

و رفته رفته اين شاعران به نام( پارناسين) معروف شدند.


به عقيده پارناسين ها شعر نشانه اي است از روح کسي که احساس هاي خود را خاموش ساخته است. اين گونه شاعر به هيچ وجه نمي خواهد شعرش محتوي اميد و آرزو و خواهشي باشد و فقط براي هنر محض احترام قائل است و به زيبايي شکل و طرز بيان اهميت مي دهد.

اصول مهم اين مکتب به شرح زير است.

1_ کمال شکل، چه از لحاظ بيان و چه از لحاظ برگزيدن کلمه ها.

2_ عدم دخالت احساس ها و عدم توجه به آرمان و هدف.

3_ زيبايي قافيه.

4_ وابستگي به آئين "هنر براي هنر".

 

پوپوليسم   (Populisme)

مکتبی ادبی و هنری ، که در سال 1929 به وجود آمد و هدف آن بیان احساس و رفتار مردم عامی بود .

این مکتب می خواست که در برابر روانشناسی بورژایی و نیز در برابر روشنفکر مآبی گروهی بیکاره ، هنری به وجود آورد که توجه نویسنده تنها به مردمان طبقات پایین جامعه باشد .( بی آنکه تا حد ابتذال مکتب ناتورایسم سقوط کند ) . طرفداران این مکتب برعکس اگزیستانسیالیست ها ، مخالف هرگونه التزام و درگیری اخلاقی و اجتماعی و سیاسی بودند .

 

رئاليسم    (Realisme)

رئاليسم به عنوان مکتب ادبي، نخست در اواخر قرن هيجده و اوايل قرن نوزده در فرانسه به ميان آمد و پايه گذاران واقعي آن نويسندگان مشهوري نبودند که ما امروز مي شناسيم بلکه آنان نويسندگان متوسطي بودند که اکنون شهرت چنداني ندارند.

شانفلوري، مورژه و دورانتي، از آن جمله هستند و همين نويسندگان بودند که در رشد و پيشرفت نهضت ادبي عصر خودشان (قرن نوزده) تأثير زيادي داشتند.

بزرگترين نويسنده رئاليست در اين دوره گوستاو فلوبر است و شاهکارش مادام بوواري کتاب مقدس رئاليسم شمرده مي شود. به نظر فلوبر، رمان نويس بيش از هر چيز ديگر هنرمندي است که هدف او آفريدن اثري کامل است. اما اين کمال به دست نخواهد آمد مگر اينکه نويسنده عکس العمل هاي دروني و هيجان هاي شخصي را از اثر خود جدا کند. از اين رو رمان نويس بايد اثر غيرشخصي به وجود بياورد، آنان که هيجان هاي خود را در آثارشان وارد مي کنند، شايسته نام هنرمند واقعي نيستند، فلوبر به شدت از اين گونه نويسندگان متنفر بود.

اما رئاليسم چيست؟

رئاليسم عبارتست از مشاهده دقيق واقعيت هاي زندگي، تشخيص درست علل و عوامل آنها و بيان و تشريح و تجسم آنها است.
رئاليسم برخلاف رمانتيسم مکتبي بروني يعني اوبژکتيف است و نويسنده رئاليست هنگام آفريدن اثر بيشتر تماشاگر است و افکار و احساس هاي خود را در جريان داستان آشکار نمي سازد، البته بايد توجه داشت که در رمان رئاليستي نويسنده براي گريز از ابتذال و شرح و بسط بي مورد محيط و اجتماع را هرطور که شايسته مي داند تشريح مي کند يعني در رمان رئاليستي توصيف براي توصيف يا تشريح براي تشريح مورد بحث نيست.

بالزاک با نوشتن دوره آثار خود تحت عنوان کمدي انساني پيشواي مسلم نويسندگان رئاليست شد.

گوستاو فلوبر، چارلز ديکنز، هزي جيمس، لئون تولستوي، داستايوسکي، ماکسيم گورکي، ازجمله نويسندگان طراز اول مکتب رئاليسم مي باشند.

بابا گوريو، اوژني گرانده، آرزوهاي بزرگ، رستاخيز، جنگ و صلح نيز از آثار مشهور اين مکتب به شمار مي روند.

 

رومانتيسم   (Romantisme)

آغاز قرن نوزدهم را بايد شروع عصر جديدي در ادبيات اروپا دانست که دامنه آن تا به امروز کشيده شده است. اين دوره جديد که بايد آن را عصر رمانتيک نام داد عصر طبقه بورژوازي شمرده مي شد. در اين دوره تجمل و زندگي اشرافي همه اهميت و نفوذ خود را از دست داد ؛ قلمرو آثار ادبي گسترش يافت ؛ حالا ديگر شاعران و نويسندگان از طبقه هاي گوناگون جامعه بودند. ادبيات رمانتيک در قرن نوزده در کشورهاي اروپايي يکي پس از ديگر به ظهور رسيد.

در آغاز کلمه رومانتيک از طرف طرفداران مکتب کلاسيک براي مسخره به نويسندگان جديد اطلاق مي شد و معني نخستين آن مترادف با خيال انگيز و افسانه اي بود.

اصولا مکتب نخستين رومانتيسم انگلستان بود و از آنجا به آلمان رفت و از آنجا در فرانسه رسوخ کرد و سرانجام تا سال 1850 بر ادبيات اروپا مسلط شد.

اصول مکتب رمانتيک

نخست مقايسه اي از دو مکتب کلاسيک و رومانتيسم به عمل مي آوريم:

1_ کلاسيک ها بيشتر ايدآليست هستند و حال آنکه رومانتيک ها مي کوشند گذشته از بيان زيبايي ها و خوبي ها که هدف کلاسيک هاست زشتي و بدي را هم نشان بدهند.


2_ کلاسيک ها عقل را اساس شعر کلاسيک مي دانند و حال آنکه رومانتيک ها بيشتر پابند احساس و خيال پردازي هستند.

3_ کلاسيک ها تيپ ها و الهام آثار خويش را از هنرمندان يونان و روم قديم مي گيرند و حال آنکه رومانتيک ها از ادبيات مسيحي قرون وسطي و رنسانس و افسانه هاي ملي کشورهاي خويش ملهم مي شوند و همچنين از ادبيات معاصر ملل ديگر تقليد مي کنند. در دوره رمانتيسم ارسطو جاي خود را به شکسپير داده است.

4_ کلاسيک ها بيشتر طرفدار وضوح و قاطعيت هستند و رومانتيک ها به رنگ و جلال و منظره اهميت مي دهند. آنها ترجيح مي دهند که به جاي سرودن اشعار منظم و يکنواخت با شعاري بپردازند که بيشتر شبيه نثر (چه از لحاظ آهنگ و چه از لحاظ مضمون)، تصويري و متنوع باشد.

اين مکتب به آزادي، شخصيت (فرمانروايي من)، هيجان و احساس ها، گريز و سياحت و سفرهاي جغرافيايي در آثار خود بسيار اهميت قائل است. هنرمند در آن به کشف و شهود مي پردازد و به افسون سخن و به اهميت کلمه بي اندازه آگاه است. خلاصه اينکه رومانتيک سوبژکتيف Subjective) Subjectif) است يعني نويسنده خود در جريان نوشته اش مداخله مي کند و به اثر خود جنبه شخصي و خصوصي مي دهد.

ويکتور هوگو، والتر اسکات، وردزورت، گوته، شيلر، پوشکين، و لرمانتوف، از پيشوايان نخستين اين مکتب هستند.

از آثار معروف اين مکتب مي توان نتردام دوپاري، بينوايان، تاراس بولبا، سه تفنگدار، زنداني قفقاز، فواره باغچه سراي، آيوانهو را نام برد.

قرن نوزدهم را معمولا "قرن رمان" مي‌نامند. رمان در اين قرن در مسيرهاي متفاوت و بسيار وسيعي پيش مي‌رود و بسياري از رمان‌هاي نبوع آساي جهان در اين قرن به وجود مي‌آيند و رمان جنبه‌هاي مطلوب تر و جهاني تري پيدا مي‌کند. پس قرن نوزدهم شايستگي دريافت عنوان "قرن رمان" را دارد. هر چند که در قرن بيستم رمان به حد کمال و پختگي خود مي‌رسد و قواعد و اصول اساسي آن تثبيت مي‌شوند و نمونه‌ها و سرمشق‌هاي رمان در هر شکل و طريقه به عرصه مي‌آيند اما در قزن نوزدهم غول‌هايي چون بالزاک، فلوبر، دوما، داستايوسکي و تولستوي قدم به ميدان مي‌گذارند. و جمعا رمان اروپايي به اوج پيروزي مي‌رسد. حال آن که در قرن بيستم رمان نويسان بزرگي در سرزمين‌هاي ديگر، در آمريکاي شمالي؛ در آمريکاي جنوبي و ژاپن و آفريقا در صحنه ادب ظاهر مي‌شوند.

آيا قرن نوزدهم را بيد از روز اول ژانويه 1801 به حساب آورد؟ در اين تاريخ در فرانسه، شاتو بريان و سنانکور Senancour)، 1846-1770، نويسنده فرانسوي مولف رمان ابرمن) نخستين آثار رمانتيک را خلق کردند. انقلاب کبير چندسالي در کارهاي ادبي وقفه‌انداخت اما نرم نرم رمان نويسان به انتشار آثار خود پرداختند. با اين وصف تا چندين دهه رمان نيز مثل ساير رشته‌هاي ادبي در همان فضايي که محصول ذوق بزرگان قرن روشنگري بود سير مي‌کرد. رمان "کلاسيک" اين مخلوق قدرتمند رآليسم که تا مدت‌ها رمان "واقعي" تلقي مي‌شد، در سال 1830 به حصنه آمد.

و از نظر اساس و بنياد، خالق خداوند بزرگ آن؛ آونوره دوبالزاک بود و "کمدي انساني" بالزاک تاريخ رمان را زير سلطه خود آورد و نمونه و سرمشق جهاني شد. و در همه جا مورد تحسين و تقليد قرار گرفت. عده اي بر ضد اين جريان بودند و مسيرهاي ديگري را برگزيندند و در نتيجه سبک و سياق‌هاي متفاوتي به وجود آمد. از بالزاک تا زولا، از ديکنز تا تولستوي، رمان‌هاي رآليست؛ و رمان‌هاي روانشناسانه، بر صحنه مسلط شدند و رمان در اين مسير پيش رفت و در سراسر قرن نوزدهم اين وضع برقرار بود. و در قرن بيستم نيز گروهي از رمان نويسان – رژه مارتن دوگار، رومن رولان، ژرژ دوهامل و ديگران همين راه را طي مي‌کردند.

در پايان قرن بيستم، بر ويرانه‌هاي "ناتوراليسم" گل‌هاي عجيبي روييد که عده اي از منتقدان معتقد بودند که رمان در اين دوره به انحطاط رسيده، اما گروهي عقايد ديگري داشتند و مي‌گفتند که اين نويسندگان معترض و سرکش، که لئون بلوا، اکتاو ميرابو و ژرز داريان و نظاير آن‌ها، راه‌هاي تازه اي يافته‌اند. و نوآوري در عالم هنر از ضروريات است. و رمان قرن بيستم با اين ابتکارات ريشه‌ها و اصول خود را به دست مي‌آورد و از طرف ديگر در ان سوي اقيانوس اطلس، رمان آمريکايي نخستين آثار بزرگ و درخشانش را به جهان عرضه مي‌کند و غرب استعمارگر، رمان خود را همراه چيزهاي ديگر، به هند و ژاپن و خاورميانه و آفريقاي جنوبي مي‌برد که بعضي از اين سرزمين‌ها از مستعمرات غرب بودند.

رمان تاريخي در طول قرن نوزدهم و بخشي از قرن بيستم در نظر مردم ارزش و اهميت خود را حفظ کرد. هر چند که امروز روشنفکران به رمان‌هاي تاريخي با بدگماني مي‌نگرند، جاذبه اين رمان‌ها همچنان باقي است. در طي يک قرن و نيم اخير بعضي از نويسندگان داستان‌هايي از اين نوع نوشته‌اند که غالب آن‌ها بسيار سرگرم کننده و جذاب بوده‌اند. از جمله رمان Quo va dis به قلم‌هانريک سينيکه ويچ لهستاني (1950-1844) و "سوس يهودي" اثر "ليون فوشتوانگر" (1958-1884) که نازي‌ها با تغييرات و انحرافاتي از اين کتاب يک فيلم ضديهودي ساخته‌اند. استاندال و فلوبرو پوشکين و تولستوي، از بزرگ ترين نويسندگان قرن نوزدهم نيز رمان تاريخي نوشته‌اند. و بعضي از نويسندگان قرن بيستم، گاهي به رمان تاريخي روي آورده‌اند که براي نمونه مي‌توان از آراگون نام برد و کتاب "هفته مقدس" او و نويسندگان ديگري چون "ژيونو (هوسارد روي بام)، آله خوکار پنتيه (قرن